۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

هفت راز ازدواج موفق



1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی كه از یكدیگر دارند مطرح می كنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می كنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موكول می كنند تا همدیگر را درك كنند و به توافق برسند.

2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می كنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها كم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می كنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می كنند. آنان یكدیگر را تشویق می كنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به كارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می كند و زندگی ، شاداب می شود.

3) زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست كم نمی گیرند و همیشه به فكر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی كنند. ولی زوج های موفق، كارهای كوچك نظیر اولویت قرار دادن نیازها و كارهای همسر و كارهای بزرگ نظیر احترام و گوش كردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می كنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی كنید. درعوض به كار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند.

4) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس كه 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه كرده، عامل اصلی موفقیت یا شكست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما كاملاً با هم یكی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل كنید. زوج های موفق با هم صحبت می كنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاكره می كنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یكدیگر حمایت می كنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.

5) زوج های موفق با هم رشد می كنند. مسلماً فردی كه امروز با او ازدواج می كنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می كنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند كه یكی یا هر دو در طول زندگی تغییر می كنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر كنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض كنید.

6) زوج های موفق برای حفظ روابط می كوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی كرده و با هم صحبت می كنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترك مطمئن شوند. اگر یكی ، یا هر دو شما از زندگی مشترك ناراضی هستید، مشكلتان را حل كنید.

7) از مراجعه به مشاور خجالت نكشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی كنند. آنان می كوشند كه مشكلات را در اولین فرصت حل كنند

5 تصمیم برای داشتن یک رابطه موفق بعد از یک شکست عشقی!


وقتی یک رابطه خیلی مهم بر هم می خورد، چه از طریق طلاق باشد یا طرق دیگر، قبل از اینکه یک رابطه جدید را شروع کنید باید خودتان را برای موفقیت آماده کنید.

روابط می تواند هم بهترین و بالاترین لذت زندگی و هم بزرگترین چالش آن باشد. اما معمولاً ترکیبی از هر دوی اینهاست. در دنیایی که بی وقفه به سمت بازسازی و تحول پیش می رود، خیلی از افراد مشغول بازنگری روی اولویت های زندگی خود هستند.

از این گذشته، آیا ما زندگیمان را با این سوال که "موجودی بانکم چطور پیش می رود؟" ارزیابی می کنیم؟ مطمئناً خیر. مهمترین سوالی که باید پاسخ دهیم این است که "آیا کسانی هستند که دوستم داشته باشند؟" یا "کسی هست که من دوستش داشته باشم؟"

وقتی یک رابطه خیلی مهم بر هم می خورد، چه از طریق طلاق باشد یا طرق دیگر، قبل از اینکه یک رابطه جدید را شروع کنید باید خودتان را برای موفقیت آماده کنید.

در زیر 5 تصمیم مهم را عنوان می کنیم که برای ایجاد یک رابطه عاشقانه و موفق باید اتخاذ کنید و به آن پایبند باشید.

1. "اول باید با خودم قرارملاقات داشته باشم."
بهترین نشانه نوع رابطه ای که با افراد خواهید داشت، نوع رابطه ای است که با خودتان برقرار می کنید. پس اولین قرار ملاقات ها را با خودتان بگذارید تا دوباره جای پایتان را روی زمین محکم کنید. همان عشق و محبتی که می خواهید به شریک زندگیتان در آینده داشته باشید اول به خودتان ارزانی کنید. برای شامتان شمعی روشن کنید، برای خودتان چند شاخه گل بخرید، و صبحها که از خواب بیدار می شوید، جلوی آینه زیبایی خود را تحسین کنید.


2. "خصوصیاتی که از شریک زندگی آینده خود انتظار دارم را مشخص می کنم."
از روابط گذشته تان که شکست خورده اند، الان دیگر خصوصیات، ویژگی ها و رفتارهایی که به دردتان نمی خورند را شناخته اید. این خصوصیات را یادداشت کنید و بعد از خودتان بپرسید که می خواهید طرف مقابلتان چه صفاتی داشته باشد. مثلاً به جای صفات خود محور یا بی وفا، می توانید صفات بامحبت و وفادار را بنویسید. روی نقاط و صفات مثبت متمرکز شوید و از آنها بعنوان معیاری برای انتخاب استفاده کنید.


3. "رابطه قبلیم را کاملاً از آینده ام بیرون می کنم."
اگر می بینید که مداوم درحال حرف زدن از رابطه قبلیتان هستید یا سعی دارید که مدام فرد کنونی را با قبلی مقایسه کنید، دست نگه دارید و ببینید آیا واقعاً برای آشنا شدن با یک فرد جدید آمادگی دارید یا نه. صحبت درمورد تجارب قبلی بعنوان مطلع کردن طرف مقابل اشکالی ندارد اما صحبت کردن مداوم و گله و شکایت فقط طرفتان را دورتر می کند. اگر طلاق گرفته اید، چرا اجازه می دهید که آن فرد قبلی هنوز هم این همه زمان و توجه شما را در زندگیتان از آنِ خود کند؟ چنین احساساتی را می توانید با دوستان دیگر یا یک روانشناس درمیان بگذارید.

4. "با کسی رابطه برقرار می کنم که از نظر احساسی سالم باشد."
با خودتان قرار بگذارید که با کسی که وارد رابطه می شوید حتماً فردی مسئولیت پذیر، خودکفا، و از نظر احساسی کاملاً سلامت باشد. ببینید روابط او با خانواده اش چگونه است؟ به چیز خاصی اعتیاد ندارد؟ ساختن دوباره زندگی بعد از طلاق خیلی انرژی می برد پس اجازه ندهید هر مجنونی آنرا دوباره بر هم بریزد.


5. "به دنبال علایقم می روم."
آیا سرگرمی یا علاقه خاصی دارید؟ دیگر آنها را کنار نگذارید و درعوض هرچه زودتر خودتان را به آن مشغول کنید. کمی تفریح کنید. تازه این احتمال هم وجود دارد که در همین حین و بین با فرد جدیدی آشنا شوید که علایق و احساساتی شبیه به شما داشته باشد و بتوانید رابطه خوبی با او شروع کنید.

mardoman.com

اهمیت نقش گفتگو در زندگی زناشویی



اگر دوستم داری،با من حرف بزن!
به نظر می رسد اغلب مردان آن طور که همسرشان نیاز دارد، با او صحبت نمی کنند. از طرف دیگر، به نظر می رسد زنان ازخود گفتگو لذت می برند در حالی که مردان تمایلی به صحبت درباره خودشان یا احساساتشان ندارند.

مساله مهم این است که زن می خواهد همسرش برای او با تمام وجود اهمیت قایل باشد و زمانی که ازوی چنین توجهی دریافت می دارد، با او احساس صمیمیت و نزدیکی می کند. در روان زنان، گفتگو با محبت ترکیب می شود تا به آنها کمک کند با دیگری احساس یگانگی کنند. تا زمانی که محبت و گفتگو ادامه دارد، زن احساس پیوند و وابستگی می کند.

بنابراین اگر مردی به طور جدی بخواهد نیاز همسرش را بر طرف کند تا او احساس نزدیکی و صمیمیت کند، باید وقت صرف کند و توجه کافی نشان دهد. به مردان توصیه می شود بیاموزند زمانی را در هفته به توجه غیر مشروط به همسرشان اختصاص دهند. اگر سر شما خیلی شلوغ است و وقت ندارید چنین موقعیتهایی را فراهم آورید، باید بدانید که دقیقا به همین دلیل به چنین جلسات و گفتگوهایی نیاز دارید. آگاهی از نگرانی ها و شکایات همسر کافی نیست. شما باید به همسرتان کمک کنید نگرانی هایش را رفع کند و نیازش به محبت و توجه شما برطرف شود.


در روان زنان، گفتگو با محبت ترکیب می شود تا به آنها کمک کند با دیگری احساس یگانگی کنند. تا زمانی که محبت و گفتگو ادامه دارد، زن احساس پیوند و وابستگی می کند.


چگونه این زمان در دوران نامزدی مهیا می شد اما الان نمی شود؟ چگونه است که زوجین برای با هم بودن در دوران نامزدی فعالیتهای مختلفی مانند سینما، پارک، رفتن به رستوران، ساعتها صحبت کردن و... را تدارک می بینند اما این برنامه ها پس از ازدواج رنگ می بازد؟

زوجینی که مشتاق زندگی مشترک شاد و و رضایت بخش باشند، به این رفتار در سراسر زندگی شان ادامه می دهند. برای رسیدن به این هدف در ابتدا باید زمانی را برای با هم بودن تعیین کنید و هدف اولیه تان باید گفتگو باشد، گفتگویی صمیمی و خصوصی و احیانا بدون حضور فرزندان یا دوستان.

توجه داشته باشید که بدون سپری کردن زمان کافی در کنار یکدیگر، زنان نمی توانند با همسرشان احساس صمیمیت کنند. گوش دادن، ابراز احساسات کردن، بازخورد دادن و بازخورد گرفتن، روشن کردن منظور و.. جز اصلی مهارتهای گفتگو است که به شما در راه توافقات رضایت بخش و فهم درست یکدیگر کمک می کند.

گفتگوهای منظم، مجالی برای تمرین منظم و دقیق مهارتهای ارتباطی است و با تاکیدی که بر مشارکت و مسئولیت پذیری برابر دارد، وقت و مجال لازم برای تصمیم گیری و حل مساله را به زن و شوهر می دهد.

وقتی زن و مرد گفتکوهای منظمی برگزار می کنند، در واقع بر اهمیت زندگی زناشویی خود صحه می گذارند. وقتی مشکلاتی پیش می آید که نمی توانید آنها را به سرعت حل کنید، آنها را در دستور العمل گفتگوی بعدی بگذارید تا به اتفاق همسرتان بتوانید به حل آن بپردازید. برای شروع می توانید گفتگوها را مطابق با غالب پیشنهادی زیر برگزار کنید و سپس آنها را با نیازهای خود هماهنگ کنید:

دستورالعمل یک گفتگوی موفق
1- وقت مناسبی برای گفتگو ترتیب دهید. برای هر جلسه گفتگو حداقل 40 دقیقه وقت بگذارید.

2- موضوع مورد نظر در هر جلسه گفتگو را مشخص کنید. به این شکل شما و همسرتان باید موضوعات قابل طرح در جلسه گفتگو را فهرست وار مشخص کنید. این فهرست می تواند شامل موارد زیر باشد:

- نکات مثبت و مورد علاقه من

- بحث کار و وظایف روزانه

- برنامه های تفریحی

- مشکلات و دردسرها

3- مشارکت شما باید برابر باشد. بدون تناقض و صادقانه حرف بزنید. به حرفهای یکدیگر، همدلانه گوش دهید.

4- بخشی از جلسه گفتگو را صرف دلگرم کردن یکدیگر کرده و در آن به نکات مثبت یکدیگر و زندگی مشترکتان اشاره کنید.

5- مشترکا تصمیم بگیرید.زن و شوهر باید در مورد تصمیم گرفته شده، اتفاق نظر داشته باشند.

6- در آغاز گفتگو موضوعات بسیار جنجالی و اختلاف برانگیز را مطرح نکنید.

7- وقتی را کنار بگذارید تا با انجام برخی کارها برای یکدیگر، مهر و محبت تان را نشان دهید.

8- اجازه ندهید جلسات گفتگو صرفا صرف بحث و بگو مگو شود. گلایه ها را شنیده و به یکدیگر مجال تخلیه هیجانی بدهید.

منابع تکمیلی:

افضل نیا، محمدرضا.بهداشت روانی خانواده. انتشارات نسل نواندیش.1387.

کارلسون،جان. دینک مایر، دان. برای زن و شوهر ها وقت زندگی بهتر رسیده. فیروزبخت، مهرداد(مترجم). انتشارات دانژه.1387.

هارلی، ویلارد اف. نیازهای مردان نیازهای زنان. حسینی و آرام نیا(مترجمان). انتشارات نسل نواندیش.1387.

مریم عطاریان- بخش خانواده و زندگی

روابط صميمي همسران تاثير زيادي در خوشبختي کودکان دارد


کارشناسان نقش پدر در خانه را براي تربيت فرزندان بسيار بااهميت مي دانند.
به نوشته نيويورک تايمز براساس يافته هاي محققان چند کالج تحقيقاتي امريکا دکتر سارا مک لاناهان استاد جامعه شناسي و روابط عمومي دانشگاه پرينستون دربيست سال گذشته همه درباره اين حرف مي زدند که نقش پدر در خانه چقدر اهميت دارد ولي امروز موضوع بحث اين است که هرچقدر پدر و مادر باهم رابطه خوبي داشته باشند همانقدر کودکان به خوشبختي نزديک ترند.

بر اساس تحقيقات دکتر مک لاناهان اگر همسران داراي خصيصه سازش باهم باشند و به هم ابراز علاقه کنند و از توهين کردن به يکديگرو انتقاد کردن بپرهيزند
پدر خانواده تشويق مي شود که با کودکان خود بيشتر سرگرم شود.
پدراني که کمتر با کودکان خود سرگرم مي شوند همواره متهم به بي انگيزه بودن شده اند ولي تحقيقات نشان مي دهد بسياري از عوامل اجتماعي دراين موضوع دخالت دارد.
هرروز بر پدراني که پوشک بچه خود را عوض مي کنند يا کودکان خود را به مدرسه يا باشگاه فوتبال مي برند افزوده مي شوند ولي آنها همواره مورد بي توجهي قرار مي گيرند.
همچنين تحقيقات نشان مي دهد خانواده هايي که در آنها پدر نقش فعالي در سرگرم شدن با فرزندان ايفا مي کند فرزندان کمتر پرخاشگر ، بيش فعال ، افسرده و يا غير اجتماعي مي شوند .
ولي در مقايسه با آنها خانواده هايي که هر دو همسر تشريک مساعي مي کنند وضع کودکان بهتر است و والدين کمتر دچار فشار عصبي مي شوند و زندگي زناشويي بهتري دارند و اين به دليل نقش بيشتر پدر در خانواده نيست بلکه حمايت عاطفي همسران علت آن است.
نظمي که پدران ارائه مي کنند متفاوت از مادران است .درحقيقت آنها پدري مي کنند نه مادري به اين ترتيب که آنها روحيه شوخ طبعي متفاوتي دارند و متفاوت از مادران نقش خود را ايفا مي کنند.
پدران مي خواهند به فرزندانشان نشان بدهند خارج از آغوش مادر چه مي گذرد تا آنها را براي دنياي خارج از خانه آماده کنند در نهايت آنها مي خواهند به فرزندان خود ريسک پذيري و حل مشکلات را ياد بدهند.
متخصصان مي گويندتوجه به پدران در سلامت جامعه نقش مهمي دارد.به عنوان مثال در تابلوهايي که عکس يک خانواده در درمانگاهها و يا آژانسها به ديوار زده مي شود حتما بايد عکس پدر نيز درآن باشد و در تمام مکاتبات بايد به مادر و پدرهر دو توجه شود.
کارشناسان مي گويند پدر و مادر درخانه بايد درخصوص نقش والدين باهم صحبت کنند و و نهايت قدرداني را درباره تواناييهاي هم از يکديگر بکنند.
تکرار بحث ميان زوجين حاکي از آن است که پدر يا مادر هرکدام فکر کند که او مي داند که چه چيزي درست است و بدينگونه همديگر را متهم مي کنند.

