۱۳۸۸ شهریور ۹, دوشنبه

اگر قصد ازدواج دارید بخوانید


بررسی‌ها نشان داده بیشتر طلاق‌ها در سال‌های نخست زندگی مشترك اتفاق می‌افتد. زن و شوهرها كم تجربه‌اند و راه و رسم كنار آمدن با همدیگر را بلد نیستند...

تاكید بر مشاوره فردی ازدواج و سیستم‌های خانواده، تاكید مفهومی ‌بر نظام‌های خارج از خانواده كه با خانواده در تعامل هستند، آموزش‌های بالینی شامل كار عملی درمانگر با زوج‌ها و خانواده‌ها و ادغام روش‌های مشاوره فردی و رویكردهای سیستمی‌ در كار با همسران و خانواده‌ها، مبانی این برنامه بود.

در ایران هم تربیت مشاوران، سابقه‌ای 30 ساله دارد، اما هنوز این موضوع برای جوانان در آستانه ازدواج جا نیفتاده است. تاسیس و گسترش مراكز مشاوره، از مهم‌ترین گام‌ها و مسوولیت‌های جامعه است تا از این راه بشود به خانواده‌ها برای رشد سالم و مطلوب و پویایی و شكوفایی استعدادهای همه اعضای خانواده و پیشگیری از اختلافات و ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی كمك كرد.

جوان‌ها بیشتر از آن‌كه میل به ادامه زندگی زنا شویی داشته باشند، از هم جدا می‌شوند و در دوره‌های مختلف زمانی آمار 30 درصدی طلاق در مقابل آمار 3 درصدی ازدواج قرار می‌گیرد. بررسی‌ها نشان داده بیشتر طلاق‌ها در سال‌های نخست زندگی مشترك اتفاق می‌افتد. زن و شوهرها كم تجربه‌اند و راه و رسم كنار آمدن با همدیگر را بلد نیستند. هر چیزی ممكن است باعث اختلاف‌شان شود و هر اختلافی هم كاسه صبرشان را لبریز می‌كند و به فكر جدایی می‌افتند. انگیزه‌های حفظ زندگی هم به دلایل مختلف در آنها كمرنگ است. معمولا بچه‌ای به دنیا نیامده و رشته‌های پیوند عاطفی‌شان سست است و در نتیجه، پیش از این‌كه راه‌های دیگر را امتحان كنند به فكر خلاصی از موقعیت می‌افتند. این است كه طلاق با این كه یك راه‌حل است، اما بخصوص در زندگی‌های تازه تشكیل شده راه‌حل مناسبی نیست و به نظر می‌رسد نقطه‌های تاریكی در فرهنگ ازدواج رایج در میان ما وجود دارد كه باعث می‌شود ساختار خانواده و ازدواج دچار مشكل شود.



مهارتی كه نداریم

حقیقت این است كه ازدواج یك مهارت است و جوان‌ها این مهارت را ندارند. در واقع نمی‌شود انتظار داشت كسی بدون تجربه ازدواج این مهارت را از پیش داشته باشد. در گذشته شاید مرسوم بود كه مردم مهارت زندگی مشترك را در طول زندگی یاد بگیرند و چون خود را موظف به حفظ زندگی می‌دانستند به محض برخورد به مشكل رشته‌های پیوند را نمی‌گسستند، اما امروزه شرایطی حاكم است كه كمتر كسی به زندگی مشترك فرصت تجربه سالیان را می‌دهد و بیشتر مردم ترجیح می‌دهند این مهارت‌ها را به نحوی كسب كنند كه هزینه عاطفی و اجتماعی كمتری برایشان داشته باشد؛ به همین علت در چند دهه اخیر، مردم سنت نیك مشاوره را جدی‌تر گرفته‌اند و خلاف قدیم كه منشا این مشاوره‌ها مراجعه به آدم‌های غیرمتخصص بود كه تجربه‌هایشان را از راه آزمون و خطا به دست آورده بودند، حالا مشاوره‌ها تخصصی شده و همان طور كه مردم برای امور حقوقی و مالی و تحصیلی‌شان به افراد كاردان متخصص مراجعه می‌كنند، مشاوره ازدواج هم به همت عده‌ای از متخصصان مسائل خانواده و روان‌شناس مرسوم شده و البته هنوز چندان كه باید در جامعه ایرانی جا نیفتاده است.

در جامعه ما، ازدواج بیشتر از آن‌كه عقلانی باشد، سنتی یا احساسی است. دختران و پسران اغلب یا بنا بر رسم جامعه و به عنوان بخشی از روند زندگی‌شان به ازدواج تن می‌دهند یا بدون مطالعه و آگاهی كافی با تكیه بر احساسات و بدون دقت در ابعاد گوناگون اخلاقی، جسمی‌و روانی با یكدیگر ازدواج می‌كنند.

پس از تشكیل خانواده هم در صورت به وجود آمدن تعارض‌های زناشویی، به دلیل بی‌اطلاعی و ندانم‌كاری، به این مشكلات دامن می‌زنند. در حقیقت زوج‌های جوان ما در مرحله آشنایی پیش از ازدواج، به جای آن‌كه با تفكر، احساسات منطقی و شعور‌ تصمیم بگیرند، با فكر و احساسات والدین‌شان تصمیم می‌گیرند، چون آموزش درستی در این‌باره ندیده‌اند. مراجعه به مشاور براحتی می‌تواند آنچه را كه نیاز دارند به آنها بیاموزد.

كی برای مشاوره برویم؟

امروزه ارزش خدمات مشاوره ازدواج و خانواده درمانی نه فقط در درمان كاركردهای غلط و نامطلوب زن و شوهر كه در پیشگیری از بروز بسیاری از نابسامانی‌ها در زندگی زناشویی و حفظ و انتقال ویژگی‌های رفتاری مطلوب و شرایط و موقعیت‌های پویا و رشد دهنده در زندگی خانوادگی شناخته شده است و مراجعه به متخصصان مسائل خانواده به همه افراد توصیه می‌شود و توجه به روند ازدواج نشان می‌دهد كه هر یك از مراحل آن به مشاوره مخصوص آن مرحله نیاز دارد. به همین دلیل است كه محمدتقی قلندران، روان‌شناس و مشاور خانواده، مشاوره را قبل از ازدواج،‌ هنگام ازدواج و بعد از ازدواج ضروری می‌داند: «هدف اصلی مشاوره پیش از ازدواج، كمك به افراد برای انتخاب زوج مناسب است. این مرحله مهم‌ترین مرحله مشاوره ازدواج است، چون جنبه پیشگیری دارد و در صورتی كه دختران و پسران درست هدایت شوند، تامین بهداشت روانی خانواده تامین می‌شود. مشاوره حین ازدواج هم برای تحكیم پایه‌های زندگی است. شناخت زوجین از یكدیگر، به دست آوردن اطلاعات درباره روان‌شناسی زن و مرد، چگونگی رفتار صحیح آنها با یكدیگر و جلوگیری از بروز اختلاف نظرها و عمیق شدن آن، از هدف‌های این مرحله مشاوره است. پس از ازدواج هم زن و شوهر مسائل فرهنگی، عقیدتی، اجتماعی و سنن مورد قبول همكدیگر را در عمل تجربه می‌كنند و ممكن است قادر به حل پاره‌ای از تعارضات و اختلافات نباشند، بنابراین مشاوره در این مرحله برای راهنمایی آنها و پیشگیری از بروز اختلاف مفید خواهد بود.»
در حقیقت ازدواج یك مهارت است و جوان‌ها این مهارت را ندارند نمیشود انتظار داشت كسی بدون تجربه ازدواج این مهارت را از پیش داشته باشددرست است كه دیگر مثل قدیم ازدواج در سن‌های پایین مرسوم نیست و افراد تا پیش از ازدواج تجربه‌های اجتماعی گوناگونی دارند، اما مسائل مربوط به ازدواج هنوز به شكل رسمی ‌و تدوین شده به دختران و پسران آموزش داده نمی‌شود و معمولا افراد تا زمان ازدواج تجربه‌ای درباره رفتار با همسر و حقوق و وظایف‌شان ندارند. برای این‌كه مهارت‌های ضروری به دختران و پسران منتقل شود، چه زمانی مناسب‌تر است؟ قلندران در این‌باره می‌گوید: «بهترین زمان مشاوره، زمانی است كه حتی هنوز مورد خاصی برای ازدواج دختر یا پسر وجود ندارد. به این دلیل كه اول باید معیارهای درست انتخاب همسر به دختر یا پسر آموزش داده شود و پس از آن، انتخاب انجام شود.» با توجه به تغییراتی كه در جامعه ما به تبع همه جوامع دنیا در حال اتفاق افتادن است، دختران پسران نیاز دارند تا درباره نحوه انتخاب همسر كه به مرور از شكل سنتی خارج شده و به عهده خود جوانان گذاشته شده، اطلاعات درستی به دست بیاورند.

در حال حاضر كم و بیش كسانی پیدا می‌شوند كه پیش از ازدواج به مراكز مشاوره مراجعه می‌كنند و به گفته قلندران«مراجعه به مشاور پیش و پس از ازدواج افزایش یافته ولی كافی نیست. مراجعه‌ها بیشتر مربوط به قشر دانشجوست و هنوز فرهنگ‌سازی لازم در این‌باره صورت نگرفته. فكر می‌كنم رسانه‌ها می‌توانند در این‌باره فرهنگ‌سازی كنند، بویژه رسانه‌ها یا برنامه‌هایی كه مخاطب اصلی آنها رده سنی نوجوان و جوان است. در ایران رده سنی مراجعه‌كنندگان بین 22 تا 35سال است كه سن مناسبی نیست. سن مراجعه باید 5سال كاهش پیدا كند. یعنی با اولین برخوردها با جنس مخالف باید از مشاور كمك بگیرند تا راه را به خطا نروند.»

چه كسی باید برای مشاوره برود؟

همه به مشاوره نیاز دارند و هیچ كس از مشورت كردن بی نیاز نیست. حتی اگر كسی ادعا كند درباره خودش شناخت كافی دارد، اما ازدواج یك اتفاق دو طرفه است و باید نسبت به طرف مقابل هم شناخت به دست آورد. در مراكز مشاوره به افراد كمك می‌شود كه هم درباره خودشان شناخت به دست بیاورند و هم درباره طرف مقابلشان تا به این ترتیب راه‌های هماهنگ شدن با نیازهای یكدیگر را بیاموزند و خود را برای مواجه شدن با شخصیت واقعی همدیگر آماده كنند. قلندران درباره نوع مشاوره‌های قبل از ازدواج می‌گوید: «آموزش‌ها به شیوه‌های گوناگونی میسر است، مثلا آموزش از طریق تشكیل كلاس‌های رسمی ‌و غیررسمی، توزیع جزوه، تشكیل كلاس‌های پرسش و پاسخ و بحث‌های گروهی، طرح موارد مبتلا به اكثریت و... در جلسه‌های خصوصی، معمولا جلساتی به خودشناسی هر كدام از زوجین اختصاص داده می‌شود و زمینه‌های فرهنگی خانوادگی و تفاوت‌های تربیتی و اخلاقی آنها مشخص می‌شود. در ادامه اگر این اختلاف‌ها جدی نباشند، آنها می‌توانند وارد مراحل بعدی شوند و راه برخورد با این تفاوت‌ها و مهارت‌های برخورد درست با همدیگر را بیاموزند.» البته در این جلسه‌ها فقط روی نقاط تفاوت كار نمی‌شود، بلكه تلاش می‌شود تا دختران و پسران راه‌های درست ابراز علاقه به یكدیگر، روش برخورد با همدیگر و با خانواده‌ها را می‌آموزند. اشتباهات والدین خود را تكرار نكنند و بر عادات بدی كه در خانواده خود فراگرفته‌اند غلبه كنند. بعلاوه تلاش می‌شود تا نقاط ضعف و قوت خود و طرف مقابلشان را بشناسند و در مقابل آن مسوولیت بپذیرند. انتظارات واقع‌بینانه از زندگی زناشویی به دست بیاورند و از انتظارات رویایی و غیرواقعی دست بردارند و در نهایت بدانند چه انتظاری از خود، از همسر و از ازدواج دارند. این انتظارات بنیان ایمان و اعتقاد به زندگی را شكل می‌دهد.

مردان اهل مشاوره نیستند

این تصور به غلط در میان ما وجود دارد كه مراجعه به مشاور را تا زمان برخورد به مشكل به تعویق می‌اندازیم، در حالی كه در بسیاری از كشورها، مبنای مراجعه زوج‌های جوان برای مراجعه پیش از ازدواج، بروز مشكل نیست، بلكه برای مشورت و كسب آگاهی به مشاور مراجعه می‌كنند. در حقیقت این كار آنقدر به تعویق می‌افتد كه دامنه مشكل گسترده‌تر می‌شود و اختلافات عمیق می‌شوند و گاه مشاوره هیچ دردی را دوا نمی‌كند. در حالی كه اگر مشورت برای شروع زندگی مشترك مبنای مراجعه به مشاور باشد، می‌توان تقریبا به موفقیت در ازدواج مطمئن بود.

مشكل دیگری كه به جا نیفتادن فرهنگ مشاوره ازدواج دامن می‌زند، همراهی نكردن مردان در این زمینه است. بررسی پرونده‌های موجود در كلینیك‌های روان‌شناسی و مشاوره نشان داده است در مسائل مربوط به ازدواج یا اختلافات خانوادگی، زنان پیشقدم هستند. وقتی مشاور یا روان‌شناس از زنان می‌خواهد جلسه آینده با همسرشان بیایند، با امتناع مرد، روند مشاوره متوقف می‌‌ماند. این در حالی است كه برای كارساز بودن مشاوره باید هر دو طرف در جلسات حاضر شوند. زنان و دختران به خاطر حساسیت‌هایی كه از نظر عاطفی دارند، به حفظ و بقای زندگی مشترك هم اهمیت بیشتری می‌دهند و ضرورت مشورت با متخصصان برای آنها بیشتر جا افتاده است، اما در مقابل مردان بیشتر به فكر ارتقای شغلی و فردی شان هستند و از مشاوره استقبال نمی‌كنند. محمدتقی قلندران، مشاور خانواده می‌گوید: «بسیاری از مردها مراجعه به مشاور را دون شان خودشان می‌دانند و فكر می‌كنند این كار نشانه ناتوانی آنها در حل مشكلات‌شان است. آمار دخترانی كه برای تصمیم‌گیری در مورد ازدواج به ما مراجعه می‌كنند یا پس از ازدواج برای حل مشكلات‌شان مشاوره می‌كنند خیلی بیشتر از پسران است. در این موارد، مشاور تا جایی كه امكان داشته باشد به آن خانم كمك می‌كند، اما واقعیت این است كه مشاوره وقتی ثمربخش‌تر است كه هر دو طرف در آن حاضر شوند و صرف این‌كه ما یكی از طرفین را تغییر دهیم مشكل را ‌از اساس حل نخواهد كرد.»

در برخی پرونده‌ها، وقتی زن به مشاوره ازدواج یا خانواده مراجعه می‌كند، اختلافات خانوادگی شدت می‌یابد و نه تنها مرد كه دیگر اعضای خانواده هم زن را مورد سرزنش قرار می‌دهند. در نتیجه در خیلی از موارد زنان به صورت پنهانی به مشاور یا روان‌شناس خانواده مراجعه می‌كنند.

چرا به مشاوران اعتماد نداریم؟

این كه چرا هنوز اعتماد كاملی به نقش مشاوره در ازدواج یا ارتباط درون اعضای خانواده وجود ندارد، امری است كه پاسخ آن را باید از مقالات و پژوهش‌های موجود یافت. یك دلیلش این امر این است كه نگاه به روان‌شناس درست نیست و بسیاری از افراد تصور می‌كنند با مراجعه به روان‌شناس ناچارند دارو مصرف كنند. در واقع هنوز عده زیادی تفاوت روان‌شناس و مشاور و روانپزشك را نمی‌دانند.

