۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

با وسواس همسرم چه کار کنم؟


سوال از مشاور: همسرم وسواس مزمن دارد، نمیدانم چه کار کنم، خواهش می‌کنم مرا راهنمایی کنید.

سوال:
همسرم وسواس مزمن دارد، دکتر نمی‌رود، ظاهرا ً مردم متوجه این مشکل او نمی‌شوند ولی حتی بعد از رفتن به میهمانی دوست و اقوام بعد از برگشت تمام زندگی اش را آب می‌کشد، در روابط زناشویی هم مشکل داریم تا کوچکترین ایرادی بگیرم قهرهای طولانی مدت می‌کند، هردوی ما مسن هستیم، عروس و داماد داریم. من به خاطر اینها تحمل می‌کنم ولی دیگر نمی‌توانم، خواهش می‌کنم مرا راهنمایی کنید.

پاسخ مشاور:
خانم عزیز متأسفانه وسواس مسأله ای نیست که شما بتوانید آن را حل نمایید یا با تغییر عملکرد خود موجب تغییر در رفتار همسرتان شوید بلکه فقط با راهکارهایی باید او را به سمت درمان هدایت نمایید. مثلا ً این که به او بگویید قدرت تحمل شرایط را ندارید و در صورتیکه به درمان راضی نشود دیگر امکان ادامه ندارید و یا این که حَکمی را جهت راضی کردن او برای درمان از بین اقوام و دوستان انتخاب کنید تا بدون این که فرزندان تان و همسران شان متوجه شوند با وی صحبت کند. در قبال قهرهای طولانی مدتش هم اندکی مقاومت کنید تا بداند این رفتارش نتیجه ای نخواهد داشت. آرزو می‌کنم موفق به هدایت او به درمان شوید.

سیمرغ

ازدواج هاى هوسی ، انتخاب های اشتباه!


«هوس» يكى از مهمترين، و در عين حال خطرناك ترين پايه هاى ازدواج است.تكيه گاه هوس ارزش هاى زودگذر و ناپايدار و احياناً كودكانه يا احمقانه است.

«هوس» يكى از مهمترين، و در عين حال خطرناك ترين پايه هاى ازدواج است.

«هوس» را نبايد با لذت هاى مشروع جنسى كه انگيزه فطرى ازدواج است اشتباه كرد شك نيست كه اكثريت قريب باتفاق جوانان در ازدواج «لذت جنسى» مى جويند و به حكم فطرت و آفرينش كه چنان غريزه نيرومندى در آنها آفريده، چنان حقى را هم دارند.

اما هوس چيزى بالاتر از اين است.

«هوس» يك سلسله خيالات خام و محاسبات غلط و غير عاقلانه است كه با نوسانات بى رويه و كامجويى هاى شيطنت آميز و حيوانى آميخته است.

تكيه گاه هوس ارزش هاى زودگذر و ناپايدار و احياناً كودكانه يا احمقانه است.

ازدواج هايى كه بر اساس هوس چيده مى شود غالباً به جدايى مى انجامد، زيرا ضامن بقاى آن گاهى چيزهايى است به ناپايدارى يك حباب روى آب، يا يك برق آسمان!

ازدواج هاى هوسى نشانه هاى فراوانى دارد:

مجلات هوسى پر است از اين ازدواج هاى هوسى.

الگوى اين ازدواج ها گاهى فيلم هاى سينما، و گاهى ازدواج ها و طلاق هاى خواننده ها و هنرپيشه ها مى باشد.

غافل از اين كه اين «كاسب كارها»! براى سر و سامان دادن به كسب و كار خود، و آجر نشدن نانشان، بايد هر چند روز، كار تازه اى انجام دهند كه اسم آنها در زبان ها بيفتد، و به همين جهت مجبورند يك روز ازدواج و روز ديگر طلاق بگيرند، تا عكس و تفصيلات اين جدايى، و آن اتّصال زينت بخش صفحات جرايد بازارى گردد و موج تازه و رونق جديدى به كسب و كارشان بيفتد.

اين را نيز مى دانيم كه صحنه ها و چهره هاى سينمايى جز يك مشت صحنه هاى ساختگى، و چهره هاى گريم كرده چيزى نيست، و در آن سوى چهره ها چهره هاى ديگرى وجود دارد.

امّا هوسبازان بى مطالعه همه اينها را جدى گرفته، و شالوده زندگى خود را روى اين «سراب ها» و «حباب ها» مى نهند و به دنبال آن هزار گونه ناراحتى خود و ناراحت كردن ديگران، هزار گونه دربه درى خود و دربه در كردن ديگران به كفّاره اين هوس هاى زودگذر فراهم مى سازند.

نمونه ديگرى از اين ازدواج هاى هوسى آن است كه به خاطر فلان ژست و ادا در كنار دريا، و مثلا ابراز احساس بموقع در هنگام مشاهده فلان مسابقه ورزشى و مانند آن صورت مى گيرد.

ازدواج با فوتبال!

اخيراً خبر جالب و در عين حال تأسف آورى در جرايد به چشم مى خورد:

زنى از دست همسرش به دادگاه شكايت كرده كه شوهرم شيفته مسابقات فوتبال است و تا سرحدّ عشق به آن مهر می ورزد، هر مسابقه در هر كجا تشكيل شود نخستين مشترى پروپا قرص آن، اوست، فرضاً اين توفيق نصيب او نشود كه مسابقه فوتبال را در محل تشكيل مسابقه ببيند بايد به هر قيمتى هست پاى تلويزيون بنشيند و يا به صداى گوينده راديو گوش كند.

مخصوصاً به هنگام تماشاى مسابقات روى شيشه تلويزيون همه چيز حتى شام و خواب و زن و فرزند خود را فراموش مى كند او ميل دارد تمام سخن از فوتبال در ميان باشد، و نه چيز ديگر.

با اين كه خودش پا به توپ نمى زند قسمت زيادى از پول هاى خود را روى شرط بندى فوتبال از دست مى دهد گاهى هم مقروض مى شود!

اى كاش اين عاشق فوتبال با خود «فوتبال» ازدواج مى كرد نه با من.

من از اين زندگى خسته شده ام و دارم خفه مى شوم.

ولى اين خانم كه اكنون از همسرش يك بچه دارد نمى داند كه اصلا همسرش او را به خاطر فوتبال گرفته است!

چه اين كه خودش اعتراف مى كند به تماشاى يك مسابقه فوتبال رفته بودم، و به هنگامى كه براى بازيكنان يك تيم ابراز احساسات مى كردم اين جوان هم براى همان ها ابراز احساسات داشت و از همان جا با او آشنا شدم، و پايه ازدواج ما به اين ترتيب ريخته شد، گويا قدر مشترك روحى آنها همين ابراز احساسات به فلان دسته بازيكنان بوده است!

مى دانيد شوهر او در برابر اين شكايت چه گفت؟

گفت: من اين طورم كه مى بينى مى خواهى بمان و تحمل كن، نمى خواهى راهت را بگير و برو!

ازدواج هاى كاغذى!

ديگر از نمونه هاى ازدواج هاى هوسى ازدواج هايى است كه از صفحات مجلات و جرايد هوسى شروع مى شود.

مثلا فلان آقا در مجله در صفحه مخصوص آگهى هاى ازدواج مى خواند:
«دوشيزه اى هستم 29 ساله! قد... سانتيمتر،درآمد... تومان در ماه، علاقه مند به موسيقى و گردش و تفريح و پيك نيك! خواهان ازدواج با مردى سبزه و گندم گون كه طول قامتش... سانتى متر و خوش تيپ و خوش آهنگ و خوش برخورد و خوش رو و خوش حرف باشد، درآمد مطرح نيست، هر چه آيد خوش آيد!...»

