دوشنبه ۱۶ نوامبر ۲۰۰۹

مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.

به گزارش شبکه ایران، این اختلاف سنی تا حد چشمگیری پدیده طلاق را کاهش می‌دهد. در حقیقت مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.

دانشمندان استرالیایی با بررسی بیش از دو هزار زوج دریافتند شوهران باید حداکثر دو تا سه سال کوچکتر و یا هشت تا 9 سال از همسران خود بزرگتر باشند.

محققان دانشگاه ملی استرالیا با مطالعه بر روی حدود دو هزار و 500 زوج استرالیایی خوشبخت و بدبخت به مدت 6 سال بین سال‌های 2001 تا 2007 فاکتورهای سازگاری و بحران در روابط زناشویی را مورد بررسی قرار دادند. یکی از این فاکتورها "سن" است که از در یک ازدواج خوب از اهمیت بالایی برخوردار است.

نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد برای زنان بهتر است با مردانی ازدواج کنند که حداکثر 8 تا 9 سال از آنها بزرگتر و یا در نهایت دو تا سه سال از آنها کوچکتر باشد. این اختلاف سنی تا حد چشمگیری پدیده طلاق را کاهش می‌دهد. در حقیقت مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.
براساس گزارش سیدنی مورنینگ هرالد، به گفته این دانشمندان، فاکتور سن بیش از سایر فاکتورها از قبیل سطح فرهنگی و یا ریشه‌های جغرافیایی در ایجاد حس مشترک میان زن و شوهر نقش دارد.
همسن بودن به این معنا است که زن و شوهر هر دو از دلبستگی‌های مشابهی در موسیقی، سیاست و مسائل مروبط به یک نسل برخوردارند به طوری که 17 درصد از جداییها در مواردی اتفاق می‌افتد که این اشتراکات وجود ندارند.

توصیه های غذایی برای دختران دم بخت


چه غداهای برای دختر در یك ماه قبل از ازدواج و ماههای اول ازدواج توصیه می شود. لطفا مفصل توضیح فرمایید.

پاسخ :
در مورد رشد و عملكرد درست اندام های تولید مثل ،دو ویتامین تاثیر گذار ، ویتامین A وویتامین E هستند . این ویتامین های محلول در چربی در افزایش باروری موثرند.
منابع غذایی این دو ویتامین را به طور مشروح در مطلب مربوط به ویتامین A و ویتامینE در بخش ویتامین ها و املاح كه در فایل تغذیه ( زیر مجموعه اجتماعی) موجود است مطالعه فرمایید . برای پاسخ به سؤالتان به كتاب خواص درمانی میوه ها و سبزیجات رجوع كردم و نكات جالبی بدست آمد كه برایتان خواهم گفت. ما دانسته هایی از اطلاعات قدیمی ها داریم مثلاً فلان غذا مقوی است و غیره . حال به شرح تعدادی از مطالب اثبات شده علمی می پردازم:
*مصرف پسته موجب تقویت قوای جنسی می شود.
*تخم شوید و پیاز برای افزایش منی موثر است.
*زیتون تحریك كننده قوای جنسی است.
*آبلیموی تازه عدم توانایی جنسی را درمان می كند.

niktop.com

حریم خصوصی همسران زیر یك سقف


ما برای كامل‌تر شدن ازدواج می‌كنیم نه عوض شدن و تبدیل شدن به موجودی كه همسرمان می‌خواهد.

بسیاری از مشكلات زناشویی ناشی از احترام نگذاشتن به حریم خصوصی یكدیگر و خدشه‌دار كردن آن است.ما برای كامل‌تر شدن ازدواج می‌كنیم نه عوض شدن و تبدیل شدن به موجودی كه همسرمان می‌خواهد.