مشكل دیگری كه خیلی از زن و شوهرهای جوان را از مراجعه به مراكز مشاوره باز می‌دارد هزینه بالای این مشاوره‌هاست. عوامل مختلفی باعث می‌شوند حق مشاوره در مراكز مختلف تفاوت زیادی داشته باشد، شهرت مشاور كه گاهی به دلایل كاذبی به دست می‌آید و به طور قطع دلیل برتری او بر دیگران نیست، محل جغرافیایی مركز مشاوره و بالای شهر و پایین شهر بودن آن و دلایلی ناشناخته دیگر بر هزینه هر جلسه مشاوره اثر می‌گذارند. در حال حاضر حق مشاوره از جلسه‌ای 20 هزار تومان تا 80 هزار تومان متغیر است و از آنجا كه مراجعه به مشاوره به یك جلسه ختم نمی‌شود و برای نتیجه بخش بودن آن نیاز است چند جلسه مستمر وجود داشته باشد، سنگینی هزینه‌ها برای زوج‌های جوان باعث می‌شود از مراجعه به مشاوران خودداری كنند. رعایت نشدن تعرفه‌های مصوب و دریافت وجوه اضافی از مراجعه‌كنندگان، یكی از عوامل پرهیز افراد برای مشورت با متخصصان است. تعرفه این مشاوره چه در خصوص خانواده،‌ ازدواج و مشكلات روحی روانی تابع قوانینی است كه وسع مالی خانواده‌ها، توان تامین آن را ندارد.
از طرفی، بعضی از جوانان حرف‌های مشاوران را آرمانی و دست‌نیافتنی و حتی تكراری می‌دانند و نمی‌خواهند دوران نامزدی خود را به خاطر قضاوت‌های به گفته آنها نادرست مشاور خراب كنند، چون در بسیاری موارد مشاوران به جوانان هشدار می‌دهند با وجود علاقه زیاد میان دختر و پسر، ازدواجشان به صلاح نیست و با توجه به این‌كه كفه احساس برای بسیاری از جوانان سنگین‌تر از كفه منطق است، پذیرش چنین حرف‌هایی برایشان دشوار است.
noandish.com

مهارتهایی برای احترام به همسر


برای آنكه به همسر خود احترام بگذاریم نخست باید روحیات و خواسته های او را در نظر بگیریم . دنیای او را درك كنیم و بفهمیم كدام رفتار ما را نماد احترام می شمرد . در اینجا به انتخاب شیوه های متفاوت برای ابراز احترام همسر ان به یكدیگر اشاره میكنم :

دنیای مردان استدلالی و دنیای زنان احساسی است . راز صمیمیت میان این دو درك یكدیگر است .بنابراین پذیرش دنیای متفاوت همسران روشی برای احترام به یكدیگر است .

مردان در هنگام سختی و فشار دوست دارند به درون خود بروند و مشكلات را در عالم ذهن خود حل كنند اما زنان وقتی دچار مشكل میشوند دوست دارند حرف بزنند .آنان در واقع با حرف زدن صمیمی میشوند و بعد زنانه خود را تقویت میكنند پس فرصت به انان برای حرف زدن نمود احترانم به انان است .
زنان در هنگام گرفتاری دوست دارند علاوه بر حرف زدن شنونده فعال داشته باشند .مردان نیز دوست دارند كسی خلوت انها را بهم نزند . گوش كردن به سخن زنان و راحت گذاردن مردان در خلوتگاه ذهنی شان احترام متقابل به شمار می اید .
زنان بخاطر برخورداری از دنیای احساسی شدید به خود حق می دهند كه در مواردی اظهار ناراحتی كنند مردان باید این حالت برخاسته از طبیعت آنان را تحمل كنند .این یكی از رازهای صمیمیت است . هر از گاهی به انان بگویید :طبیعی است كه شما از این موضوع ناراحت باشید .
وقتی زنان مشكلات خود را مطرح میكنند نه برای این است كه مشكل را حل كنند بلكه میخواهند بگویند كه گفته باشند مردان در این هنگام نباید مطابق دنیای خود راه حل ارائه دهند باید ده دقیقه سكوت كنند و گوش دهند و با گفتن عبارات كوتاهی او را به حرف زدن تشویق كنند .

مردان وقتی از سر كار می آیند دوست دارند سردی كار با گرمی عاطفه همسران پایان یابد .زنان باید انها را تحویل بگیرند و اگر دیدند كه مرد به دنیای ذهنی خود فرو رفته مدت كوتاهی به او كاری نداشته باشند . سپس با زمینه سازی او را به صحبت وادارند .بنابراین زمینه سازی برای برای تغییر موقعیت یكی از نمادهای احترام به همسر تلقی میشود .

مردان نمیتوانند در یك زمان هم حرف بزنند هم احساس كنند و هم بیندیشند ولی زنان میتوانند .به همبن جهت اگر زنی را به حرف زدن واداری .علاوه بر حرف زدن احساس صمیمیت میكند و همزمان فكر میكند احترام به زنان فرصت سخن گفتن برای تحقق احساس و فكر است ولی مردان چون نیازمند اعتماد _پذیرش قدردانی_تحسین تایید و تشویق هستند چنانچه خانمها به گونه ای رفتار كنند كه انان احساس كنند كه همسرانشان به انها اعتماد دارند انها را می پذیرند در كارهای كوچك نیز از انان تشكر میكنند و انان را مورد تشویق و ترغیب قرار می دهند و احساس میكنند كه محترم واقع شده اند .

مردان به دنبال ازادی و استقلال هستند همسران انها نباید با حربه هایی كه در زندگی زناشویی در اختیار دارند مردان را زیر سلطه خود دراورند و انان را به مهره ای بی خاصیت در مدیریت و تدبیر منزل تبدیل كنند بنابرای احترام به انها در دادن حق تصمیم گیری و نظارت به نان تحقق می یابد .

مردان و زنان گاهی با فاصله گرفتن موقت از همدیگر به روابط مرده خود شوك وارد میكنند . و انرا حیات تازه می بخشند به جاست كه گاهی دوریهای یكدیگر را تحمل كنید تا قدر نزدیكی را بدانید .
زنان گاهی از بیان احساسات خود گریزانند .هنگامی كه محرم رازی بیابند احساسات خود را بروز میدهند شما همان محرم راز باشید و اجازه دهید تا همسرتان به هر گونه ای كه می پسندد ابراز احساسات كند . او ممكن است گاهی خندان و گاهی گریان باشد درك او احترام به اوست كاری كنید كه او احساس كند آنگونه كه هست مورد لطف و توجه شماست وشما نمی توانید بدون او زندگی كنید وقتی این احساس در او بوجود اید شما را محرم راز میداند و اینگونه میفهمد كه مورد احترام شماست .

e4persian.com

۱۳۸۸ شهریور ۶, جمعه

یک فرمول ریاضی برای یافتن شریک زندگی!


تئوری این ریاضیدان استرالیایی نشان می دهد که گاهی افراد مجرد چندین شکست عاطفی را تجربه می کنند تا شانس یافتن شریک زندگی مناسب و نیمه گمشده آنها تا 75 درصد افزایش یابد.

یک ریاضیدان استرالیایی در بررسیهای خود یک فرمول ریاضی را برای احتمال یافتن شریک مناسب زندگی ارائه کرد.

کلیو کرسول دانشمند دانشگاه سیدنی با ارائه یک آنالیز پیچیده ریاضی که البته با الگوهای غربی سازگار است نشان داد که این متد تا 75 درصد احتمال یافتن شریک زندگی مناسب را برای افرادی که در جستجوی فرد ایده آل هستند تضمین می کند.

وی در این خصوص اظهار داشت: "بیشتر افراد جستجو برای یافتن فرد مناسب را تکرار می کنند اما همچنان به نتایج غم انگیزی می رسند. به خصوص پیدا نکردن شریک زندگی مناسب موجب افزایش آمار طلاق در کشورهای مختلف شده است."

تئوری این ریاضیدان استرالیایی نشان می دهد که گاهی افراد مجرد چندین شکست عاطفی را تجربه می کنند تا شانس یافتن شریک زندگی مناسب و نیمه گمشده آنها تا 75 درصد افزایش یابد.

این دانشمند افزود: "این یک مسئله درست و یا غلط نیست بلکه تنها یک مدل ریاضی است. نیمه گمشده افراد ناگهان وارد زندگی آنها نمی شود به طوری که افراد باید برای پیدا کردن شریک زندگی تلاش کنند."
براساس گزارش رویترز، این ریاضیدان گفت: "اغلب افراد زمان بیشتری را صرف پیدا کردن یک خودروی مناسب می کنند تا پیدا کردن یک عشق و طبیعی است که نتیجه عشقهای ناگهانی و ناپخته ازدواجهای منجر به طلاق می شود."
مهر

۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه

9 دشمن زندگي زناشويي


براي آنكه زندگي زناشويي‌تان به خوبي پيش رود، بي‌خود به‌دنبال شگردهاي معجزه‌آسا نباشيد.

در عوض، مي‌توانيد از برخي از تله‌هايي كه احتمال دارد در درازمدت رشته‌هاي پيوند‌دهنده بين شما را سست و ضعيف كند، دوري كنيد. در اينجا راهنمايي كوچكي در مورد عادات بدي كه كاملا بايد كنار بگذاريد ارائه مي‌دهيم!

1- تلويزيون

تلويزيون قاتل عشق است. در اين مورد هيچ شكي نداشته باشيد! شام خوردن جلوي تلويزيون را قدغن كنيد. هر شب غذا خوردن جلوي تلويزيون به همراه گويندگان نمي‌گذارد حواستان به يكديگر باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوي تلويزيون به تماشاي فيلم مشغول بوده‌ايد كه وقتي به رختخواب مي‌رويد‌، حتي ديگر وقت نداريد با هم حرف بزنيد و از حال يكديگر باخبر شويد. تنها چاره كار اين است كه اين دشمن را از زندگي عاشقانه بيرون بيندازيد! براي آنكه در اين كار زياد سخت‌گيري نكرده باشيد‌، مي‌توانيد موافقت كنيد كه در هفته‌، 4 شب تلويزيون خاموش باشد.

2- خانه‌نشيني

به خاطر تلويزيون و يا بنا به دلايلي، ديگر بيرون نمي‌رويد! مگر درهاي آن رستوران دنج و كوچكي كه آن‌قدر عاشق‌اش بوديد‌، بسته شده؟ پس آن شب‌هايي كه با هم به سينما مي‌رفتيد و به بگومگوهاي پرشور و حرارت مي‌پرداختيد چي شد؟ و حالا فقط ماهي يكبار آن‌هم فقط براي ديدن دوستان بيرون مي‌رويد و احتمالا آنها هم براي بازديد پيش شما مي‌آيند. ديگر از گردش‌هاي دونفره و شب‌نشيني‌هاي رمانتيك خبري نيست! بايد دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آوريد و به اتفاق يكديگر از خانه بيرون بزنيد! حالا كه به تازگي از شر تلويزيون خلاص شده‌ايد، از پولي كه براي ماليات آن كنار مي‌گذاشتيد، براي گردش و بيرون رفتن استفاده كنيد!

3- ساعات اضافي

ديگر دير از سر كار به خانه برنگرديد! نه تنها براي خودتان وقت نداريد بلكه علاوه بر آن خستگي و عصبانيت‌تان را با خود به خانه مي‌آوريد‌ كه حقيقتا جز خوشايندي براي همسرتان نيست! تنها كافي‌است كه كار، تمام زندگيتان را به‌خود مشغول كند، به سرعت تنها موضوعي مي‌شود كه از آن در خانه حرف مي‌زنيد. بس كنيد! سعي كنيد به حد كافي زود به خانه برگرديد تا قبل از شام كمي وقت براي خودتان و يا با هم بودن داشته باشيد. به شرطي در اين مدت جلوي تلويزيون ولو نشويد! و خصوصا براي آنكه توجه بيشتري به يكديگر داشته باشيد، هر ازگاهي كار را از ياد ببريد.

4- رسيدگي به وضع ظاهر

فكر نكنيد چون ديگر زن و شوهر هستيد و چندين سال از زندگي مشتركتان مي‌گذرد، بايد نسبت به وضع ظاهرتان بي‌خيال شويد! دست از شلختگي و نا‌مرتب بودن برداريد، موهايتان را ژوليده و درهم رها نكنيد، از ريخت‌و‌پاش‌كردن در خانه خودداري كنيد و به‌خودتان برسيد! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه كه هستيد دوست دارد، با اين‌حال چرا سعي نمي‌كنيد خود را به بهترين شكل نشان دهيد؟ به اين ترتيب به او نشان مي‌دهيد كه حضور او و تاثيري كه بر او مي‌گذاريد برايتان مهم است!

5- بي‌توجهي

يكي ديگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بي‌توجهي است. در اينجا منظور از توجه كردن گل خريدن و يا هديه دادن نيست بلكه تنها نگاه كردن به همسرتان است. زماني‌كه همسرتان آرايشگاه رفته و يا كت جديدي خريده است به او توجه نشان دهيد؛ به‌خصوص زماني‌كه او را شيك و زيبا مي‌بينيد و يا وقتي‌كه او با تعريف‌هاي بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد، از او تعريف كنيد. زيرا تعريف و تمجيد‌ها هميشه خوشايند هستند‌، اما تنها زماني‌كه درست و بجا به‌كار برده شوند.

6- حسادت مفرط

دست از پاييدن و سين‌جين كردن همسرتان برداريد زيرا زندگي مشترك براساس اعتمادي
دو جانبه بنا مي‌شود. شك و بدگماني‌هاي بيش از حد شما‌، در نهايت او را به ستوه آورده و به سمت فرد ديگري هل مي‌دهد!

7- خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌هاي همسر آنگونه كه در فيلم‌ها به‌صورت منفي نشان داده مي‌شوند، نيستند. تفاهم بين همسر و خانواده شما اغلب مي‌تواند گرم و صميمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانيد زماني‌كه اين تفاهم به حد كافي وجود دارد‌، چيزي را به همسرتان تحميل نكنيد. چنانچه احساس مي‌كنيد كه همسرتان از رفت‌وآمد‌هاي آخر هفته كم‌كم خسته مي‌شود به او اصرار نكنيد آخر هر هفته براي ناهار با خانواده شما باشد و البته اين قاعده در مورد ميهماني‌هاي همكاران و دوستان قديمي نيز صدق مي‌كند.

8- نبود برنامه

تشكيل خانواده به معناي گذراندن زندگي بدون در نظر‌گرفتن آينده نيست. شما بايد به اتفاق هم آينده‌تان را بسازيد. از برنامه‌هاي كوتاه‌مدت (مكاني كه تعطيلات را در آنجا مي‌گذرانيد، خريد اتومبيل و...) گرفته تا برنامه‌هاي بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر ديگري شدن و...) بي‌درنگ در مورد آينده‌تان و اينكه چگونه با آن روبه‌رو مي‌شويد فكر كنيد. اين عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پيش‌روي در زندگي را در شما شعله ور مي‌كند!

9- سكوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو براي زندگي زناشويي مضر است. اين امر بنا به دلايل مختلف اغلب ناشي از كمبود وقت و يا بي‌توجهي زن و مرد نسبت به يكديگر است كه در بالا از آنها نام برده‌ايم. با اين‌حال، معمولا گفت‌وگو ميان زن و مرد صورت مي‌گيرد، اما هيچ‌يك از طرفين به حرف‌هاي يكديگر گوش نمي‌دهند... در اين حالت، موضوعي را با هم مطرح كنيد و سعي كنيد حقيقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهميد. درصورت نياز، بي‌درنگ از يك روان‌درمانگر كمك بگيريد.

آغاز يك زندگي مشترك


نسيم محمودزاده دربندي:
درمراحل اوليه ازدواج، آرمانگرايي، مانع از بروز اختلافات مي‌شود اما به مرور‌زمان زن وشوهر با ده‌ها تصميم كوچك و بزرگ روبه‌روهستند:

تقسيم وظايف، مسائل دخل وخرج زندگي، فعاليت‌هاي اجتماعي و تفريحي، انتخاب محل زندگي، ‌داشتن فرزند، تربيت فرزند و... . بسياري از زوج‌ها برا ي تبادل نظر و صحبت با يكديگر دچار مشكل مي‌شوند و حل اين مسائل را به بعدها موكول مي‌كنند، به اين اميد باطل كه اختلافات آنها به‌خودي خود از بين خواهد رفت.
زن ومرد نبايد از برخورد و حل و فصل مشكلاتي كه به‌تدريج خود را مي‌نمايانند خوداري كنند. بعضي وقت‌ها در اثر گذشت زمان چنان تحت‌تأثير خاطرات بد گذشته قرارمي‌گيرند كه به هيچ وجه از عهده حل وفصل مشكلات خود برنمي آيند.

گاهي تصور مي‌كنند با تولد فرزند همه مسائل حل مي‌شود اما برعكس با تولد كودك امكان بروز افسردگي و افزايش زود رنجي زن وشوهر بيشتر مي‌شود. باتوجه به تجربه‌هاي متفاوت، والدين ممكن است در تربيت فرزند هم دچار اختلاف بشوند؛ بنابراين براي حل اين اختلافات قبل از اينكه خيلي ديرشود بايد چاره‌اي انديشيد كه از بهترين راه حل‌هاي پيشنهادي ارتباط مؤثر وگفت‌وگو است.

برقراركردن ارتباط با گفت‌وگو كمي مشكل است؛ اين آداب صحبت آموختني است و به كمك ارتباط مؤثر مي‌توان سبك گفت‌وگو را تغيير داد. مصاحبت و با هم بودن يكي از سرمايه‌هاي ازدواج‌هاي موفق است كه مي‌توانيد به سادگي و صرفا با برنامه‌ريزي به آن دست پيدا كنيد.