چاقي پس از ازدواج واقعيت دارد



يك كارشناس آمريكايي اظهار داشت: اين گفته قديمي كه زوج ‌هاي جوان پس از ازدواج، دچار اضافه وزن يا چاقي مي ‌شوند صحت دارد و واقعا اتفاق مي‌ افتد.

دكتر "لونا ساندون" محقق و متخصص مركز پزشكي "سوات وسترن" دانشگاه تگزاس در دالاس با انتشار مقاله‌ اي در اين زمينه خاطرنشان كرد: تحقيقات نشان داده است پس از ازدواج، هر يك از زوجين به طور متوسط بين 7 /2 تا 4 كيلوگرم بيشتر از افراد مجرد افزايش وزن پيدا مي ‌كنند.

وي افزود: البته زوج‌ ها هم اگر بخواهند وزن خود را كاهش دهند، چندين راه وجود دارد. براي مثال بهترين روش براي زوج‌ ها اين است كه يكديگر را تشويق كنند كمتر بخورند و نوع و ميزان غذاي يكديگر را كنترل كنند.
يكي از دلايل چاقي افراد پس از ازدواج، استفاده از فست فودها و غذاهاي بيرون است.

دكتر ساندون در بيانيه ‌اي تصريح كرد: زوج‌ هاي جوان با در اختيار داشتن وسايل مناسب و جديد آشپزخانه مي ‌توانند به شيوه ‌اي سالم‌ تر و با چربي كمتر، غذاها را تهيه كنند و در نتيجه به كاهش وزن خود در حد مطلوب كمك كنند.

اين متخصص آمريكايي تاكيد كرد: زوج ‌هايي كه تازه ازدواج كرده‌اند به جاي اين كه دائما به رستوران بروند و غذاهاي آماده و فست فود مصرف كنند، بايد بياموزند كه با استفاده از وسايل جديد طبخ غذا در منزل خود، وعده‌هاي غذايي سالم و لذت بخش تهيه كنند.

به ياد داشته باشيد غذايي كه در منزل تهيه مي ‌شود هميشه سالم ‌تر و مقرون به صرفه ‌تر است.
ایسنا

تاریخ کاهش علاقه بعد از ازدواج


محققان ادعا می‌کنند علاقه یک زوج معمولی به یکدیگر دو سال و شش ماه و 25 روز بعد از ازدواج رو به افول می‌گذارد.
به گزارش دیلی، مشاوران ازدواج در تحقیق‌های جدید خود مدعی شده‌اند گرچه تصوراتی مبنی بر این که پس از گذشت میانگین 7 سال علاقه زوج‌ها رو به کم شدن رفته و ارتباطات کم‌رنگ می‌شوند وجود دارد اما تحقیقات جدیدتر از رخ دادن این تحولات پس از دو سال و شش ماه و 25 روز بعد خبر می‌دهند.

پس از این دوران اگر عشق به طور کامل از بین نرود مطمئنا سرد شده و دلیل آن توقف تلاش شوهران برای تمیز نگه‌داشتن خانه و رعایت کردن نظافت و در عین حال عدم رسیدگی به ظاهر توسط خانم‌های منزل است در واقع پس از این زمان تلاش‌ها برای راضی نگه‌داشتن طرف مقابل به شدت کاهش پیدا می‌کند.

تحقیق جدید روی 5000 زوج عنوان می‌کند که پس از سومین سالگرد ازدواج 83 درصد زوج‌ها حتی دیگر به خود زحمت جشن گرفتن سالگردشان را هم نمی‌دهند و از کنار آن به راحتی می‌گذرند.

یک سوم زنانی که در این تحقیق شرکت کرده‌اند اعتراف کردند که دیگر سعی برای زیبا نگه‌داشتن خود نمی‌کنند و شام‌های دو نفره‌ آنها در محیط‌های آرام به حداقل رسیده است.

نکته جالب دیگر این تحقیق دعوای زوج‌ها بر سر دستگاه کنترل از راه دور تلویزیون بوده است که نشان داده بیش از 70 درصد زوج‌ها بر سر این موضوع اختلاف دارند و تا کار به بحث نکشد این وسیله را به دیگری نمی‌دهند.

روانشناسان راه چاره این مشکلات را نشان دادن توجه سابق همچون‌ ماه‌های اول ازدواج به همسر و کمک‌های کوچکی همچون تمیز کردن خانه و رفتن به رستوران‌هایی که با آن خاطره دارید را بر شمرده‌اند

چگونه رابطه زناشویی‌تان را به نقد بکشید؟


وقتی همسرتان از شما انتقاد می‎كند، واكنش خود را كنترل كنید، برای آن كه درجه‎ی اعتبار آن انتقاد را بسنجید، ابتدا ببینید كه آیا منظور او را به خوبی درك كرده‎اید و آیا پیام آن را تشخیص می‎دهید؟

چگونه انتقاد زناشویی را مطرح كنیم؟
قبل از آن كه چیزی به همسرتان بگویید كه بوی انتقاد داشته باشد، به سوالات اساسی زیر پاسخ دهید:
به چه دلیل انتقاد می‎كنم؟ اگر دلیل خوب و سازنده‎ای ندارید. پس چیزی نگویید.

آیا بهترین زمان و بهترین مكان این‎جاست؟ اگر نه، از خود بپرسید، چه وقت و در كجا می‎توانم این نكات را مطرح كنم كه روابط زناشویی ما را بهتر كند؟

هنگام انتقاد به یاد داشته باشید كه به جای تمركز بر آن چه كه در همسرتان نمی‎پسندید، بر رضایت خاطری كه به شما می‎بخشد تأكید كنید. به جای آن كه بگویید «دوست ندارم این طور با خشونت در آغوشم بگیری» بگویید «وقتی به آرامی نوازشم می‎كنی بیشتر لذت می‎برم» وقتی به جای مطرح كردن خواسته‎تان چیزی را مطرح می‎كنید كه از آن بدتان می‎آید، خود و همسرتان را مجبور می‎كنید كه به جای تمركز بر احساس و حالت‎های رفتاری، توجه خود را بر جزییات انجام آن متمركز كنید.

وقتی خواسته‎هایتان را مطرح می‎كنید، مواظب باشید لحن كلامتان آمرانه نباشد. وقتی آمرانه بگویید «مرا به آرامی نوازش كن» مفهوم ضمنی آن این است «در غیر این صورت نمی‎گذارم به من دست بزنی» و به همین ترتیب خواسته‎ی شما نباید زمینه‎ی تهدید ایجاد كند: «اگر بلد نیستی مطابق خواست من رفتار كنی فكر دیگری بكنم!»

سعی كنید از چیزی انتقاد نكنید كه همسرتان نمی‎تواند آن را تغییر دهد.

متاسفانه مطالبی كه كتاب‎‎ها و فیلم‎های خارجی به شكلی اغراق‎آمیز درباره‎ی روابط همسران عنوان می‎كنند، گاهی باعث می‎شود كه زن و مردها از همسران خود انتظارات غیر واقع بینانه‎ای داشته باشند. در زندگی واقعی به ندرت اشخاصی پیدا می‎شوند كه بتوانند ساعت‎ها بدون از دست دادن انرژی به فعالیت زناشویی بپردازند. در زندگی واقعی، غالب مردم تمایلی به تجربه‎ی روش‎های نامتعارف زناشویی ندارند. انتقاد از همسری كه قادر به برآوردن توقعات واهی شما نیست، فقط این تأثیر را خواهد داشت كه او را عصبی‎تر و خشمگین‎تر نموده و موجب شود كه كمتر دوستتان بدارد.

جمله‎های انتقادی خود را بیشتر با لغت «من» به جای «تو» و به صورت میل و‌آرزو به جای بدگویی و تهمت زدن بیان كنید.از انتقادهای گنگ و بی‎مسمی بپرهیزید. یك پزشك متخصص درمان مشكلات زناشویی می‎گوید «اخیراً دیده‎ام كه بسیاری از مراجعین من می‎گویند همسرشان آن‎ها را به خاطر كسالت بار بودن زندگی زناشویی‎شان ملامت می‎كند. اما نكته‎ی اصلی در این شكایت چیست؟ كسالت بار بودن می‎تواند طیف رنگارنگی از مسایل و مشكلات زناشویی را در بر بگیرد. آیا محیط رغبت‎انگیز نیست؟ زمان مناسبی انتخاب نشده؟ نوازش‎های عاشقانه سرسری گرفته شده؟ تنوعی در كار نیست؟ از همسر مورد انتقادتان، چه كاری ساخته است؟ انتقادی موثر است كه واقعی و صریح باشد.»

برای تبدیل انتقاد منفی به انتقاد مثبت از كلمات و عبارات دیگری استفاده كنید. میان اعتراض نسبت به انتظارات برآورده نشده شما از روابط زناشویی و این كه از روابط زناشویی چه انتظاری دارید، فاصله‎ی زیادی وجود دارد، و تنها پس از روشن شدن این مطلب است كه همسرتان امكان می‎یابد به خواسته‎ی مشخص و معقول شما جامه‎ی عمل بپوشاند.

از همه‎ی این‎ها گذشته، آیا منطقاً می‎توانید از همسرتان انتظار داشته باشید كه وقتی به رخش می‎كشید كه در امور زناشویی خشنودی شما را فراهم نمی‎كند، با احساس هم‎دردی به حرف‎هایتان گوش دهد؟ باید سعی كنید بر مواردی تمركز كنید كه برای خشنودی شما انجام می‎دهد، و سپس پیشنهادات سازنده‎ای برای بهبود روابط زناشویی خود مطرح كنید.

از مقایسه اجتناب كنید. كشنده‎ترین نوع انتقاد این است كه وجه امتیاز و مهارت‎های همسر فعلی‎تان را با همسر قبلی مقایسه كنید.

خود شما هم برای ایجاد رابطه‎ای بهتر و هیجان‎انگیزتر، مسوولیتی به عهده بگیرید و فقط از همسرتان انتظار نداشته باشید كه دست تنها اقدام كند. زنی می‎گفت «خودم می‎دانم اوقاتی هست كه نیاز به محرك اضافی دارم، بنابراین بخشی از كاری را كه در این زمینه باید انجام شود، خودم به عهده می‎گیرم، مثلاً لباس شوق‎انگیزی می‎پوشم، احساسات عاشقانه‎ام را با خیال‎پردازی درباره‎ی یك صحنه‎ی عشقی یا یك رمان پرهیجان برمی‎انگیزم. خلاصه سعی می‎كنم فضایی احساساتی ایجاد كنم كه در آن فضا بتواند تغییری صورت گیرد.

به همین ترتیب كمك كردن به همسری كه سعی می‎كند انتقاد شما را بپذیرد، موثرتر از آن است كه مثل ناظری خرده‎بین بنشینید و بپایید كه او چه طور می‎خواهد بر اساس انتقاد شما تغییر كند.

فراهم آوردن زمینه‎ی مناسب و ترغیب، به مراتب موثرتر از آن است كه عجولانه درباره‎ی موضوع مورد نظر برای همسرتان تبلیغ و سخنرانی كنید. در درازمدت، هر تغییر مثبتی در رفتار زناشویی به مشاركت متقابل هر دو طرف بستگی دارد.

یك راه موثر انتقاد، عملاً نشان دادن راه چاره در موقعیت مناسب است. اگر فكر می‎كنید كه به زبان آوردن مطلبی، باعث رنجش می‎شود، احتمال آزردن دارد، و یا مطرح كردن یك خواسته در شكل خاصی دشوار است، به این امكان فكر كنید كه شاید اگر با عمل خود و در موقعیت مناسبی به همسرتان نشان دهید كه راه چاره چیست،‌ بهتر از هر گفته‎ای موثر باشد.كلمات به ویژه هنگامی كه به لحن اعتراض گفته شود، به تثبیت رفتار مورد انتقاد منجر می‎شود و اعمال وقتی از روی محبت انجام شوند، به افزایش آگاهی از نیاز همسر و كمك به او برای ابراز واكنش مطلوب می‎انجامد.


چگونه انتقاد زناشویی را بپذیریم؟
وقتی همسرتان از شما انتقاد می‎كند، واكنش خود را كنترل كنید، برای آن كه درجه‎ی اعتبار آن انتقاد را بسنجید، ابتدا ببینید كه آیا منظور او را به خوبی درك كرده‎اید و آیا پیام آن را تشخیص می‎دهید؟ و به این منظور، همه‎ی ذكاوت و درك خود را به كار اندازید. از همسرتان بپرسید كه منظورش از گفتن آن حرف‎ها یا انجام آن كارها چه بوده است. هیچ وقت فرض نكنید كه منظور او را می‎دانید، در صورت لزوم، دریافت خود را از انتقاد مطرح شده تكرار كنید.

پیش از آن كه شتاب‎زده در مورد مفهوم انتقاد نتیجه‎گیری كنید، آن را تفسیر كنید، مقصود اصلی همسرتان از بیان انتقاد را با چنین جملاتی بپرسید: «در این مورد بیشتر برایم توضیح بده.» یا «می‎توانی موضوع را بیشتر باز كنی؟» یا «دلم می‎خواست می‎دانستم این انتقاد چه احساسی در تو ایجاد می‎كند.» اگر انتقاد حالت كلی دارد، مثل ـ «روابط زناشویی دارد كسل كننده می‎شود» ـ از او بخواهید كه بگوید از چه چیز مشخصی شكایت دارد، و پیشنهادش برای تغییر چیست؟

به همسرتان پیشنهاد كنید كه نیاز و خواسته‎هایش را به طور مشخص بیان كند، برای این كه انتقادی را به شكل سازنده بپذیرید، باید انگیزه‎ی همسرتان را از گفتن آن انتقاد بدانید. هر قدر هم كه رنجیده باشید و یا در آن لحظه حالت دفاع به خود گرفته باشید، فراموش نكنید كه باید هر چه زودتر علت انتقاد را پیدا كنید. باز هم باید سوالاتی مطرح كنید:
«آیا این حرف را برای این گفتی كه مرا ناراحت كنی؟ یا برای این كه خودت ناراحت بودی؟»
ـ «آیا انتقاد تو واكنشی بود به حرفی كه من زدم، یا كاری كه كردم باعث شد، ناراحت شوی و احساس سرخوردگی كنی؟»
ـ «آیا این انتقاد را مدت‎هاست در سرت می‎پرورانی؟ اگر این طور است چرا حالا آن را بروز دادی. چه اتفاقی افتاد كه سبب شد آن را بگویی؟»
ـ «فكر می‎كنی انجام چیزی كه از آن انتقاد می‎كنی، واقعاً در كنترل من است، و موردی است كه می‎توانم تغییرش دهم، چطور؟». سعی كنید، انتقاد كننده را به جست‎وجوی انگیزه‎های ناخودآگاه خویش ترغیب كنید.

