‏نمایش پست‌ها با برچسب فوائد ازدواج. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فوائد ازدواج. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

ازدواج شاد، فشارخون را پايين مي‌آورد


محققان دانشگاه بريگهام يانگ در پژوهش جديدي دريافته‌اند كه ازدواج‌هاي شاد به پايين آمدن فشارخون كمك مي‌كند.

محققان مي‌گويند؛ افراد متاهلي كه زندگي شاد و رضايت‌بخشي دارند به طور متوسط فشارخونشان 4 درجه پايين‌تر از افراد مجرد است. اين درحالي است كه ظاهرا داشتن يك شبكه حمايت كننده از دوستان نمي‌تواند چنين تاثير سودمندي روي افراد مجرد يا كساني كه زندگي مشترك شاد ندارند، داشته باشد.

از سوي ديگر، افراد متاهلي كه زندگي شادي ندارند، سطح فشارخونشان بيشتر از مجردها است.
ايسنا

۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

مرد پناهگاه است و زن آرامش بخش


اگر تفاوت هاى متناسب میان زن و مرد نبود، تنوع و جذب و انجذاب ، در زندگى این دو، مفهومى نداشت . و به یک زندگى سرد و بى روح مبدل مى گشت .

ویژگیها و تفاوتهاى این دو موجب گشته است که هر دو مطلوب و طالب و معشوق و عاشق یکدیگر باشند و هر کدام به شیوه مخصوص به خود، در مقام جذب دیگرى و آرامش جوئى از او برآیند .
براى هر محققى مسلم است که این جذب و انجذاب تنها از طریق غریزه جنسى و اقناع آن نیست ، که بالاتر از آن و با شکوه تر از آن مى باشد .
مرد ، پناهگاه است و زن آرامش بخش
زن و مرد از تفاوتهاى لطیف و زیباى روحى برخوردارند که اگر اینها نبودند این دو موجود نمى توانستند کامل گردند زیرا آنان مکمل یکدیگرند و هر کدام بدون دیگرى ناقص است .
زن علاوه بر ویژگیهاى خود و علاوه بر غرائز گوناگون ، آرزو دارد که در پناه مردى قرار گیرد و آن مرد هم مخصوص به او باشد. به همین جهت از هنر دلبرى برخوردار است و در صدد صید قلب مرد برمى آید و اگر داراى این خصیصه روحى و هنر نبود نمى توانست دل مرد را شکار کند و تسخیر نماید، این خصیصه یک ویژگى زنانه است و از او زیبا .
مرد علاوه بر غرائز مختلف ، دوست مى دارد که قهرمان باشد و او را به این جهت بپذیرند، و نیز مرد در طوفان هاى زندگى ، به آرامش دل و نیروئى که او را راحتى جان ببخشد، نیازمند است که این هر دو نیاز، به وسیله زن ، رفع مى گردد و آفرینش با حکمت و تدبیر، همه این تفاوت ها نبود و اگر مرد حالت زنانه داشت ، نمى توانست قهرمان زندگى زن باشد و اگر زن همچون مردان بود هرگز قادر به تسخیر دل مرد نمى گشت …
این جهت را قرآن مجید تصریح کرده و مى فرماید :
و من ژ ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا ایها و جعل بینکم مودة ورحمة
(… و از آیات و نشانه هاى او این است که براى شما از نفس و جان خودتان زوج آفریده است تا آرامش دل بجوئید و در میان شما مودت و رحمت قرار داده است .)

احساسات متفاوت

زن و مرد، حتى در احساس ها و طرز برداشتها از حقایق و واقعیات متفاوتند تا آنجا که در چگونگى عشق و علاقه به یکدیگر کاملا تفاوت دارند با اینکه جذب و انجذاب طرفینى است ، معذلک نوع علاقه شان به یکدیگر مانند هم نیست . نظام حکیمانه آفرینش ، مرد را مظهر طلب ، عشق ، تقاضا و نیاز آفریده است و زن را مظهر محبوب بودن ، معشوق شدن و جلوه و ناز قرار داده است و احساسات مرد طلب انگیز و احساسات زن ناز آمیز است .
معمولا زن ، هنگامى احساس شکــست مى کند که مرد او را دوست نداشته و او نتوانسته است محبوب وقع گردد، در صورتى که مرد، موقعى احساس ‍شکــست مى کند که زن و همسر دلخواهش را نیافته یا پس از یافتن نتوانسته است او را در اختیار داشته باشد .

مهر زن و مرد از آیت هاى الهى است
قرآن مجید که انسان را خلیفة الله دانسته بعد انسانى او را پرتوى از وجود الهى مى شمارد، مقصد، مقصد، معشوق ، معبود و محبوب حقیقى و نهائى انسان را کمال و جمال مطلق ، (الله ) تعالى معرفى کرده و عشق و محبت و مهر و وداد او را برخاسته از کمال جوئى و جمال دوستى وى مى داند. و مهر و علاقه اى که میان زن و شوهر هست (علاوه بر علائق و لذائذ حیوانى ) از نوع عشق به جمیل مطلق و پرستش خداى متعال مى باشد که فرمود است :
و من آیاته ان لکم من النفکــسم ازواجا لتسکنوا الیها وجعل بینکم مودة ورحمة ان فى ذلک لایات لقوم یتفکرون
(و از آیتها و نشانه هاى او این هست که از نوع و جان خودتان براى شما جفتهایتان را آفرید تا آرامش دل بجوئید و میان شما مهر و مودت و شفقت و رحمت قرار داد، بى تردید در این جهت همواره آیتها و نشانه هائى براى اندیشه هائى براى اندیشمندان مى باشد.)
در هر دو مورد ، هم آفرینش همسر و جفت از نفس و جان خود انسان و هم در ایجاد مهر و محبت ، تکیه شده است بر آیت بودن که انسان آیت و نشانه خدا است و مهر و دادش آیتى دیگراست ….
پرتال جامع شیراز

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

ازدواج، تكيه گاهي براي سلامتي است


ازدواج علاوه بر ايجاد يك تكيه گاه مناسب در برابر فشارهاي رواني در زندگي، مي تواند در افزايش اعتماد به نفس نيز موثر باشد و از بروز بسياري از جمله بيماري هاي قلبي پيشگيري كند.