اين آگهى آبدار توجه او را به خود جلب مى كند و چون هم خود را واجد شرايط مى بيند و هم طرف را، از طريق دفتر همان مجله - با حفظ حق دلالى - با او تماس مى گيرد و طرح اين ازدواج ميمون با وساطت همان مجله صورت مى گيرد.

ولى همين كه آبها از آسياب فرو ريخت! و كمى به خود آمدند در فكر فرو مى روند كه مگر مى خواستند تيرآهن و الوار خريدارى كنند كه تنها با طول و عرض و قامت و كمر و لباس قناعت كردند و صفات انسانى كه ضامن اصلى وفادارى و بقاى ازدواج است همه را فراموش نمودند.

ولى چون هيچ يك از اين صفات در متن عقد شرط نشده و نه جزء شرايط خارج عقد بوده و فقدان آنها لطمه اى به صحت ازدواج نمى زند ناچار با اندازه گيرى دقيق طول قامت و دور كمر و ران ها و كم و زياد بودن - ولو به اندازه يك سانتيمتر! - دستاويز مناسبى براى جدايى پيدا مى كنند و سند اين ازدواج كاغذى را از هم پاره كرده، دور مى ريزند و تا مدّت ها در زير بار عواقب و گرفتارى ها و بدهكارى هاى آن خواهند بود.



بعضى از ازدواج ها مخلوطى است از «هوس» و «تجارت» و طبعاً جامع عيوب و بدبختى هاى هر دو است، و از آن بالاتر ازدواج هاى سياسى است، و چه بهتر كه سر بى درد خود را به درد نياوريم و سربسته بگذاريم و بگذريم.

پيشوايان بزرگ ما بيش از هر چيز روى مزاياى روحى و فكرى و اخلاقى دو همسر تكيه كرده اند، به همين دليل توجه به تربيت خانوادگى، اصالت، روح فداكارى، محبّت و صميميت پاكدامنى و نجابت، ايمان و تقوا را از هر چيز لازم تر شمرده اند.

روزى پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) ما به ياران خود فرمود: «از گياهان خوش آب و رنگى كه در نقاط متعفن و آلوده مى رويد بپرهيزيد»!

ياران عرض كردند: منظور شما از چنين گياهان چيست؟
فرمود: منظورم زنان خوش آب و رنگى است كه در محيط هاى ناپاك و خانواده هاى آلوده پرورش يافته اند (و فاقد امتيازات اخلاقى هستند).
irshafa.ir

روشی مناسب برای بیان عشق نهفته به توصیه مشاوران!


شری و باب استریتف مشاوران معروف خانواده توصیه هایی برای شما که نمیتوانید علاقه تان را به زبان آورید , دارند که چگونه در عین حفظ غرورتان عشقتان را به همسرتان ابراز کنید

راه های ساده ای وجود دارد که شما می توانید بوسیله آن عشق خود را به همسرتان ابراز کنید. یکی از این راه ها این است که یک یادداشت عاشقانه بنویسید و آن را در جایی پنهان کنید تا همسرتان آن را پیدا کند.

برای نوشتن یادداشت عاشقانه تان وقت بگذارید و آن را در یک جای خاص که می دانید مورد علاقه همسرتان است پنهان کنید و منتظر پاسخ عاشقانه همسرتان باشید.

اهمیت نوشتن یادداشت های عاشقانه
به نظر می رسد معمول ترین مکان ها برای پنهان کردن یادداشت های عاشقانه جایی در آشپزخانه و یا اتاق شما باشد.
صرف نظر از اینکه شما کجا را برای پنهان کردن یادداشت های عاشقانه تان انتخاب می کنید، نوشتن یادداشت و صرف زمان برای یافتن یک محل شیک و رمانتیک می تواند خیلی بیشتر از خود یادداشت روی طرف مقابل تان تاثیر بگذارد.
در اینجا ما به شما برای هر اتاق پیشنهادهایی داریم و به شما می گوییم که کجا را برای پنهان کردن یادداشت تان انتخاب کنید.

می توانید با مراجعه به قسمت های زیر پیشنهاد های بیشتری ببینید.خوانندگان ما این پیشنهادها را به شما می دهند:

یادداشت تان را کجا پنهان کنید – آشپزخانه
• روی در یخچال
• برنامه ریزی کنید و با هم شامی تهیه کنید و یادداشت عاشقانه خود را لای کتاب آشپزی و یا داخل ظرف یکی از مقدمات شام بگذارید.
• داخل لیوان مورد علاقه همسرتان
• داخل ظرف ناهار همسرتان
• داخل بسته چیپس مورد علاقه همسرتان
• روی ساندویچ
• روی کشو ظروف نقره
• با کلمات آهن ربایی روی در یخچال یادداشت بگذارید
• روی سر در اتاق های خانه مخصوصا اتاق کار همسرتان
• داخل ظرف شکر

• یکی از خوانندگان ما می گوید:" من همیشه شب قبل ساندویچ و ناهار فردای همسرم را تهیه می کنم ، پس می توانم یادداشت ام را داخل ظرف آن بگذارم. روز بعد زمانیکه برای ناهار ساندویچش را برمی دارد نوشته من را می بیند".
• داخل ماشین ظرفشویی، یا روی غذای مورد علاقه همسرتان

• یکی دیگر از خوانندگان ما می گوید:" یک روز در حال تهیه شام بودم، و زمانیکه داشتم سالاد درست می کردم، این کلمات را هم بریدم،‌"دوستت دارم" این نوشته را همسرم روی بسته پنیر نوشته بود...من هم روی ظرف سالادش جوابش را نوشتم".
• بهترین مکان برای پنهان کردن یادداشت عاشقانه تان بسته ناهار همسرتان است. البته اگر همسر شما با خودش ناهار می برد.
• یک بسته کره را باز کنید و روی قالب آن با چاقو بنویسید "دوستت دارم" و دوباره آن را در یخچال بگذارید تا شکل بگیرد. شکل کره بسیار جالب خواهد بود.

یادداشت های عاشقانه خود را کجا پنهان کنید - اتاق نشیمن
روی ریموت کنترل تلویزیون
لای صفحات کتابی که همسرتان می خواند
روی تلویزیون
روی صندلی مورد علاقه همسرتان
زیر بالش
زیر تلفن
روی مجله همسرتان
روی جلد سی دی یا دی وی دی مورد علاقه همسرتان
یکی از خوانندگان ما به نام سوزی می گوید:" هر روز صبح شوهر من یادداشت عاشقانه اش را روی میز قهوه خوری مان می گذارد، هیچ کس نمی داند آن چیست جز من...