ـ اعتماد، مهم‎ترین عامل در پذیرش یك انتقاد سازنده است. به عبارت دیگر اگر حرف همسرتان نسنجیده یا حتی غیر منصفانه هم باشد، باور داشته باشید كه او صمیمانه برای حفظ رابطه‎اش با شما تلاش می‎كند.

ـ در بسیاری از موارد اعتماد نادیده گرفته می‎شود، زیرا طرفین از تأثیر عاطفی انتقاد زناشویی آگاهی ندارند. در یكی از جلسات مشاوره، پزشك از زنی پرسید، اظهار نارضایتی شوهرش چه احساسی در او برانگیخت. زن گفت «عصبانی شدم و احساس حقارت كردم.»
پزشك یادآوری كرد: «اما عصبانیت و احساس حقارت كه فقط دو بر چسب هستند و چه بسا اصلاً جنبه‎ی واقعی نداشته باشند. واكنش عاطفی شما چه بود؟»
زن جواب داد «گمان می‎كنم گریه را سردادم. احساس می‎كردم كه نفسم تنگ شده» پزشك به طرف شوهر برگشت و گفت «آیا عمداً آن حرف‎ها را زدی كه همسرت را ناراحت كنی؟»
شوهر بی‎درنگ جواب داد «نه، به خدا! نه، نمی‎خواستم ناراحتش كنم، من واقعاً دوستش دارم.»

ـ بدون اعتماد و تفاهم متقابل، روند انتقاد می‎تواند به شرطی شدن انتقاد زناشویی منفی منتهی شود. پزشك دیگری حكایت زن و شوهری را تعریف می‎كرد كه زندگی زناشویی لذت بخش آن‎ها به سردی گرایید؛ زیرا هر دوی آن‎ها نسبت به انتقادات طرف مقابل، (اعم از واقعی یا واهی) واكنش بدی نشان می‎دادند:

«هر بار كه یكی از آن‎ها می‎رنجید، دفعه‎ی بعد با رد كردن پیشنهاد طرف مقابل از او انتقام می‎گرفت. پس از چندی، اختلافات آن‎ها به حوزه‎ی روابط زناشویی نیز سرایت كرد و روابط زناشویی آن‎ها كه زمانی از حالت فعالی برخوردار بود محدود و متوقف شد. آن‎‎ها به جای آن كه صادقانه به بیان رنجش‎های خود بپردازند، باخودداری از برقراری رابطه‎ی زناشویی، ناراحتی خود را ابراز می‎كردند».


پوشش «راست‎گویی»
اگر چه در مورد بی‎پرده سخن گفتن درباره‎ی مسایل زناشویی فراوان سخن گفته می‎شود و بسیاری از زن و شوهرها هم برای دستیابی به آن مصّر هستند، اما ذكر این نكته لازم است كه هر چند رابطه‎ی زناشویی خوب، به گفت‎وگویی صریح و بی‎پرده بستگی دارد، اما درپاره‎ای موارد صراحت بیش ازحد، زیان آور است.

«كارل تاوریس» روان‎شناس می‎نویسد «درست است كه باید رك و راست باشیم ولی باید بدانیم چه وقت و چگونه؟ … بین راست نگفتن و دروغ‎گویی تفاوت آشكاری وجود دارد. خودداری از پراندن یك حرف راست زیان‎بار، دروغ‎گویی محسوب نمی‎شود و این تصمیم خودپسندانه كه به هر قیمتی باید راست‎گو بود، گاهی می‎تواند خیلی گران تمام شود.»

انتقاد بیش از حد صادقانه، پوششی برای مقاصد پلید است كه غالباً هم نتایج بدی به بار می‎آورد. مثلاً زنی از شوهرش می‎پرسید آیا از رابطه‎ی زناشویی‎شان راضی هست یا نه؟ تحت شرایط عادی مرد می‎تواند جواب مثبت بدهد و یا به نحوی از پاسخ طفره برود، اما اگر این مرد مثلاً از موضوعی ناراحت باشد، كه ربطی هم به مسایل زناشویی نداشته باشد، به صرف این كه باید راست‎گو بود، در جواب زن می‎گوید: «نه چندان، روابط ما به ندرت جذاب بوده.»

زنی را در نظر بگیرید كه معمولاً به رضایت زناشویی نمی‎رسد. در این گونه موارد با احساس و علاقه‎ای كه به شوهرش دارد ممكن است بگوید «خیلی عالی است، از این كه همسری مثل تو دارم احساس خوشبختی می‎كنم.» برای ایجاد وحدت بیشتر در زندگی زناشویی این جواب بهتر از آن صداقت بی‎معنی است كه «ای … چی بگم؟ زیاد نه» به عبارت دیگر، راست‎گویی و بی‎پرده صحبت كردن بدین معنی نیست كه خود را موظف به گفتن حقایق آزاردهنده بدانیم، تنها هنگامی باید چنین كنیم كه بدانیم نفع گفتنش بیشتر از نگفتن است.

مساله‎ی اساسی این است كه بدانیم، یا دست كم حس كنیم، كه چه وقت صراحت و رك گویی در انتقاد ممكن است به جای مفید بودن، احساس طرف مقابل را جریحه‎دار كند. تاوریس می‎گوید، صداقت سازنده باید به بهبود مناسبات با دیگران كمك كند. صداقت مخرب فقط می‎گوید، كه طرف مقابل غفلت كرده. بنابراین مهم است كه پیش از بیان یك انتقاد، آن مفهومی را كه در پس صداقت نهفته است درست ببینیم. از خودتان بپرسید: چرا این حرف را می‎زنم؟ هدف از گفتن این كلمات چیست؟ چرا درباره‎ی مسایل زناشویی دارم «صداقت» بیشتری به كار می‎برم، تا درباره‎ی چیزهای دیگر!؟

كلام آخر این كه، زوج‎هایی كه قادرند مهم‎ترین نیازها و احساسات زناشویی خود را با یكدیگر در میان گذارند ـ كه خواه و ناخواه مشمول انتقاد نیز می‎شود ـ به گفته‎ی خودشان آن‎هایی هستند كه روابط خوبی با یكدیگر دارند. هلن كاپلان مشاور مسایل زناشویی می‎گوید، «سعی در برقرار كردن روابط زناشویی دل‎پذیر، بدون ایجاد یك رابطه‎ی كلامی موفقیت‎آمیز، مانند سعی در یاد گرفتن تیراندازی با چشم بسته است.» با گفت و گو كردن، روابط زناشویی به سطح بالاتری ارتقا می‎یابد.


:irshafa.ir- نويسنده: هندری وايزينگر


تکنیک های مدیریت ذهن و آرامش در دوران پیش از ازدواج


هیچ می دانید اگر شما پیش از ازدواج تان استرس داشته باشید چه کسی بیشترین ضرر را خواهد کرد؟ ممکن است هم از لحاظ مالی و هم عاطفی مشکلاتی برایتان بوجود بیاید

پس باید بر خودتان مسلط باشید و لازم است از همین الان تمرین را شروع کنید. ما به شما راههایی پیشنهاد می‌کنیم که تنها با عمل به این سه گزینه، بتوانید این مرحله را به خوبی پشت سر بگذارید.

یک اتاق ساکت و آرام را انتخاب کنید؛ روی کف زمین دراز کشیده و چشمان‌تان را ببندید. یک نفس عمیق بکشید. این نفس عمیق را از بینی‌تان شروع کرده و به شکم‌تان منتقل کنید. تصور کنید که تمام بدن‌تان را آرامشی عمیق فرا گرفته و با هر بازدم عمیقی که انجام می دهید استرس را از بدن‌تان بیرون می‌کنید.ذهن‌تان را کاملا آرام کنید، همه مسائل را از آن بیرون کنید و به هوایی که به بدن‌تان وارد و خارج می‌شود فکر کنید و فقط روی دم و بازدم‌تان تمرکز کنید. این کار را تا زمانی انجام دهید که احساس آرامش و راحتی شما را در بر گیرد.


ممکن است بعضی اوقات احساس کنید بدن‌تان دچار کوفتگی شده است. یا ممکن است احساس خستگی شدید یا سردرد داشته باشید. همه اینها نشان دهنده این است که استرس را وارد بدن‌تان کرده اید.

پس باید زمانی را به این اختصاص دهید که دراز کشیده و بدن‌تان را منبسط کرده و نفس عمیق بکشید. یوگا حرکات کششی و آرامش دهنده خوبی دارد و باعث آرام شدن ذهن شما می‌شود. یک حرکت ساده یوگا را به شما معرفی می‌کنم: " حالت جنینی"، روی پاهایتان بنشینید و در حالت خمیده متمایل به جلو قرار بگیرید.سعی کنید که شکم‌تان را منبسط کنید، و تا جاییکه ممکن است سرتان را به سمت شکم خم کنید. بازوهایتان را کنارتان قرار دهید و چشمان‌تان را ببندید و یک نفس عمیق بکشید.

زمانیکه استرس‌تان از بین رفت مراقب رژیم غذایی‌تان باشید، باید از خوردن کافئین، شکلات و نوشیدنی‌های الکی اجتناب کنید . درست است که اینها مواد غذایی خوشمزه و وسوسه کننده ای به نظر می‌رسند، اما میزان استرس بدن را افزایش می‌دهند. فراوان آب بنوشید و سعی کنید که در رژیم غذایی‌تان بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا بدن‌تان را از آلودگی‌ها و سم پاک کند.

گاهی اوقات در میان روز فرصتی به خودتان بدهید تا کمی در میان طبیعت و یا مکان‌های هنری گردش کنید. از فکر کردن درمورد هر چیزی که به مراسم ازدواج‌تان می‌شود خودداری کنید، و به جای آن به اطراف‌تان توجه کرده و به این فکر کنید که این مکان‌های زیبا در شما احساس آرامش ایجاد می‌کنند. بعد از انجام این کارها می‌بینید که چقدر اوضاع بهتر شده است.

سیمرغ

آقا با من ازدواج می‌كنید؟!


چه شد كه تصمیم گرفتی از پسر مورد علاقه‌ات خواستگاری كنی؟ می‌گوید:‌ من مدتی بود به او علاقه‌مند شده بودم. او یكی از همكلاسی‌های فعال و باهوش ماست و پسری محجوب است.



مریم 25 ساله و دانشجوی سال آخر، دختری مستقل و دانشجویی زرنگ به حساب می‌آید. او شاغل است و به خانواده خود كه در شهرستان هستند نیز كمك می‌كند.

مریم از معدود دخترهایی است كه در خود این جسارت را یافته تا از پسری كه به او علاقه‌مند است خواستگاری كند.

می‌دانید كه یافتن سوژه‌ای مثل او چندان راحت نیست، اما آشنایی كه با او دارم سبب می‌شود بتوانم در مورد این موضوع با او صحبت كنم.

از او سوال می‌كنم:‌ چه شد كه تصمیم گرفتی از پسر مورد علاقه‌ات خواستگاری كنی؟
می‌گوید:‌ من مدتی بود به او علاقه‌مند شده بودم. او یكی از همكلاسی‌های فعال و باهوش ماست و پسری محجوب است. چون عادت ندارم در انتظار و اضطراب یكطرفه به سر ببرم و خودم را سریع از حالت تعارض خارج می‌كنم تصمیم گرفتم تكلیف دلم را روشن كنم و از او بپرسم تمایلی دارد كه ما با هم آشنا شویم و به قصد ازدواج صحبت كنیم یا نه.

خوب جواب او چه بود؟
خیلی یكه خورد شاید كمی‌ هم خجالت كشید، اما بعد خیلی مودبانه گفت: من در حال حاضر قصد ازدواج ندارم و اگر شرایط ازدواج داشته باشم به دختر دیگری علاقه‌مند هستم كه هنوز به او نگفته‌ام. اما مطمئن هستم شما با ویژگی‌های مثبت و شخصیتی كه دارید ازدواج خوب و موفقی خواهید داشت.


وقتی او به شما جواب رد داد چه احساسی داشتی؟

احتمالا حسی شبیه به مردی كه می‌رود خواستگاری و جواب رد می‌شنود. شاید هم بهتر. اول داغ شدم و احساس شرمندگی كردم، ولی به خودم مسلط شدم و خیلی زود برای او هم آرزوی موفقیت كردم. ولی بعد كمی‌ حسرت خوردم چون واقعا گزینه مناسبی بود. اما دست آخر متوجه شدم كه احساس بهتری دارم. دیگر مجبور نبودم به او فكر كنم و می‌توانستم باخیال آسوده به كار و درسم برسم. چون می‌دانستم او هیچ وقت به ازدواج با من فكر نخواهد كرد بنابراین لزومی ‌نداشت هر نگاه و رفت و آمدش را بپایم و دچار توهم شوم و فكر كنم در فكر من است. در واقع از حالت تعارض خارج شدم و این چیزی بود كه برایم لازم بود.
این یك گزینه مثبت است كه هر دو طرف آدم‌های منطقی بوده‌اند. یك مورد دیگر هم هست كه آن را از زبان یكی از مسوولان ستادهای ازدواج مستقر در دانشگاه شنیده‌ام.

او می‌گفت:‌ دختری به من مراجعه كرد و گفت:‌ پسری در دانشگاه است كه به او علاقه دارم. فكر می‌كنم او هم مرا دوست دارد ولی نمی‌دانم چرا اقدامی‌ نمی‌كند و نمی‌دانم با حالت انتظار بدی كه دارم چه كنم. حس می‌كنم دو سال است كه من را زیر نظر دارد، اما ابراز نمی‌كند. می‌خواهم به من كمك كنید. من اینجا ثبت نام می‌كنم و فقط می‌خواهم با او صحبت كنید.

این مشاور ادامه می‌دهد:‌
دانشجوی مورد نظر را به دفتر دعوت كردیم و با او صحبت كردیم. از او پرسیدیم كه به كسی علاقه دارد یا نه و او جواب مثبت داد و اشاره كرد كه شخص مورد نظر یكی از همكلاسی‌هایش است.

ما به او توضیح دادیم كه ازدواج بین یك دختر و پسر كه به هم كشش و علاقه‌ای دارند و مشتركات گوناگونی بین آنهاست صورت می‌گیرد. طبق آنچه عرف است همیشه پسر از دختر خواستگاری می‌كند، اما این بار یكی از همكلاسان شما خواسته است ما واسطه شویم و از شما بپرسیم كه به او علاقه‌مند هستید یا نه.

وقتی منطقی از ما خواست كه او را معرفی كنیم و گفت كه مشكلی با این موضوع ندارد ما نام او را فاش كردیم. وقتی نام او را گفتیم چهره اش سرخ شد و از عصبانیت كاغذی را كه در دستش تاشده بود مچاله كرد و به هم فشرد. مدتی سكوت كرد و بعد گفت: نه من تمایلی ندارم با ایشان روبه‌رو شوم چه برسد به این كه ازدواج كنم.
این مشاور ادامه می‌دهد:
حس كردم این همان دختری است كه او دوستش داشته بعد از مدتی صحبت گفت:‌ این همان دختر است اما با این كار از چشمم افتاد. او می‌توانست كمی‌ صبر كند خودم بالاخره از او خواستگاری می‌كردم. اگر او اینقدر كم طاقت و جسور باشد برای من گزینه مناسبی نیست. برای من سنت‌ها مهم هستند و می‌خواستم رفتارهای او را زیر نظر بگیرم و بدانم او گزینه مناسبی است یا نه، اما با این رفتاری كه كرد ترجیح می‌دهم فكر او را از سرم بیرون كنم.