گفت‌وگويي كه پايان خوش دارد نشانه صميمت است. اما در خانواده‌هاي آشفته لذت گفت‌وگو در فضاي آلوده شكايت‌ها وگله‌گزاري‌ها گم مي‌شود و بهانه، تهديد و انتقاد جاي آن‌را مي‌گيرد. زوج‌هاي ناسازگار اصولا باهم حرف نمي‌زنند.

صميميت محصول فرعي
توجه كردن، پذيرفتن، حساسيت به خرج دادن و درك كردن است به همين دليل صميميت با سوء‌ تفاهم، انتقاد، سرزنش و حساسيت به خرج ندادن رابطه معكوس دارد. با از دست دادن صميميت، يكي از اتصال‌هاي مهم زندگي زناشويي سست مي‌شود.
يكي از دلايل عدم‌درك متقابل اين است كه زن براي تبادل احساساتش صحبت مي‌كند و مرد براي ردوبدل اطلاعات صحبت مي‌كند.

براي آنكه همسران احساس امنيت و نزديكي بيشتري كنند تا به سمت ارتباط بهتر بروند لازم است بيشتر به هم توجه كنند. نزديك بودن مسلماً معنايي بيش از تقرب فيزيكي دارد. ممكن است زن وشوهر همديگر را زياد ببينند اما كيفيت باهم بودنشان مطلوب نباشد.
نشانه مهم تمايل و توجه به همسر، ‌توجه به رفاه او و آمادگي براي كمك و حمايت از اوست.

برخلاف خدمتكاري كه درازاي پرداخت پول كار مي‌كند شما به خاطر احساس تعهد وتمايل روحي خود به همسرتان ياري مي‌دهيد. رعايت خواسته‌هاي همسر وتوجه به نگراني‌هاي او براي ايجاد روابط بهتر ضرورت دارد. در برخورد با واكنش‌هاي بي‌تناسب همسرتان خونسردي خود را حفظ كنيد و بدانيد كه بسياري از واكنش‌هاي نامتناسب از دوران كودكي نشأت مي‌گيرد و به همان اندازه دوران كودكي به درك و رعايت نياز دارد.

گاهي به فعاليت‌هايي كه هر دو از آن لذت مي‌بريد توجه كنيد: مسافرت باهم، تزئين منزل، رفتن به سينما، تماشاي برنامه تلويزيوني به اتفاق همديگر، پياده روي باهم، تميز كردن خانه وشستن ظرف‌ها به‌صورت مشترك و... مواردي است كه مي‌توانيد اوقاتي را براي آنها درنظر بگيريد.

مشغله‌هاي زيادي مثل شغل، مشكلات مالي، يا مشكلات بچه‌ها مي‌تواند ميان زن و شوهر فاصله بيندازد اما صحبت درباره اتفاقات محل كار يا بحث درباره مسائل خانواده، صحبت از برنامه‌هاو هدف‌هاي آينده يا بازگو كردن موفقيت‌هاي روزانه، همه و همه وسيله مناسبي براي تقرب بيشتر است.

رعايت پيشنهادهاي زير مي‌تواند بسياري از مشكلات موجود برسر راه گفت‌وگو را از ميان بردارد:

  • با همسر خود هماهنگ شويد.
  • با علاقه به صحبت‌هاي او گوش كنيد.
  • از قطع صحبت خودداري كنيد.
  • سؤال كنيد.
  • به اصل احترام مشترك و عمل متقابل اهميت دهيد.
براي مثال به مسائل همسر‌تان گوش دهيد؛ حتي در مورد شكايت‌هاي او از محل كارش. به اين مسائل از دريچه چشم او نگاه كنيد و احساسش را درك كنيد نه اينكه او را متهم كنيد و انگشت روي نقاط ضعفش بگذاريد و هميشه حق را به هركسي غير از او بدهيد، در اين صورت او هرگز ديگر درد دلش را به شما نخواهد گفت و در مقابل مسائل شما همان رفتاري را مي‌كند كه شما با او كرده‌ايد و در برابر مسائل شما هرگز احساس امنيت و پناه به شما نمي‌دهد؛ درست همان رفتاري كه شما با او داشتيد. هرگز به او نگوييد كه چه بكند، چه نكند. برايش تعيين تكليف نكنيد؛ مي‌توانيد به جاي همه اينها به او بگوييد كه اگر جاي او بوديد همين قدر كلافه مي‌شديد.

بخشي ديگر از مشكلات زوج‌هاي ناموفق اين است كه اغلب جنبه‌هاي مثبت زندگي را درنظر نمي‌گيرند.

تصوير ذهني منفي روي طرز تلقي زن وشوهر از يكديگر تاثير مي‌گذارد به‌ طوري‌كه توانايي توجه به جنبه‌هاي مثبت را از دست مي‌دهند و تنها جنبه‌هاي منفي را مي‌بينند. دراين شرايط بعيد نيست كه زني به‌رغم مشاهده رفتار محبت‌آميز شوهرش پيش خود بگويد اين بدجنس حتما برنامه‌اي دارد.

اغلب يادداشت كردن كارهاي خشنود‌كننده همسر مي‌تواند مفيد واقع شود. هرگاه از او خشنود مي‌شويد به نوعي او را تشويق كنيد؛ مثلا مي‌توانيد يك يادداشت تشكر به او بدهيد. تنها درصورت جو مثبت مي‌توانيد جنبه‌هاي منفي زندگي خود را از بين ببريد. مي‌توانيد براي هركدام از رفتارهاي خوشايند روي برگه از يك تا 10 امتياز بدهيد. اين روش را مارك كين گلداشتاين روانشناس دانشگاه فلوريدا ابداع كرد. هدف او بازكردن چشم بندهايي است كه به زن وشوهر عصباني اجازه نمي‌دهد رفتارهاي خوشايند يا دست كم احساس قدرداني يكديگر را درك كنند.

تحقيقات نشان مي‌دهد كه در خلال سوء‌ تفاهم‌ها، زوج‌هاي پريشان بيش از ساير زوج‌ها انگيزه‌هاي منفي را به يكديگر نسبت مي‌دهند.

زن وشوهر مي‌توانند خود را با شرايط يكديگر تطبيق دهند و از سطح توقعات يكديگر بكاهند.
آنها مي‌توانند از روياهاي خيالي به واقعيات زندگي زناشويي برسند و خود را با شرايط واقعي تطبيق دهند و به‌رغم احساس اندوه و دلتنگي كه گهگاه به سراغشان مي‌آيد، به زندگي مشترك خود ادامه دهند.

اما گاهي توقعات و اميدها و آرزوها به جاي اينكه تخفيف بگيرند روي هم انباشته مي‌شوند. آرزوي در الويت قراردادن خانواده از طرف همسر به يك توقع بي‌چون و چرا مبدل مي‌شود و جاي به كاربردن واژه‌هاي (‌بهتر است وان شاءالله و ما مي‌توانيم) ‌را (‌بايد)‌ تصرف مي‌كند. ماهيت مطلق (بايدها) و (‌امر ونهي)‌ در زندگي زناشويي مسئله ساز مي‌شود. مثلاً « همسرم بايد زندگي خانوادگي را مقدم بر همه امور بداند.» با افزايش بايدها احساس اندوه و عصبانيت بيشتر مي‌شود.

يكي ديگر از مشكلات زندگي خانوادگي از همين‌جا ناشي مي‌شود. همسر مي‌خواهد طرف مقابل علم غيب داشته باشد؛ يعني بي‌آنكه او بگويد ديگري بداند كه او چه مي‌خواهد. بهتر است به دور از طفره و سرزنش درخواستتان را به روشني و رك با همسرتان درميان بگذاريد؛ مثلا مي‌توانيد ليستي از انتظارات خود را تهيه كنيد و به در يخچال بچسبانيد تا همسرتان ببيند. همين امر ساده به دور از دستور و چرا و تشر مي‌تواند در حل بسياري از مشكلات شما را ياري دهد.

عشق سن و سال نمي‌شناسد!


آيا مي‌دانستيد كه تنهايي براي سلامتي مضر است.

زماني كه تنها هستيد افكار مختلفي به‌خصوص افكار منفي به ذهنتان هجوم مي‌آورند. اين افكار به روح و روانتان نفوذ مي‌كنند و بعد روي جسمتان تاثير مي‌گذارند. چه بسا ممكن است گاه افرادي نيز در اطرافتان باشند ولي به‌دليل روابط سرد و درك نكردن يكديگر، باز هم احساس تنهايي كنيد.

در هر حال، احساس تنهايي استرس را افزايش داده و موجب تپش قلب، بي‌قراري، فشار خون بالا و بيماري‌هايي كه از روح و روان انسان نشأت مي‌گيرند، مي‌شود و بر عكس، با هم بودن و ابراز عشق و توجه به انسان نيرو مي‌دهد و او را در برابر بيماري‌ها مقاوم مي‌كند. اين موضوع در مورد افراد سا‌لمندي كه همسران خود را از دست داده و در تنهايي به‌سر مي‌برند بيشتر صدق مي‌كند چون در اين سنين به‌دليل ضعف قواي جسماني‌، ترس از پيري، تنهايي و حتي ترس از مرگ‌، انسان بيشتر نيازمند عشق و توجه است اما متأسفانه گاه اين نياز ناديده گرفته مي‌شود.

از اينكه هنوز مجرد مانده‌ايد، مدتي است كه بيوه شده‌ايد و يا اينكه بعد از سال‌ها زندگي مشترك از همسرتان جدا شده‌ايد، تحت فشار ناشي از تنهايي هستيد. با توجه به سن و سال‌تان و زندگي‌اي كه پشت سر گذاشته‌ايد، به‌خود مي‌گوييد كه ديگر نمي‌توانيد زندگي مشترك همراه با عشق را تجربه كنيد!

اشتباه نكنيد! عشق قاعده خاص و يا محدوديت سني ندارد. خواهيد ديد كه دوباره مي‌توانيد در دوره بازنشستگي و سنين پيري به خوشبختي دست يابيد!
يكي از دوستانتان در سن 65‌سالگي ازدواج مجددش را به شما خبر مي‌دهد! چرا از شنيدن چنين خبري آن‌قدر متعجب مي‌شويد؟ به خوبي مي‌دانيد كه عشق سن و سال نمي‌شناسد. آيا خود شما هم حق نداريد تا روزي كه زنده هستيد از زندگي لذت ببريد؟ تعصبات كهنه‌اي چون «‌ديگه از سن و سال تو گذشته» را دور بريزيد‌! براي آنكه متقاعد شويد، تنها كافي است نگاهي به دور و برتان بيندازيد تا ببينيد چند نفر از زنان و مردان در سنين بازنشستگي تشكيل خانواده داده‌اند.

به فكر خودتان باشيد!

امروزه با افزايش طول عمر‌، بعد از سپري كردن سال‌ها كار و تلاش‌، اوقات بيشتري پيش رو داريد؛ اوقاتي كه صرف تفريح و سرگرمي، سفر، دوست‌يابي‌، پرداختن به علايق و همچنين ديدارهاي عاشقانه مي‌شوند، بنابراين هيچ دليلي وجود ندارد كه اجازه دهيد از پا افتاده و ناتوان شويد! بر عكس، براي آنكه از نظر عاطفي شكوفا شويد‌، از اوقات فراغت، تجربه و آزادي‌اي كه در دوران بازنشستگي برخوردار مي‌شويد، بهره ببريد.

هم‌اكنون كه فرزندانتان سر خانه و زندگي خودشان رفته‌اند و نوه‌هايتان بزرگ شده‌اند وقت آن رسيده كه به فكر خودتان باشيد. برخي از سالخوردگان بعد از به انجام رساندن وظايف پدر و مادري و فرستادن فرزندان به خانه بخت ،خواهان آنند تا شور و حال دوران جواني را دوباره با همسران خودشان از سر گيرند، در حالي‌كه برخي ديگر بعد از سر و سامان دادن فرزندان‌، حاضر به ادامه زندگي با همسرانشان نبوده و از اين فرصت براي جدايي از همسر و آغاز يك زندگي جديد مشترك همراه با عشق، استفاده مي‌كنند؛ چيزي كه گاه از مدت‌ها پيش در انتظارش بودند.

لذتي متفاوت

با تمام اين تعاريف، زماني كه افراد ديگر جوان نيستند كجا مي‌توانند يكديگر را ملاقات كنند؟ اين ديدار‌ها در سفر‌، مكان‌هاي تفريحي و گاه حتي هنگام گردهمايي‌هايي كه در انجمن‌ها‌ صورت مي‌گيرد، امكان پذير است. بعد از آن، برقراري ارتباط با خود شماست. اكثر سالخوردگان قبل از هر چيز در زندگي زناشويي در پي همدلي، همراهي و گوشي شنوا هستند. اما در سن 70‌سالگي از هر 10‌نفر تنها 6 زن و 7 مرد به روابط زناشويي ادامه مي‌دهند.

در اين سنين لذت محبت نسبت به دوران ديگر متفاوت است. در اين دوران مهر و محبت بيشتر بوده و ناز و نوازش‌ها عميق‌تر هستند. البته «عشق‌هاي دوران پيري» اغلب موجب برانگيختن احساس مخالفت در خانواده‌ها شده و فرزندان حاضر نيستند اين بخش از زندگي والدينشان را بپذيرند. اما با وجود اين مخالفت‌ها‌، در نهايت فرزندانتان بايد بپذيرند كه شما حتي در سن 75‌سالگي زندگيتان را از نو خواهيد ساخت. آيا اين خواسته‌اي غيرطبيعي است كه مي‌خواهيد عشق و توجه، شما را احاطه كند‌؟

از لحظات و تجربيات‌تان بهره‌مند شويد

درست است كه در سنين پيري ضعيف‌تر و آسيب‌پذيرتر شده، بيماري‌هاي متعددي به سراغتان مي‌آيد و خستگي بر شما چيره مي‌شود... اما اين بدان معنا نيست كه دست از خودتان بكشيد و از خوشبختي روي برگردانيد. عشق به انسان پر و بال مي‌دهد‌، با عشق، تولدي دوباره را تجربه مي‌كنيد و جواني را از سر مي‌گيريد. فراموش نكنيد كه در اين سنين از تجربه و پختگي‌اي كه در اثر گذران عمر به دست آمده و از لطافت و شور و شوقي كه عشق جديد به همراه دارد، برخوردار مي‌شويد. آيا چيزي بهتر از اين وجود دارد كه در كنار فردي كه دوستش‌ داريد دوران پيري را سپري كنيد؟

۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه

اثرات رابطه جنسی سالم بر سلامتی


استرس و اضطراب،انرژی ما را می‌گیرد و نهایتا ما را خسته و کم‌ حوصله می‌کند.فردی که تمام روز را با تنش و استرس گذرانده،توانی برای امور عادی روزمره ندارد حتی گاهی حال و حوصله سلام کردن را هم ندارد.
بررسی‌ها نشان داده افراد پراضطراب و پرتنش،کمتر به روابط زناشویی با همسرشان تمایل نشان می‌دهند.بقیه افراد هم همین‌طورند،یعنی زمانی که درگیر استرس و تنش هستند،نسبت به رابطه زناشویی بی‌علاقه می‌شوند.تحقیقات بیولوژیک هم سرنخ‌هایی از این موضوع به دست آورده است چنان‌که محققان می‌گویند استرس باعث اتصال هورمون‌های جنسی به پروتئین‌ها می‌شود و به این ترتیب آنها را از دسترس سلول‌های هدف دور نگه می‌دارد.هورمون‌ها نمی‌توانند تاثیر خود را در بدن داشته باشند و به همین علت،میل جنسی فرد کمتر می‌شود.

استرس بیشتر،کار بیشتر
خیلی از افراد،به خصوص آقایان،کار را محل فرار از استرس و مشکلات می‌دانند و سرخوردگی و احساس کمبود رابطه زناشویی هم یکی از مشکلاتی است که بعضی‌ها،در برابر آن جا می‌زنند و به جای حل آن،کارشان را زیاد می‌کنند.این را مطالعات مختلف علمی هم تایید می‌کند؛
به این ترتیب که مشخص شده افرادی که رابطه زناشویی کمتری با همسرشان دارند،سعی دارند آن را با کار بیشتر جبران کنند و این کار زیاد باعث فرسودگی شغلی بیشتر و رابطه جنسی کمتر می‌شود.این چرخه معیوب به این ترتیب همچنان ادامه دارد و حتی می‌تواند به از هم پاشیدن بنیان خانواده بینجامد.در حالی که نتایج این تحقیقات جدید نشان داده که اگر در هنگام مواجهه با یک محرک استرس‌زا،رابطه زناشویی خود را با همسرتان بیشتر کنید،می‌توانید از استرس خود بکاهید.