زندگی مشترك به معنی به شراكت گذاشتن همه چیز با همسرمان است، اما در این بین نمی‌توان انكار كرد كه هر انسانی مستقل از دیگران است، همان‌طور كه كودك از والدینش یا حتی خواهر یا برادر دو قلویش مستقل است. این استقلال به معنی آن است كه هر یك از ما به‌تنهایی برای خود قلمرویی داریم كه مخصوص خود ماست؛ مثل افكاری كه در ذهنمان می‌پرورانیم و اهداف شخصی‌مان و مجموعه رفتاری كه از شخصیت ما سر می‌زند و تمام چیزهایی كه ما را به خودمان می‌شناساند، در واقع خود واقعی ما كه مستقل از تمام جهان اطراف ماست.

حال شاید بپرسید رابطه این استقلال و حریم خصوصی با زندگی مشترك چیست. باید گفت كه بسیاری از مشكلات زناشویی ناشی از احترام نگذاشتن به حریم خصوصی یكدیگر و خدشه‌دار كردن آن است. می‌خواهیم با توضیح بیشتر درباره حریم خصوصی و با پیشنهاد راهكارهایی شما را در این زمینه آگاه‌تر كنیم.

هر كس صاحب حریم خود
وقتی 2 نفر با هم ازدواج می‌كنند، روی همسرشان احساس مالكیت دارند و گاهی به خودشان حق می‌دهند كه در مورد همه چیز همسرشان تصمیم بگیرند. وقتی انسانی كه ذاتا آزاد و مستقل است حق تصمیم‌گیری برای خود نداشته باشد و به اصطلاح حریم خصوصی برای خود قائل نباشد، 2 اتفاق ممكن است رخ دهد؛ یا از این‌كه حریم خصوصی خود را از دست داده احساس بدی پیدا می‌كند كه به پرخاشگری و عصبی بودن می‌انجامد، یا به شخصیتی وابسته تبدیل می‌شود كه بدون همسرش نمی‌تواند هیچ كاری انجام دهد و از خود هیچ چیز ندارد.

همسران باید به حریم خصوصی هم احترام بگذارند. این به آن معنا نیست كه زن و شوهر از فكر و احساس هم بی‌خبر باشند و برایشان مهم نباشد كه درون همسرشان چه می‌گذرد، بلكه به آن معناست كه به احساسات و افكار او احترام بگذارند و حقوق طبیعی‌اش را سلب نكنند. لحظه‌هایی كه همسرتان می‌خواهد تنها باشد و در خلوت خودش باشد، فعالیت‌های مورد علاقه او كه ممكن است شما اصلا به آنها علاقه نداشته باشید، حساسیت‌های رفتاری و اخلاقی‌ای كه ممكن است شما به آنها حساس نباشید و... جزو حریم خصوصی هر فردی است كه قابل احترام هم هست.

یادتان نرود كه همسران مالك هم نیستند، بلكه شریك زندگی همدیگرند و وظیفه‌شان این است كه هر كاری را با مشورت همدیگر انجام دهند، نه این‌كه صددرصد به حرف هم گوش بدهند. اگر بخواهید با فردی زندگی كنید، كه مجبور باشید همان‌طور كه او می‌خواهد رفتار كنید و خودتان را فراموش كنید زندگی برایتان كسالت بار خواهد شد و بعد از مدتی خسته می‌شوید و احساس می‌كنید خوشبخت نیستید.

ما برای كامل‌تر شدن ازدواج می‌كنیم نه عوض شدن و تبدیل شدن به موجودی كه همسرمان می‌خواهد. همه ما با مجموعه‌ای از خصوصیات مثبت و منفی وارد زندگی مشترك می‌شویم كه خودمان هم بعد از مدتی می‌توانیم راجع به رفتارمان قضاوت كنیم و ببینیم كه نقاط قوت و ضعفمان كجاست. همسران باید در بهتر شدن به هم كمك كنند و بهتر شدن و تكامل هیچ فردی را خسته نخواهد كرد. چیزی كه همسران را از زندگی با هم خسته می‌كند، این است كه خود را فراموش می‌كنند و فقط از دید همسرشان به خود نگاه می‌كنند و خودشان نیز برای حریم خصوصی خود احترام قائل نیستند.