حسین د نیز در این مورد تجربیاتی دارد. او برخلاف شخص قبلی كه صحبت‌های مشاور دانشگاه را در مورد او خواندید اعتقاد دارد مشكلی در طرح پیشنهاد از سوی دختر وجود ندارد.

او دانشجویی مجرد و 30 ساله است و در مورد احساسی كه پس از طرح پیشنهاد ازدواج داشته می‌گوید: حس می‌كنم دختری كه این كار را می‌كند جسارت تحسین برانگیزی دارد و ترجیح می‌دهم خود او مستقیما به موضوع اشاره كند تا این‌كه كسی را واسطه قرار دهد چون در این موارد برای حفظ آبروی هر دو طرف هرچه افرادی كه در جریان هستند كمتر باشند بهتر است.

وی ادامه می‌دهد:‌ البته خیلی از پسرها از چنین اقدامی ‌خوششان نمی‌آید و برخورد غیرمستقیم را ترجیح می‌دهند.

به اعتقاد وی این كار غیرعقلانی نیست چون گاهی در محیط افراد مناسبی وجود دارند كه آدم حتی آنها را نمی‌بیند و به آنها بی‌توجه است و همین كار می‌تواند مقدمه یك ازدواج خوب باشد.
خواستگاری یك رسم قدیمی‌ است كه در تمام دنیا و حتی نزد سایر موجودات نیز مرسوم است و در اغلب جوامع مرد از زن خواستگاری می‌كند. در برخی اقوام نیز خانواده دختر با ارسال هدایای خاص و معناداری پیشنهاد وصلت می‌دهند كه خانواده پسر نیز در صورت تمایل با نمادی مشابه ابراز نظر می‌كنند.
اما امروز با تغییر جایگاهها و نقش‌های خانواده و كاركرد‌های آن و راهیابی دختران به جامعه و فعالیت‌های اقتصادی به گزینه‌های دیگری هم می‌شود فكر كرد. اما هنوز آنچه عمومیت دارد خواستگاری رسمی‌ مرد است. برخی اعتقاد دارند حتی همین خواستگاری رسمی‌ نیز پس از ابراز تمایل رفتاری و كنایی دختر به پسر صورت می‌گیرد و این مطلب حكایت از احترام و حفظ حیثیت زن بوده است.

برخی كارشناسان خانواده اعتقاد دارند خلاف حیثیت و مقام زن است كه به دنبال مرد برود در حالی كه «برای مرد قابل تحمل است كه از زنی خواستگاری كند و جواب رد بشنود و آنگاه از زن دیگری خواستگاری كند و باز جواب رد بشنود تا بالاخره زنی رضایت خود را به همسری با او اعلام كند، اما به اعتقاد برخی دیگر اگر فكر كردن به شخصی باعث شود كه دختری درگیری ذهنی پیدا كند روش غیرمعقولانه‌ای نیست كه نسبت به این مورد و احتمال ازدواج با شخص مورد نظر صحبت كند كه البته این یك موضوع عمومی‌و در همه موارد نخواهد بود. زیرا طبع دختران نیز این موضوع را نمی‌پذیرد.»

:jamejamonline.ir

۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.

به گزارش شبکه ایران، این اختلاف سنی تا حد چشمگیری پدیده طلاق را کاهش می‌دهد. در حقیقت مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.

دانشمندان استرالیایی با بررسی بیش از دو هزار زوج دریافتند شوهران باید حداکثر دو تا سه سال کوچکتر و یا هشت تا 9 سال از همسران خود بزرگتر باشند.

محققان دانشگاه ملی استرالیا با مطالعه بر روی حدود دو هزار و 500 زوج استرالیایی خوشبخت و بدبخت به مدت 6 سال بین سال‌های 2001 تا 2007 فاکتورهای سازگاری و بحران در روابط زناشویی را مورد بررسی قرار دادند. یکی از این فاکتورها "سن" است که از در یک ازدواج خوب از اهمیت بالایی برخوردار است.

نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد برای زنان بهتر است با مردانی ازدواج کنند که حداکثر 8 تا 9 سال از آنها بزرگتر و یا در نهایت دو تا سه سال از آنها کوچکتر باشد. این اختلاف سنی تا حد چشمگیری پدیده طلاق را کاهش می‌دهد. در حقیقت مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.
براساس گزارش سیدنی مورنینگ هرالد، به گفته این دانشمندان، فاکتور سن بیش از سایر فاکتورها از قبیل سطح فرهنگی و یا ریشه‌های جغرافیایی در ایجاد حس مشترک میان زن و شوهر نقش دارد.
همسن بودن به این معنا است که زن و شوهر هر دو از دلبستگی‌های مشابهی در موسیقی، سیاست و مسائل مروبط به یک نسل برخوردارند به طوری که 17 درصد از جداییها در مواردی اتفاق می‌افتد که این اشتراکات وجود ندارند.

توصیه های غذایی برای دختران دم بخت


چه غداهای برای دختر در یك ماه قبل از ازدواج و ماههای اول ازدواج توصیه می شود. لطفا مفصل توضیح فرمایید.

پاسخ :
در مورد رشد و عملكرد درست اندام های تولید مثل ،دو ویتامین تاثیر گذار ، ویتامین A وویتامین E هستند . این ویتامین های محلول در چربی در افزایش باروری موثرند.
منابع غذایی این دو ویتامین را به طور مشروح در مطلب مربوط به ویتامین A و ویتامینE در بخش ویتامین ها و املاح كه در فایل تغذیه ( زیر مجموعه اجتماعی) موجود است مطالعه فرمایید . برای پاسخ به سؤالتان به كتاب خواص درمانی میوه ها و سبزیجات رجوع كردم و نكات جالبی بدست آمد كه برایتان خواهم گفت. ما دانسته هایی از اطلاعات قدیمی ها داریم مثلاً فلان غذا مقوی است و غیره . حال به شرح تعدادی از مطالب اثبات شده علمی می پردازم:
*مصرف پسته موجب تقویت قوای جنسی می شود.
*تخم شوید و پیاز برای افزایش منی موثر است.
*زیتون تحریك كننده قوای جنسی است.
*آبلیموی تازه عدم توانایی جنسی را درمان می كند.

niktop.com

حریم خصوصی همسران زیر یك سقف


ما برای كامل‌تر شدن ازدواج می‌كنیم نه عوض شدن و تبدیل شدن به موجودی كه همسرمان می‌خواهد.

بسیاری از مشكلات زناشویی ناشی از احترام نگذاشتن به حریم خصوصی یكدیگر و خدشه‌دار كردن آن است.ما برای كامل‌تر شدن ازدواج می‌كنیم نه عوض شدن و تبدیل شدن به موجودی كه همسرمان می‌خواهد.


زندگی مشترك به معنی به شراكت گذاشتن همه چیز با همسرمان است، اما در این بین نمی‌توان انكار كرد كه هر انسانی مستقل از دیگران است، همان‌طور كه كودك از والدینش یا حتی خواهر یا برادر دو قلویش مستقل است. این استقلال به معنی آن است كه هر یك از ما به‌تنهایی برای خود قلمرویی داریم كه مخصوص خود ماست؛ مثل افكاری كه در ذهنمان می‌پرورانیم و اهداف شخصی‌مان و مجموعه رفتاری كه از شخصیت ما سر می‌زند و تمام چیزهایی كه ما را به خودمان می‌شناساند، در واقع خود واقعی ما كه مستقل از تمام جهان اطراف ماست.

حال شاید بپرسید رابطه این استقلال و حریم خصوصی با زندگی مشترك چیست. باید گفت كه بسیاری از مشكلات زناشویی ناشی از احترام نگذاشتن به حریم خصوصی یكدیگر و خدشه‌دار كردن آن است. می‌خواهیم با توضیح بیشتر درباره حریم خصوصی و با پیشنهاد راهكارهایی شما را در این زمینه آگاه‌تر كنیم.

هر كس صاحب حریم خود
وقتی 2 نفر با هم ازدواج می‌كنند، روی همسرشان احساس مالكیت دارند و گاهی به خودشان حق می‌دهند كه در مورد همه چیز همسرشان تصمیم بگیرند. وقتی انسانی كه ذاتا آزاد و مستقل است حق تصمیم‌گیری برای خود نداشته باشد و به اصطلاح حریم خصوصی برای خود قائل نباشد، 2 اتفاق ممكن است رخ دهد؛ یا از این‌كه حریم خصوصی خود را از دست داده احساس بدی پیدا می‌كند كه به پرخاشگری و عصبی بودن می‌انجامد، یا به شخصیتی وابسته تبدیل می‌شود كه بدون همسرش نمی‌تواند هیچ كاری انجام دهد و از خود هیچ چیز ندارد.

همسران باید به حریم خصوصی هم احترام بگذارند. این به آن معنا نیست كه زن و شوهر از فكر و احساس هم بی‌خبر باشند و برایشان مهم نباشد كه درون همسرشان چه می‌گذرد، بلكه به آن معناست كه به احساسات و افكار او احترام بگذارند و حقوق طبیعی‌اش را سلب نكنند. لحظه‌هایی كه همسرتان می‌خواهد تنها باشد و در خلوت خودش باشد، فعالیت‌های مورد علاقه او كه ممكن است شما اصلا به آنها علاقه نداشته باشید، حساسیت‌های رفتاری و اخلاقی‌ای كه ممكن است شما به آنها حساس نباشید و... جزو حریم خصوصی هر فردی است كه قابل احترام هم هست.

یادتان نرود كه همسران مالك هم نیستند، بلكه شریك زندگی همدیگرند و وظیفه‌شان این است كه هر كاری را با مشورت همدیگر انجام دهند، نه این‌كه صددرصد به حرف هم گوش بدهند. اگر بخواهید با فردی زندگی كنید، كه مجبور باشید همان‌طور كه او می‌خواهد رفتار كنید و خودتان را فراموش كنید زندگی برایتان كسالت بار خواهد شد و بعد از مدتی خسته می‌شوید و احساس می‌كنید خوشبخت نیستید.

ما برای كامل‌تر شدن ازدواج می‌كنیم نه عوض شدن و تبدیل شدن به موجودی كه همسرمان می‌خواهد. همه ما با مجموعه‌ای از خصوصیات مثبت و منفی وارد زندگی مشترك می‌شویم كه خودمان هم بعد از مدتی می‌توانیم راجع به رفتارمان قضاوت كنیم و ببینیم كه نقاط قوت و ضعفمان كجاست. همسران باید در بهتر شدن به هم كمك كنند و بهتر شدن و تكامل هیچ فردی را خسته نخواهد كرد. چیزی كه همسران را از زندگی با هم خسته می‌كند، این است كه خود را فراموش می‌كنند و فقط از دید همسرشان به خود نگاه می‌كنند و خودشان نیز برای حریم خصوصی خود احترام قائل نیستند.

خلاف خیلی‌ها كه فكر می‌كنند داشتن حریم خصوصی در زندگی مشترك با تعهدی كه زن و شوهر به هم دارند منافات دارد، باید گفت كه اصلا این‌گونه نیست؛ چرا كه حریم خصوصی به معنی خودخواهی و بی‌اهمیتی به همسر و خانواده نیست، بلكه به معنی آن است كه همان‌طور كه به همسر و كانون خانواده احترام می‌گذاریم به خود نیز احترام بگذاریم و از همسرمان هم انتظار داشته باشیم به حریم خصوصی ما احترام بگذارد. در این‌كه همه زوج‌ها باید رضایت همسران خود را جلب كنند شكی نیست، اما این یعنی به جای این‌كه از همسر خود بی‌چون و چرا اطاعت كنیم، راجع به همه چیز با او مشورت كنیم و با هم به گفتگو بپردازیم تا بتوانیم بهترین گزینه‌ها و راه‌ها را با كمك و راهنمایی هم انتخاب كنیم.

ما باید عقاید و افكارمان را به كار ببریم نه این‌كه آنها را فراموش كنیم و به عقاید و افكار همسرمان وابسته شویم. درست است كه گاهی باید در زندگی گذشت كنیم و به حرف همسرمان گوش دهیم، اما نه در همه مواقع. افرادی كه حریم خصوصی خود را از بین برده‌اند، افرادی وابسته و بی‌انگیزه به زندگی‌اند چون از علایق و افكار و رویاهایشان و در واقع از خودشان چیزی باقی نمانده كه بخواهند با آن زندگی كنند.


مرا همان‌طور كه هستم بخواه
زندگی مشترك خواه ناخواه در رفتار افراد تغییراتی به وجود می‌آورد. اما شخصیت اصلی افراد در زندگی مشترك فرقی نخواهد كرد. مثلا شخصی كه برون‌گراست، نمی‌تواند بعد از ازدواج درون گرا شود و.... پس چیزی كه مهم است این است كه قبل از ازدواج به شخصیت و رفتارهای همسر آینده‌مان دقت كنیم و اگر او را انتخاب كردیم، خیلی به امید تغییر او نباشیم و همسرمان را همان‌طور كه هست بخواهیم و در راستای تكامل هم، قدم برداریم.

اگر همسران همدیگر را باور كنند و شخصیت یكدیگر را بشناسند و بپذیرند، بسیاری از مشكلاتشان حل خواهد شد. چه بسیارند زوج‌هایی كه بعد از چند سال زندگی هنوز سر مسائلی كه در ابتدای زندگی با هم بحث می‌كردند مشكل دارند، در صورتی كه یك مساله را در زندگی یا باید حل كرد یا هضم. درصد بالایی از مشكلات به خاطر این است كه ما می‌خواهیم شخصیت همسرمان را آن‌طور كه دوست داریم تغییر دهیم، در صورتی كه باید او را آن‌طور كه هست دوست بداریم.

یادتان باشد حریم خصوصی باید در چارچوب زندگی زناشویی بگنجد و مانع رسیدگی به وظایفتان در زندگی نشود. بدانید كه گاهی برای این‌كه بتوانید به زندگی مشترك خود ادامه دهید و همسرتان را راضی نگاه دارید، مجبور می‌شوید حریم خصوصی خود را كمی تغییر دهید و با شرایطتان وفق دهید. با كمی خلاقیت و تغییر، می‌توانید به هر دوی اینها برسید.

فواید یك حریم خصوصی
1 - انسانی كه به حریم خصوصی‌اش احترام گذاشته می‌شود، عزت نفس و اعتماد به‌نفس كافی برای زندگی دارد.

2 - داشتن حریم خصوصی به انسان انگیزه پیشرفت در زندگی و مقابله با مشكلات آن را می‌دهد.

3 - انسان در حریم خصوصی‌اش به خودش اهمیت می‌دهد و به خودش می‌اندیشد. این فرصتی است كه با خود روبه‌رو شود و رفتار و اعمال خود را مورد قضاوت قرار دهد و به اصلاح آنها بپردازد.