کمک همسران به سلامت همدیگر
تحقیقات پیشین از جنبه‌های مختلف تاثیر یک رابطه زناشویی سالم و رضایت‌مندانه بین ‌زن‌ و شوهرها خبر داده بودند و حالا دیگر کارشناسان سلامت جنسی معتقدند یک رابطه زناشویی مثبت و سالم،نه تنها برای تداوم زندگی زناشویی و محکم کردن بنیان خانواده اهمیت دارد بلکه برای سلامت زوجین هم مفید است.به عنوان مثال،مشخص شده که رابطه زناشویی می‌تواند باعث ترمیم سریع‌تر زخم‌ها شود.همچنین افرادی که ازدواج کرده‌اند و رابطه زناشویی رضایت‌مندانه‌ای را با همسرشان تجربه کرده‌اند،در درازمدت،کمتر بیمار می‌شوند و طول عمر آنها نیز بیشتر از مجردها و افرادی است که به روابط زناشویی‌شان توجهی ندارند.

کمک همسران برای زندگی
اما این تمام ماجرا نیست.تغییرات هورمونی به وجودآمده به دنبال یک ارتباط زناشویی بین همسران،می‌تواند آنها را در برابر سختی‌ها و ناملایمات زندگی هم مقاوم کند و آسیب‌پذیری‌شان را پایین بیاورد و این را مطالعات گوناگون نشان داده‌اند.در یکی از این مطالعات،که کار محققان دانشگاه اسکاتلند است،مشخص شده فشارخون افرادی که رابطه زناشویی کافی و رضایت‌مندانه‌ای داشته‌اند،در هنگام سختی،کمتر افزایش پیدا می‌کرد که این نشان‌دهنده احساس عزت‌نفس بیشتر و استرس و تنش روانی کمتر بود.همچنین در زنان،تحریک سلول‌های عصبی واژن و دهانه رحم،در هنگام رابطه زناشویی،موجب آزاد شدن هورمون‌های شل‌کننده دیواره رگ‌ها می‌شود که این هورمون‌ها سبب تعادل فشارخون می‌شوند.
مطالعات محققان دانشگاه گوتینگن نیز نشان داده حتی گرفتن دست همسر،باعث کاهش استرس او می‌شود.آنها این موضوع را این طور امتحان کردند:به گروهی از زنان جمله استرس‌زایی مانند این گفته شد: «ظرف چند ثانیه به شما شوکی وارد می‌شود.» این در حالی بود که گروهی از آنان دست همسران‌شان را در دست داشتند و عده‌ای دیگر دست فردی غریبه را.در همین حال،پاسخ مغزی آنها نیز از طریق دستگاه تصویربرداری مغزی ارزیابی شد.پاسخ مغزی آنها که دست همسرشان را در دست داشتند،نسبت به این جمله محرک استرس،بسیار پایین‌تر از گروه دیگر بود و آنهایی که رابطه قوی‌تری در زندگی واقعی داشتند،پاسخ بسیار ضعیفی نسبت به آن نشان دادند.

باز هم زندگی
در مطالعه دیگر مشخص شده که رابطه سالم و مثبت با همسر،می‌تواند اثرات نامطلوب فیزیکی اضطراب را در بدن کم کند.اضطراب،فشارخون را بالا می‌برد و همین افزایش فشار خون می‌تواند موجب کاهش کارایی سیستم ایمنی بدن شود اما بعد از هر بار رابطه زناشویی، هورمون‌هایی از قبیل اکسی‌توسین و اندورفین در بدن ترشح می‌شود که سبب متعادل شدن فشار خون و نیز رشد احساس خوب و نگرش مثبت می‌شود.این احساس مثبت،‌در روابط عاطفی شما با همسرتان تاثیر می‌گذارد و باعث بهبود روابط شما می‌شود و موجب می‌شود یکدیگر را بهتر درک کنید و همدلی بین شما نیز بیشتر شود.به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که یک رابطه خوب عاطفی بین همسران،نیازمند رابطه زناشویی موفق است و اگر زن و شوهری با یکدیگر رابطه زناشویی کافی و موفق نداشته باشند،می‌توان انتظار داشت که به تدریج از یکدیگر دور شوند و قدرت ایثار و گذشت را در مورد همدیگر از دست بدهند.بررسی‌های این محققان نشان داده که ارتباط زناشویی زوجین با همدیگر،باعث فرو نشاندن خشم و عصبانیت آنها نسبت به همدیگر و دیگران می‌شود و نبود چنین ارتباطی،باعث بی‌علاقگی و حتی زمینه‌ساز خیانت و طلاق آنها می‌شود.علی‌رغم اینکه هنوز یکدیگر را واقعا دوست دارند.

چرخه زندگی
به نظر می‌رسد استرس و اختلال جنسی با همدیگر رابطه دوجانبه‌ای دارند یا به عبارت دیگر با هم یک چرخه معیوب را می‌سازند.در هنگام استرس،میل جنسی و دفعات رابطه جنسی کم می‌شود و با کم شدن رابطه جنسی نیز استرس فرد افزایش می‌یابد.

حال برای شکستن این چرخه معیوب چه باید کرد؟
محققان و متخصصان سلامت جنسی،به زوجین توصیه می‌کنند در هنگام استرس و تنش روانی، تسلیم احساس خود در دوری گزیدن از همسرشان نشوند و تلاش کنند در این حالت هم محبت خود را نسبت به او بیان کنند.البته شاید بیشتر زن ‌‌و شوهرها اعتراض کنند که رابطه زناشویی نمی‌تواند فرمایشی و دستوری باشد.نکته در اینجاست که وقتی دو نفر واقعا یکدیگر را دوست داشته باشند و به هم عشق بورزند،نتیجه خوبی به دست خواهد آمد و استرس از میان خواهد رفت.این نتیجه را هم آزمون‌های سنجش استرس،بر روی زن‌ و شوهرهای مورد مطالعه،تایید می‌کند و هم اظهارات خود آنها در مورد احساس درونی‌شان.بنابراین برای کاهش استرس،حتما نیاز به برقراری ارتباط کامل بین همسران نیست بلکه بهتر است در مرحله اول،همدیگر را نوازش کنند و به روش‌های مختلف محبت خود را به یکدیگر نشان دهند.چنین رفتاری میزان استرس و افسردگی آنها را 8 برابر کاهش می‌دهد.

salamatiran.com

ازدواج سبب افزايش وزن و كم تحركي در زنان مي‌شود


محققان در يك پژوهش جديد تاكيد كردند كه ازدواج سبب بروز اضافه وزن در زنان مي‌شود.

در اين پژوهش كه از سوي محققان دانشگاه كوئينزلند انجام گرفته معلوم شد:ازدواج باعث كاهش تحرك و فعاليت فيزيكي در زنان مي‌شود.

محققان استراليايي در اين بررسي‌ها روي بيش از 14 هزار زن جوان 22 تا 27 ساله در دو نوبت با فاصله 3 سال مطالعه و آزمايش كردند.

آنها دريافتند: زنان جوان پس از ازدواج، 32 درصد از فعاليت بدني خود را كاهش مي‌دهند.

محققان هشدار دادند: خطر اين كم تحركي دوباره در زمان بچه دار شدن بيشتر مي‌شود و باز هم هنگام تولد فرزند دوم افزايش بيشتري پيدا مي‌كند و در تمام اين مدت زنان وزن بيشتري كسب مي‌كنند كه قطعا سلامت آنها را تهديد مي‌كند و كيفيت زندگي آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهد.
ایسنا

انواع خواستگاری


خواستگاری اولین گام در مسیر ازدواج در تمام جوامع بشری است.معمولا خواستگاری به دو صورت امکان پذیر است :...


برای شروع در هر کار، گام اول ، مهم و سرنوشت ساز است . به جرأت می توان گفت اولین قدم اگر به درستی و با آگاهی برداشته شود ، موفقیت و کامیابی را به همراه خواهد داشت و قدم کج و ناصحیح ، سرنوشتی تاریک و نابسامان .
شروع زندگی و تشکیل خانواده ، از وقایع مهم در زندگی هر انسانی است که با همان قدم اول آغاز می شود و خوشبختی و پیروزی در زندگی که هر انسانی آرزوی آن را دارد به همان قدم آغازین باز می گردد.
خواستگاری اولین گام در مسیر ازدواج در تمام جوامع بشری است . اگرچه آداب و رسوم ملتها و اقوام مختلف در نحوه ی برگزاری آن متفاوت است ، اما قاعده ی طبیعی و اولی در این راه خواستگاری است .
خواستگاری در اکثر موارد توسط جنس مذکر انجام می شود که این مطلب با سرشت و طبیعت انسان در ارتباط است .
دین مقدس اسلام نیز که آئین فطرت است بر این رویه ی فطری و طبیعی صحه نهاده و بر این مبنا و اساس است که در قرآن و سنت در امر ازدواج ، مردان مخاطب واقع گشته اند و مستقیما به آنان دستور ازدواج و همسر گزینی داده شده است. برای نمونه در قرآن سوره ی نساء آیه ی 3 می خوانیم:

" فانکحوا ما طاب لکم من النساء
با زنانی كه مورد پسند شما واقع شده‌اند، ازدواج كنید ."

در عرف و قانون مدنی کشور ما نیز خواستگاری از جانب مرد انجام می شود که این موضوع حفظ کرامت و بزرگی زن را به دنبال دارد . خواستگاری که در اصطلاح فقه آن را خطبه ( با کسر حرف خ) گویند به معنای در خواست و تقاضای مرد از زن برای ازدواج است .
خواستگاری ریشه ی مذهبی نیز دارد و مورد توجه قانون گذار بوده و به همین منظور در یک ماده از قانون مدنی از آن نام برده شده است :

ماده 1034 قانون مدنی : هر زنی را که خالی از موانع نکاح باشد می توان خواستگاری کرد .

معمولا خواستگاری به دو صورت امکان پذیر است :
1- خواستگاری صریح که در این خواستگاری مرد یا خانواده اش بدون به کار بردن کلماتی که غیر مستقیم اشاره به در خواست آنهامی کند به صورت شفاف و روشن از زن تقاضای ازدواج می کنند.به عنوان مثال : " من می خواهم با تو ازدواج کنم ."

2- خواستگاری با کنایه در این نوع از خواستگاری مرد و یا خانواده اش با کنایه و غیر مستقیم مقصود خود را بیان می کنند.در هر دو صورت ، خواستگاری به معنای پیمان قطعی ازدواج میان زوجین نیست ،چرا که عمل خواستگاری قبل از مراسم عقد و صیغه ی نکاح صورت می گیرد .

خواستگاری تنها مقدمه ای برای آشنایی دو طرف از هم وخانواده های یکدیگر است چرا که تحقیق و ارزیابی زوجین از هم در امر ازدواج ضروری بوده ونیاز به تشریفاتی دارد که یکی از این تشریفات ضروری دیدار دو خانواده در جلسه ای به نام خواستگاری است.

جلسه ی خواستگاری در کشور ما به یک صورت وشیوه برگزار نمی شود ، البته این به اصل خواستگاری خدشه وارد نمی کند و تنها در نحوه ی برگزاری آن تفاوت دارد. به عنوان مثال بعضی در جلسه ی اول ، خانواده ی مرد را بدون حضور او می پذیرند و در صورت موافقت از شرایط ظاهری یکدیگر در جلسه ی دوم با داماد حاضر می شوند ، بعضی دیگر به این صورت خواستگار را می پذیرند که ابتدا پدر عروس با مرد صحبت می کند و پس از رضایت از جانب دو طرف جلسه ای با حضور خانواده ی مرد برگزار می شود و بعضی هم در همان ابتدا از خانواده ی مرد می خواهند که با پسرشان در جلسه ی اول حاضر شوند و...اما در هر صورت توافق خانواده ها در روش خواستگاری واحترام به آداب ورسوم هم حائز اهمیت است تا این آشنایی اولی به خوبی انجام شود .
صداقت وپر هیز از هر گونه ادعایی که هنوز به واقعیت نپیوسته در اولین جلسه ی خواستگاری با هر شکل وشیوه می تواند به عنوان اولین قدم در ازدواج سرانجام شیرین ورضایت بخشی را به همراه داشته باشد.
با توجه به تنها ماده‌ی قانون مدنی که دراین رابطه وجود دارد سوال مهم آن است که منظور قانون گذار از خالی از موانع نکاح باشد چیست ؟
موانع نکاح در ماده 1045تا1061 فصل سوم قانون مدنی بیان شده است که از جمله ی این موانع : قرابت نسبی، قرابت رضایی، قرابت سببی ،حرمت نکاح با غیر مسلمان و ...است .

این موانع به دو دسته تقسیم می شود :
1- موانعی که برطرف می شود.
2- موانعی که قابل رفع نیست .

مرحوم علامه ی حلی در تذکره الفقها در یک تقسیم بندی خواستگاری از زنانی که دارای مانع برای نکاح هستند را شرح می دهد که به مواردی از آن اشاره می کنیم:
1- خواستگاری از زنی که خالی از موانع نکاح باشد به صورت صریح و با کنایه را جایز می داند .
2- خواستگاری از زنان شوهر دار حرام است چه به صورت صریح چه با کنایه.
3- خواستگاری از زنی که در عده رجعیه است از جانب غیر زوج به تصریح و تعریض حرام است .
4- خواستگاری از زنی که در عده سه طلاقه است از سوی زوج به صورت تعریض و کنایه جایز است اما زوج و سایرین حق خواستگاری از این زن را به تصریح ندارند.
5- خواستگاری از زنی که در عده ی وفات است به صورت تعریض جایز و به صورت تصریح ممنوع است.

"در مورد اینکه آیا از زنی که مورد خواستگاری مردی دیگر قرار گرفته ولی هنوز خود یا قائم مقام قانونی اش آن را رد یا قبول نکرده می توان خواستگاری کرد یا نه می توان گفت هیچ یک از فقها در این خصوص قائل به حرمت نیستند" و شاید بتوان گفت که دلیل آن عدم اعلام موافقت است.

tebyan.net

جایگاه ازدواج در فرهنگ غنی ایرانی


از مهم ترین پیامدهای مخرب دوری گزیدن از این سنت كهن که هرکدام میتواند به نوبه خود موجب زیانهای جبران ناپذیر اجتماعی گردد میتوان به این موارد اشاره نمود : ...