خلاف خیلی‌ها كه فكر می‌كنند داشتن حریم خصوصی در زندگی مشترك با تعهدی كه زن و شوهر به هم دارند منافات دارد، باید گفت كه اصلا این‌گونه نیست؛ چرا كه حریم خصوصی به معنی خودخواهی و بی‌اهمیتی به همسر و خانواده نیست، بلكه به معنی آن است كه همان‌طور كه به همسر و كانون خانواده احترام می‌گذاریم به خود نیز احترام بگذاریم و از همسرمان هم انتظار داشته باشیم به حریم خصوصی ما احترام بگذارد. در این‌كه همه زوج‌ها باید رضایت همسران خود را جلب كنند شكی نیست، اما این یعنی به جای این‌كه از همسر خود بی‌چون و چرا اطاعت كنیم، راجع به همه چیز با او مشورت كنیم و با هم به گفتگو بپردازیم تا بتوانیم بهترین گزینه‌ها و راه‌ها را با كمك و راهنمایی هم انتخاب كنیم.

ما باید عقاید و افكارمان را به كار ببریم نه این‌كه آنها را فراموش كنیم و به عقاید و افكار همسرمان وابسته شویم. درست است كه گاهی باید در زندگی گذشت كنیم و به حرف همسرمان گوش دهیم، اما نه در همه مواقع. افرادی كه حریم خصوصی خود را از بین برده‌اند، افرادی وابسته و بی‌انگیزه به زندگی‌اند چون از علایق و افكار و رویاهایشان و در واقع از خودشان چیزی باقی نمانده كه بخواهند با آن زندگی كنند.


مرا همان‌طور كه هستم بخواه
زندگی مشترك خواه ناخواه در رفتار افراد تغییراتی به وجود می‌آورد. اما شخصیت اصلی افراد در زندگی مشترك فرقی نخواهد كرد. مثلا شخصی كه برون‌گراست، نمی‌تواند بعد از ازدواج درون گرا شود و.... پس چیزی كه مهم است این است كه قبل از ازدواج به شخصیت و رفتارهای همسر آینده‌مان دقت كنیم و اگر او را انتخاب كردیم، خیلی به امید تغییر او نباشیم و همسرمان را همان‌طور كه هست بخواهیم و در راستای تكامل هم، قدم برداریم.

اگر همسران همدیگر را باور كنند و شخصیت یكدیگر را بشناسند و بپذیرند، بسیاری از مشكلاتشان حل خواهد شد. چه بسیارند زوج‌هایی كه بعد از چند سال زندگی هنوز سر مسائلی كه در ابتدای زندگی با هم بحث می‌كردند مشكل دارند، در صورتی كه یك مساله را در زندگی یا باید حل كرد یا هضم. درصد بالایی از مشكلات به خاطر این است كه ما می‌خواهیم شخصیت همسرمان را آن‌طور كه دوست داریم تغییر دهیم، در صورتی كه باید او را آن‌طور كه هست دوست بداریم.

یادتان باشد حریم خصوصی باید در چارچوب زندگی زناشویی بگنجد و مانع رسیدگی به وظایفتان در زندگی نشود. بدانید كه گاهی برای این‌كه بتوانید به زندگی مشترك خود ادامه دهید و همسرتان را راضی نگاه دارید، مجبور می‌شوید حریم خصوصی خود را كمی تغییر دهید و با شرایطتان وفق دهید. با كمی خلاقیت و تغییر، می‌توانید به هر دوی اینها برسید.

فواید یك حریم خصوصی
1 - انسانی كه به حریم خصوصی‌اش احترام گذاشته می‌شود، عزت نفس و اعتماد به‌نفس كافی برای زندگی دارد.

2 - داشتن حریم خصوصی به انسان انگیزه پیشرفت در زندگی و مقابله با مشكلات آن را می‌دهد.