4 - انسان در خلوت خود بدون ریا و تظاهر و بدون اثر گرفتن از هیچ چیز و هیچ كس به تفكر می‌پردازد و نتایج بهتر و دقیق‌تری خواهد گرفت.

5 - كسی كه حریم خصوصی‌اش را محترم بشمارد، به حریم خصوصی دیگران نیز احترام خواهد گذاشت و همین در ایجاد ارتباطش با دیگران و بخصوص همسرش تاثیر مثبت دارد.


چگونه به حریم خصوصی خود احترام بگذاریم
توجه به علایق خود و در نظر گرفتن عقاید و افكار شخصی‌مان، به معنی احترام به حریم خصوصی‌مان است؛ اما این اهمیت دادن باید بدون افراط و تفریط باشد تا تاثیر آن در زندگی مثبت باشد. احترام به حریم خصوصی در زندگی مشترك به معنی اهمیت دادن به جسم و روحمان است؛ بدون این‌كه بخواهیم از وظایفمان در زندگی كم بگذاریم.

حریم خصوصی شما یعنی زمانی در روز مختص شماست كه به كارها و علایق شخصی‌تان در چارچوب خانواده برسید. حریم خصوصی یعنی شما می‌توانید زمانی را با خود خلوت كنید و كسی مزاحم شما نباشد. حریم خصوصی یعنی شخصیت ناب شما كه در رفتارتان جلوه گر خواهد شد و روز به روز در حال پیشرفت و تكامل خواهید بود.

اگر بتوانید بدون پیش داوری به این راهكارها عمل كنید و حریم خصوصی خود و همسرتان را در نظر بگیرید، زندگی مشتركتان زیبا تر خواهد شد.



hamseda.ir - حدیث‌السادات میرزایی

انتظارات زن و مرد از هم


امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!


ارزیابی و تفسیرهای اشتباه زن و مرد از احساس و عملکرد یکدیگر

زنان و مردان با تصورات و بینش خود بدون توجه به نیازهای واقعی یکدیگر نیازها و انتظارات همدیگر را برطرف می‌کنند.

امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و روزبه‌روز زوج‌ها از هم دورتر می‌شوند و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!

بیش‌تر زنان و مردان متوجه نیستند که هر یک، دارای ارزش‌ها، دیدگاه‌ها، اولویت‌ها، اندیشه‌های خاص خود بوده که با دیگری بسیار متفاوت است و هر کدام با توجه به ویژگی‌های خاص خود، احساس و عملکردهای خویش را به‌‌صورت طبیعی نشان‌می‌دهد و آگاهانه قصد مخالفت و لج‌بازی با همسر خود را ندارد.

بایستی توضیح داد که متفاوت بودن، هرگز به‌معنی بهتر یا بدتر بودن یا درست و غلط بودن نیست ولی به رشد و تعالی می‌انجامد و معمولاً سبب جذب زن و مرد به یکدیگر می‌شود. با وجودی که زنان و مردان با هم متفاوت هستند ولی مکمل یکدیگرند و هریک، می‌توانند به کاهش کمبودهای دیگری کمک کنند. باید توجه داشت که همدیگر را فهمیدن و احساس کردن، هرگز به‌معنای یکی شدن نیست.

طبیعی است که مردان و زنان، ویژگی‌های خود را بهتر از ویژگی‌های همسرشان بشناسند و از تفاوت‌های بین خود آگاهی کمتری داشته باشند.

همسرانی که به‌علت ناآگاهی، به تفاوت‌های بین خود و همسرشان توجه نکنند، در عمل، تضادها، اختلاف‌ها و عدم تفاهم‌های‌شان به‌تدریج افزایش یافته و ندانسته رابطه‌ی خود با همسرشان را به‌طرف بحران پیش‌‌می‌برند و حتی به ‌مرحله‌ی جدایی می‌رسانند. فقط با آگاهی و افزایش اطلاعات درست است که زن و مرد، دیدگاه‌های متقابل یکدیگر را بهتر درک کرده و به آن‌ها احترام می‌گذارند؛ به‌کارگیری درست آگاهی‌هاست که بسیاری از مشاجره‌ها و کشمکش، ساده‌تر و بدون خشم و پرخاش‌‌گری فراوان حل می‌گردد.

به‌طور معمول خانم‌ها و آقایان در مقایسه‌‌ی ویژگی‌های خود با همسر دچار اشتباه می‌شوند چون ویژگی خود را بهتر می‌شناسند و تصور می‌کنند که بهتر از همسرشان می‌اندیشند و عمل می‌کنند.

با چنین تصور اشتباهی، هر یک حق طبیعی خود می‌داند که تلاش کند ویژگی و نیاز خود را به ‌هر طریقی که می‌تواند، به دیگری دیکته کرده و تحمیل نماید. به‌ویژه خانم‌ها، با حساسیت بیش‌تری، این مورد را پی‌گیری می‌کنند. به‌عبارت ساده، زنان و مردان ناآگاه در مقایسه‌ی بین خود و همسر:

به خواسته‌ها و نیازهای خویش ارزش، اهمیت و امتیاز بیش‌تری داده و برای نیازها و احساس‌های طرف دیگر، بهای کم‌تری قائل ‌می‌شوند و یا کم‌توجهی می‌کنند.



خانم‌ها و آقایان، از شما سؤال می‌شود:

اگر به‌اندازه‌ی کافی بر تفاوت‌ها، نیازها و رفع نیازهای خود و همسرتان آگاهی داشتید و نیازهای همدیگر را به‌درستی برطرف می‌کردید، باز هم بگومگوها، کشمکش‌ها اضطراب‌ها و تشویق‌هاو جدایی‌ها به این شدت و حدت اتفاق می‌افتاد؟

باید توجه داشت که آگاهی در ایجاد آرامش و احساس خوشبختی در زندگی مشترک، نقش اساسی بازی می‌کند و ناآگاهی یعنی ویران‌کردن زندگی مشترک! به‌عبارت ساده، آگاهی می‌تواند بسازد و ناآگاهی همیشه با ویرانی همراه است. آگاهی یعنی در روشنایی قدم برداشتن و ناآگاهی یعنی در تاریکی راه رفتن!

در اوایل زندگی مشترک، زن قبل از این‌که شوهرش به خانه برسد، هر کاری را که برای خوشحال کردن او به‌نظرش برسد انجام ‌می‌دهد. برای مثال خانه را تمیز ‌می‌کند، غذاهای مطبوع و دلخواه او را می‌پزد، لباس‌هایش را شسته و اطو ‌می‌کند، در طول روز از طریق تلفن، پیام‌های محبت‌آمیز می‌‌فرستد و... به‌عبارت دیگر زن، با بینش، سلیقه و تصورات خود بدون توجه به نیازها و انتظارات واقعی شوهرش پاسخ می‌دهد.

در این شرایط زن با تمام کوشش‌هایش به‌منظور جلب رضایت شوهر، وقتی می‌بیند نتوانسته رضایت او را جلب کند، در تعجب است که چرا به تلاش‌های او توجه نمی‌شود؟

چرا احساس رضایت از انجام کارهای خود را در چهره‌ی شوهرش نمی‌بیند؟

چرا در جلب رضایت همسر، موفق نیست؟

از خود می‌پرسد: «من که هر کاری می‌دانستم انجام دادم، چرا شوهرم قدر مرا نمی‌داند و از من تشکر نمی‌کند و به همه‌چیز بی‌تفاوت است؟»

گفتیم خانم‌ها با توجه به میزان آگاهی، تجربه و ویژگی‌های خود، نیازهای همسرشان را ارزیابی کرده و برآورده می‌کنند. برای مثال:

خانم‌ها چون جزئی‌نگر هستند به جزئیات بیش‌تر توجه می‌کنند در حالی‌که مردان چون کلی‌نگر هستند، کلیات را بیش‌تر درنظر می‌گیرند و به جزئیات امور توجه زیادی از خود نشان نمی‌دهند.

زنان چون رابطه‌گرا هستند، به‌راحتی رابطه ایجاد می‌کنند، در حالی‌که مردان چون هدف‌گرا هستند، زمانی با دیگران رابطه برقرارمی‌کنند که هدفی داشته باشند.

زنان احساس‌های خود را به‌راحتی بروز می‌دهند، در حالی‌که آقایان با خویشتن‌داری کم‌تر احساس‌های خود را نشان‌می‌دهند!

زن نسبت به تمیزی خانه، پخت و پز غذا، مرتب بودن لباس خود و همسر و... حساس است، تعارف و تشریفات، را دوست‌دارد، علاقه‌ی فراوانی به گفت‌وگو از خود نشان می‌دهد؛ در حالی‌که مرد اگر لباسش اطو نداشته باشد، اگر غذای عالی سر میز نباشد، اگر با خانه‌ی بسیار مرتب و تمیز روبه‌رو نشود و... به‌راحتی آن‌ها را می‌پذیرد ولی وقتی همسرش به نیازهای احساسی او بی‌توجهی کند و از او قدردانی نکرده و عملکرد او را مورد تحسین و تأیید قرارندهد، احساس رنجش کرده و واکنش منفی نشان‌می‌دهد، چراکه نیاز مرد به حسن‌جویی، تأیید و قدردانی و رفع این نیازها توسط زن از انجام کارهای منزل و هر کار دیگر برایش بسیار مهم‌تر می‌باشد. به‌علاوه، به‌علت ناآگاهی است که بسیاری از زنان و مردان با همسرشان همانند دوست یا فامیل هم‌جنس خود رفتار ‌کنند و انتظار داشته باشند که دربرابر هر کنش همسرشان نیز همانند او واکنش داشته باشد. درواقع زوج‌ها، به‌علت انتظار و توقع اشتباه از هم و برخورد غلط با مسائل، از عملکرد خود نتیجه‌ی مطلوبی نمی‌گیرند.

زن تصورمی‌کند همان‌طوری که او تلاش می‌کند همسرش را خوشحال کند، اگر همسرش نیز او را دوست‌ داشته باشد می‌بایست همانند او واکنش نشان‌داده و سعی‌کند او را خوشحال سازد و حتی به‌خاطر دوست‌داشتن او، شوهرش در برآورده ساختن نیازهای او، پیش‌دستی کند و نمی‌تواند فکر کند که آن‌همه تلاش و کوشش، نه‌تنها جواب مثبت نداشته، بلکه نتیجه‌ی عکس هم داده است.
زنان به جزئیات امور توجه کرده و برای مرتب بودن همه‌چیز تلاش می‌کنند، انتظار دارند که همسرشان نیز به جزئیات توجه کرده و به لباس، چهره، آشپزی، رفتار آنان توجه کنند، همیشه دیده شده و مورد احترام باشند. به آزادی آنان احترام گذاشته شود و همیشه مورد حمایت همسرشان باشند؛ وقتی مرد به عملکرد زنش توجه نشان‌نمی‌دهد و نیازهای او را طبق خواسته‌اش برطرف نمی‌کند، زن ناخواسته در مسیر اندیشه‌های منفی قرارگرفته و واکنش منفی از خود نشان‌داده و روابط‌شان با یکدیگر تیره و تار می‌شود.
:مجله شادکامی و موفقیت

از چهره همسرم خوشم نمیاد!!! چکارکنم؟


اینکه همسرم همه شرایط مطلوب مرا دارد اما از چهره ایشان زیاد خوشم نمی آید؟راهنمایی شما چیست؟

اینکه همسرم همه شرایط مطلوب مرا دارد اما از چهره ایشان زیاد خوشم نمی آید؟راهنمایی شما چیست؟
خواهر گرامی، ازدواج خطیرترین حادثه و رویداد زندگی انسانی است وا ین رویداد بدون اراده شخص آدمی رخ نمیدهد و مانند تمام رفتارهای ارادی انسان بر شناخت و آگاهی تکیه دارد و از اهداف و اصول خاص خود پیروی میکند و آنچه هم‏اکنون به آن نظر داریم شرایط ازدواج است و از بین شرایط هم به شرایط درجه دوم میپردازیم. چه زیبایی و تناسب اندام گرچه از شرایط ازدواج است ولی از شرایط اساسی ازدواج نیست. یعنی از شرایطی نیست که رعایت نکردن آن به آدمی آسیب برساند و یا ضرری را متوجه انسان نماید و یا بدون آن نتوان زندگی مشترک را بنا نهاد. البته تا قبل از ازدواج میتوان به این شرایط همتراز، به شرایط اساسی اهمیت داد وبه بهانه زشتی و یا نداشتن جایگاه اجتماعی و... به یک خواستگار مناسب پاسخ منفی داد و یا این که شرایط اساسی مانند ایمان و اخلاق را تا به حد شرایط درجه دوم تنزل داد. اما هم‏اکنون از این مراحل عبور کرده و پا به گردونه زندگی گذارده‏اید و لذا به اندک بهانه که هیچ بلکه برای تأمین خواسته‏های اساسی و مشروع خود نمیتوانید زندگی مشترک را سست سازید و به تعهدات زندگی مشترک پشت کنید، بنابراین شما هم نمیتوانید به دلیل خوش‏صورت نبودن همسرتان بنیان زندگی مشترک را متزلزل نمایید و یا با بداخلاقی و حرف‏های نامناسب و رفتارهای بیمورد فضای یک زندگی سالم و رو به رشد را آلوده ساخت و اندک اندک سرمایه اعتماد و ایمان را از یکدیگر ربود. اما در کنار این توصیه اکید باید به منظور پاسخگویی به ذهن خود و تأمین روحیه مناسب جهت زندگی سالم به راهکارهای زیر به صورت دقیق و کامل عمل کنید:
1- دیگر زشتی و یا ناموزون بودن صورت و قیافه همسرتان را بر زبان نیاورید و حتی باید به صفات ظاهری ساختگی بپردازید.
2- به تلقین و تکرار اوصاف خوب و پسندیده همسرتان بپردازید و در کنار ناموزون بودن ظاهر خصائل اخلاقی و روحی خوب او را برجسته سازید و به عنوان پاسخ ذهنی خود آنها را ارائه کنید.
3- به عنوان یک واقعیت و روشنگری ذهنی توجه داشته باشید زیبایی؛
- یک پدیده نسبی است و هر شخصی از درصدی زیبایی برخوردار است.
- آنچه ارزش انسان را شکل میدهد کمال‏های معنوی است، لذا باید توجه و وجهه همت شما بیشتر به کمالات معنوی معطوف گردد و به این امور همانند ایمان، صداقت، پاکی، خوش‏اخلاقی و سیرت نیکو اهمیت دهید و در کنار این برجستگیها نقاط ضعف ظاهری را کوچک و کم‏اهمیت سازید.
4- از مقایسه کردن صفات ظاهری همسرتان با دیگران سخت بپرهیزید حتی در صفات معنوی و روحی نیز مقایسه کردن ناپسند است ولی رقابت سالم و سازنده پسندیده است و سعی کنیم سمت و سوی زندگی خود را در جهت خصائص نیک اخلاقی قرار دهید.
5- بعد از آغاز زندگی به تمام اموری که به برخورداری از زندگی پرنشاط آسیب میرساند پرهیز کنید چه این امور ظاهری و صوری باشد و چه اختلاف باطنی. شما باید به نقاط مشترک پایفشارید و به مشترکات زندگی خود توسعه دهید تا زندگی مشترکی که نتیجه آن پرورش نسل سالم و پاک است بهبود یابد.