یادداشت های عاشقانه خود را کجا پنهان کنید – اتاق خواب
جین یکی دیگر از خوانندگان همراه ما به نام جین می گوید:" من دوست دارم هر چند وقت یکبار یک جمله ساده کوتاه یا یک عبارت عاشقانه کوتاه بنویسم و برای همسرم بگذارم ( معمولا روی یک کاغذ بسیار کوچک می نویسم) و آن را در کشوی پیرهن، کشوی شلوارها و یاد داخل جیب لباس حمامش می گذارم. گاهی همسرم همان موقع آن را پیدا می کند ، گاهی هفته بعد ،‌بعضی اوقات ماه ها بعد آن را پیدا می کند. برای او سورپرایز بزرگی است که بفهمد من به فکر او هستم.
مانتی می گوید، من دوست دارم شوهرم را غافلگیر کنم، به خاطر همین هر چند وقت یکبار یک نوشته کوتاه عاشقانه برایش می نویسم و داخل جیب لباس هایش می گذارم.
شیلا می گوید:" من فکر می کنم زمانی که همسرتان قصد مسافرت دارد بهترین زمان برای نوشتن یک یادداشت عاشقانه است. می توانید آن را داخل چمدانش بگذارید. جایی نزدیک حوله یا مسواکش".
سوزی می گوید:" در فصل زمستان ترجیح می دهم نامه های عاشقانه ام را داخل جیب ژاکت شوهرم بگذارم . جایی که وی اغلب سوئیچ ماشینش را می گذارد. وقتی فردا صبح او خواست ماشینش را روشن کند، آنرا پیدا می کند،‌ و من فکر می کنم می تواند روز خوبی را شروع کند".
یکی دیگر از خوانندگان ما می گوید:
من یاداشت ام را داخل جیب شوهرم می گذارم تا زمانیکه خواست پول ناهار خود را بپردازد آن را پیدا کند.
من نوشته ام را داخل جیب کت همسرم می گذارم. (پاتریس)
من یاداشت ام را روی نوک کلاه همسرم می گذارم.

یاداشت های عاشقانه خود را کجا پنهان کنید – اتاق کار
• شاید پنهان کردن یک یاداشت عاشقانه در اتاق کار همسرتان یک ایده رومانتیک نباشد،‌اما وقتی همسر شما آن را پیدا می کند ، مطمئن باشید روز خوبی را آغاز خواهد کرد.
• یک یادداشت عاشقانه کوتاه روی اولین برگ دفتر برنامه روزانه !
• من امروز صبح لب تابم را باز کردم و دیدم دوست پسرم یک یادداشت عاشقانه برایم فرستاده است. خیلی هیجان زده شدم.
• روی صفحه مانیتور همسرتان! درست است این نوشته نمی تواند عمق احساس شما را نشان دهد ،‌همچنین باید توجه داشته باشید که ممکن است نوشته شما را فرد دیگری غیر از همسرتان نیز بخواند، چون روی کامپیوتر قرار گرفته...
• می توانید یک پیغام تلفنی کوتاه برایش بگذارید.
• فرستادن یک یادداشت به محل کار همسرتان.

یادداشت های عاشقانه خود را کجا پنهان کنید – وسیله نقلیه همسرتان
روی آفتابگیر ماشین
دیروز همسر من یک یادداشت عاشقانه بهمراه یک شاخه گل رز روی کاپوت ماشینم چسبانده بود.
• من هر چند وقت یکبار برای همسرم یاداشت های عاشقانه می نویسم. بعضی اوقات آن را زیر آفتابگیر ماشینش می گذاریم. بعضی اوقات روی آینه ماشین. جالب است که او هم همین کار را می کند. او هم نوشته های عاشقانه اش را یا در جعبه ابزار ماشینم می گذارد یا روی ضبط صوت می چسباند.در حقیقت این کار برای ما یک سرگرمی و یک مسابقه شده تا هر کس بهترین و غافلگیر کننده ترین مکان را برای گذاشتن یاداشت عاشقانه اش پیدا کند.
می توانید یادداشت تان را روی صندلی ماشین همسرتان بگذارید.
شیشه ماشین هم مکان جالبی برای چسباندن یک یادداشت عاشقانه است.
کلی می گوید:" من یک روز چند قلب رنگی و زیبا را که رویش نوشته بود"دوستت دارم" روی صندلی ماشین همسرم گذاشتم. شوهرم بسیار غافلگیر شده بود".

• جان می گوید:" یک روز وقتی داشتم سوار ماشینم می شد م، یک بسته پلاستیکی رنگی ارزان قیمت پیدا کردم که رویش نوشته بود "دوستت دارم" ؛اما الان همان بسته ارزان قیمت پلاستیکی برای من حکم یک هدیه گران قیمت را دارد.
• می توانید نوشته تان را روی آینه بچسبانید و بنویسید" با احتیاط رانندگی کن ، بعد از پایان کارت من در خانه منتظر تو هستم"!

• یادداشت های عاشقانه خود را کجا پنهان کنید – حمام
می توانید نوشته خود را با مداد رنگی و یا پاستل رنگی کودک تان روی آینه حمام یا روی دوش بنویسید.
مانتی می گوید:" من یادداشت عاشقانه ام را روی یک دستمال کاغذی نوشتم و دوباره آن را پیچیدم و سرجای خودش گذاشتم تا وقتی همسرم می خواهد از آن استفاده کند اول آن تکه یادداشت من را ببیند.
• روی آینه حمام
• نوشته تان را لای کاغذ حوله همسرتان بگذارید.
• روی وسائل حمام و یا لوازم آرایش همسرتان
• من یادداشت عاشقانه ام را روی کاغذ صابون حمام شوهرم می نویسم.
• جک می گوید:" من یادداشت های عاشقانه ام را داخل بسته لوازم مانیکور همسرم می گذارم".
من می دانم که شوهرم استیو هر روز صبح اصلاح می کند،‌ پس هر شب قبل از خواب به حمام می روم و نوشته ام را داخل پاکی سرخ می گذارم و رویش می نویسم :برای استیو و به آینه حمام می چسبانم.
قبل از رفتن همسرتان به حمام ،‌به آنجا بروید و آب داغ را باز کنید، ‌روی آینه بخار گرفته بنویسید دوستت دارم یا شکل یک قلب بکشید، بعد از اینکه همسرتان به حمام رفت و حمام دوباره بخار کرد، نوشته شما دوباره ظاهر خواهد شد.
نوشته تان را روی پاکت صابون ، یا شامپو یا ژل همسرتان بگذارید.

• یادداشت های عاشقانه خود را کجا پنهان کنید – گاراژ یا انباری
• روی نیمکت کار همسرتان
• داخل کشو نیمکت کار همسرتان
• داخل جعبه ماهیگیری همسرتان
• یادداشت های عاشقانه خود را کجا پنهان کنید – بیرون از منزل
• جک می گوید:" مدتی پیش راهرو منزلمان را دوباره رنگی می کردم. بالای راهرو نوشتم 143( 1 = من ، 4 = دوست دارم ، 3= تو) یعنی من تو را دوست دارم وقتی همسرم به خانه آمد و آن را دید خیلی خوشحال و هیجان زده شد.
• من نوشته هایم در محل یکه همسرم ماشینش را پارک می کند می گذارم ، البته باید این نوشته کاملا واضح باشد چرا که ممکن است آن را نبیند.

• نوشته های عاشقانه خود را کجا پنهان کنید- مکان های مختلف
در این قسمت می خواهیم چند پیشنهاد ابتکارانه و متفاوت به شما بدهیم:
به همسرتان ایمیل بزنید. مطمئن باشید وی انتظار چنین کاری را ندارد. اسم هر دو نفرتان را بنویسید و کنارش یک یک قلب بکشید و یا بنویسید برای همیشه!
من روی یک کاغذ نوشتم دوستت دارم و صد برگ از آن کپی گرفتم و آن ها را به همه جای خانه چسباندم تا همسرم هر جا را نگاه می کند ببیند من دوستش دارم. این نوشته ها را داخل جیب شلوارش ، روی پاکت سیگارش، داخل جعبه پیتزا داخل یخچال، ... خیلی سرگرم کننده است.
من جعبه سیگار همسرم را از قسمت انتهایی آن باز کردم و روی چند برگ سیگار همسرم را با نوشته های ریز عاشقانه پر کردم.و دوباره آن را سرجای خود برگرداندم تا همسرم روزی چند بار نوشته های من را ببیند.