3 - انسان در حریم خصوصی‌اش به خودش اهمیت می‌دهد و به خودش می‌اندیشد. این فرصتی است كه با خود روبه‌رو شود و رفتار و اعمال خود را مورد قضاوت قرار دهد و به اصلاح آنها بپردازد.

4 - انسان در خلوت خود بدون ریا و تظاهر و بدون اثر گرفتن از هیچ چیز و هیچ كس به تفكر می‌پردازد و نتایج بهتر و دقیق‌تری خواهد گرفت.

5 - كسی كه حریم خصوصی‌اش را محترم بشمارد، به حریم خصوصی دیگران نیز احترام خواهد گذاشت و همین در ایجاد ارتباطش با دیگران و بخصوص همسرش تاثیر مثبت دارد.


چگونه به حریم خصوصی خود احترام بگذاریم
توجه به علایق خود و در نظر گرفتن عقاید و افكار شخصی‌مان، به معنی احترام به حریم خصوصی‌مان است؛ اما این اهمیت دادن باید بدون افراط و تفریط باشد تا تاثیر آن در زندگی مثبت باشد. احترام به حریم خصوصی در زندگی مشترك به معنی اهمیت دادن به جسم و روحمان است؛ بدون این‌كه بخواهیم از وظایفمان در زندگی كم بگذاریم.

حریم خصوصی شما یعنی زمانی در روز مختص شماست كه به كارها و علایق شخصی‌تان در چارچوب خانواده برسید. حریم خصوصی یعنی شما می‌توانید زمانی را با خود خلوت كنید و كسی مزاحم شما نباشد. حریم خصوصی یعنی شخصیت ناب شما كه در رفتارتان جلوه گر خواهد شد و روز به روز در حال پیشرفت و تكامل خواهید بود.

اگر بتوانید بدون پیش داوری به این راهكارها عمل كنید و حریم خصوصی خود و همسرتان را در نظر بگیرید، زندگی مشتركتان زیبا تر خواهد شد.



hamseda.ir - حدیث‌السادات میرزایی

انتظارات زن و مرد از هم


امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!


ارزیابی و تفسیرهای اشتباه زن و مرد از احساس و عملکرد یکدیگر

زنان و مردان با تصورات و بینش خود بدون توجه به نیازهای واقعی یکدیگر نیازها و انتظارات همدیگر را برطرف می‌کنند.

امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و روزبه‌روز زوج‌ها از هم دورتر می‌شوند و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!

بیش‌تر زنان و مردان متوجه نیستند که هر یک، دارای ارزش‌ها، دیدگاه‌ها، اولویت‌ها، اندیشه‌های خاص خود بوده که با دیگری بسیار متفاوت است و هر کدام با توجه به ویژگی‌های خاص خود، احساس و عملکردهای خویش را به‌‌صورت طبیعی نشان‌می‌دهد و آگاهانه قصد مخالفت و لج‌بازی با همسر خود را ندارد.

بایستی توضیح داد که متفاوت بودن، هرگز به‌معنی بهتر یا بدتر بودن یا درست و غلط بودن نیست ولی به رشد و تعالی می‌انجامد و معمولاً سبب جذب زن و مرد به یکدیگر می‌شود. با وجودی که زنان و مردان با هم متفاوت هستند ولی مکمل یکدیگرند و هریک، می‌توانند به کاهش کمبودهای دیگری کمک کنند. باید توجه داشت که همدیگر را فهمیدن و احساس کردن، هرگز به‌معنای یکی شدن نیست.

طبیعی است که مردان و زنان، ویژگی‌های خود را بهتر از ویژگی‌های همسرشان بشناسند و از تفاوت‌های بین خود آگاهی کمتری داشته باشند.