:niktop.com

ازدواج موفق


عوامل اخلاقی و روانی
بسیاری از کسانی که ازدواجشان ناموفق بوده ، علت جدایی خود را عدم توافق اخلاقی ذکر کرده اند. هر چند ممکن است این دلیل، سرپوشی برای سایرعوامل باشد ، ولی واقعیت این است که نداشتن توافق اخلاقی شدیدترین ضربه را به پیکر خانواده می زند . عوامل اخلاقی و روانی در ازدواج به دو دسته تقسیم می شوند :

الف) عوامل توفیق و حفظ زناشویی
۱-حوصله و بردباری: کسانی که در قبال مسائل خانوادگی واختلافات ِبین خود و همسرشان حوصله به خرج نمی دهند و با بروز هر اختلاف کوچکی ، عکس العمل شدیدی نشان می دهند، زندگی زناشویی را به سوی ناسازگاری و اختلاف شدیدتر می رانند .
۲-صداقت :صداقت اساس زندگی خانوادگی است . چنانچه زن و شوهر مطالبی را از هم پنهان کنند یا دروغ بگویند ، اعتماد و اطمینان آنان از یکدیگر سلب می شود ودرادامه زندگی با مشکل مواجه می گردند .۳-خلوص :منظور از خلوص، سادگی ، پاکی و بی آلایشی رفتار است . اگر بین زن و شوهر ریا و تظاهر حکمفرما باشد ، زندگی صفا و صمیمت خود را از دست خواهد داد .
۴-مهربانی :زن و شوهر باید یکدیگر را دوست داشته، نسبت به هم مهربان و در غم و رنج یکدیگر شریک و یاریگر هم باشند .
۵-از خود گذشتگی: زن و شوهر باید در مقابل یکدیگر گذشت داشته باشند و وضعیراپیش نیاورند که با لجاجت ، زندگی را به کام خود تلخ کنند.

۶-صمیمیت:صمیمت حالتی است که در آن، بین زن و شوهر دورنگی نباشد و آنچه از هم در دل دارند بگویند و غمخوار یکدیگر باشند و در این زمینه از صمیم قلب عمل کنند . صمیمت آیینه ای است که آنچه در ذهن و رفتار است در آن منعکس می شود . صمیمیت با ملایمت همراه است و حتیاگراعتراض با صمیمیت و احترامهمراهباشد ، مشکلی ایجاد نخواهد کرد زیرا آنها با یکدیگر منافاتی ندارند .
۷-اعتماد و اطمینان:عدم وجود اعتماد در زندگی از مهمترین دلایل بروز نابسامانی است . بنابراین رفتارها و حرکاتی که ممکن است از طرفین سلب اعتماد کند ، باید کنترل شود تا زوجین از جمیع جهات نسبت به یکدیگر تفاهم کامل داشته باشند
۸-نظم و انضباط:عدم رعایت نظم و انضباط در امور داخلی خانه از موارد اختلاف انگیز است . زن یا شوهری که نظافت و بهداشت خانه را رعایت نکند ، مورد اعتراض قرار می گیرد . اگر هر دو بی نظم باشند ، زمینه اعتراض کمتر به وجود می آید.
۹-همکاری:همکاری دارای دو جنبه فکری و عملی است . اموری مانند شستن ظروف و البسه ، خرید لوازم مورد نیاز ، جارو کردن و امثال آن ، به عنوان جنبه عملی همکاری مطرح اند و همفکری برای رفع مشکلات و گرفتاریهای مالی ، بررسی ِ امور مربوط به فرزندان ، طراحی برنامه های کوتاه یا بلند مدت برای زندگی و مشابه آن ، مربوط به جنبه فکری همکاری می باشند . زن و شوهر باید در هر دو زمینه با هم همکاری نمایند.
۱۰- سازگاری :وضعیت خانواده ممکن است در شرایط مختلف از نظر روحی و روانی و رفاه و آسایش دگرگونی هایی داشته باشد . در تلاطم زندگی ، چنانچه زوجین قدرت سازگاری داشته باشند و بتوانند خود را با شرایط تطبیق دهند ، بقای خانواده تضمین می شود .

۱۱-تعهد:زن و مردی که عقد ازدواج بسته اند ، باید به تعهدات خود پایبند بوده و همواره در نظر داشته باشند که سرپیچی از تعهدات زندگی زناشویی ، عواقب بدیرابه دنبالخواهد داشت.۱۲-سخاوت:خسیس بودن هر یک از زوجین ادامه زندگی را مشکل می کند . مرد باید در اقتصاد خانواده ، میانه روی را اختیار کند و همسر خود را نیز در هزینه های زندگی به اعتدال توصیه نماید و در این زمینه با هم هماهنگ شوند . دادن هدیه به یکدیگر به مناسبت های مختلف ، محبت و گرمی خانواده را افزایش می دهد و موجب استحکام پایه های زندگی زناشویی می گردد .
۱۳- وفاداری نسبت به هم:آنچه زن و شوهر باید تا آخر عمر آن را مـَد نظر داشته باشند ، رعایت حقوق همسر است . همسران متعهد تا پایان عمر از وظایفی که نسبت به همسر خود پذیرفته اند ، شانه خالی نمی کنند .
۱۴-احساس مسئولیت :هریک از زوجین باید نسبت به وظایفی که در رابطه با خانواده به عهده دارند ، احساس مسئولیت کنند .
۱۵-انعطاف پذیری :با انعطاف پذیری ، زن و مرد می توانند در جهات و ابعاد مختلف ، مشکلات را کاهش دهند و از دامن زدن به اختلاف ها جلوگیری نمایند .

ب) وجوهی از اختلاف های زناشویی :
۱ – اختلاف در خواسته ها:زندگی زن و شوهری که خواسته های غیر واقعی و متفاوت از یکدیگردارند ، رو به نابسامانی می رود . از این رو ، زوجین باید خواسته های خود را هماهنگ نمایند .
۲-اختلاف در سلیقه ها و علاقه ها: وجود اختلاف سلیقه و علاقه در افراد ، طبیعی است و چنانچه در زندگی زناشویی ، این اختلاف موجب هماهنگی بین زن و شوهر شود ، زندگی آرامی به وجود می آید .
۳-اختلاف در دیدگاه ها و آرزوها :انسان موجودی است با آرزوهای نامحدود ، چنانچه زن و شوهری با دیدگاه های مختلف و آرزوهای متفاوت که احتمال حصول به آنها کم باشد ، نتوانند در زندگی زناشویی خود هماهنگی ایجاد کنند ، زندگی شاد و موفقی نخواهند داشت .
۴- اختلاف در خـُلق و خو: بعضی از افراد بسیار خشن، متکبر، خودخواه و از خود راضی اند و برخی روحیه ای گرم دارند، خوش برخورد، متواضع و مردم دوست هستند. بنابراین توافق اخلاقی،در صدر عوامل وشرایطِانتخاب همسر قرار دارد .
۵-اختلاف در میزان هوش: اختلاف فاحش ِ سطح هوشِ همسران نسبت به یکدیگر ممکن است در زندگی مشکلاتی ایجاد نماید .
۶- اختلاف در ابعاد معنوی:مرد و زنی که از نظر رعایت و پایبندی به امور معنوی متفاوت هستند ، زندگی بی دغدغه ای نخواهند داشت . بنابراین در امر ازدواج ، باید بُعد اعتقادی بهویژه جنبه های معنوی آن مورد توجه خاص قرار گیرد و از طـُرق مختلف اطمینان به پایبندی طرف مقابل احراز شود .

عوامل اقتصادی
عوامل اقتصادی می توانند عامل اختلاف در زندگی زناشویی باشند و مهمترین آنها عبارتند از :

الف ) مسکن :
هر خانواده ای به یک واحد مسکونی مستقل نیاز دارد. قبل از ازدواجنیزبایداینمسئله حل شود . آنچه مهم است ، استقلال در مسکن است ولو اجاره آپارتمانی ۵۰ یا ۶۰ متری یا کوچکتر، زوجین باید سعی کنند حتی الامکان جدا از پدر و مادر زندگی نمایند . بعضی از زوجین اصرار دارند که با پدر و مادر و یا اقوام دیگرشان در یک خانه زندگی کنند و برخی حتی،آن را جزء شرایط ازدواج قرار می دهند . در این مورد باید بررسی لازم به عمل آید و به این مسئله توجه شود که در نهایت ، چنین برنامه ای به ناراحتی و اختلاف منجر نشود .

ب) وسایل زندگی :
برابر رسم معمول ، دختر جهیزیه ای با خود به خانه بخت می برد . چنانچه شوهر مقدار جهیزیه را دستاویزی برای تحقیر همسرش قرار دهد ، زمینه ناسازگاری ایجاد خواهد شد . درست است که اقتصاد،نقش بسیاری در زندگی دارد ، ولی نباید اساس و پایه زندگی زناشویی قرار گیرد .بعضی خانواده ها با وسایل عادی مانند یخچال ، تلویزیون ، فرش معمولی و سایر وسایل مورد نیاز ، زندگی را می گذرانند . ولی برخی دیگر،زندگی لوکس و مرفهی دارند و همیشه از آخرین مدلِ لباس ، اتومبیل، مبلمان ، فرشهای گرانبها، وسایل خارجی و تجهیزات تفریحی و ورزشی استفاده می نمایند . دختر و پسر جوانی که در دو زندگی متفاوت بزرگ شده اند ، به ندرت می توانند با هم سازش کنند . پسر جوانی که درآمد کافی برای تهیه وسایل لوکس برای دختری از خانواده ای مرفه را ندارد ، دیر یا زود مورد اهانت و اعتراض همسر خود قرار می گیرد . بنابراین قبل از ازدواج ، در انتخاب همسر بایدبهشرایط زندگی طرف مقابل توجهشود .

ج) هزینه های رفاهی و معیشتی :
در جامعه ما معمولاً تأمین هزینه زندگی به عهده شوهر است . بعضی از دختران ملاک ازدواج را میزان درآمد پسر قرار می دهند تا بتوانند هزینه های زندگی را در سطح عالی تأمین نماید . گاه توقع زیاد موجب می شود که پسر با وجود داشتن شرایط مناسباز ازدواج منصرف شود . بنابراین دختر و پسر قبل از ازدواج باید شرایط شغلی، درآمد و توقع همسر خود را در نظر بگیرند و در انتخاب همسر با آگاهی و بصیرت تصمیم گیری نمایند .

نقش عوامل اجتماعی
پسری که در یک خانواده اشرافی بزرگ شده ممکن است با دختری از یکطبقه متوسط یا پائین به خاطر زیبایی و یا همکلاسی بودن ازدواج نماید . شاید این موضوع در ابتدا مشکلی فراهم نیاورد ، ولی به تدریج عدم معاشرت پدر و مادر و خانواده شوهر با خانواده زن ، به سبب این که به حیثیت اجتماعی آنها لطمه می خورد ، منجر به ناسازگاری و اختلاف می گردد و اگر به طلاق منجر نشود ، زندگی موفقی هم نخواهدبود . این حالت در مورد دختر نیز می تواند ایجاد گردد .چنانچه جوانی با خصوصیات برجسته ، ولی از طبقه اجتماعی متوسط یا پائین بخواهد با جوانی از طبقه اجتماعی بالاتر ازدواج کند ، باید او و خانواده اش را با ویژگی های خود آشنا نماید و با تشکیل جلساتی جهت شناخت بیشتر ، آنان را با اقوام و خویشاوندان خود مواجهسازد . در این حالت احتمال ناسازگاری کمتر، خواهد بود .

چنانچه فرد امکان پیشرفت و تحرک اجتماعی به پایگاه اجتماعی بالاتر را دارد باید با فردی که همان شرایط را دارااست ، ازدواج نماید . به طور کلی در این مبحث می توان گفت که هر چه طبقه اجتماعی دختر و پسر به همنزدیکتر باشد ، موفقیت در ازدواج بیشتر است .

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

60 ضرب المثل و سخنان شخصيت هاي بزرگ جهان پيرامون ازدواج

درباره ازدواج بسيار گفته و شنيده ايم. اما مطالبي كه در زير مي آيد شايد براي شما تازگي داشته باشد.
از ميان ضرب المثل هاي ملل مختلف و همين طور سخنان شخصيت هاي بزرگ جهان پيرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ايم. بسياري از اين حرف ها جنبه شوخي و مزاح دارد اما تعداد ديگري از آنها شايد وصف حال من و شما باشد! همين طور قسمت ديگري از اين گفته ها مي تواند براي عده اي حكم كليد راهنما را داشته باشد.

1-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني)

2- مردي كه به خاطر ” پول ” زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ( ضرب المثل فرانسوي )

3- لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني )

4- زني سعادتمند است كه مطيع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل يوناني )

5- زن عاقل با داماد ” بي پول ” خوب مي سازد. ( ضرب المثل انگليسي )

6- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسي )

7- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. ( ضرب المثل آلماني )

8- داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت . ( ضرب المثل لهستاني )

9- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. ( ضرب المثل ايتاليايي)

10-داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي .( ضرب المثل فرانسوي )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. ( ضرب المثل ايتاليايي )

12- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجاني )

13- برا ي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني . ( ضرب المثل چيني )

14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چيني )

15- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايي)

16- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركي )

17- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود. (ماري آمپر)

18- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايي )

19- ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است . ( ضرب المثل فرانسوي )

20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . ( سقراط )

21- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

22- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود. ( رولاند )

23- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )

24- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازي)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )

26- با زني ازدواج كنيد كه اگر ” مرد ” بود ، بهترين دوست شما مي شد . ( بردون)

27- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سوني اسمارت)

28- براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد ” كر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس )

29- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” مي خواهد. ( كريستين )

30- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند. ( اسمايلز )

31- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد. ( فرانكلين )

32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” مي شوند و اگر ” بد ” شد هر دو مي ميرند. ( سعيد نفيسي )

35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! ( تن )

36- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سيريوس)

37- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

38- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم . ( لرد لوچستر)

39- مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)

40- با ازدواج ، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش . ( سينكالويس)

41- خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي آيد . ( پاستور )

42- ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد. ( سقراط)

43- قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن . ( يكي از دانشمندان لهستاني )

44- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)

45- من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستي)

46- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

47- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند . ( جانسون )

48- زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)

49- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند. ( شاو)

50- وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني ، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندي )

51 – هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند. ( ضرب المثل اسكاتلندي)

52 – با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن . ( ضرب المثل آلماني )

53 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره ي آن اظهار نظر كني . ( شارل بودلر )

54 – دوام ازدواج يك قسمت رويِ محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندي )

55 – ازدواج پديده اي است براي تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )

56 – زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند . (ضرب المثل آلماني )

57 – ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )

58 – ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي . (ولتر )

60 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره آن اظهار نظر كني. ( شارل بودلر )

ازدواج افسردگي را در سالمندان کاهش مي دهد


بر عکس سالمندان مجرد، زياد به کنترل سلامت خود علاقه مند نيستند و علايم افسردگي در آنان بيشتر مشاهده مي شود، در حالي که سالمنداني که همسر دارند، ...
تعجب نکنيد يک بررسي تازه نشان مي دهد، ازدواج حتي يک ازدواج نه چندان موفق در افراد افسرده، مي تواند موجب تقويت رواني بيشتر آنان شود.