در فرهنگ غنی ایرانی ازدواج و پیوند زناشویی پایه و اساس یك خانواده و در نتیجه یك جامعه موفق و اخلاقی است . بزرگان این سرزمین به موجب جلوگیری از سست شدن اخلاقیات در جامعه و كنترل انحطاط و فحشا و همچنین استواری تفکر و اندیشه زنان و مردان ایرانی , ازدواج را یکی از مهم ترین ارکان جامعه بر شمرده اند . از دیدگاه اجتماعی چه در حیات اقتصادی , چه مادی , چه معنوی و روحانی این سنت نتایج پر ثمری دارد كه مهم ترین آن قوام خانواده ها و در نتیجه یک اجتماع است . هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش میکند . به طور کلی میتوان گفت که انسانی موفق و پویا است که هر روز زندگی اش از روز گذشته اش کاملتر باشد . سیر طبیعی گیتی چنین است كه دختران و پسران خردمند در پی رسیدن به استقلال فکری هستند و در نتیجه برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بی شمار خود به سوی تکامل و دانش و راهکارهای رسیدن به کمال هستند . ازدواج و گزینش همسر مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل زنان و مردان را فراهم میکند . متاسفانه در این میان نیز دختران و پسرانی هستند که مستثنی می‌باشند , زیرا با عدم درک درست و منطقی از فلسفه ازدواج نه تنها به تفکر , اندیشه و روان خود ضرر می‌رسانند بلکه در دراز مدت به سهم خود بروی یک جامعه نیز تاثیر منفی میگذارند . گاتها چنین پند می‌دهد :
خواسته شما از خداوند , خانواده ای خوب با راستی و پارسایی در کشوری آباد است .
از این روی در تمدن کهن ایرانی که یکی از پایه های تمدن بشری محسوب می‌شود بر این سنت نیک و اهورایی پافشاری شده است . در گاتها و متون پهلوی ایرانیان باستان در این مورد سخنها و پندهای بسیاری بیان شده است که ما باید برای بازگشت به آن شکوه و جامعه اخلاقی گذشته خود کوشش بسیار کنیم . بر طبق باور ایرانیان کهن نخستین انتظار پسران ایرانی برای ازدواج با دختران نجابت و پاکدامنی زن بوده است :
عفت و نیك نامی‌و دوشیزگی پیش از ازدواج برای زنان ضرورت داشته است خانمان سعادمتند اجر شوهر نیك و زن نیكو است و جایگاه اهورامزدا و امشاسپندان
و یا این سخن نیک از گاتها که مهم ترین سند ارزشمند اخلاقی و دینی ایرانیان باستان و جامعه کنونی ایرانیان راستین محسوب می‌شود :
پاکدامنی و پارسایی از ارزش های ویژه زنان است .
شخصیت زن یا مرد پس از ازدواج به یک شخصیت اجتماعی تبدیل میشود؛ زیرا در پرتو ازدواج و زندگی مشترک خود را مسؤول حفظ همسر و تأمین وسائل زندگی و تربیت و آینده فرزندان تلقی میکند و تمام هوش، ابتکار و استعدادهای خود را به کار میگیرد و خود را مسئول آینده وی می‌داند ؛ به عبارت دیگر، مهم ترین احساس مسؤولیت اجتماعی در او برای نخستین بار شکل میگیرد و بسیاری از شایستگیها و توانمندیهای نهفته در درونش را شکوفا میسازد. تا بتواند مسئولیتهای سنگین تری را نیز در جامعه بر عهده بگیرد . همچنین زنان و مردان میتوانند در کنار یک همسر خردمند و مهرورز میتوانند در راه درست و منش نیک ایرانی گام برداند و نواقص یکدیگر را برطرف سازند و در نتیجه جامعه ای اخلاق گرا , دانش پژوه و متمدن را نیز بنا سازند . به درستی که زرتشت فرمود :
زن و شوهر باید کوشش کنند تا در راه راستی و پاکی از یکدیگر پیشی جویند . مسابقه زندگی در پیمودن راه راستی است .
بنابراین، میتوان ازدواج را مایه رشد و کمال یافتن انسان دانست . در واقع خداوند انسان را به گونه ‏ای آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است . یعنی در کنار جنس مخالفش کامل میشود . مرد به زن نیازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحی , جسمی‌, جنسی و معنوی به هم وابسته‏ اند و با قرار گرفتن در کنار هم یکدیگر را تکمیل میکنند .
با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین با هر که نیست عاشق کم گوی و کم نشین
( ابوسعید ابوالخیر )
گزینش همسر در فرهنگ ایرانی موجب آرامش و امنیت خاطر میگردد و محیط خانه وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است . از سوی دیگر عشق و مهر آریایی ایرانیان که شهره خواص و عام در جهان است میتواند در پرتو پیوندهای درست و خردمندانه تبلور یابد و به اوج کمالات برسد و الگویی برای نسلهای بعد نیز گردد . چنانکه زرشت بزرگوار فرموده است :
عشق و وفاداری ریشه دار , در هر زندگی زناشویی نیاز است ..
عشق و دلدادگی که جلوه ای از هنجار راستی است , بر شما نیایش کنندگان فزون باد . جلوه با ارزش اشا عشق و دلدادگی است .
روانشناسان در بسیاری از موارد به این نتیجه رسیده اند که پس از دوره جوانی , آن هنگامی‌که زندگی تنهایی را برای خود برگزیده اند سایه تنهایی , بیهودگی و نداشتن پناه گاهی مستقل و همیشگی را بر زندگی خود احساس میکنند . ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسری شایسته , دلسوز و هم اندیش این احساس را از بین میبرد و او را به آرامش روحی میرساند. این احساس آرامش به ثبات فکری و روحی، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت می‌انجامد. در واقع دست آفرینش نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب وپریشانیشان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد . در نسكهای ایران زمین , از چهار هزار سال پیش تاكنون به این امر سفارش بسیار شده است :
5 - در زن گرفتن و پیوند گیتی را برقرار كردن كوشا باشید و از آن دوری نگیرید .
50 -در زن خواستن و فرزند داشتن و دیگر خویشكاری كوشا باشید .در همین راستا گزینش همسر ایده آل باید در سن مطلوب ازدواج مطرح و عملی شود , زیرا پیش از سن مذکور و یا پس از آن انتخاب ها در بیشتر موارد اشتباه , ناخواسته و یا دلخواه کامل یا نسبی نخواهد بود . این سن که به زمان مطلوب ازدواج شهرت دارد , برای پسران در زندگی امروزی بین 24 تا نهایت 30 سال دیده شده است و برای دختران 20 تا 26 سال . در کمتر از آن پختگی لازم و انتخاب درست کمتر دیده می‌شود و در بیشتر از این سن نیز انتخاب ها دشوارتر و توقع ها بالاتر می‌شود که بطوریکه در بسیاری موارد به عدم انتخاب منطقی و درست می‌انجامد . از این روی بایستی ازدواج در سنین مطلوب آن صورت گیرد حتی اگر زوجهای ایرانی سالهای نخست زندگی را با مشکلات مادی زیادی مواجه باشند . همدلی در فرهنگ ایرانی یکی از ارکان اساسی به شمار می‌آید . در سایه همدلی برای زنان و مردان ایرانی هر غیر ممکنی , ممکن خواهد شد و مشکلات یکی پس از دیگری برطرف می‌گردد . مولانا عارف بزرگ ایران زمین :
پس زبان خود محرمی‌دیگر است همدلی از هم زبانی بهتر است
ایرانیان کهن پیوند دختران و پسران را فرخنده و پراهمیت می‌شماردند . به صورتیکه از عدد مقدس هفت برای شادمانی در جشنهای آنان بهره می‌بردند . ( هفت شبانه روز جشن و شادمانی و پایکوبی ازدواج ) عدد هفت یکی از اعداد آسمانی در نزد ایرانیان است که تا همین چند دهه پیش نیز اجرا می‌شده است و متاسفانه با گسترش شهره نشینی و گرفتاریهای زندگی مدرن کم کم به فراموشی سپرده شد . بیشتر از سوی دیگر ایرانیان مفتخر هستند که نامش به عنوان نخستین پایه گذاران عهد , پیمان و اخلاقیات جهان مطرح است . در سنگ نگاره های فره وشی یا فروهر که قدمتی بیش از چهار هزار سال دارد حلقه یا چمبره ای در دست انسان بالدار قرار دارد که از دیرباز تا کنون به حلقه پیمان زناشویی در نزد ایرانیان شناخته می‌شود و این مایه مباهات ملت کهن ایران زمین است . نمایی از فروهر باستانی
موبدان زرتشتی پس از پشت سر گذاشتن هزاران سال فراز و نشیب در فرهنگ ایرانی همچنان به باورهای نیک نیاکانشان پایبند هستند و دختران و پسرانی را که میخواهند با یکدیگر پیوند زناشویی برقرار سازند , با توجه به آنچه که اشو زرتشت برای ما به یادگار گذاشته است , چنین پند می‌دهند :
" پند و اندرز می‌دهم شما را ای دوشیزگانی كه در آستانه زناشویی هستید و هم شما ای نوجوانان , زیرا كه نیك میدانم , به گوش هوش بشنوید , زندگی آسوده و اندیشه آسوده را در سایه دین و احترام و فرامانبرداری از پدران و مادران بجویید . چون در سایه پرهیزكاری است كه عشق و مهر و محبت شما هر روز عمیق تر و نیرومند تر خواهد شد و تنها در این صورت است كه به لذت و خوشی سالم دست خواهید یافت . "
همچنین ازدواج در یكی از كهن ترین سندهای تاریخی ایران و جهان كه به اوستا مشهور است اشاره شده است . در یشتهای اوستا , ارت ایزد خانواده خوب و نماد شوكت و جلال است . ایزد ارت سفارش به پیوند میان دختران و پسران میكند و از زنانی كه فرزند بدنیا نمی‌آورند و یا سقط جنین میكنند شكایت میكند . اشاره شده است كه فروغ اهورایی به چنین افرادی نمی‌تابد . ارت یشت از خانواده هایی كه مانع از ازدواج دختران و پسران می‌شود شكایت میكند و چنین می‌گوید :
این زشت ترین كاری است كه دشمنان آیین اهورایی انجام میدهند و دوشیزگان را از زناشویی و ازدواج باز میدارند و در خانه ها نگاه میدارند . این امر در مهر یشت , آبان یشت , رام یشت , فروردین یشت وهوم بیان شده است :
چون دوشیزگان به سن ازدواج رسند برای به دست آوردن همسران نیرومند و شوهران دلیر به سوی تو روی آورند . اردویسور اناهیتا پشتیبان و یاور دختران ایرانی است كه در سن ازدواج قرار دارند .

با پای گذاشتن به عرصه زندگی مدرن در چند سال اخیر و در نتیجه گسترش تمدن غربی در جامعه ایرانی این سنت نیك كم رنگتر شده است و در نتیجه شوربختانه پایه های اخلاقی جامعه ایرانی نیز متزلزل شده است . از عواملی كه موجب شده است ازدواج در ایران طی این چند سال اخیر سیر نزولی داشته باشد میتوان به موارد زیر اشاره كرد :

1 ) عدم مسئولیت پذیری در میان دختران و پسران و تربیت غلط در خانواده های ایرانی
2 ) عدم اعتماد به نفس نزد دختران و پسران جهت آغاز یك زندگی مشترك
3 ) افزایش تحصیلات اجتماعی و رشد توقعات كاذب و غیر منطقی در میان برخی دختران و پسران
4 ) تفریحات آزادانه دختران و پسران و تلقین به این امر كه نیازی به زندگی مشترك نمی‌باشد
5 ) اعتقاد بر این امر كه پس از ازدواج آزادیهای زودگذر اجتماعی از آنان سلب می‌شود
6 ) تجملگرایی میان خانواده های ایرانی و چشم و هم چشمی‌میان بستگان
7 ) دوری گزیدن از زندگیهای معنوی و روی آوردن به زندگی های تک بعدی ماشینی
8 ) اعتقاد بر این امر كه از دید دانش و تفكر , توانایی لازم جهت تربیت فرزندشان را ندارند
9 ) اعتقاد بر اینكه توانایی برطرف کردن نیازهای همسرشان را ندارند
10 ) تفکر شبه روشنفکری در میان جوانان بی هویت و عمدتا سطی نگر , در نتیجه باور به زندگی و دوستی های موقت غربی

هنگامی‌كه دختران و پسران با ناهنجاری ها اجتماعی مرزهای اخلاقی زندگی معنوی را بشكنند و آنرا به صورت یك عادت روزانه برای خود تلقی كنند , هرگز نمیتوانند نقش یك مادر و یا یك پدر موفق را در زندگی اجتماعی پسین خود ایفا كنند . چنین افرادی چه زن و چه مرد هرگز در تربیت فرزندان خود موفق نخواهند بود . زیرا آنها به اصول انسانی و اخلاقی پایبند نبوده اند و نا خواسته فرزندانی که در آینده از آنان بوجود می‌آید نیز مانند خودشان با پایه های سست اخلاقی و اجتماعی تربیت می‌شوند و این امر در نسلهای بعد نیز گسترش می‌یابد و به سادگی میتواند موجب ویرانی یك جامعه كهن و اخلاقی همچون ایران شود . در ایران زمان هخامنشیان كه کشورمان اوج شكوه و عظمت خویش را یافته بود و نخستین امپراتوری احترام به ادیان و ملتها در جهان پایه گذاری شد , ازدواج و بدنیا آوردن فرزند از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است . به طوریكه داریوش بزرگ هخامنشی در كتیبه جهانی بیستون كرمانشاه برای آنكه شرح خدمات حکومتش به ایران از گزند حوادث محفوظ بماند از اهورامزدا بركت فرزندان بسیار طلب میكند تا به درستی به نسلهای بعد برسد .
تا جاییكه شاهنشاهان هخامنشی به خانواده هایی كه فرزند بیشتری و یا پسر بیشتری داشته باشند هدایا ارزانی میكردند .
مادران ایرانی در دوره هخامنشیان به دلیل آنكه فرزندان را تا سن پنج سالگی به طور كامل جهت تربیت درست برای شركت در آموزشگاه های رسمی‌در اختیار داشتند نقش بسیار مهم تربیتی را ایفا می‌نمودند .
از سوی دیگر گزینش همسر نباید به صورت بسته و ناشناخته صورت بیگرد . زیرا ازدواجهای ناخواسته و بی منطق که بر پایه احساسات زودگذر پایه گذاری می‌شود نه تنها میتواند موفق نباشد بلكه نقش ویرانگری نیز در جامعه ایفا میکند و زن و مرد نیز شکست بزرگی را در زندگی تجربه میکنند که ممکن است به تباهی زندگی شان بیانجامد . گزینش همسر با اتکا بر خرد , منطق , تکیه بر فرهنگ ها و باورهای طرفین و بینش صحیح موفق و سازنده و آموزنده خواهد بود . همانطور که زرتشت بزرگوار فرمود :
همسر خویش را با خردمندی برگزینید .

گزینش همسر معیارهای فراوانی دارد . كه بایستی به آن دقت بسیار كرد . مهم ترین آن را میتوان چنین دانست :
1 ) هم فكری , تفاهم و سلیقه های نسبتا نزدیك به هم در اساس پایه های زندگی مشترك
2 ) نزدیكی سطح اجتماعی و تربیت دختر و پسر
3 ) نزدیكی سطح خانواده های طرفین
4 ) نزدیكی سطح تحصیلات , فرهنگ و شعور اجتماعی
5 ) نزدیكی مسائل اعتقادی و باورهای دینی دختر و پسر
6 ) نزدیكی سنی و یا پایین تر بودن سن دختر از پسر

در اندرز انوشه روان آذرباد مارسپندان خطاب به مردان آمده است كه :‌
50 - زن شرمگین را دوست باش و او را به زنی به مرد زیرك و دانا ده . چه ( چراكه ) مرد زیرك و دانا همچون زمینی نیك است كه وقتی تخم نیك در آن افگنده ( كاشته ) شد حاصل نیك به دست آورد .
همچنین خطاب به زنان ایرانی اشاره شده است كه :
ببخشای بر ما این نیكی را تا همسری به دست آوریم , همسری جوان و نام آور , از زیباترین آنها تا ما را در پناه خود گیرند و بتوانیم خانواده ای تشكیل دهیم , تا به ما فرزندانی زیبا و دلبر و زبان آور بخشایند , شوهرانی كه از همه خوش بیان تر باشند .
آداب و رسوم ازدواج ایرانی نیز بر پایه مهر و همبستگی خانواده ها بنا نهاده شده است . رسم ایرانیان بر این است كه پیش از ازدواج مراسم خواستگاری انجام دهند و اگر دختر و خانواده وی پذیرفتن مراسم ازدواج اجرا می‌شود . خواستگاری و دیگر مراسم های كهن ما نیز قدمتی بیش از دو هزار سال دارد . چنانچه كه كیكاووس فرستاده ای نزد شاه هاماوران فرستاد و دخترش را برای همسری خواستار شد . در صورتیکه میتوانست از قدرت و نفوذش برای گرفتن دختر هاماوران استفاده کند :
بجنید كاووس را دل ز جای چنین داد پاسخ كه ای نیك رای
من او را از پدر خواستار كه زیبنده به مشكوی ما آن نگار

خسرو پرویز نیز هنگام ازدواج با شیرین معشوقه خود بر این رسم تاكید نموده است :
به موبد چنین گفت شاه زمان كه بر ما مبر جز به نیكی گمان
مر این خوب رخ را به خسرو دهید جهان را بدین مژده نو دهید
مر او را به آیین پیشین بخواست كه این رسم و آیین بود آنگاه راست

از مهم ترین پیامدهای مخرب دوری گزیدن از این سنت كهن که هرکدام میتواند به نوبه خود موجب زیانهای جبران ناپذیر اجتماعی گردد میتوان به این موارد اشاره نمود :
1 ) توقف یا کاهش چشم گیر رشد جمعیت کشور و در نتیجه افزایش سن جامعه
2 ) افزایش زندگی های موقت , مشترك یا زندگی های دوستی در پیش از ازدواج
3 ) پیدایش فرزندان ناخواسته در جامعه و سرنوشت نامشخص آنان در آینده
4 ) گسترش روابط بیش از حد و غیر اصولی با جنس مخالف كه تنها برای ارضای نیازهای جنسی , اجتماعی و تفریحی طرفین صورت میگرد
5 ) احساس پوچی و بی انگیزگی و روان پریشانی پس گذشتن از سن جوانی
6 ) بی اعتنایی به پایه های اخلاقی و معنوی زندگی انسانی
7 ) افسردگی و احساس تنهایی دردوره پس از جوانی
8 ) گسترش فساد اخلاقی و جنسی در جامعه و رشد بیماریهای مربوطه
9 ) نبود پشتوانه معنوی در سنین بالاتر

فرجام سخن :
امید است فرزندان این سرزمین که نیاکانشان از پایه گذاران دانش و فرهنگ و تمدن جهان بشمار می‌روند , امروز نیز آنان چنین باشند و با استحکام باورهای اجتماعی , دینی و ملی باردیگر نام بزرگ ایران زمین را در جهان پرآوازه و جاوید نمایند . همچنین به سنت نیک ازدواج که بخش لاینفک فرهنگ غنی ایرانی است پایبند باشند . تا اخلاقیات ایرانی بیش از پیش زنده و پابرجا بماند و جامعه و فرهنگ جهانی ایران از این هجمه ضد اخلاقی غربی که بر اساس سیاست های اسعتماری , سایه به روی این سرزمین افکنده است مصون بماند و دانش و پیشرفت و فرهنگ ایرانی را بیش از پیش گسترش دهند . به امید پیوندهای نیک برای دختران و پسران ایران زمین که همسرانشان دوست و عاشق آنان خواهند بود . ایدون باد ...