همسرانی که به‌علت ناآگاهی، به تفاوت‌های بین خود و همسرشان توجه نکنند، در عمل، تضادها، اختلاف‌ها و عدم تفاهم‌های‌شان به‌تدریج افزایش یافته و ندانسته رابطه‌ی خود با همسرشان را به‌طرف بحران پیش‌‌می‌برند و حتی به ‌مرحله‌ی جدایی می‌رسانند. فقط با آگاهی و افزایش اطلاعات درست است که زن و مرد، دیدگاه‌های متقابل یکدیگر را بهتر درک کرده و به آن‌ها احترام می‌گذارند؛ به‌کارگیری درست آگاهی‌هاست که بسیاری از مشاجره‌ها و کشمکش، ساده‌تر و بدون خشم و پرخاش‌‌گری فراوان حل می‌گردد.

به‌طور معمول خانم‌ها و آقایان در مقایسه‌‌ی ویژگی‌های خود با همسر دچار اشتباه می‌شوند چون ویژگی خود را بهتر می‌شناسند و تصور می‌کنند که بهتر از همسرشان می‌اندیشند و عمل می‌کنند.

با چنین تصور اشتباهی، هر یک حق طبیعی خود می‌داند که تلاش کند ویژگی و نیاز خود را به ‌هر طریقی که می‌تواند، به دیگری دیکته کرده و تحمیل نماید. به‌ویژه خانم‌ها، با حساسیت بیش‌تری، این مورد را پی‌گیری می‌کنند. به‌عبارت ساده، زنان و مردان ناآگاه در مقایسه‌ی بین خود و همسر:

به خواسته‌ها و نیازهای خویش ارزش، اهمیت و امتیاز بیش‌تری داده و برای نیازها و احساس‌های طرف دیگر، بهای کم‌تری قائل ‌می‌شوند و یا کم‌توجهی می‌کنند.



خانم‌ها و آقایان، از شما سؤال می‌شود:

اگر به‌اندازه‌ی کافی بر تفاوت‌ها، نیازها و رفع نیازهای خود و همسرتان آگاهی داشتید و نیازهای همدیگر را به‌درستی برطرف می‌کردید، باز هم بگومگوها، کشمکش‌ها اضطراب‌ها و تشویق‌هاو جدایی‌ها به این شدت و حدت اتفاق می‌افتاد؟

باید توجه داشت که آگاهی در ایجاد آرامش و احساس خوشبختی در زندگی مشترک، نقش اساسی بازی می‌کند و ناآگاهی یعنی ویران‌کردن زندگی مشترک! به‌عبارت ساده، آگاهی می‌تواند بسازد و ناآگاهی همیشه با ویرانی همراه است. آگاهی یعنی در روشنایی قدم برداشتن و ناآگاهی یعنی در تاریکی راه رفتن!

در اوایل زندگی مشترک، زن قبل از این‌که شوهرش به خانه برسد، هر کاری را که برای خوشحال کردن او به‌نظرش برسد انجام ‌می‌دهد. برای مثال خانه را تمیز ‌می‌کند، غذاهای مطبوع و دلخواه او را می‌پزد، لباس‌هایش را شسته و اطو ‌می‌کند، در طول روز از طریق تلفن، پیام‌های محبت‌آمیز می‌‌فرستد و... به‌عبارت دیگر زن، با بینش، سلیقه و تصورات خود بدون توجه به نیازها و انتظارات واقعی شوهرش پاسخ می‌دهد.

در این شرایط زن با تمام کوشش‌هایش به‌منظور جلب رضایت شوهر، وقتی می‌بیند نتوانسته رضایت او را جلب کند، در تعجب است که چرا به تلاش‌های او توجه نمی‌شود؟

چرا احساس رضایت از انجام کارهای خود را در چهره‌ی شوهرش نمی‌بیند؟

چرا در جلب رضایت همسر، موفق نیست؟

از خود می‌پرسد: «من که هر کاری می‌دانستم انجام دادم، چرا شوهرم قدر مرا نمی‌داند و از من تشکر نمی‌کند و به همه‌چیز بی‌تفاوت است؟»

گفتیم خانم‌ها با توجه به میزان آگاهی، تجربه و ویژگی‌های خود، نیازهای همسرشان را ارزیابی کرده و برآورده می‌کنند. برای مثال:

خانم‌ها چون جزئی‌نگر هستند به جزئیات بیش‌تر توجه می‌کنند در حالی‌که مردان چون کلی‌نگر هستند، کلیات را بیش‌تر درنظر می‌گیرند و به جزئیات امور توجه زیادی از خود نشان نمی‌دهند.