برهمين اساس، محققان دانشگاه ايالتي اوهايو در آمريکا پژوهشهاي جديدي را آغاز کردند.
اين پژوهشگران بيش از 3 هزار مرد و زن را که طي يکسال به لحاظ افسردگي مورد مصاحبه قرار گرفته بودند و پنج سال بعد نيز دوباره گرايش به افسردگي در آنان بررسي شده بود، زير نظر قرار دادند و پرسشهايي را در ارتباط با ميزان رضايتمندي آنان در صورت متأهل بودن مطرح کردند.
جالب است بدانيد، افرادي که در طول اين پنج سال ازدواج کرده بودند، در مصاحبه دوم بهبود وضعيت رواني شان را نسبت به آنهايي که ازدواج نکرده بودند، گزارش دادند. آنها در يک مقياس 84 نمره اي افسردگي به طور متوسط 3/42 نمره پايين تري پيدا کرده بودند.

وقتي محققان ميزان تأثير ازدواج را بر حسب افسرده بودن در شروع تحقيق در افراد مورد آزمايش اندازه گرفتند، نتايج حاصل بر خلاف انتظارشان بود؛ زيرا افراد افسرده اي که ازدواج کرده، نسبت به افراد افسرده اي که ازدواج نکرده بودند به طور متوسط 7/56 نمره کاهش نشان مي دادند، در حالي که اين کاهش در مورد افراد شادي که ازدواج کرده بودند تنها 87/1 نمره بود.

به عبارت ديگر ازدواج تقويت رواني بسيار بيشتري در افراد افسرده ايجاد کرده بود تا افراد شاد.
سرپرست اين تيم تحقيقاتي که دکتراي جامعه شناسي دارد، مي گويد: اين نتايج باعث غافلگيري ما شد؛ زيرا ما انتظار داشتيم که افراد افسرده کيفيت ازدواج بدتري داشته باشند و در صورت تأهل با مشکلات بيشتري رو به رو شوند، ولي مشاهده کرديم با اينکه افراد افسرده ممکن است ازدواج ناموفق تري داشته باشند و کيفيت ازدواج آنها پايين تر باشد از گذر به زندگي مشترک سود بيشتري مي برند.

* تا دير نشده...

با نگاهي به دور و بر خودمان و بررسي در بين دوستان، آشنايان، اقوام و همکاران به اين نتيجه مي رسيم: جواناني که ازدواج مي کنند، از روحيه اي شادتر، اعتماد به نفس بيشتر، برنامه ريزي مطلوبتر و آينده اي روشن تر برخوردارند.

* داشتن همسر حتي براي سالمندان هم مفيد است

جالب آنکه بررسي ها نشان مي دهد، زندگي کردن در کنار همسر براي سلامت سالمندان نيز مفيد است؛ زيرا براساس نتايج بررسي پژوهشگران که در نشريه آمريکايي سلامت جامعه به چاپ رسيده، آن دسته از مردان و زناني که در سنين سالمندي همسر دارند و در کنار او زندگي مي کنند، از نظر وضع سلامت در شرايط بهتري قرار دارند و بيشتر از سالمندان مجرد تحت مراقبت هاي بهداشتي پزشکي قرار مي گيرند.

پژوهشگران با بررسي چندين ساله بر روي بيش از 13 هزار زن و مرد بالاي 65 سال به اين نتيجه رسيدند: سالمنداني که در کنار همسر خود زندگي مي کنند، اميد به زندگي بيشتري دارند و آزمايشهاي دوره اي نظير غربالگري سرطان روده بزرگ، اندازه گيري فشارخون، ميزان کلسترول و قند خون و... را به موقع انجام مي دهند.

بر عکس سالمندان مجرد، زياد به کنترل سلامت خود علاقه مند نيستند و علايم افسردگي در آنان بيشتر مشاهده مي شود، در حالي که سالمنداني که همسر دارند، از روحيه با نشاط تر و اعتماد به نفس بيشتري برخوردارند. پس باز هم تا دير نشده ازدواج کنيد.تهيه كننده:پروين محمدي

مقایسه اجمالی مابین عشق و ازدواج


عشق یعنی گرفتن دست یکدیگر در خیابان و خودنمایی کردن
ازدواج یعنی دعوا کردن در خیابان و توجه همه را جلب کردن

عشق یعنی خوردن عذا در بهترین رستوران
ازدواج یعنی خوردن غذای آماده در خانه

عشق یعنی صحبت کردن درباره بچه دار شدن
ازدواج یعنی صحبت کرند درباره چطور خلاص شدن از دست بچه ها

عشق یعنی زود به رختخواب رفتن
ازدواج یعنی زود خوابیدن

عشق باعث از دست رفتن اشتها میشه
ازدواج باعث از دست رفتن قیافه میشه

عشق یعنی داشتن وقت
ازدواج یعنی نداشتن وقت

عشق یعنی برنامه ریزی برای آینده
ازدواج یعنی خراب شدن آینده

عشق یعنی سحرخیز بودن
ازدواج یعنی خواب آلود بودن

عشق یعنی دادن اولین الویت به معشوق
ازدواج یعنی دادن آخرین الویت به معشوق

عشق یعنی بلند پروازی
ازدواج یعنی شکستن پر و بال

چگونه پيشنهاد ازدواج دهيم؟

پيشنهاد ازدواج دادن بي شك يكي از مهمترين و بزرگترين گامهايي ميباشد كه تا به حال برداشته ايد. شما خواهان آن هـستـيد كه در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن نحو پيش رود و از آن مهمتر كه ميخواهيد پاسخ وي مثبت بـاشـد! ايـن نكـات را هــنگام دادن پيشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهيد تا شانس موفقيت شما افزايش يابد:

1- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد: واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.

2- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد: پيـش از آنـكه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن كه در زندگي بدنبال چه اهدافي ميباشيد، حتــي اهداف 50 سال آينده خود با يكديگر صحبت كنيد. هر چه بيشتر بــا يـكديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو كنيد بيشتر متوجه آن ميگرديد كه آيا با يكديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد كــه مخارج خود را تامين كنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.

3- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد: شـما ابـتـدا بايد بدانيد كه آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت كرده و اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـكته شـايـد عـجيـب بـــنظر آيد اما شما كه نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنكه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.

4- بطريقي پيشنهاد بدهيد كه خوشايند وي باشد: به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يك هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را بـطريقـي طـرح ريزي كنيد كه باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد. آيا وي رومـانتـيـك اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستـگـاري كنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنوسيد؟

5- در باره هديه دادن به وي تصميم بگيريد: بـراي دختـرهـا و زنـان هيچ چيز مبهوت كننده تر از يك هديه غير منتظره و غافلگير كننده حلقه برليان نمي بـاشد. امـا اگـر تـوان مالي شما اجازه اين كار را به شما نميدهد، براي يك حلقه مناسب بودجه شما كفايت ميكند. اما حتما پيش از آنكه حلقه را خريداري كنيد از نوع سليـقه وي اطلاع يابـيد. ايـن كار را ميتوانيد با سوال كردن از دوستان و يا خانواده وي و يـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتي كه وي استفاده مي كند انجام دهيد. اما بسياري از دختران تـمايـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.

6- مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت ميباشد: هنگاميكه پيشنهاد ازدواج ميدهيد، بـايد مطمئن باشيد كه پاسخ وي ''بله'' خواهد بود. شما ميباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافي صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از يك شريك زندگي بلند مدت انتظار دارد، آگاهي يافته باشيد. درست است كه ميخواهيد پيشنهاد ازدواج شــما براي او سورپريز باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين كار بزنيد.

7- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد: شـما مـمكن اسـت وسوسه شويد كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در ميان بگذاريد. امـا عـاقلانه تر آن است كه اين خبر را تنها با يكي دو تا ازدوستان و يا نزديكان صميـمــي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد كه رازدار و محرم اسرار شما ميباشند.

8- پيشنهاد خود را از حفظ نكنيد: صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــيشنهاد ازدواج مي دهــيد، بايد آن با نهايت صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبـت بـه وي هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهايي كه ميخواهيد به او بـزنــيد يادداشت برداريد اما دقيقا آنها را از بر نكنيد. در آن لحظه به وي بگوييد كه چرا وي يـك فرد استـثـنايي بـوده و چـرا شما خواهان آن ميباشيد كه باقي عمر خود را با وي سپري كنيد. بـايـد جملات شما از دلتان برآيد او ميخواهد با يك مرد ازدواج كند و نه يك ربات!

9- مكان و زمان مناسب را بيابيد: مكاني كـه پيـشـنهاد ازدواج مـي دهـيد مي تواند: رسـتوران، پارك، سينما و يا لب دريا باشد.اما بهتر است مكاني انتخاب گردد كــه بــراي هر دوي شما خاطره انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد. فـاكتور زمان نيز بسيار مهم مي بـاشــد اگر وي شرايط سختي را سپري مي كند، اگر خسته و يا گرفتار دغدغه هاي شخصي و شغلي خود ميباشد و يا آنكه از دست كسي عصبـانـي اسـت، زمان مناسبي براي اين كار نميباشد.

10- او را دستپاچه نكنيد: شما ممكن است بخواهيـد پيـشنـهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل براي همسايگان مجاور خود! امـا مـراقب باشيـد اشـتـياق بـي حد شما كار دستتان ندهد. اگر وي شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه ديـگـران واقع گرديد بيزار ميباشد، بهتر است اين كار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.

11- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ريزي ها، امكان دارد امور دقيقا آن طوري كه شما و يا وي تصور ميكرديد پيـش نرود. خود را براي واكنشهاي احتمالي آماده كنيد.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و يا هيجان زده گـردد و يـا آن كه كاملا آرام و بي تفاوت باقي بماند. وي ممكن است بگويد: ''بله-خيـر'' و يــا ''شايد''. شمـا مـمكن است تصور كنيد وي را كاملا مي شناسيد امـا از پـيـش داوري و آنكه پاسخ وي چگونه خواهد بود پرهيز كنيد چون ممكن است مايوس گرديد.

12- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد: هـمـواره احـتـمال آن كـه وي ''نه''بگويد وجود دارد. اما دلسرد نشويد با او صحبت كنيد و علت عــدم آمـادگـي وي را جـويا گرديد. وي ممكن است تـنـها بـه زمـان بـيشتـري نـيـاز داشتـه بـاشـد و يا آن كـه اصلا وي دختر مناسبي براي شما نباشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي بـه آن بـبـريد تا آنكه پس از ازدواج.

13- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد: زمـان معـيـنـي براي پيشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنايي خـود بـا وي پـيشـنــهاد ازدواج ندهيد! زمان پيشنـهاد ازدواج هنـگامي اسـت كـه شـمـا بـــراي مــدتــي كافي به يكديگر متعهد شده باشيد. همچنين زياد وقت را تلف نكنيد شجاع باشيد و حـرف دلتان را بزنيد. اگر هم خيلي هم كمرو مي باشيد، مي تـوانـيد پيــشنهاد خود را در قالب نامه براي دختر مورد علاقه خود ارسال كنيد.

۱۳۸۸ آبان ۱۷, یکشنبه

ازدواج، هدف است یا راهی برای رسیدن به آرامش؟


ازدواج همانند پول، قدرت و موقعیت اجتماعی بالا، وسیله و راهی است به‌منظور رسیدن به هدف‌های بزرگ‌تر و مهم‌تر و به‌عبارت دیگر، زن و مرد به این علت با هم ازدواج می‌کنند


ازدواج همانند پول، قدرت و موقعیت اجتماعی بالا، وسیله و راهی است به‌منظور رسیدن به هدف‌های بزرگ‌تر و مهم‌تر و به‌عبارت دیگر، زن و مرد به این علت با هم ازدواج می‌کنند که علاوه‌بر تداوم نسل، نیازهای احساسی، عاطفی، جنسی، مالی، حمایتی و استقلالی‌شان به‌‌درستی برطرف شود.

با رفع نیازهاست که طرفین به آرامش و تعادل رسیده و در مسیر پویایی و تکامل قرارمی‌گیرند و با ارائه‌ی مهر، محبت و همبستگی عمیق نسبت به یکدیگر، علاوه‌بر شکوفایی استعدادها و دست‌یابی به آرامش درونی، از بسیاری فسادها، انحراف‌ها، سردرگمی‌ها، بی‌بندوباری‌ها، خلاف‌ها، تجاوزهای جنسی، جنایت‌ها و... جلوگیری می‌کنند.

ازدواج‌هایی که با معیارهای درست و از روی آگاهی صورت‌گیرد، باعث تکامل شده و منجر به سلامتی، آرامش و امنیت فکری و سعادت زوجین که هدف نهایی هر ازدواجی می‌تواند باشد، می‌گردد. متأسفانه بسیاری از ازدواج‌ها چون با معیارهای نادرست، غیرمنطقی و ناآگاهانه و با توجه به سنت‌های اشتباه صورت‌می‌گیرد، مسأله‌ساز می‌شوند چراکه این گروه از ازدواج‌ها علاوه‌بر این‌که به رشد و تکامل زوج‌ها کمک نمی‌کنند، باعث می‌شوند بخش بزرگی از انرژی و عمر آنان، صرف حل‌وفصل مشکلات ناشی از ازدواج‌شان گردد.

در این‌جا ازدواج به‌جای ایجاد آرامش و شکوفایی استعدادها، انرژی‌های آنان را بلعیده و مشکل و چالش بزرگی در زندگی مشترک به‌وجود می‌آورد. به علت عدم آگاهی و شکل‌گیری ازدواج‌های غلط است که طرفین، خود را اسیر مشکلات ازدواج می‌بینند. در چنین شرایطی، زن یا مرد و یا هر دو، دچار بحران شده و همواره از اضطراب‌ها و تشویش‌‌ها، بیماری‌ها و ناراحتی‌های متعدد ناشی از ازدواج اشتباه رنج می‌برند.

به‌طور خلاصه:
وقتی ازدواجی با معیارهای درست صورت‌بگیرد و زن و مرد هر دو آگاهانه نیازهای همدیگر را به‌درستی بشناسند و برطرف سازند، آرامش و خوشبختی واقعی نصیب‌شان می‌گردد. برعکس، ازدواج با معیارهای نادرست، طرفین را دچار انواع مشکلات و بحران‌ها خواهد نمود.
فرض کنید برای رفاه خود، اتومبیلی تهیه کرده‌اید تا با ‌سرعت بیش‌تری به مقصد برسید، اما این ماشین مدام نیاز به تعمیر و تعویض لوازم دارد و با صرف پول، وقت و انرژی فراوان، شما را دچار انواع گرفتاری‌ها می‌کند. درواقع این وسیله به‌جای این‌که به رفاه و آسایش‌تان کمک کند، شما را در مسیر انواع گرفتاری‌های ناخواسته و غیرقابل پیش‌بینی قرارمی‌دهد. به‌عبارت دیگر، وسیله‌ای که می‌بایست کارتان را آسان ‌سازد و به حل مشکلات‌تان کمک ‌کند، خود مشکل‌زا و مشکل‌ساز شده و انواع مشکلات، بحران‌ها و گرفتاری‌های ناخواسته‌ی جدیدی را فراهم می‌سازد.