آریامن

مشکلات یک زناشویی سرد و راه حل آن!


آیا با وجود مشکلات زناشویی مریم و دلسردی و نارضایتی محسن، این زندگی دوام خواهد داشت؟

7 سال است که ازدواج کرده‌ایم، ولی تا کنون ارتباط زناشویی نداشته‌ایم!

آیا با وجود مشکلات دردناک زناشویی مریم و دلسردی و نارضایتی محسن، این زندگی دوام خواهد داشت؟

زن :

" ما هرگز روابط زناشویی نداشته‌ایم"

مریم ، 33 ساله، مدیر حسابداری یک شرکت تبلیغاتی است. او می‌گوید : " همه فکر می‌کنند من زندگی ایده آلی دارم... البته از خیلی جهات همینطور هم هست. من و همسرم " محسن"، هر دو شغل‌های خوبی داریم و از کارمان لذت می‌بریم. به تازگی خانه خریده‌ایم. تعطیلات تابستان با گروه بزرگی از دوستان به مسافرت رفتیم. به هر دوی ما خیلی خوش گذشت. ولی ما یک مشکل خیلی بزرگ داریم، و آنهم این است که ما هرگز ارتباط زناشویی نداشته‌ایم و من هنوز هم یک دوشیزه هستم".

" دست خودم نیست، بنظر می‌رسد که بدنم اجازه نمی‌دهد که ارتباط زناشویی داشته باشم. نمی‌دانم مشکل چیست. این مشکل نمی‌تواند مشکل جسمی و فیزیکی باشد چون در معاینات پزشک زنان،دچار مشکل نمی‌شوم. مسئلۀ عدم تمایل من به همسرم یا به روابط زناشویی نیز مطرح نیست. چون به محسن متمایل می‌شوم و میل به رابطه پیدا می‌کنم ."
" تا آنجاییکه به یاد دارم، هیچ پیشینه‌ای نداشته‌ام که این مشکل مرا توجیه کند. من در خانواده‌ای در سطح متوسط بدنیا آمدم و تنها یک خواهر بزرگتر از خودم داشتم. پدرم مدیر یک فروشگاه بزرگ بود و مادرم نیز یکی از فروشنده‌های همان فروشگاه بود. هرگز به هیچ کدام از آنها خیلی نزدیک نبودم. پدرم از نظر احساسی و عاطفی آدم سردی بود و مادرم بیش از حد احساساتی و گرم بود. وجود من همیشه تحت الشعاع خواهرم بود. پدر و مادرم تمام توجه و عواطف خود را روی خواهرم متمرکز می‌کردند. خواهرم از ابتدای تولد فلج بود و مدام تحت درمان بود. همۀ وقت آزاد پدر و مادرم به مشکلات خواهرم می گذشت. من عمدتا" روی پای خودم بزرگ شدم. هر وقت از این وضعیت گلایه‌ای می‌کردم، مادرم می‌گفت مثل بچه‌ها نق نزن و خدا را شکر کن که سالمی؛ تو باید درک کنی، خواهرت مشکلات زیادی دارد.

یک مرد خوب
11 سال پیش با محسن آشنا شدم. ما هر دو در یک شرکت تبلیغاتی کار می‌کردیم. من 22 ساله بودم و محسن 25 ساله. خیلی سریع به او علاقمند شدم. او پسری زیبا و پر انرژی بود. ما علائق مشترک متعددی داشتیم - ورزش ، فیلم تماشا کردن، کوهنوردی و دوچرخه سواری. محسن یک عاشق پیشۀ واقعی بود. او یادداشتهای عاشقانۀ بی نظیری می‌نوشت و روی میز من می‌گذاشت و مرا حسابی غافلگیر و شگفت زده می‌کرد.


زن ادامه می‌دهد:

4 سال بود که ازدواج کرده بودیم ولی بارها سعی کرده بودیم ارتباط زناشویی داشته باشیم ولی من نمی‌توانستم. محسن مدام زیر گوشم نجواهای آرامش‌بخش و عاشقانه می‌کرد تا به من کمک کند. اما هربار به محض آنکه محسن می‌خواست کاری فراتر از نوازش و لمس کردن انجام دهد دوباره همان حالت تکرار می‌شد."
طولی نکشید که دعواها و مشاجرات ما بر سر همین موضوع آغاز شد. طبیعی بود که او از این بابت عصبی و کلافه بود. وقتی به او می‌گفتم بگذار در یک فرصت مناسب امتحان کنیم و بعد برای آنکه چشمم به چشمهای آزردۀ او نیفتد پشتم را می‌کردم و وانمود می‌کردم که خوابیده‌ام او بیش از پیش متلاطم و خشمناک می‌شد. من نمی‌خواستم او را اذیت کنم. واقعا" دوست داشتم در اختیارش باشم اما نمی‌توانستم. در همان اوایل محسن از من خواست برای معالجه نزد پزشک برویم اما من از اینکه راز خود را با هر کس دیگری در میان بگذارم خجالت می‌کشیدم حتی با پزشک زنان. من فقط امیدوار بودم و به محسن هم امیدواری می دادم که بزودی این مشکل حل خواهد شد.

" در ماه عسل هم من همان وضعیت را داشتم. این مساله سالها ادامه داشت .محسن مثل بمبی شده بود که هر لحظه مترصد انفجار بود."


" فکر می‌کنم این آخرین فرصت من است و در غیر اینصورت او را از دست خواهم داد"

" سه سال پیش، اوضاع خیلی وخیم شده بود. هر بار که سعی می‌کردیم تجربه‌ای ناموفق به تجربیات قبلی ما اضافه می‌شد. محسن من را همخونه صدا می‌کرد و کم کم عادت کرده بود در اتاق پذیرایی بخوابد. او به بن بست رسیده بود و به من هشدار داده بود اگر در سالگرد ازدواجمان یا روز تولد من به من تمکین نکنی، از تو جدا خواهم شد. وقتی آن روزها هم آمد و گذشت محسن من را دروغگو خطاب می‌کرد و من از ته دل گریه می‌کردم تا به هق هق می‌افتادم."

"حالا دیگر در یک دور باطل افتاده‌ایم. هرقدر محسن تلخ تر و عصبانی تر می‌شود، بیشتر از خودم نا امید می‌شوم و وقتی مثل کلاف به هم پیچیده در هم گره می‌خوریم ناتوان تر می‌شوم. این روزها تصور آنکه او ممکن است به من خیانت بکند مشکلات مرا پیچیده تر نیز کرده است. مدام وحشت دارم که مبادا مرا فریب بدهد و سراغ کس دیگری برود. البته من او را سرزنش نمی‌کنم چون این من هستم که نمی‌توانم نیاز زناشویی او را برآورده کنم. گاهی همۀ زندگی و روزهایم به تفکر در مورد این قضیه می‌گذرد. حالا به بیماریهای متعددی مبتلا شده ام مثل میگرن شدید، حالت تهوع و دل آشوب دائمی و بی خوابی‌های غیر عادی."

" دیروز محسن مرا تهدید کرد که اگر پیش روانشناس نروم مرا طلاق خواهد داد. احساس کردم این آخرین فرصت است و برای همین هم الآن اینجا هستم."


مرد : "من واقعا" صبوری کردم"

محسن، 36 ساله ، مدیر برجسته و خلاق یکی از شرکت‌های تبلیغاتی می گوید: " من نمی‌خواهم او را طلاق بدهم، اما دیگر تحمل ازدواج ناقص هم برایم مشکل است. 7 سال است که با صبوری تحمل کرده ام. هر بار که مریم قول می‌دهد تمکین کند به او اطمینان می‌کنم. من در اینترنت جستجو کرده ام و هر اطلاعاتی که در مورد حالتهای مریم پیدا کرده ام را دانلود کرده‌ام ؛ به این امید که او ببیند زنان دیگری که مشکل او را داشته‌اند اقدام به معالجه کرده‌اند و موفق نیز شده‌اند و اکنون زندگی عادی خود را دارند. اما او حتی حاضر نیست به این مقاله‌ها و اطلاعات نگاه کند. از ملاقات با روانشناس هم امتناع می‌کند. دیگر باید چه می‌کردم؟"

" گاهی احساس می‌کنم مثل یک تنۀ درخت، بی خاصیت هستم. من عاشق مریم هستم، ما با هم دوستان بسیار خوبی بودیم. تنها مورد اختلاف بین ما مسئلۀ ارتباط زناشویی است و همۀ مشکلات و دعواهای ما در مورد همین قضیه است. با وجودیکه هنوز هم او را به شدت دوست دارم ولی پذیرفته‌ام اگر او نخواهد مشکلش را حل کند باید از او جدا شوم. از سرکوب نیاز‌های طبیعی‌ام خسته شده‌ام. از اینکه مدام وانمود کنم مشکلی نیست و این موضوع اهمیت چندانی برایم ندارد خسته شده‌ام. مریم همسر من است و من حق دارم از او بخواهم به من تمکین کند."

" دوران بچگی من دوران آرام و معمولی بوده است. یک خواهر بزرگتر از خودم و یک برادر کوچکتر داشتم. اما ارتباط چندان نزدیک و صمیمی ای با پدر و مادرم نداشتم. پدرم رانندۀ کامیون بود. او مرد شوخ و بذله گویی بود و برای ما بیشتر شبیه یکی از دوستان معمولی بود تا یک پدر. مادرم خانه دار بود و نوع روابط ما با او بیشتر به حال و هوای او بستگی داشت. به عنوان مثال حتی یک بار به دبیرستان ما سر نزده بود چون خارج از منطقۀ محل سکونتمان رانندگی نمی‌کرد. وقتی ازدواج کردم نیز به نوعی من را به خود واگذاشت. من همیشه آرزو می‌کردم مادرم به زندگی من بیشتر اهمیت می‌داد ولی او از نظر احساسی از من دور بود."

" ازهمان لحظۀ اول که چشمم به مریم افتاد از او خوشم آمد. او دختری ریز نقش و زیبا باهوش و با نشاط بود و روابط عمومی خوبی داشت. علاقه ای که بین ما بوجود آمده بود پایۀ یک دوستی محکم و عاشقانه شد. اولین باری که در این مورد با او صحبت کردم و عکس العمل منطقی و با وقار او را دیدم، احساس کردم به شدت عاشقش شده ام."



مرد ادامه می دهد:

" عصبانیت من فقط به این خاطر نیست که هرگز رابطه زناشویی نداشته‌ایم، بیشتر از این ناراحتم که مریم هر بار زیر قولش می‌زند. او ادعا می‌کند از این که مشکل خود را نتوانسته حل کند متنفر است اما هیچ اقدامی برای رهایی از این وضعیت نمی‌کند. من مدام از نظر زناشویی و احساسی خودم را کنترل می‌کنم و از این وضعیت خسته شده ام. مدتهاست بعد از تمام شدن کارم وقتم را با دوستانم می‌گذرانم چون نمی‌خواهم با او تنها باشم و انگیزه ای برای خانه آمدن ندارم."

" آخرین باری که به مریم اولتیماتوم دادم ، قبول کرد که کار درمانی را آغاز کنیم. از تعجب دهانم باز مانده بود، جدا" می‌گویم تا چند دقیقه آنچه را که شنیده بودم را باور نمی‌کردم."


مشاور می‌گوید:

درمان دونفره

مشاور می‌گوید: " حق با محسن بود، مریم نمی‌توانست به تنهایی مشکلش را حل کند. او از یک بیماری روان تنی به نام Vaginismus رنج می‌برد. برای درمان این بیماری مریم باید به یک پزشک متخصص بیماری‌های زنان مراجعه می‌کرد. اما قبل از آن، آنها نیاز داشتند که با هم به یک روانشناس مراجعه کنند تا ابتدا روابط آسیب دیدۀ میان آنها ترمیم شود."

تحقیقات نشان داده است که حدود %17 از زنانی که برای درمان مشکل آمیزشی خود به پزشک مراجعه می‌کنند به این بیماری مبتلا هستند. افراد مبتلا بر دو دسته‌اند: دستۀ اول افرادی هستند که از بدو تولد مبتلا بوده‌اند و دستۀ دوم کسانی هستند که مثل مریم در اثر بوجود آمدن شرایطی خاص به این بیماری مبتلا می‌شوند ؛ و رابطه زناشویی برای آنها غیر ممکن است. علل بروز این بیماری متفاوت است: محیط رشد مذهبی سخت گیرانه ( این افراد در دوران کودکی همیشه دیده اند که با روابط زناشویی به شدت مقابله می‌شود و ذهنیت مناسبی از آمیزش ندارند)؛ تجاوز یا سوء استفاده‌های زناشویی؛ اختلال در روابط زناشویی مثلا" در اثر خیانت؛ تنش‌های عصبی یا خویشتن داری از دوران بچگی. در بعضی موارد علت بیماری هیچ یک از موارد مذکور نیست و هنوز ناشناخته مانده است.


Vaginismus در اکثریت قریب به اتفاق موارد قابل درمان است

" من بیماران زیادی داشته‌ام که از این بیماری رنج می‌برده‌اند اما علل بیماری همۀ آنها یا سخت گیری‌های خودشان بوده و یا ذهنیت بدی که در مورد روابط زناشویی دارند در مواردی تجاوز و سوء استفاده‌های جسمی؛ ولی مریم یک مورد استثنایی بود. خشم او نسبت به والدینی که همۀ وقت و توجه خود را معطوف خواهر بیمارش می‌کرده اند و نادیده گرفته شدن او توسط والدینش مرا متوجه این فرضیه کرد که بروز این بیماری نتیجۀ برخوردها، نابرابری‌ها و مشکلات عاطفی در خانوادۀ وی بوده است. علاوه بر آن ذهنیت او برای رابطه زناشویی تجربه ای منفی و دردناک بوده است و احتمالا" همین امر موجب تشدید این بیماری در وجود مریم شده است."

" بی‌اعتنایی علنی مادر به مریم احساس رها شدگی را در مریم بوجود آورده و همین امر موجب شده که او برای محافظت از خود و آسیب ندیدن در اثر تنهایی، احساسات خود را کنترل کند و با درون گرایی افراطی احساس گناه کاذب خود را مخفی کند (عکس العمل طبیعی بچۀ سالمی که خواهر یا برادری با معلولیت حاد دارد). از آنجاییکه مریم در خانه هیچ تاثیرگذاری نداشت، نمی‌توانست والدین خود را متوجه نیاز خودش کند. او می‌خواسته که پدر و مادرش مشکلات، زندگی و حضور او را جدی تر بگیرند تا احساس کند که برای خانواده مهم است و به او توجه می‌شود؛ ولی وقتی نمی‌توانسته خانواده اش را هدایت و کنترل کند پس وجود و بدن خودش را کنترل کرده است. حتی اگر مریم می‌خواسته که با محسن ارتباط زناشویی داشته باشد، مجبور بوده که جسم خود را رها کند و به بدنش اجازه دهد که لذت ببرد در حالیکه فکر کردن به روابط زناشویی برای او اضطراب آور است و همین مسئله باعث واکنش بدن می‌شود."

" Vaginismus در اکثریت قریب به اتفاق موارد قابل درمان است. اما طبق تجربیات من روابط آسیب دیدۀ مریم و محسن می‌توانست زمان درمان را طولانی تر کند."



مشاور ادامه می‌دهد:

”درمان مریم در 3 مرحله انجام شد :

- تمرینات جسمی برای آماده کردن بدن مریم برای روابط زناشویی

- جلسات معالجۀ فردی برای درمان روحی و روانی

- جلسات معالجۀ دونفره باحضور محسن برای ترمیم روابط فی مابین آنها"


" درمان جسمی _ که آن را دورۀ حساسیت زدایی می‌نامند _ برای نتیجه گیری از این مرحله هیچ محدودیت زمانی تعیین نشد. من به محسن گفتم :" باید اجازه دهیم مریم با میل خود و به هر شکلی که راحت تر است این مرحله را طی کند. اگر او را مجبور کنی که عجله کند ، ممکن است به روند درمان او آسیب بزنی."

" مریم به شدت وحشت داشت که موفق نشود ؛ بعد از مدتی بالاخره توانست با اتکا به نفس موفق شود. اضطراب او فروکش کرد و متعاقب آن سایر علائمی که او را آزار می‌داد مثل بی خوابی، میگرن و حالت تهوع از بین رفت و به طور کلی در وضعیت آرامی قرار گرفت. علاوه بر این مراحل درمانی، مریم از طریق اینترنت اطلاعات خود را درباره این بیماری کامل کرد و توانست بر این بیماری فائق آیند. او متوجه شد که تنها نیست و افراد دیگری نیز به این بیماری مبتلا هستند."