زنان چون رابطه‌گرا هستند، به‌راحتی رابطه ایجاد می‌کنند، در حالی‌که مردان چون هدف‌گرا هستند، زمانی با دیگران رابطه برقرارمی‌کنند که هدفی داشته باشند.

زنان احساس‌های خود را به‌راحتی بروز می‌دهند، در حالی‌که آقایان با خویشتن‌داری کم‌تر احساس‌های خود را نشان‌می‌دهند!

زن نسبت به تمیزی خانه، پخت و پز غذا، مرتب بودن لباس خود و همسر و... حساس است، تعارف و تشریفات، را دوست‌دارد، علاقه‌ی فراوانی به گفت‌وگو از خود نشان می‌دهد؛ در حالی‌که مرد اگر لباسش اطو نداشته باشد، اگر غذای عالی سر میز نباشد، اگر با خانه‌ی بسیار مرتب و تمیز روبه‌رو نشود و... به‌راحتی آن‌ها را می‌پذیرد ولی وقتی همسرش به نیازهای احساسی او بی‌توجهی کند و از او قدردانی نکرده و عملکرد او را مورد تحسین و تأیید قرارندهد، احساس رنجش کرده و واکنش منفی نشان‌می‌دهد، چراکه نیاز مرد به حسن‌جویی، تأیید و قدردانی و رفع این نیازها توسط زن از انجام کارهای منزل و هر کار دیگر برایش بسیار مهم‌تر می‌باشد. به‌علاوه، به‌علت ناآگاهی است که بسیاری از زنان و مردان با همسرشان همانند دوست یا فامیل هم‌جنس خود رفتار ‌کنند و انتظار داشته باشند که دربرابر هر کنش همسرشان نیز همانند او واکنش داشته باشد. درواقع زوج‌ها، به‌علت انتظار و توقع اشتباه از هم و برخورد غلط با مسائل، از عملکرد خود نتیجه‌ی مطلوبی نمی‌گیرند.

زن تصورمی‌کند همان‌طوری که او تلاش می‌کند همسرش را خوشحال کند، اگر همسرش نیز او را دوست‌ داشته باشد می‌بایست همانند او واکنش نشان‌داده و سعی‌کند او را خوشحال سازد و حتی به‌خاطر دوست‌داشتن او، شوهرش در برآورده ساختن نیازهای او، پیش‌دستی کند و نمی‌تواند فکر کند که آن‌همه تلاش و کوشش، نه‌تنها جواب مثبت نداشته، بلکه نتیجه‌ی عکس هم داده است.
زنان به جزئیات امور توجه کرده و برای مرتب بودن همه‌چیز تلاش می‌کنند، انتظار دارند که همسرشان نیز به جزئیات توجه کرده و به لباس، چهره، آشپزی، رفتار آنان توجه کنند، همیشه دیده شده و مورد احترام باشند. به آزادی آنان احترام گذاشته شود و همیشه مورد حمایت همسرشان باشند؛ وقتی مرد به عملکرد زنش توجه نشان‌نمی‌دهد و نیازهای او را طبق خواسته‌اش برطرف نمی‌کند، زن ناخواسته در مسیر اندیشه‌های منفی قرارگرفته و واکنش منفی از خود نشان‌داده و روابط‌شان با یکدیگر تیره و تار می‌شود.
:مجله شادکامی و موفقیت

از چهره همسرم خوشم نمیاد!!! چکارکنم؟


اینکه همسرم همه شرایط مطلوب مرا دارد اما از چهره ایشان زیاد خوشم نمی آید؟راهنمایی شما چیست؟