سیمرغ

توصیه های مشاورین در خصوص ایجاد تعادل در زندگی زناشویی!


وقتی که شما یک بچه دارید، یک تغییر بزرگ در زندگی زناشویی ات رخ می دهد، وقتی گرد و غبار روی زندگی ات می نشیند، زندگی ات کاملا متفاوت با چیزی می شود که تا به حال بوده

باب و شری می نویسند: " وقتی که شما یک بچه دارید، یک تغییر بزرگ در زندگی زناشویی ات رخ می دهد، وقتی گرد و غبار روی زندگی ات می نشیند، زندگی ات کاملا متفاوت با چیزی می شود که تا به حال بوده".

جای هیچ تعجبی ندارد زمانیکه شما صاحب یک یا دو یا سه فرزند می شوید زندگ تان دستخوش تحولات بزرگ شود. در میان این تغییرات و خستگی که آن را احساس می کنید، نیاز دارید که پایه ها و بنیان زندگی تان را مستحکم کنید.
آیا می توانید در زندگی تان تعادل ایجاد کنید؟

آیا ایجاد تعادل در کار غیرممکن است؟
• خیر، ایجاد تعادل در زندگی غیرممکن نیست.

چگونه زندگی زناشویی خود را از فرزندانمان جدا کنیم؟
شما مجبور نیستید بین فرزندانی شاد و موفق و زندگی زناشویی شاد یکی را انتخاب کنید. با داشتن اولی مطمئن باشید دومی نیز خود به خود محقق خواهد شد".

•آنها به ما چند راه پیشنهاد می کنند تا در میان خستگی و افسردگی روزانه مان زندگی زناشویی خود را نجات بدهیم:

• وقتی بعد از پاین یک روز کاری به خانه بازمی گردید به یکدیگر خوشامد بگویید. مهربانی و عشق تان را به یکدیگر نشان دهید.

• یکی از کارهای خانه را انتخاب کرده و با هم آن را انجام دهید.

• دروازه بان نباشید.

• این قانون را در خانه بگذارید که بچه ها حتما زودتر از شما به رخت خواب بروند.

• یک برنامه منظم برای رابطه زناشویی خود بگذارید تا صمیمیت تان بیشتر شود.

• فراموش نکنید که هر شب اوقاتی را با همدیگر بگذرانید.

کارول لیندکویست دکتر روان شناس می گوید:" بهترین کاری که شما و شوهرتان می توانید برای بچه هایتان انجام دهید این است که رابطه خوب و صمیمی با یکدیگر داشته باشید و آن را به فرزندان تان نیز نشان دهید. این گونه شما تبدیل به یک الگو برای فرزندان تان می شوید و مطمئن باشید در آینده نیز بچه های شما همسران موفقی خواهند شد"‍.


بیان عشق نهفته
راه های ساده ای وجود دارد که شما می توانید بوسیله آن عشق خود را به همسرتان ابراز کنید. یکی از این راه ها این است که یک یادداشت عاشقانه بنویسید و آن را در جایی پنهان کنید تا همسرتان آن را پیدا کند.
سیمرغ

ازدواج براي مردها مفيد است


دانشمندان مي‌گويند؛ مهم نيست كه بعد از ازدواج چه قدر دعوا مرافعه و كلنجار داشته باشيد بلكه مهم اين است كه ازدواج براي حفظ سلامت بويژه براي سلامت مردان مفيد است و در واقع مشكلات و خطرات سلامتي آنها را كاهش مي‌دهد.

پژوهشگران دانشگاه آريزونا در آمريكا طي يك بررسي جديد علمي، نمونه‌هاي خوني حاصل از 1715 داوطلب در گروه سني 57 تا 85 سال را بازبيني كردند تا سطح پروتئين CRP در اين افراد را اندازه گيري كنند. اين پروتئين به وسيله كبد و در واكنش به التهاب توليد مي‌شود.

در مطالعات پيشين ارتباط CRP با بيماري قلبي،‌ افسردگي و حتي سكته مغزي مشاهده شد. اين تيم تحقيقاتي از روي تجزيه و تحليل‌هاي پزشكي و آزمايشگاهي دريافتند كه ازدواج طولاني مدت احتمال ابتلا به بيماريهاي جدي و خطرناك را در مردها كاهش مي‌دهد. در واقع اين تحقيقات نشان مي‌دهد كه پيوند بيش از ترك سيگار در حفاظت از بدن انسان در برابر بيماريهاي كشنده تاثيرگذار است.

در اين پژوهش كه در مجله سايكوسوماتيك مديسين منتشر شده، ‌معلوم شد؛ مقدار پروتئين CRP‌ در مردان متاهل در هر گروه سني كمتر است.

محققان تاكيد كرده‌اند كه مردها لزوما اين نوع حمايت را از سوي ديگر دوستان و آشنايان خود دريافت نمي‌كنند و به همين خاطر است كه ازدواج براي آنها اهميت دارد.

ایسنا

شخصيت شناسي از روي پيامك!


تحقيقات نشان مي‌دهد كه زنان انگليسي براي شناسايي شخصيت خواستگاران خود به دقت متن پيامك‌هاي آنها را بررسي مي‌كنند.

76 درصد از زنان شركت كننده در يك نظر‌سنجي اعلام كرده‌اند، متن و شيوه نگارش پيامك‌هايي كه خواستگارانشان براي آنها ارسال مي‌كنند تاثير زيادي در شناسايي شخصيت آنها وازدواج كردنشان دارد.

بنا برگفته آنها اشتباهات ديكته‌اي و گرامري از جمله نكته‌هايي است كه از مردان شخصيت غيرجذابي ارائه مي‌دهد.

در نتيجه اين نظرسنجي آمده است:

آشنايي به اصول خلاصه‌نويسي در پيامك‌ها و استفاده از تصاوير كارتوني كه حالت چهره را نشان مي‌دهد، براي زنان انگليسي خواننده پيامك‌ها بسيار جذاب است.
زنان شركت كننده در اين نظرسنجي گفته‌اند كه ترجيح مي‌دهند مرداني كه ديكته خوبي ندارند به جاي فرستادن پيامك‌هاي پر از غلط، گوشي را برداشته و مكالمه كنند.

شباهتهایی که به نظر یک مشاور برای ازدواج حتما زوجین باید داشته باشند!


آیا با هرکسی می‌توان ازدواج کرد؟به دیدگاه ها و توصیه های دکتر مجد مشاور و روانشناس در این خصوص توجه فرمایید:

آیا با هرکسی می‌توان ازدواج کرد؟
به دیدگاه ها و توصیه های دکتر مجد مشاور و روانشناس در این خصوص توجه فرمایید:

اول در انتخاب زوج، رضایت خانواده‌ها است
یعنی اعضای مهم و اصلی خانواده (پدر،مادر،خواهر و برادر) از ان انتخاب رضایت داشته باشند.در خانواده‌های ایرانی یک سنت است که اگر بزرگان خانواده ،فردی را بپذیرند و مثلاً بگویند که این داماد خوبی است ؛قبول داریم و مبارک است ان شاء الله … ، بدین ترتیب مرحله اول به خوبی پشت سر گذاشته شده است.