" در جلسات مشاوره به مریم کمک کردم که از بروز احساسات خود نهراسد و خود را گناهکار نداند. به او گفتم :" تو باید از زندگی خودت لذت ببری. بیماری خواهرت تقصیر تو نیست. تو وظیفۀ خودت را انجام داده ای و حالا وقت آن است که به خودت، زندگی خودت و همسرت فکر کنی."



" من همیشه عاشق او بوده‌ام اما حالا دوباره عشقی جدید را تجربه می‌کنم"

" درضمن محسن نیز می‌بایست اهمیت نقش خود را در حل مشکلات زناشویی خود می‌دانست. برخلاف بسیاری از مردانی که زندگی زناشویی بدون رابطۀ زناشویی دارند، محسن صبوری و ماندن را انتخاب کرده بود ؛ اما در عین حال اشتباهاتی نیز کرده بود که مشکل را حادتر می‌کرد مثل دعوا کردن با مریم که شبیه مشاجرات دوران مجردی اش با مادرش بود. گاه بعضی افراد با تکرار و ادامۀ جنگ و دعواهای گذشته اشان در مشکلات خود درجا می‌زنند و گاه دعواها و مشاجرات دوران مجردی خود را به زندگی بعد از ازدواج نیز می‌کشانند. محسن در تمام طول زندگی خود با دعوا و مشاجره سرو کار داشته است. در دوران تجرد علت این مشاجرات این بوده که او نمی‌توانسته مادرش را قانع کند که با او مهربانانه تر رفتار کند و در زندگی کنونی او نیز علت مشاجرات، عدم موفقیت او در برقراری یک ارتباط کامل زناشویی با همسرش بوده است ؛ اما در عین حال روشها و تاکتیک‌های او صحیح نبوده است."

من بی پرده به او گفتم : " اگر به تشنج در زندگی خود ادامه دهی، نه تنها مشکلات حل نخواهد شد بلکه احتمال طلاق و جدایی بیشتر نیز خواهد شد. هر چقدر بیشتر او را مضطرب و عصبی کنی، احتمال امتناع از رابطه زناشویی از طرف او بیشتر خواهد شد."

" به این ترتیب آزار و اذیت‌های محسن متوقف شد و حتی وقتی گاه به گاه در طول درمان پیشرفتی در کار مریم دیده نمی‌شد نیز محسن با بردباری تحمل می‌کرد و امیدوار بود و این صبوری و آرامش، اتکا به نفس مریم را بالا می‌برد. با پیشرفت روند درمانی مریم ، محسن مرتب امیدوارتر می‌شد. به تدریج محسن مثل سابق به مریم ابراز علاقه می‌کرد. دستهای او را می‌گرفت و به او محبت می‌کرد. در یکی از جلسات مشاوره محسن گفت : زندگی ما قطعا" شیرین و لذت بخش تر از قبل خواهد شد چون مریم با انگیزه و مصمم در جادۀ سلامتی پیش می‌رود. من همیشه عاشق او بوده ام اما حالا عشقی دوباره را تجربه می‌کنم."
بعد از 18 ماه، معالجات مریم به پایان رسید. سه روز قبل از نهمین سالگرد ازدواجشان این زن و شوهر توانستند مشکل خود را حل کنند. روابط زناشویی آنها به مرور بهتر و بهتر شد و تا امروز که چند سال از آن دوران می‌گذرد هرگز مشکلی نداشته‌اند. اکنون آنها تصمیم گرفته‌اند که برای بچه دار شدن برنامه‌ریزی کنند. مریم همین چند روز پیش به من می‌گفت: " من عمیقا" اعتقاد پیدا کرده‌ام که رابطۀ زناشویی بنیان خانواده را مستحکم تر می‌کند و ازدواج را معنی دار می‌کند. حالا می‌توانم بفهمم که چرا محسن اینقدر برای معالجه اصرار داشت." مریم اکنون به شدت تاسف می‌خورد که چرا زودتر به متخصصین مراجعه نکرده و سالها باعث آزار و اذیت خود و همسرش شده است. مریم صادقانه افزود: " با این وجود مطمئنم آینده ای روشن در انتظار ما است و سعی می‌کنم هرگز حسرت گذشته را نخورم. حالا دیگر ما منتظر فرزندمان هستیم و با بدنیا آمدن او خوشبختی ما دو چندان خواهد شد."

سیمرغ

۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

آیا از مجرد بودن خسته شده اید؟


آیا اغلب دوستان شما نامزد داشته و یا متاهل هستند و شما هنوز مجردید؟

آیا فکر می کنید سنتون بالا رفته و هنوز ازدواج نکرده‌اید؟

آیا آخرین فرد خانواده هستید که هنوز ازدواج نکرده است؟

آیا به تازگی طلاق گرفته‌اید؟

اگر به هر کدام از سوالات فوق جواب مثبت دادید، احتمالا تحت فشار هایی برای صورت دادن یک ازدواج نا درست هستید. این فشار تاثیری است که دوستان، خانواده، اجتماع و یا برنامه‌ریزی احساسی خودتان بر شما می‌گذارند و این پیام را به شما می‌دهند که «باید با کسی ازدواج کنید؛ در غیر این صورت، حتما مشکلی دارید.» اگر به دلائل بیرونی و یا درونی احساس اجبار می‌کنید ممکن است با کسی ازدواج کنید که در شرایط معمولی، هرگز او را انتخاب نمی‌کردید.

در زیر بعضی از انواع مختلف فشار بررسی شده است:
وقتی که احساس تنهایی می‌کنید و به تنگ آمده‌اید، احتمال آنکه انتخاب‌های ضعیف‌تری بکنید، بالا می‌رود در نهایت از ازدواجی کمتر راضی ‌ کننده سر در خواهید آورد.

فشار سنی

وقتی یکی از بستگان یا دوستان چنین می‌گوید: «سنت داره میره بالا. پس چرا هنوز ازدواج نکرده‌ای؟» ویا این نگرش که «سن شما از حد مشخصی گذشته و هنوز ازدواج نکرده اید ،پس غیرطبیعی هستید.» از جمله عوامل فشار سنی است.
البته اینکه آن سن، چه سنی است، از شخصی به شخص دیگر فرق می‌کند. خودآگاه یا ناخودآگاه احتمالا سنی را به عنوان سن ازدواج، مدنظر دارد. این سن ممکن است که از زمینه‌های خانوادگی شما، سن ازدواج خواهران و یا برادرانتان و یا از ذهنیت خودتان که سن «بلوغ فکری» چه سنی است، آمده باشد.به منظور درک خاستگاه فشار سنی، می‌بایست به تاریخ هزاران سال قبل نگاه کنیم. در آن زمان هر چه زودتر مرد یا زن جوانی ازدواج می‌کرد و تشکیل خانواده می‌داد، بهتر بود. شخصی به مجرد اینکه به سی یا سی و پنج سال می رسید دیگر «میانسال» به حساب می‌آمد.
بنابراین کاملا طبیعی بود که خانواده او بخواهند هنگامی که هنوز نوجوان است، ازدواج کند. گرچه روزگاران بسیاری از آن قدیم الایام می‌گذرد، اما ما هنوز تا حد زیادی متاثر از طرز تفکری هستیم که پدران ما با آن زندگی می‌کردند. صرف‌نظر از اینکه این فشار از جانب چه عاملی باشد، در هر حال، ممکن است از استانداردهایی که از «همسر ایده‌آل» برای خود تعریف کرده‌اید، دست کشیده و چشم‌پوشی کنید و صرفا به خاطر چیزهایی که دیگران فکر می‌کنند و نه بر طبق خواسته واقعی خود، ازدواج کنید. در سطور زیر سعی داریم دلایل نادرست را برای انتخاب های ناموفق به شما معرفی کنیم تا با آگاهی از آنها بتوانید از خطر های احتمالی آن دور بمانید.

تنهایی و استیصال

همه ما تنهایی را تجربه کرده‌ایم. و در برهه‌هایی از زندگی از لحاظ روحی، احساس تنهایی داشته‌ایم و مستاصل بوده‌ایم که به کسی مهر بورزیم. اما متاسفانه ازدواجی که در ابتدا، اقدامی از سر تنهایی و برای نزدیک شدن به انسانی دیگر شروع می‌شود، می‌تواند به رابطه‌ای پیچیده و دردآور تبدیل شود. وقتی که احساس تنهایی می‌کنید و به تنگ آمده‌اید، احتمال آنکه انتخاب‌های ضعیف‌تری بکنید، بالا می‌رود در نهایت از ازدواجی کمتر راضی ‌ کننده سر در خواهید آورد.
انتخاب نادرست

عدم توجه به زندگی خود

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید، که عاشق بودن تا چه حد از تمرکز شما به امور دیگر می‌کاهد؟ هم و غم شما این می‌شود که برای مثال، چگونه احساسی دارد؟ چگونه رفتار شما، رفتار او را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ پس تعجبی نیست اگر که اغلب نه به آن خاطر که شخص مناسب را یافته‌ایم، بلکه از آن رو برای ازدواج اقدام می کنیم که بهانه‌ای برای سرباز زدن از زندگی و امورات خودمان داشته باشیم. اگر ... وقتی با کسی صمیمی می شوید به علائق خود وقت کمتری اختصاص می‌دهید. اگر ... معمولا کمی زود عاشق می‌شوید. اگر ... از تنها بودن با خود لذتی نمی‌برید و ترجیح می‌دهید که با دیگران همراه باشید. این احتمال وجود دارد که از ازدواج به منظور اجتناب از پرداختن به زندگی خودتان استفاده می‌کنید. بسیاری از مردم از این رو به ازدواج نیاز دارند که از کمبود شور و شوق و بی‌هدفی در زندگی خود خسته شده‌اند و به جای آنکه به درون خود نگاه کنند و دلیل این احساس را از درون خود جویا شوند، خود را درگیر روابط عشقی کرده و «آن» را هدف خود قرار می‌دهند. از آن رو که در چنین مواقعی، شما عاشق آن شخص نیستید؛ بلکه شیفته «سرگرمی» و «دل‌مشغولی» خود هستید. چنین روابطی هرگز سرانجامی نخواهد داشت.
نصیحت ما نیز به شما اینست که هرگز قبل از اینکه روح و زندگی خود را سرشار کنید، به خرید «شریک زندگی‌تان» نروید. یا حداقل از احساس خلاء و تنهایی مفرط، روحیه‌تان رو به مرگ نباشد.

پرکردن خلاء‌های احساسی و روحی خود

ما کودکانی هستیم با اندامی بزرگسالانه، با این حسرت و آرزو که دوستمان بدارند، پذیرفته شویم و کامل باشیم. نکته فوق‌العاده‌ای که در رابطه با عشق وجود دارد، اینست که می‌تواند شما را از احساس سرور، شادمانی و تعلق خاطری که شبیه آن را در هیچ جای دیگری نمی‌توانید بیابید،بر خوردار کند. با این وجود، این موهبت هنگامی که به منظور پر کردن خلاء‌های احساسی و روحی خود از آن استفاده می‌کنید، می‌تواند خطرناک باشد. خلاء‌هایی که خود باید بیاموزید که چگونه پر کنید. یک ازدواج حقیقتاً سالم، درهای رشد و تعالی روحی هر دو طرف را می‌گشاید. همچنین به هر کدام از این دو شخص کمک می‌کند که خودباوری آنها از طریق احساس «دوست داشته شدن» و «پذیرفته شدن» از طرف شخص مقابل، بالا ‌برود. آیا شما به منظور پر کردن خلاء‌های روحی خود و نه به خاطر اینکه فرد مناسبی یافته‌اید،ازدواج می کنید. موقعی احساس خلاء روحی می‌کنید که از درون بطور مداوم احساس خالی بودن دارید. این خالی بودن ممکن است در مراحل معتدل‌تر به مانند یک نگرانی و یا تنش تجربه شود و در مراحل حادتر به درد، افسردگی و نامیدی تبدیل گردد. صرف این فکر که: «من با یکی ازدواج کرده ام »، موقتا احساس تنهایی شما را تعدیل خواهد کرد . و تنها پس از گذشتن دوران اوج این رابطه است که با ماهیت آن فرد روبرو می‌شوید و چه دردناک است که دریابید نه تنها احساس خلاءتان مرتفع نشده است، بلکه حتی حضور چنین شخصی، احساس خلاء و تنهایی‌تان را بیشتر نیز می‌کند. چنین شخصی توقع دارد که همسر او خلاء‌های احساسی و روحیش را که به مدت طولانی و حتی قبل از ازدواج با خود حمل می‌کرده، پر کند.این معقول است که از همسر خود انتظار داشته باشید تا به تنهایی شما نیافزاید یا شما را در التیام زخم‌هایتان حمایت کند و به شما عشق بورزد یا به شما بیاموزد که چگونه خود را دوست بدارید، اما در نهایت این شمایید که باید قهرمان خود باشید.

دوستان عزیز! هدف ما از ارائه این گونه مطالب این نیست که شما را در مورد انتخابتون دچار وسواس و تشویش گردانیم. بلکه ما می خواهیم با انگیزه های خود در هنگام انتخاب آشنا باشید، دلائل نادرست را بشناسید تا ازدواجی صحیح را صورت دهید.

برگرفته از کتاب " آیا تو آن گمشده ام هستی؟" تبیان

عصباني ها به بهشت نمي روند


ممکن است ابراز خشم در يک مرحله يا مراحلي از ازدواج موثر واقع شود، اما معمولاً مخرب است و وقتي آثارش از يک زمان به زمان ديگر امتداد پيدا مي‌کند حالت تخريب مي‌گيرد.
مشاجره‌هاي پي درپي روي طرز تلقي زن و شوهر از يکديگر تاثير مي‌گذارد.
طرز تلقي‌هاي آرمان گرايانه از خشم و باورهايي از اين قبيل که بايد در هر شرايطي از ابراز آن اجتناب کرد، در نهايت غير واقع‌بيني است. گاه عصبانيت حتي اگر نگوييم جان کسي را نجات مي‌دهد موثر و مفيد است. ممکن است زني که مورد سوء استفاده قرار مي‌گيرد به اين نتيجه برسد که اگر خشم خود را بروز دهد به سود او تمام مي‌شود.
بعضي از اشخاص تصور مي‌کنند که ابراز خشم موثرترين راه تاثير گذاردن روي همسر آنهاست. اما متوجه نيستند که ابراز خشم مي‌تواند نتايج منفي قابل ملاحظه‌اي بر جاي گذارد. و در نهايت ممکن است بطور موقت يک رفتار ناپسند را فرو نشاند تا پس از رفع تهديد مجازات، از نو بروز کند.

در جريان زندگي زناشويي، گاه به‌نظر مي‌رسد که احساس حق‌شناسي، عشق و محبت تاثير خود را از دست مي‌دهند. ممکن است زن و شوهر رفتار محبت‌آميز ديگري را با اين طرز تلقي که طبيعي است و بايد باشد، بديهي شمارند و درصدد واکنش متقابل برنيايند. در اين شرايط و در غياب ابراز خشنودي ( که بايد تقويت‌کننده رفتار مطلوب همسر باشد) احتمال اينکه زن و شوهر به شيوه‌هاي تنبيهي روي آورند افزايش مي‌يابد.
ممکن است زن و شوهر بعد از مشاجره با يکديگر احساس آرامش کنند و بتوانند رفتارهاي خوشايندتري داشته باشند اما گاه غرامت سنگيني پرداخت مي‌شود.

ممکن است زن و شوهر خاطره حرف‌هاي تند و تيز يکديگر را سال‌ها در ذهن خود زنده نگهدارند. وقتي مشاجره‌هاي تند اسباب دلگيري زن و شوهر از يکديگر مي‌شود، احساس عشق و محبت در آنها فرو مي‌نشيند. اين پديده ناشي از اين حقيقت است که طرز تلقي‌هاي منفي به احساسات منفي نظير رنجش و غم و اندوه مي‌انجامد، بطور کلي، بهترين کاري که زن و شوهر مي‌توانند بکنند اين است که ابراز خشم خود را به حداقل برسانند. در ادامه مطلب به نکاتي در اين زمينه اشاره کرده‌ام.