در مورد ازدواج‌های ناموفق، این ضرب‌المثل فارسی مصداق پیدا می‌کند: «به‌جای این‌که قاتق نان بشود، قاتل جان می‌گردد.»

در بسیاری از ازدواج‌ها، زن و مرد و یا هر دو، چنان گرفتار مسائل زندگی مشترک می‌شوند که تحت شرایطی سخت و طاقت‌فرسا قرارمی‌گیرند و بقیه‌ی عمر خویش را صرف حل مسائلی می‌کنند که ناشی از عدم آگاهی‌های آنان در امر ازدواج و زندگی مشترک است. درنتیجه بسیاری از زوج‌ها به این باور اشتباه می‌رسند که عمر خویش را صرف حل گرفتاری‌ها و مشکلات ناشی از زندگی مشترک نمودن، امری عادی و طبیعی است!!!

به‌عبارت دیگر، زن و شوهر همه‌ی زندگی مشترک را به‌دنبال یافتن راه‌حل‌هایی می‌کنند که صورت‌مسأله‌ی آن غلط است.

تکرار می‌کنم: ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، به‌منظور رفع نیازها و حل مسائل طرفین می‌باشد؛ وقتی ازدواج با معیارهای اشتباه و از روی ناآگاهی صورت‌پذیرد، طرفین ناخواسته دچار انواع مسائل و مشکلات شده و ناچار می‌شوند زمان و انرژی و امکانات خود را صرف رفع مشکلات کنند. به‌عبارت ساده، وقتی بین باورها، اولویت‌ها و اندیشه‌ها، هدف‌ها و عقاید زن و مرد، هماهنگی وجود نداشته و درک و فهم مشترک بین آنان نباشد، زندگی مشترک در مسیر برخوردها، تعارض‌ها، تهاجم‌ها، سوءتفاهم‌ها، بی‌تفاوتی‌ها و... قرارمی‌گیرد و هر دو طرف، دچار عواقب و نتایج منفی فراوان شده و زندگی‌شان، به صحنه‌ی کارزار تبدیل می‌شود و آنان را در اضطراب، تشویش و نگرانی دائمی قرارداده و روحیه‌ا‌ی منفی و مأیوس را بر آنان حاکم می‌گرداند.

در زندگی، هدف‌ها به موازات باورها حرکت می‌کنند. به این‌معنی که وقتی باور یا هدفی در ذهن‌مان فعال می‌شود، رفتارهای هیجانی متفاوتی را از خود بروز می‌دهیم. به‌عنوان نمونه، در برابر یک موضوع، اگر آن را بپذیریم یا تحمل کنیم، واکنش احساسی و رفتاری متفاوت از خود نشان می‌دهیم. به این معنی که وقتی وضعی را پذیرا می‌شویم، یک یا چند ویژگی همسرمان هرچند برخلاف میل‌مان باشد را پذیرفته، با موضوع مسؤولانه روبه‌رو شده و محترمانه و با انصاف، با همسرمان برخورد می‌کنیم. از عملکرد او نمی‌رنجیم و در صدد انتقام برنمی‌آییم چراکه آن شرایط را پذیرفته‌ایم.

در حالی‌که وقتی موضوعی را تحمل می‌کنیم، از عملکرد همسرمان دلگیر شده و احساس دل‌سردی، ضعف، درماندگی و فشار کرده و دچار تشویش و اضطراب می‌شویم و تصور می‌کنیم در حق ما، ظلم می‌شود. در این شرایط، حالت دفاعی به‌خود می‌گیریم و برای این‌که ثابت کنیم حق با ماست، آگاهانه یا ناآگاهانه در صدد انتقام برمی‌آییم و خود را در مسیر زندگی مشترک تلخی قرارمی‌دهیم.

باید بدانیم کسانی که اعتمادبه‌نفس بالایی دارند، انعطاف‌پذیر بوده و به‌راحتی شرایط بیرونی را پذیرا می‌شوند و مسؤولانه با آن برخورد می‌کنند اما افرادی که از کمبود اعتمادبه‌نفس رنج می‌برند، انعطاف‌پذیری کم‌تری دارند و هرگونه نرمش در برابر شرایط نامساعد را به‌منزله‌ی شکست برای خود تصور می‌کنند و برای نشان‌دادن اعتمادبه‌نفس کاذب خویش، با قاطعیت و یک‌دندگی در جایی ‌که می‌بایست کوتاه بیایند، می‌ایستند و شکست خود را با تصمیم‌های اشتباه فراهم می‌آورند.

وقتی آگاهی‌های زن و شوهر بالا باشد، هریک با همدلی و انعطاف‌پذیری بیش‌تر، سعی‌می‌کنند احساس بهتری نسبت به دیگری پیدا کنند و هر دو، احساس برنده شدن داشته باشند. در چنین شرایطی، زن یا شوهر سعی‌نمی‌کند با کنترل دیگری، قدرت خود را به رخ او بکشد و او را در حالت تدافعی قرار داده و احساس بازندگی را به همسرش تحمیل کند.


هر زن و شوهر برای این‌که زندگی مشترک خود را در مسیر مثبت و درست قرار دهد، می‌بایست از خود بپرسد:

* برای بهتر ساختن رابطه‌ی بین خود و همسرم، چه کارهایی می‌توانم انجام دهم؟

* در رابطه با همسرم چه هدف‌هایی را دنبال می‌کنم؟ این طرز اندیشه و نحوه‌ی عملکرد، مرا به هدف‌هایم که داشتن زندگی مشترک شاد و آرام است، رهنمون می‌کند یا مرا از آن‌ها دور می‌سازد؟ به عبارت دیگر، آیا رفتار و ابراز احساسات و اندیشه‌هایم، در مسیر هدف‌هایم قراردارند یا بر ضد آن‌ها هستند؟

* روش زندگی‌ام تحت تأثیر عوامل مثبت و سازنده است یا منفی و مخرب؟

* در مسیر دست‌یابی به هدف‌ها، عوامل منفی که می‌بایست آن‌ها را کنار گذاشت و هم‌چنین نقاط قوت و عوامل مثبت که باید بیش‌تر به آن‌ها تکیه کرد، کدام‌اند؟

* سبک زندگی من با معیار و ارزش‌هایم، به‌صورت واقعی هماهنگی دارد یا نه؟

* در زندگی مشترک، چه‌قدر تلاش می‌کنم که باورها، اولویت‌ها، اندیشه‌ها و عملکرد و به‌طور کلی هویت خود و همسرم را بشناسم؟ به تفاوت‌ها، تضادها و تفاهم‌ها، چه‌قدر توجه می‌کنم؟ برای تفاهم و نزدیکی بیش‌تر، چه شیوه‌هایی را به‌کار می‌گیرم؟

* در زندگی مشترک، به هدف‌های مشخص‌ خود بیش‌تر توجه دارم یا داشتن رابطه‌ی بهتر با دیگران را ترجیح می‌دهم؟

* کدام رفتارها به من کمک می‌کند تا با اتکاء به آن‌ها، رابطه‌ی زناشویی خوبی را با همسرم تجربه کنم؟

* به چه طریقی می‌توانم حس احترام خود را به همسرم نشان دهم؟

* آیا شما جزو آن گروه از زن و شوهرهایی هستید که بیان اندیشه‌ها و احساس‌های واقعی‌تان به همسرتان، برای‌تان مشکل است؟

باید دانست که مبادله‌ی اندیشه‌ها و احساسات صادقانه بین زن و شوهر، بسیار مفید بوده و باعث صمیمیت بیش‌تر آنان می‌گردد.

یافتن پاسخ‌های مثبت و مناسب به پرسش‌های بالا، آگاهی شما را نسبت به شناخت نیازها و چگونگی رفع نیازهای خود و همسرتان افزایش داده و شما را در مسیر ساخت زندگی زناشویی موفق و پربار قرارمی‌دهد!



تهیه شده توسط :مجله شادکامی و موفقیت

فواید جالب ازدواج کردن


محققان پس از سالها تلاش به نتایجی رسیده اند که سالها پیش خداوند خصوصا در قران به آن اشاره کرده است. موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شود بلکه باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. تحقیقات گویای این مطلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک سالم سعادتمند و کامل از مزایای آن بهره مند خواهند شد همه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه است و به همین دلیل بوده که زن ها و مرد ها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیقات چیزی جز سخنان خداوند نیست.

مزایای ازدواج برای کودکان و نوجوانان.
تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتی بیشتر نسبت به سایرین دارند. از آن جمله می توان موارد زیر اشاره کرد.
- احتمال ورود آنها به مدارج بالاتر علمی بیشتر است.
- از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند.
- از نظر جسمی سالم تر هستند.
- از نظر عاطفی سالم تر هستند
- احتمال خودکشی در آنها کمتر است
- ناآرامی های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند.
- احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سو استفاده جنسی شوند
- کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند
- کمتر مرتکب جنایت می شوند
- ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند
- وقتی ازدواج کردند. احتمال طلاق کمتر است
- در ففر بزرگ نمی شوند

مزایای ازدواج سالم برای خانم ها
تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج ناموفق هستند مزایای بیشتری دارند از جمله:
- از ارتباط خود راضی هستند
- از نظر احساسی سالم تر هستند
- از نظر مالی غنی تر هستند
- کمتر قربانی خشونت سو استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند
- تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند.
- از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند
- زیر خط فقر به سر نمی برند
- با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند
- از نظر جسمانی سالم تر هستند

مزایای ازدواج سالم برای مردها

تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان پیدا کرده است به نمونه زیر توجه کنید
- عمر طولانی سلامت جسمانی تامین مالی اشتغال بلند مدت
- دستمزد بالا ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلی داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنایت. احتمال کمتر در خودکشی

مزایای ازدواج سالام برای اجتماع
زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند بیشتر شود مزایای بی شماری به همراه آنها با اجتماع وارد می شود .
-داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی
دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی
بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده
کاهش خشونت های خانوادگی
کاهش امار جرم و جنایت
کاهش میان ارتکاب به جرم در نوجوانان و حوانان
کاهش میزان مهاجرت
افزایش ارزش دارایی های افراد
کاهش نیاز به خدمت مشاوره خانوادگی

ایده های اشتباه برای ازدواج


1- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر:

وقتی وضعیت در خانه‌ی پدری، شوم و اندوه‌بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می‌شود.

تعجبی ندارد که خیلی‌ها این راه گریز را انتخاب می‌کنند؛ اما به‌طور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه می‌اندازد.

یکی دو سال دیگر در خانه‌ی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آن‌وقت ممکن است شریک زندگی‌تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

2- ازدواج به دلیل نگرش یک جانبه‌ی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر:

البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما به‌طور واقعی، همسر آینده‌ی شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سال‌های آینده، زمانی که (بعد از 120 سال ) از میان شما رفتند، شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید؛ فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد.

3- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت:

اگر شما شیفته‌ی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمی‌کنید، این ملاک مناسبی نمی‌باشد.

ایده‌ی ازدواج کردن با یک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفه‌ی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه، به‌طور یقین، عقلانی نیست و اشتباه می‌باشد.


4- ازدواج به دلیل ترحم و دل‌سوزی به یک فرد:

گاهی انگیزه‌ی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکل‌های اقتصادی و اجتماعی و دلیل‌های دیگر است.

برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسوولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را می‌پذیرد. چنین انگیزه‌هایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی می‌رود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه می‌سازد.


5- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط در طی زمان طولانی:

هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر می‌گیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک می‌شود که دو نفر که با هم ازدواج کرده‌اند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کرده‌اند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود.


6- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا می‌شود:

به‌طور معمول، این‌گونه ازدواج‌ها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایه‌ای برای یک رابطه‌ی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، به‌طور مسلم رابطه‌ی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.

۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

مزاياي ازدواج


بعد از ازدواج :سحر خیز شدن بیدار شدن زودتر از خورشید
قبل از ازدواج :خوابیدن تا لنگ ظهر


بعد از ازدواج :معتبر شدن رفتن به حیاط با اجازه
قبل از ازدواج :رفتن به سفر بی اجازه


بعد از ازدواج :تقویت معده خوردن غذا های سوخته با منت
قبل از ازدواج :خوردن بهترین غذاها بی منت


بعد از ازدواج :ورزیده شدن كار كردن در شرایط سخت
قبل از ازدواج :استراحت مطلق بی جر بحث


بعد از ازدواج :صله رحم سر زدن به فامیل خانوم
قبل از ازدواج : دیدوبازدید از اماكن تفریحی


بعد از ازدواج :همدردی با مرد ها آموزش بچه داری و شستن ظرف …
قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و ….


بعد از ازدواج :مستقل شدن دادن كل حقوق به خانوم
قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبی از پاپا
حالا شما بگید كی حاضره از این همه مزایا بگذره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تحریک جنسی همسر ...


همچنانکه در موضوع سرد مزاجی زنان گفته شد، بسیاری از همسران خود را بری برقراری رابطه بی میل نشان می دهند و طوری رفتار می کنند که گویا در حال لطف به شوهر می باشند و برای آنان رابطه جنسی اهمیت چندانی ندارد.

این امر باعث می شود که شوهران همواره برای نزدیکی با همسر مدام التماس کنند و در نهایت هم همه چیز با سرعت پایان پذیرد. برای مقابله با این رفتار از شیوه های متفاوت، ابراز و محبت، آشنا ساختن وی با مسایل زناشوئی و ... می توانید استفاده کنید ولی در ابتدا باید بیآموزید که:

- اگر شما دو روز پیش رابطه داشته اید و امروز هم به دنبال رابطه هستید. علت مهم آن است که شما دو روز پیش ارضاء فیزیکی شده اید ولی به طور ذهنی ارضاء نشده اید.

- اگر یکبار در هفته از شب تا صبح مشغول فعالیت جنسی باشید و خود را تخلیه کنید بهتر است از اینکه هر شب برای یکبار رابطه جنسی ناکافی داشته باشید.

- اگر بیآموزید که رفتار جنسی خود را با همسر تنظیم کنید و به درستی تخلیه شوید، می توانید روزهای دیگر را به خود برسید و فعالیتهای بدنی و ذهنی خود را داشته باشید و خود را آزاد نگه دارید. زیرا در غیر این صورت در هر دو روز یکبار مغز شما به طرف رابطه خواهد رفت.

- بیآموزید که در زمانی که سالم تخلیه شده باشید می توانید ذهن خود را آماده سازید و به کارهای ضروری دیگر خود برسید.

- تاکنون باید به این نتیجه رسیده باشید که بهتر است به جای اینکه مدام در پی درخواست رابطه باشید، آنرا از ذهن خود دور کنید و خود را برای روزی مشخص آماده سازید و در این مدت به خود برسید.