حالا این نوع انتخاب را مقایسه کنید با انتخاب یک دختر و پسری که بدون توافق خانواده‌هایشان میخواهند به محضر بروند و عقد کنند .خانواده‌ها با احترام به خواستگاری دختر می‌روند ، در روز خوبی مثلاً روز عید غدیر می‌روند،همگی توافق می‌کنند ،وبعد قرار نامزدی را میگذارند و … می‌بینید که ر ضایت خانواده‌های طرفین ازدواج اولین عامل سرنوشت ساز در زندگی زوج ایرانی است.در کشوری که مردم به صورت دسته جمعی زندگی می‌کنند ،وقتی شما با یک مرد زندگی می‌کنید انگار با یک قبیله زندگی می‌کنید.

فقط یک مرد به تنهایی نیست .در مورد خانمها هم همینطور است .وقتی با یک دختر زندگی می‌کنید با یک قبیله زندگی می‌کنید.چطور ما باید خودمان رادر این قبیله جا کنیم و مورد پذیرش فامیل همسرمان قرار بگیریم ؟ فقط با کمال،یعنی یک قدری سازگار باشیم ،یک سلام و علیک درست و حسابی بکنیم ،احترام به بزرگترها را بلد باشیم ،همه این رفتارها را کمال می‌گویند.مگر یک خانم محترم ایرانی که اهل نماز و سجاده است ،از عروسش جز احترام متقابل و کلمات قشنگ و دلنشین چه میخواهد .ما اگر این کمالات را داشته باشیم به سرعت در خانواده همسرمان مورد پذیرش قرار میگیریم و جا می‌افتیم.

بنابراین عامل دوم یا شرط دوم این است که خانواده‌های طرفین ،عروس و داماد را بپذیرند.

عامل سوم این است که این دو نفر که میخواهند با هم ازدواج کنند ،از نظر عاطفی قدری به هم شبیه باشند .
مثلاً یکی داغ داغ و دیگری سرد سرد،این دو نمیتوانند زوج مناسبی باشند .حداقل یک کمی از نظر عاطفی و احساسی به هم نزدیک باشند.قبلاً به کرات گفته ام مثلاً شما به یک آدم سرد از لحاظ عاطفی ،هر چه محبت کنید هیچ متوجه نمی‌شود.حتی گاهی خیال می‌کند که این وظیفه شماست.در حالی که این وظیفه ما نیست .گاهی با یک آدم داغ داغ مواجه می‌شوید که دائماً می‌گوید فدایت بشوم،چه چیزی می‌خواهی ؟می گوییم هیچی آقا،خیلی ممنون.یعنی آنقدر شعله عواطف او بالاست که ما می‌سوزیم ! به این لحاظ است که می‌گوییم اگر عاطفه دو نفر قدری نزدیک و شبیه به هم باشد برای سازگاری ،بهتر است.

عامل چهارم ،شباهت و نزدیکی میزان هوش و حواس زوجین است.
مثلاً یک خانمی با ضریب هوشی ۱۲۰ چگونه میتواند با آقایی با ضریب هوشی ۸۵ زندگی کند و به سازگاری و توافق هم برسند ؟زن و شوهر‌ها باید از لحاظ هوشی نزدیک به هم باشند.

مثلاً هر دو نزدیک به ۱۲۰ باشند .در مورد افراد کم هوش خیلی خوب بود اگر قانون مانع ازدواج آنان می‌شد. مثلاً فردی با ضریب هوشی ۵۲ نمی‌تواند خودش را اداره کند چه رسد به زن و بچه یا به شوهر و بچه .باید برای آنها برنامه‌های دیگری مانند ازدواجهای موقتی گذاشت.واقعاً بعضی افراد نباید ازدواج کنند چون مشکلات بیشتری به وجود می‌آورند.چنین زوجی قادر نیستند بچه‌های خود را تر و خشک و نگهداری کنند .

ممکن است هوش والدین روی هوش بچه‌ها اثر بگذارد ؟بله ممکن است اثر بگذارد.ما برای افراد کم هوش چندین برنامه درمانی داریم.به اینها نکات روانی یاد میدهیم.ممکن است طی ۱۰ سال بتوانند ۵ کلاس درس بخوانند ،بعضی کارهای ضروری را به اینها یاد می‌دهیم.باور کنیدازدواج یک پدیده فوق العاده مقدس و مهمی است،همینطوری نمی‌شود ازدواج کرد

عامل پنجم ،نزدیکی جغرافیایی ،این دو نفر است.
نمیدانم شما چقدر روی عامل جغرافیا تاکید می‌کنید ولی خصوصیت جغرافیایی پاره ای خصوصیات روانشناسی و شخصیتی به ما میدهد .مثلاًمردم مناطق جغرافیایی سردسیر را با مردم مناطق جغرافیای کویری یا جغرافیای مدیترانه ای و … مقایسه کنید،حتماً تفاوت دارند.معمولاً مردمی که در کنار دریا زندگی میکنند آرامترند.برای اینکه طبیعت به نفع آنهاست.یک چوب خشک را در این مناطق در زمین بکاری ،سبز میشود.
تیر قیراندود چراغ برق شهر من ،شاخه میدهد،باور می‌کنید ؟!
مثلاً اگر خیلی تنبل هم باشید فقط کافی است که کنار دریا بنشینید و قلاب ماهیگیری را داخل دریا بیندازید و ماهی بگیرید.ناهار شما آماده است ! حالا این را با یک مرد کویری که آب ندارد ، زندگی ندارد ،اصلاً کلافه است ،مقایسه کنید .لذا این آدم شمالی با آن آدم کویری صفات رفتاری و شخصیتی اش فرق میکند.این یکی ملایمتر است و آن یکی قدری تندتر.

ما میگوییم وقتی میخواهید ازدواج کنید ،بهتر است طول و عرض جغرافیایی‌تان به هم بخورد و نزدیک باشد.خوب است اینجا به تفاوت سنی مطلوب میان زن و شوهر هم اشاره ای بکنیم :
مطلوب است که آقایان در حدود چهار تا هفت سال بزرگتر از خانمها باشند.هرگز یک خانم نباید با یک مرد کم سن و سال تر از خودش ازدواج کند .شاید در ابتدا این انتخاب برایش جالب باشد ولی براستی او برایش شوهر نیست.مردی که مثلاً هفت یا هشت سال از همسرش کوچکتر است ،نمی تواند شوهر مناسبی باشد.

عامل ششم ،شباهت تحصیلی است .
ما خیلی اصرار می‌کنیم که سطح تحصیلات زن و شوهر در میزان توافق و سازگاری آنان مؤثر است.زندگی یک آدم باسواد با یک آدم بی سواد خیلی سخت است.مثلاً نمیشود که یکی دکترا داشته باشد و دیگری فقط شش کلاس درس خوانده باشد.البته در زمان قدیم رسم بود که مردان، زنان بی سواد یا کم سواد می‌گرفتند که اگر هر بلایی سرش آوردند ، متوجه نشود.اما الان شرایط جامعه تغییر کرده است.