منبع گرفتاري: شما يا همسرتان؟ زن و شوهر در جريان اختلاف تقريباً هميشه يکديگر را مقصر قلمداد مي‌کنند، اما اگر بخواهيم بي‌طرفه قضاوت کرده باشيم، بايد بگوييم هر دو در ايجاد مسئله نقش دارند.اما رجوع تنها به بر خورد ظاهري زن و شوهر با يکديگر کافي نيست. گاه عناد موجود ناشي از سوء تفاهمات، قضاوت‌هاي اشتباه ناشي از چشم‌اندازهاي متفاوت زن و شوهر از يکديگر است. مشاجره زن و شوهر را اغلب به اختلاف در سبک و عادت آنها نسبت مي‌دهند: «مثلا يکي از طرفين آدم وقت‌شناسي نيست .» مسئله اينجاست که زن و شوهر در اصل نمي‌دانند که اختلافشان از کجا نشأت مي‌گيرد و بر سر چه مي‌جنگند. با آنکه بنظر مي رسد وقت‌شناس بودن هسته مرکزي دعوا باشد، واقعيت جز اين است. مسئله عدم احساس مسئوليت و بي‌احساسي به خواسته‌هاي همسر و عدم رعايت آنهاست اين خود رفتار نيست که خشم برانگيز است، بلکه تفسيري که روي اين رفتار گذاشته مي‌شود، يا سوء برداشت‌هاست که توليد دردسر مي‌کند. از آنجايي که به‌نظر مي‌رسد که رفتارهاي مطلوب را فرض مسلم مي‌دانيم، احتمال اينکه رفتارهاي نامطلوب را احساس کنيم و براي آن معناي سمبليک منفي در نظر بگيريم بيشتر مي‌شود. به همين دليل است که از کنار صدها رفتار خوب و متناسب همسر خود بي‌تفاوت مي‌گذريم، اما از جزئي‌ترين کج‌رفتاري و خلاف او خشمگين مي‌شويم.
در اين شرايط به احتمال زياد زن و شوهر به جنگ طرز تلقي‌هاي خيالي يکديگر مي‌روند، اما با آنکه همين طرز تلقي‌هاي خيالي زمينه‌ساز اختلاف شده‌اند، دود دعوا به چشم خودشان مي‌رود.

حل مسئله دروني

به عنوان نخستين قدم براي تخفيف شدت خشم در زندگي زناشويي، بايد سهم ذهنيت خود را در ايجاد مسئله مشخص سازيد و چون احتمال اينکه رفتار همسرتان را به اشتباه تفسير کرده باشيد زياد است، برداشتن اين قدم ضروري مي‌نمايد. وقتي احساس مي‌کنيد که به خشم آمده‌ايد از خود بپرسيد: آيا خشم من بجاست؟ آيا متناسب و به اندازه است؟ آيا ناشي از خود من است؟ يا در اثر مشکلي که در روابط ما وجود دارد صورت خارجي گرفته است؟ آيا ممکن است برداشت من اشتباه باشد؟ آيا برداشت من با آنچه اتفاق افتاده ارتباط منطقي دارد؟ اگر رفتار همسر خود را درست تفسير کرده‌ايد، و به راستي رفتار بدي داشته است، از خود بپرسيد آيا ممکن است که اين طرز تلقي ناشي از خطاهاي شناختي گسسته‌بيني، تجريدهاي بي‌پايه و اساس، و ... باشد. هم‌چنين از خود سوال کنيد که آيا از حمله به همسر خود لذت مي‌بريد؟ بايد ديد که آيا در اصل به روابط زناشويي شما کمکي مي‌کند يا خير.
زن و شوهر

تفکر خود را تغيير دهيد

تا اينجا به تاثير طرز تفکر، سوء‌تفاهم و خطاي فکر که بر شدت خشم شما مي افزايد توجه کرديم. با توجه به نقش اين عوامل بايد افکار و معاني موجود در پس پرده عصبانيت را تحليل کنيم.

براي استفاده از روش‌هاي شناخت درماني به خلاصه زير توجه کنيد:

1- به افکار اتوماتيک و واکنش‌هايتان توجه کنيد و مترصد خطاهاي شناختي خود باشيد.

2- در طرز تلقي خود نسبت به همسرتان تجديد نظر کنيد.

3- چشم‌اندازهاي همسرتان را ببينيد.

4- حواس خود را به امور ديگري جلب کنيد.

افکار اتوماتيک و واکنش‌هاي منطقي (قالب بندي)

هدف اين است که زن و شوهر بتوانند تصوير متعادل‌تري از يکديگر بدست آورند اگر بخواهيد مي‌توانيد براي رفتارهاي خود دليلي حدس بزنيد و بعد درستي برداشت خود را با رجوع مستقيم به نقطه نظر همسرتان بيازمائيد.

افکار اتوماتيک : با دوستانش به گردش رفته است و اين ثابت مي‌کند که براي من و بچه‌ها ارزشي قايل نيست.

مادر بي‌عرضه‌اي است، بچه‌ها هر کاري که بخواهند با او مي‌کنند. خيلي وسواس به خرج مي‌دهد. در سفر با همه صحبت مي‌کند. در پول خرج کردن وسواس عجيبي دارد، حساب دينارهاي خرج مرا نگه مي‌دارد. بيشتر خوش مي‌گذرد.

واکنش منطقي

با اين کار اعصابش راحت مي‌شود. هر وقت با دوستانش به گردش مي‌رود روحيه‌اش بهتر مي‌شود.

مادر بسيار مهرباني است بچه ها هم عاشق او هستند. از آن گذشته بچه‌ها هم بد نيستند و مشکلي توليد نمي‌کنند. بدرفتاري و شيطنت کردن براي بچه‌ها طبيعي است، آنها هيچ اشکالي ندارند. کدبانوي بسيار منظمي است. بالاخره کسي هم بايد به مسائل مالي خانه توجه کند. او از عهده اين کار بخوبي بر مي‌آيد.

برگرفته از کتاب" عشق هرگز کافي نيست"
تبیان

شروط معمول عقد


زوجه می تواند هنگام عقد نکاح شروطی را به شروط معمول عقد نامه اضافه کند .اما این شروط چیست ؟و در چه صورتی گذاشته می شود؟...

شروطی برای زندگی مشترک
تنها 21 سال داشت كه با هزار امید و آرزو سر سفره عقد نشست و زندگی سرشار از عشق را آغاز كرد. می گفت : همیشه فکر می کردم بعد از ازدواج دنیای متفاوتی داشته باشم به همین خاطر روزی که سند ازدواج را امضا می کرد به همه چیز فکر می کرد غیر از جدایی و طلاق . امروز بیش از 22 سال ندارد اما مجبور است کوله باری از تجربه تلخ را با خود بر دوش بکشد .

قاضی به وی گفته بود تنها می‌توانی لوازم شخصی و مقدار كمی از لوازم منزل را كه با خود آوردی از شوهرت پس بگیری ، باور نمی‌كرد . اعتراض و فریادهایش به جایی نرسید چون خودش این‌گونه متعهد شده بود در آن هنگام كه خودش را سوار بر ابرها می‌دید ، شوهرش هنگام عقد نكاح در سند ازدواج ذكر كرده بود زوجه حق مهر خود را ساقط كرده و او بی‌آن كه بداند چیست ، آن را امضا كرده بود . قبل از ورود به بحث ابتدا به تعریف شرط می‌پردازیم .

زوجه می تواند هنگام عقد نکاح شروطی را به شروط معمول عقد نامه اضافه کند .
شرط : توافقی است كه برحسب طبیعت خاص موضوع یا رضایت طرفین در ضمن عقد نکاح قید می شود بنابراین شرط، تعهدی است كه ضمن تعهد دیگر درج می‌گردد و در اثر این امر، بستگی و روابط میان آن دو تعهد ایجاد می‌شود كه شرط، صورت تعهد تبعی به خود می‌گیرد .
شروط موجود در قباله ازدواج: ضمن عقد نكاح زوجه شرط كند هرگاه طلاق بنا به درخواست او نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نباشد ، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را كه در ایام زناشویی با او به دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل نماید.

مواردی كه زن می‌تواند حسب مورد از دادگاه تقاضای صدور اجازه طلاق كند ، به شرح زیر است :
1- استنكاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت 6 ماه به هر عنوان و عدم امكان الزام او به تادیه نفقه و همچنین در موردی كه شوهر سایر حقوق واجبه زن را به مدت 6 ماه نپردازد و اجبار او به پرداخت هم ممكن نباشد .
2- سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی كه ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل كند .
3- ابتلای زوج در مواردی كه فسخ نكاح شرعا ممكن نباشد .
4- جنون زوج در مواردی كه فسخ نكا ح شرعا ممكن نباشد .
5- عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوجه به شغلی طبق نظر دادگاه صالح كه منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد .
6- محكومیت شوهر به حكم قطعی اعم از مجازات پنج سال حبس یا بیشتر و یا جزای نقدی‌ای كه بر اثر عجز از پرداخت، منجر به پنج سال یا بیشتر حبس شود و حكم مجازات در حال اجرا باشد .
7- ابتلای زوج به هرگونه اعتیادی كه به تشخیص دادگاه به‌ اساس زندگی خانوادگی خلل وارد كرده و ادامه زندگی برای زوجه دشوار باشد .
8- زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترك كند. تشخیص ترك زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است و یا این‌كه زوج شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت كند .
9- محكومیت قطعی زوج بر اثر ارتكاب جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حدود و تعزیر بر اثر ارتكاب جرمی كه مغایر با حیثیت خانوادگی و شوون زوجه باشد كه تشخیص آن با دادگاه است .
10- در‌صورتی كه پس از گذشت 5 سال، زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر او صاحب فرزند نشود .
11- ‌در صورتی‌كه زوج مفقود‌الاثر شود و ظرف مدت 6 ماه پس از این‌كه زن به دادگاه مراجعه كرد، از او خبری نشده باشد .
12- زوج، همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار كند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت نكند .

علاوه بر شروط دوازده‌گانه، زنان می‌توانند شروط دیگری را نیز به شوهر خود پیشنهاد كنند مانند حق تحصیل، حق انتخاب مكان سکونت، حق اشتغال و ... چرا كه دیگر بسختی می‌توان شخصی را یافت كه در حال حاضر معتقد به لزوم تحول در حقوق زن در ایران نباشد .لذا شاید مناسب باشد حال كه تغییرات قانونی در حقوق زن به دلایل مختلف با اشكالات متعدد روبه‌رو شده است و بسیار كند پیش می‌رود، پیشنهاد كرد كه بخشی از این تحول، از راه توسعه شروط ضمن عقد در سند‌های نكاح انجام شود .

قانون با ارائه یك الگوی واحد در تشكیل ، ادامه ونحوه انحلال زندگی خانوادگی شاید نتواند پاسخگوی تنوع سلایق و عقاید، فرهنگ‌ها، موقعیت‌های اجتماعی و نیازهای مادی و معنوی افراد در جامعه امروزی باشد؛ در حالی‌‌كه شروط عقد تا حد زیادی می‌تواند به این تنوع و این نیازها پاسخ مثبت دهد، بی‌آن‌كه حرمت قانون شكسته شود، همچنین از ظاهر این امر می‌توان استنباط كرد كه فلسفه درج این شروط معضل در نكاح نامه چیزی نیست جز حمایت از زن و حفظ موجودیت خانواده و رعایت پیش‌بینی‌های لازم برای پیشگیری از سوء استفاده از اختیار طلاق به‌دست مرد .

البته این مقاله به هیچ وجه قصد ندارد به شما توصیه کند در ابتدا چنین شرطی را مطرح کنید اما ممکن است شرایط بعضی از افراد ایجاب کند که چنین شرطی را عنوان کنند . ما در این بخش به منظور اطلاع رسانی بیشتر شما را در جریان قوانین موجود می گذاریم .

تبیان

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

سؤالات ممنوعه !


بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند.چون اگه جوابهاشون براساس حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!

اين ۵ سوال عبارتند از :
  1. به چي فکر مي کني؟
  2. آيا دوستم داري؟
  3. آيا من چاقم؟
  4. به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟
  5. اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟

توضیحات بیشتر و راهنمایی برای مردهای عزیز :

1- به چي فکر مي‌کني؟

جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي‌کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي‌کرده:

الف) فوتبال

ب) بسکتبال

ج) چقدر تو چاقي!

د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!

ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟

يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، درباره‌ش حرف مي‌زدم!“...

2- آيا دوستم داري؟

جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط‌ترند مي‌تونن بگن: “بله عزيزم!“... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:

الف) فکر کنم اينطور باشه!

ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا مي‌کني؟

ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!

د) مگه مهمه؟!

ه) کي؟... من؟!

3- آيا من چاقم؟

واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:

الف) نمي‌تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!

ب) نسبت به چه کسي؟!

ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!

د) من چاق‌تر از تو هم ديدم!

ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه‌ات فکر مي‌کردم!

4- به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟

“اون دختره“ در اينجا مي‌تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“... جوابهاي غلط عبارتند از:

الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه‌اي خوشگله!

ب) نمي‌دونم اينجور موارد رو چطوري مي‌سنجند!

ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!

د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!

ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي‌کردم!

5- اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟

جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير مي‌بينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني‌تر باشه!...

زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟

مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي‌پرسي؟ اين سوال منو نگران مي‌کنه!

زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟

مرد: البته که نه عزيزم!

زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟

مرد: معلومه که دوست دارم!

زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي‌کني؟

مرد: خيلي خب! ازدواج مي‌کنم!

زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي‌کني؟

مرد: بله!

زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي‌کني؟

مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!

زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟

مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!

زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي‌کني و عکسهاي اونو به ديوار مي‌زني!

مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!

زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!

مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته

۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

طنز امروز


یکی تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...
فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...
یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! یارو از پشت مجسمه میپره بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم!

فوائد ازدواج مجدد


از عصر حجر تا کنون ، اين نکته بر هيچ مرد متأهلي پوشيده نبوده که اقدام به ازدواج مجدد ، محاسن بيشماري را براي وي به دنبال خواهد داشت که سبب افزايش سطح آگاهي ، دانش ، شناخت و در نتيجه ، افزايش ميزان پايبندي اش به زندگي مشترک خواهد شد !

در زير ، چند نمونه از اين محاسن بيان شده ، باشد که مطالعه آنها سبب افزايش { ببخشید } منظورم اين بود که سبب کاهش ميزان اقدام به ازدواج مجدد در جامعه گردد !

1 - با مطلع شدن همسرتان از اين اقدام شما در کمتر از چند دقيقه ، هر چه بيشتر به سرعت انتقال اطلاعات در جهان کنوني که عصر ارتباطات مي باشد ، پي خواهيد برد !


2 - با لو رفتن اين قضيه ، دوستان راز نگهدارتان را از دشمنان راز گشا ، باز خواهيد يافت !


3 - با مورد ضرب و شتم قرار گرفتن از سوي همسرتان ، ميزان نيرو و زور بازوان او را خواهيد فهميد و در خواهيد يافت که در ادامه زندگي مي توانيد مثل کوه به او تکيه کنيد و از هيچ چيز نهراسيد !

4 - با پرتاب شدنتان از پنجره منزل به بيرون ، بيش از پيش ، محاسن گرفتن خانه در طبقات همکف آپارتمان را درک خواهيد کرد و تا آخر عمر ، هيچگاه خانه اي در طبقات فوقاني نخواهيد گرفت !


5 - با اصابتتان به زمين و خورد و خمير شدنتان ، اهميت ورزش و ورزش کار بودن را در خواهيد يافت و بعد از آن سعي مي کنيد آمادگي جسماني تان را بالا ببريد تا با اين صدمات از پاي در نياييد !


6 - با آواره شدنتان در کوچه و خيابان در سرماي 28 درجه زير صفر ، بيش از هر زمان ديگري به ارزش کانون گرم خانواده پي خواهيد برد !


7 - با گذشت چند ساعت و احساس گرسنگي کردن ، قدر دستپخت همسرتان را که تاکنون معتقد بوديد افتضاح است و اگر موش هم آنرا بخورد ، مسموم مي شود ! را خواهيد دانست !


8 - با ابراز پشيماني از اين اقدام نزد همسرتان ، به ارزش و تاثير به کار بردن الفاظي چون : غلط کردم ، {....} خوردم ، بي جا کردم ، منو ببخش ، ديگه تکرار نمي شه و .... پي خواهيد برد !


9 - با رد شدن ابراز پشيماني از سوي همسرتان و تصميم گرفتن به خريد يک هديه ترجيحاً طلايي بعنوان منّت کشي براي وي ، تورّم موجود در جامعه را بيش از هر زمان ديگري احساس خواهيد کرد !


10 - با قبول هديه و بخشش شما از جانب همسرتان و راه دادنتان به خانه ، به خصلت نيکوي بخشش و بزرگواري در او پي خواهيد برد و در نتيجه تا آخر عمر هيچگاه يک تار موي او را با هزار تا جنيفرلوپز هم عوض نخواهيد کرد !


و در نهايت اينکه تمام موارد بالا سبب خواهد شد که تا زنده هستيد و يا همسرتان زنده است ! اگر شما را با لانچوکو(وسیله مورد علاقه « بورس لی ») هم بزنند ، هيچگاه حتي به ذهنتان هم خطور نکند که دنبال تجديد فراش و دوتا کردن شلوار و گرفتن يک زن ديگر برويد تا به موجب آن موارد فوق را دوباره تجربه نماييد !