اینکه همسرم همه شرایط مطلوب مرا دارد اما از چهره ایشان زیاد خوشم نمی آید؟راهنمایی شما چیست؟
خواهر گرامی، ازدواج خطیرترین حادثه و رویداد زندگی انسانی است وا ین رویداد بدون اراده شخص آدمی رخ نمیدهد و مانند تمام رفتارهای ارادی انسان بر شناخت و آگاهی تکیه دارد و از اهداف و اصول خاص خود پیروی میکند و آنچه هم‏اکنون به آن نظر داریم شرایط ازدواج است و از بین شرایط هم به شرایط درجه دوم میپردازیم. چه زیبایی و تناسب اندام گرچه از شرایط ازدواج است ولی از شرایط اساسی ازدواج نیست. یعنی از شرایطی نیست که رعایت نکردن آن به آدمی آسیب برساند و یا ضرری را متوجه انسان نماید و یا بدون آن نتوان زندگی مشترک را بنا نهاد. البته تا قبل از ازدواج میتوان به این شرایط همتراز، به شرایط اساسی اهمیت داد وبه بهانه زشتی و یا نداشتن جایگاه اجتماعی و... به یک خواستگار مناسب پاسخ منفی داد و یا این که شرایط اساسی مانند ایمان و اخلاق را تا به حد شرایط درجه دوم تنزل داد. اما هم‏اکنون از این مراحل عبور کرده و پا به گردونه زندگی گذارده‏اید و لذا به اندک بهانه که هیچ بلکه برای تأمین خواسته‏های اساسی و مشروع خود نمیتوانید زندگی مشترک را سست سازید و به تعهدات زندگی مشترک پشت کنید، بنابراین شما هم نمیتوانید به دلیل خوش‏صورت نبودن همسرتان بنیان زندگی مشترک را متزلزل نمایید و یا با بداخلاقی و حرف‏های نامناسب و رفتارهای بیمورد فضای یک زندگی سالم و رو به رشد را آلوده ساخت و اندک اندک سرمایه اعتماد و ایمان را از یکدیگر ربود. اما در کنار این توصیه اکید باید به منظور پاسخگویی به ذهن خود و تأمین روحیه مناسب جهت زندگی سالم به راهکارهای زیر به صورت دقیق و کامل عمل کنید:
1- دیگر زشتی و یا ناموزون بودن صورت و قیافه همسرتان را بر زبان نیاورید و حتی باید به صفات ظاهری ساختگی بپردازید.
2- به تلقین و تکرار اوصاف خوب و پسندیده همسرتان بپردازید و در کنار ناموزون بودن ظاهر خصائل اخلاقی و روحی خوب او را برجسته سازید و به عنوان پاسخ ذهنی خود آنها را ارائه کنید.
3- به عنوان یک واقعیت و روشنگری ذهنی توجه داشته باشید زیبایی؛
- یک پدیده نسبی است و هر شخصی از درصدی زیبایی برخوردار است.
- آنچه ارزش انسان را شکل میدهد کمال‏های معنوی است، لذا باید توجه و وجهه همت شما بیشتر به کمالات معنوی معطوف گردد و به این امور همانند ایمان، صداقت، پاکی، خوش‏اخلاقی و سیرت نیکو اهمیت دهید و در کنار این برجستگیها نقاط ضعف ظاهری را کوچک و کم‏اهمیت سازید.
4- از مقایسه کردن صفات ظاهری همسرتان با دیگران سخت بپرهیزید حتی در صفات معنوی و روحی نیز مقایسه کردن ناپسند است ولی رقابت سالم و سازنده پسندیده است و سعی کنیم سمت و سوی زندگی خود را در جهت خصائص نیک اخلاقی قرار دهید.
5- بعد از آغاز زندگی به تمام اموری که به برخورداری از زندگی پرنشاط آسیب میرساند پرهیز کنید چه این امور ظاهری و صوری باشد و چه اختلاف باطنی. شما باید به نقاط مشترک پایفشارید و به مشترکات زندگی خود توسعه دهید تا زندگی مشترکی که نتیجه آن پرورش نسل سالم و پاک است بهبود یابد.

:niktop.com