غالباً آقایان دوست دارند با زنان باهوش و تحصیل کرده ازدواج کنند .زیرا معتقدند وقتی که ما مردیم چراغ خانه ما را روشن نگه میدارند. ولی یک زن کم عقل و کم هوش نمی‌تواند چراغ خانه را روشن نگه دارد.اصلاً چه لزومی دارد که زنی بگیریم که زنی بگیریم که هوشش کم باشد.مگر ما می‌خواهیم چه کار کنیم ؟ما می‌خواهیم زندگی کنیم .این زندگی ماست .این میزان درآمد ماست .هر جا مشکلی دارد بفرمائید.چرا ما با کسی ازدواج کنیم که ما را درک نکند.اتفاقاً اگر ما را درک کند و بفهمد خیلی خوب است.من فکر میکنم در گذشته ،مردها از زنهای تیز و باهوش وحشت داشتند برای اینکه ما مردها عیب و ایرادهایی داریم که یک خانم فهمیده و نازنین این ایرادها را رفع میکند ولی اذیت هم نمیکند .
الان مردهای ما بسیار علاقمندند که با زنان تحصیل کرده ازدواج کنند .مثلاً مردهایی که تحصیلاتشان در حد زیر دیپلم ،یا زیر کلاس پنجم ابتدایی یا زیر لیسانس است،تمایل دارند که زنهای باسوادتر از خودشان بگیرند .یک مورد مشاوره داشتم که به آقا گفتم :” این خانم لیسانسه هستند ولی شما فقط شش کلاس درس خوانده اید .“ آقا گفت :”عیبی ندارد من از ایشان خیلی چیزها یاد می‌گیرم.“ گفتم :” نه،صلاح نیست.“

عامل هفتم ،وجود اساس دلبستگی بین طرفین ازدواج است.
وقتی قصد داریم با کسی ازدواج کنیم لازم است که قدری دلمان با او باشد .شما میدانید مردمی که با عشق زیاد نسبت به همدیگر ازدواج می‌کنند خیلی زود سرد می‌شوندو حتی کار به جدایی و طلاق هم می‌کشد.ولی برای یک ازدواج مطلوب و معقول دوست داشتن عادی و مختصر لازم است.مثلاً کسی که به خواستگاری دختر خانمی آمده و حالا نامزد شده‌اند باید دو ،سه ماهی با همدیگر رفت و آمد کنند تا قدری نسبت به هم احساس دلبستگی پیدا نمایند .به طوری که اگر دوروز همدیگر را ندیدند دلشان تنگ بشود.این احساس ،عالی است.یک احساس دلتنگی نه کمتر و نه بیشتر.بعضیها که به شدت عاشق می‌شوند،می گویند یا این یا مرگ.من به شاگردانم یاد داده ام که در چنین شرایطی ،مرگ را ترجیح بدهند.این چنین ازدواجی فایده ندارد .خاطر خواهی یا افراط دوست داشتن همان چیزی است که مثلاً نوجوان یا جوانی از آپارتمان بیرون می‌آید و دم آسانسور دختری را می‌بیند و یک دل نه صد دل عاشقش می‌شود،تنها به یک نگاه .چنین ازدواجی به درد نمی‌خورد ،ما می‌خواهیم یک کسی را داشته باشیم که مثلاً او را چهار ماه ببینیم ،بعد دوستش بداریم.بگوییم که حداقل چهار ماه او را می‌شناختیم و بعد به او علاقمند شدیم.

عامل هشتم ،تشابهات مذهبی است .
من اعتقاد راسخ دارم که شیعه فقط باید با شیعه زندگی و ازدواج کند ،مسیحی با مسیحی ،کلیمی با کلیمی و … چون ما هر‌اندازه بینش زندگی با فردی از یک مذهب دیگر را داشته باشیم ولی بالاخره یک مادربزرگی داریم که طبق اعتقادات و سنتها و باورهای خودش عمل میکند.

ممکن است متوجه نشود که اینها کتاب دارند . ممکن است در کلام خود گاهی بد و بیراههایی بگوییم که مثلاً داماد یا عروس خانه ما که از یک دین و مذهب دیگری است بدش بیاید . تفاوت زبان چندان مهم نیست ،اغلب زن و شوهر‌ها زبان یکدیگر را یاد می‌گیرند ولی مذهب را نمی‌توانند .

عامل نهم ،از نظر ظاهری تقریباًُ شبیه هم باشند .
دو نفر که می‌خواهند ازدواج کنند باید ظاهری داشته باشند که بتوانند پنجاه سال همدیگر را تماشا و تحمل کنند .اغلب ما انسانها آینه‌های خود را گم کرده ایم.مثلاً آقا دنبال زیباترین زن است ،در حالی که خودش یک چیز بد ترکیب و زشتی است.باید به او بگوییم تو خجالت نمی‌کشی زیباترین خانم که نمی‌آید با تو ازدواج کند.اگر ما آینه‌هایمان را پیدا کنیم ،یک کسی را که شبیه خودمان باشد پیدا می‌کنیم .عیب و ایرادهای چهره و ظاهر‌اندام در طولانی مدت معنی دار و مساله ساز می‌شود.اما در کوتاه مدت کسی متوجه نمی‌شود.

به هر حال یک ظاهر متعادل مورد درخواست است.درمورد هیچ یک از عواملی که تاکنون درباره اش صحبت شد ،ما دیدگاه ایده آلیستی نداریم .ما دنبال ایده آل نیستیم ،ما همین زندگی معمولی را بچرخانیم هنر کرده ایم .ما برای ازدواج یک آدم معقول و متدین می‌خواهیم که سواد و سن او هم معمولی باشد ،خانواده معقولی هم داشته باشد.اصلاً ایده آل گرا نیستیم .

با کمال جسارت بگویم بسیاری از آقایان و خانمهایی که ازدواج نکرده‌اند یا اینکه دیر ازدواج می‌کنند علتش این است که ایده آلیستی فکر می‌کنند.

مثلاً دختر خانم بدنبال آقایی است که هنوز در تاریخ نیامده و باید بسازیم و برعکس.من به عنوان مشاور خانواده‌ها اعتقاد دارم که با همان چیزهایی که داریم باید قناعت کنیم .این همه خانم و آقای خوب و اهل زندگی در این مملکت وجود دارند که شایسته ازدواج هستند .حالا چه فایده ای دارد که ما بخواهیم یک فردی را با فلان شرایط بدهیم برایمان طراحی کنند !ما با چشم و ابروی دیگری که زندگی نمی‌کنیم ،ما با شخصیت یک آدم زندگی می‌کنیم .
در مورد تشابهات ،شناخت بعدی ما در مورد چیزی به نام شخصیت است.
شخصیت مجموعه خصوصیات سرشتی و اکتسابی ما است.مثلاً یک فردی را می‌بینید که خیلی منزوی و درون گراست.بعد فرد دیگری را می‌بینید که خیلی شاد و برون گراست .این دو نفر نمی‌توانند با هم ازدواج کنند .چون هر کدام ساز خودش را میزند .یک کسی که از نظر ویژگیهای شخصیتی ،حد وسط باشد بسیار مناسب است .آیا درون گرایان می‌توانند با هم ازدواج کنند ؟شاید بد نباشد چون هر دو ساکت یک گوشه ای می‌نشینند و ممکن است خودشان راضی باشند .ولی آدم احساس می‌کند که چه خانه ساکت و سردی .برون گرایان چطورند ؟اینقدر حرف دارند که هیچکدام حاضر به ساکت شدن نیستند .ولی مردم متعادل و عادی چه کانی‌اند ؟آدمهایی که حد وسط این دوتا ویژگی هستند :درون گرایی و برون گرایی .
دکتر مجد

pezeshkan.org

چه کار کنم تا همسرم مرا به اندازه بچه ها دوست داشته باشد؟


خود را خوشبخت می‌دانم، شوهری دارم که بهترین دوست من حساب می‌شود و دو تا دختر سالم هم داریم. شرمنده ام اعتراف کنم که نسبت به دختران خود حسادت می‌کنم!

خود را خوشبخت می‌دانم، شوهری دارم که بهترین دوست من حساب می‌شود و دو تا دختر سالم هم داریم. شرمنده ام اعتراف کنم که نسبت به دختران خود حسادت می‌کنم! حقیقت این است که همسرم به بچه ها بیش از من مهربانی و توجه می‌کند. از اینکه پدر خوبی است افتخار می‌کنم، اما نیاز دارم رابطه نزدیکتری با شوهرم داشته باشم. سعی کردم با او صحبت کنم او صحبت های من را انتقاد تلقی کرده و از من دورتر شده است. آیا پر توقع هستم؟

خودت چه حدس می‌زنی؟ حسادت پنهان شما به دختران که علاقه و رفتار شوهرتان را دریافت می‌کنند در هزاران زوج دیگر هم وجود دارد. مطمئن باش آدم بد، خودخواه و غیر عادی نیستی. مهر و علاقه شوهرت به اندازه نیاز شامل حالت نمی شود. بسیاری از مردان نیز چنین گله ای را از زنان خود دارند.

اشتیاق به اینکه شوهرت با تو مهربان باشد و باران عشق و محبتی را که نثار دختران می‌کند شامل حال تو هم بشود، به هیچ وجه اشتباه نیست. (از اینکه آن را اشتباه تلقی کنی برحذر باش) البته شما حسود هستید، دختر کوچک درون شما تشنه عشق و محبتی است که شوهر شما ظرفیت آن را دارد، کما اینکه عملاً چنین مهر و محبتی نسبت به بچه ها بروز می‌کند. می‌دانم حس وحشتناکی است که آدم مشاهده کند بچه هایی که خودش به دنیا آورده رقیب او شده اند. آنچه که اتفاق افتاده همین است.

این به شما کمک می‌کند تا بدانید شوهرتان کجا ایستاده است. می‌بینی چه ساده با بچه ها با علاقه و احساس خوب قاطی شده و به آنها محبت می‌کند.

بچه ها عیب جویی نمی کنند، انتقاد نمی کنند، عیب او را نمی بینند، او را بدون قید و شرط دوست دارند.

شوهرت حس می‌کند بچه ها او را خالصانه و کامل دوست دارند. رابطه را بسیار سالم حس می‌کند. لذا قلب خود را که جایگاه عشق و محبت است به آنها تقدیم می‌کند. اما با شما داستان فرق می‌کند. شما فکر نمی کنی هر چه او می‌گوید درست است، او را آنطور که واقعاً هست می‌بینی. برای او مشکل است همانطور که با دخترها راحت و ایمن است با شما هم باشد. این در مورد قریب به اتفاق والدین صادق است. اینکه همسر را به اندازه بچه ها دوست بداریم یک چالش است. این موضوع نکته اصلی هر ازدواجی است. باید یاد بگیریم کسی را که دوست داریم عیوبی هم دارد. جدا از این پاسخ عاطفی، پاسخ دیگری هم دارم. رابطه زناشویی را در اولویت اول قرار دهید، سپس به رابطه والدین به بچه ها توجه کنید.

ضروری است که شما فرد شماره یک شوهر خود باشید نه اینکه عشق و علاقه شوهر متوجه دخترها باشد بعد اگر چیزی ماند نصیب شما شود.

اگر ازدواج شما سالم و پایدار نیست اینکه بچه ها چقدر حس کنند پدر مهربانی دارند، اهمیتی ندارد. شما به رنجش خود از آنها پایان دهید. آنها رشد می‌کنند بدون اینکه بدانند یک زن چه رفتاری باید داشته باشد.

اما هر چه رابطه شما و همسرتان مستحکم و خوب باشد، هر دو می‌توانید بهتر به بچه ها عشق بورزید. خوشحالی و بذل علاقه و عشق به شما باید اساس و سرلوحه توجه شوهرتان در روابط خانوادگی باشد.

چه این کار محیط خانواده را برای عشق ورزیدن به بچه ها آماده نگه می‌دارد. هر چه شما خوشحال تر باشید، دختران شما بیشتر خوشحال خواهند بود.

khanevadeyema.com

۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه

کشف دلیل علمی ازدواج زنان و مردان متضاد با یکدیگر


پژوهشگران برزیلی پایه های علمی این موضوع که در انتخاب شریک زندگی افراد متضاد همدیگر را جذب می کنند را کشف کردند. محققان پارانا در برزیل که نتایج یافته های خود را در کنفرانس سالانه انجمن ژنتیک انسانی اروپا مطرح کردند توانستند پایه های ژنتیکی جذب افراد متضاد را در انتخاب شریک زندگی پیدا کنند.
این کشف نشان می دهد که افراد از بینی خود به عنوان نوعی "جی پی اس" برای پیدا کردن نیمه گمشده خود استفاده می کنند

این محققان به منظور دستیابی به این نتایج، پروفایل ژنتیکی 90 زوج ازدواج کرده و پروفایل ژنتیکی 150 زوج گروه زن و مرد که به صورت اتفاقی انتخاب شده بودند را با هم مقایسه کردند و در این مقایسه توجه خود را به پادگنهای سازگارسنجی (MHC) معطوف کردند. MHC بخشی بنیادی DNA در سیستم ایمنی است و موجب می شود که هر فردی بوی بدن خاص خود را داشته باشد.

این محققان کشف کردند که تفاوتهایی که در ژنهای MHC افرادی که واقعا زن و شوهر بودند وجود داشت بسیار بیشتر از تفاوتهای ژنتیکی زوجهایی بود که به صورت اتفاقی و تنها برای انجام این تحقیقات گروه بندی شده بودند.
به گفته این دانشمندان، وقتی یک فرد شریکی را برای زندگی خود انتخاب می کند که بوی مختلفی با بوی خود وی دارد. این نشان می دهد که این زوج فرزندانی خواهند داشت که سیستم ایمنی آنها برای رویارویی با بیماریها مقاوم تر است.

این مکانیزم تکاملی موجب می شود افرادی که از نظر ژنتیکی به هم شبیه هستند و یا نسبت خویشاوندی با هم دارند چندان تمایل به ازدواج با هم نداشته باشند. به این ترتیب سیستم ایمنی نسلهای آینده آنها مقاوم تر می شود.
به علاوه احتمال باروری در افرادی که از نظر ژنتیکی تفاوتهای زیادی با هم دارند افزایش می یابد.
براساس گزارش ساینس دیلی، نتایج این کشف نقش مهمی در تضمین تولید مثل سالم و تولد فرزندانی با یک سیستم ایمنی قوی خواهد داشت.

mehrnews.com

كاهش‌فزاينده انگيزه ازدواج درجوانان!


  • اغلب‌جوانها صرفا با تمكين ‌از والدين ازدواج مي‌كنند
  • ازدواج صحيح درپيشگيري ازاختلالات رواني موثراست
دبير انجمن روانپزشكان با تاكيد بر لزوم پيشگيري از بروز اختلالات رواني در جامعه، عدم برخورداري از ازدواج صحيح و علمي، فقر فرهنگي و اقتصادي و عوامل اجتماعي مانند اعتياد را از جمله عوامل موثر در بروز اختلالات رواني دانست و انگيزه، بلوغ اجتماعي و رواني و اطلاعات كامل از جنس مخالف را سه شرط اساسي براي ازدواج موفق عنوان كرد.

دكتر پرويز مظاهري

برخي بيماري‌ها و اختلالات روانپزشكي از زمينه‌هاي ژنتيك و خانوادگي برخوردارند. بر اين اساس در صورت سابقه خانوادگي ابتلا به يك بيماري رواني مانند اسكيزوفرنيا، شانس ابتلا ديگر افراد خانواده به اختلالات رواني، بيشتر از ديگر افراد جامعه است.

وي با تاكيد بر لزوم پيشگيري از بروز اختلالات رواني ميان افراد مختلف جامعه، درعين حال ازدواج صحيح و اصولي را از جمله اقدامات موثر در پيشگيري از بروز اختلالات رواني دانست و گفت: ازدواج نبايد بر فرض اين كه پسر يا دختر به سن ازدواج رسيده‌اند، صورت گيرد. لازم است ازدواج، صحيح، اصولي و بر اساس معيارهاي شناخته شده و علمي باشد.

مجادلات والدين در نهايت به اختلالات روانپزشكي فرزندانشان مي‌انجامد

انگيزه شخص، بلوغ كامل اجتماعي - رواني و داشتن اطلاعات كامل از جنس مخالف سه شرط اساسي براي ازدواج است كه اغلب خانواده‌ها به آن توجهي ندارند و ادامه داد: براي يك ازدواج موفق، خود شخص بايد تمايل و آمادگي لازم براي ازدواج را داشته باشد. همچنين بلوغ جسمي، براي ازدواج شرط كافي نيست. فرد بايد توانايي تشخيص خوب را از بد داشته باشد، مسووليت پذير بوده و از قدرت برنامه‌ريزي برخوردار باشد. بنابراين بلوغ كامل اجتماعي و رواني براي ازدواج لازم است. از طرف ديگر دختران و پسران براي ازدواج بايد از خصوصيات روانشناختي جنس مخالف آگاهي كامل داشته باشند.

كم انگيزگي جوانان در ازدواج از مشكلات جامعه كنون است .متاسفانه اين روند در حال گسترش است و اغلب جوانان صرفا به دليل تمكين از پدر و مادر و يا دلايلي از اين قبيل تن به ازدواج مي‌دهند. بنابراين اطلاعات كاملي از ويژگي‌هاي شخصيتي، انتظارات جنس مخالف و ... ندارند. بر اين اساس اغلب مجادلات پدر و مادرها كه در نهايت به اختلالات روانپزشكي فرزندان آنها منجر مي‌شود، به دليل ناديده گرفتن همين سه موضوع مذكور است. اگر ازدواج‌ها به شكلي صحيح و علمي صورت گيرد، به دنبال آن مشكلات خانوادگي، اختلافات و مجادلات از بين مي‌رود و در نتيجه فرزندان آن خانواده به اختلالات رواني مبتلا نخواهند شد.

در صورت وجود زمينه ژنتيكي يك اختلال روانپزشكي حتي الامكان سعي شود ازدواجي صورت نگيرد يا آن ازدواج با بررسي‌هاي كامل ژنتيكي انجام شود و زن و مرد با علم به اين موضوع كه ممكن است فرزندان آنها نيز به اين اختلالات مبتلا شوند، ديگر زمينه‌هاي موثر در ابتلا به اختلالات رواني را حذف كنند.

فقر اقتصادي و فرهنگي؛ زمينه‌ساز اختلالات رواني

مسايل اجتماعي از ديگر عوامل موثر در بروز اختلالات رواناست مشكلات جامعه مي‌تواند به اختلالات روانپزشكي دامن بزند. به عنوان مثال فقر فرهنگي و اقتصادي از عوامل ايجاد اختلالات افسردگي، اضطراب، اختلالات هذياني، اختلال خواب و ... است. در توسعه جوامع شهري بايد به امكانات نيز توجه شود. بنابراين علاوه بر امكاناتي مانند آب، برق و گاز، لازم است به امكانات رفاهي، تفريحي و فراهم بودن امكان ارتزاق عمومي نيز توجه شود.

كاهش درصد قابل توجهي از اختلالات روانپزشكي به دنبال كنترل و درمان اعتياد

معضل اجتماعي «اعتياد» نيز از جمله عوامل زمينه‌ساز اختلالات روانپزشكي است كه لازم است مسوولان و دست‌اندركاران براي كنترل و ريشه كن شدن آن تلاش كنند. از آنجا كه اكنون استفاده از مواد مخدر، محرك و توهم‌زا در جامعه مشكلات زيادي را ميان والدين و فرزندان و همسران به دنبال دارد، كنترل و درمان اعتياد مي‌تواند درصد قابل توجهي از اختلالات روانپزشكي در جامعه را كاهش دهد.

نقش سيستم آموزش و پرورش در پيشگيري از بروز اختلالات رواني موثر است
لازم است معلمان با دانش و علاقه كافي به آموزش و پرورش دانش‌آموزان بپردازند نه به صرف اين كه يك شغل داشته باشند؛ چرا كه دانش‌آموزاني كه زير دست معلمان فاقد انگيزه و دانش كافي تربيت مي‌شوند، در آينده از نظر رواني افراد سالمي نخواهند بود.

18 سال ابتدايي زندگي تعيين كننده شكل‌گيري شخصيت فرد

18 سال ابتدايي زندگي بسيار مهم و تعيين كننده در شكل‌گيري شخصيت فرد است . هر چند كه بيشتر شخصيت فرد در شش سال نخستين زندگي و در خانواده شكل مي‌گيرد، اما 12 سال پس از آن، در مدرسه است؛ بنابراين لازم است كه به سيستم فرهنگي و آموزشي جامعه اهميت داده شود.

كاهش بسياري از مشكلات زمينه‌اي اختلالات روانپزشكي به دنبال اجراي قانون سلامت روان

در پيشگيري از اختلالات روانپزشكي سه اصل مطرح است؛ ابتدا پيشگيري اوليه و اقداماتي كه بايد انجام داد تا افراد به اين اختلالات مبتلا نشوند. پيشگيري نوع دوم مربوط به زماني است كه شخص به اين اختلالات مبتلا شده، بنابراين بايد امكانات درماني كافي به منظور مديريت سريع بيماري وجود داشته است. پيشگيري سوم نيز زماني است كه بيماري در فرد استقرار يافته و يك سري ناتوانايي‌ها را به دنبال داشته كه مي‌تواند جامعه را تحت تاثير قرار دهد.

پيشگيري، مقدم بر درمان
اجراي قانون سلامت روان در هر سه مورد پيشگيري عنوان شده، موثر است؛ اما به موارد دوم و سوم يعني درمان و پيشگيري از عوارض بعدي اختلالات روانپزشكي بيشتر پرداخته است. اين در حالي است كه هزينه پيشگيري كمتر از درمان است و اگر به جلوگيري از بروز بيماري‌ها بيشتر توجه شود، ديگر لازم نيست كه نگران درمان عوارض مزمن شده بيماري‌ها باشيم.
ایسنا

۱۳۸۸ شهریور ۱۳, جمعه

تست روانشناسی مخصوص مجردها


تست عاشقانه روانشناسی

در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل خانواده می دهند... حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم... آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می آید یا نه؟ تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟
تست:

1- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟

الف) بله

ب) خیر

ج)گاهی اوقات

2- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

3-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

4- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

5-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

6- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

7-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

8- آیا شما موسقی های آرام گوش می دهید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

9- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

10- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

11- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

12- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

13- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

14- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

نتیجه:

اگر از 14 پرسش بالا به ده گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است و اگر به ده گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است و اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه، همچنان مجرد بمانید.