محسن يزدجردي، متخصص پزشكي اجتماعي در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: ازدواج از مشكلات اقتصادي و اجتماعي زندگي انسان جلوگيري نمي كند، ولي مي تواند به عنوان سدي در مقابل تهديدات محرك هاي خارجي كه فشار رواني ايجاد مي كنند، عمل كند.
وي با بيان اينكه افراد متاهل به مراتب كمتر از افراد مجرد دچار اضطراب و فشار رواني مي شوند، تاكيد كرد: به دليل شرايط خاص زندگي، افراد متاهل نسبت به مجردها، رويدادها و حوادث ناخوشايند بيشتري را در زندگي تجربه مي كنند.
يزدجردي يادآور شد: ازدواج علاوه بر ايجاد يك تكيه گاه مناسب در برابر فشارهاي رواني در زندگي، در افزايش اعتماد به نفس نيز موثر است.
استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي گفت: مطالعات نشان مي دهد كه زنان مجرد به مراتب بيشتر از زنان متاهل مستعد ابتلا به انواع بيماري ها هستند و درصدد مراجعه مجردها به پزشك بيشتر از ديگران است، با اين وجود زنان مجرد نسبت به افراد متاهل به حمايت هاي اجتماعي بيشتري نياز دارند.

جایگاه ازدواج در فرهنگ غنی ایرانی


این زشت ترین كاری است كه دشمنان آیین اهورایی انجام می‌دهند و دوشیزگان را از زناشویی و ازدواج باز می‌دارند و در خانه‌ها...

در فرهنگ غنی ایرانی ازدواج و پیوند زناشویی پایه و اساس یك خانواده و در نتیجه یك جامعه موفق و اخلاقی است. بزرگان این سرزمین به موجب جلوگیری از سست شدن اخلاقیات در جامعه و كنترل انحطاط و فحشا و همچنین استواری تفکر و اندیشه زنان و مردان ایرانی، ازدواج را یکی از مهم ترین ارکان جامعه بر شمرده اند. از دیدگاه اجتماعی چه در حیات اقتصادی، چه مادی، چه معنوی و روحانی این سنت نتایج پر ثمری دارد كه مهم ترین آن قوام خانواده ها و در نتیجه یک اجتماع است. هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش می‌کند. به طور کلی میتوان گفت که انسانی موفق و پویا است که هر روز زندگی اش از روز گذشته اش کاملتر باشد. سیر طبیعی گیتی چنین است كه دختران و پسران خردمند در پی رسیدن به استقلال فکری هستند و در نتیجه برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بی شمار خود به سوی تکامل و دانش و راهکارهای رسیدن به کمال هستند. ازدواج و گزینش همسر مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل زنان و مردان را فراهم میکند. متاسفانه در این میان نیز دختران و پسرانی هستند که مستثنی می‌باشند، زیرا با عدم درک درست و منطقی از فلسفه ازدواج نه تنها به تفکر، اندیشه و روان خود ضرر می‌رسانند بلکه در دراز مدت به سهم خود بروی یک جامعه نیز تاثیر منفی میگذارند. گاتها چنین پند می‌دهد:
1.خواسته شما از خداوند، خانواده ای خوب با راستی و پارسایی در کشوری آباد است.
از این روی در تمدن کهن ایرانی که یکی از پایه های تمدن بشری محسوب می‌شود بر این سنت نیک و اهورایی پافشاری شده است. در گاتها و متون پهلوی ایرانیان باستان در این مورد سخنها و پندهای بسیاری بیان شده است که ما باید برای بازگشت به آن شکوه و جامعه اخلاقی گذشته خود کوشش بسیار کنیم. بر طبق باور ایرانیان کهن نخستین انتظار پسران ایرانی برای ازدواج با دختران نجابت و پاکدامنی زن بوده است:
2.عفت و نیك نامی‌و دوشیزگی پیش از ازدواج برای زنان ضرورت داشته است خانمان سعادمتند اجر شوهر نیك و زن نیكو است و جایگاه اهورامزدا و امشاسپندان
و یا این سخن نیک از گاتها که مهم ترین سند ارزشمند اخلاقی و دینی ایرانیان باستان و جامعه کنونی ایرانیان راستین محسوب می‌شود:
3.پاکدامنی و پارسایی از ارزش های ویژه زنان است.
شخصیت زن یا مرد پس از ازدواج به یک شخصیت اجتماعی تبدیل می‌شود؛ زیرا در پرتو ازدواج و زندگی مشترک خود را مسؤول حفظ همسر و تأمین وسائل زندگی و تربیت و آینده فرزندان تلقی می‌کند و تمام هوش، ابتکار و استعدادهای خود را به کار میگیرد و خود را مسئول آینده وی می‌داند؛ به عبارت دیگر، مهم ترین احساس مسؤولیت اجتماعی در او برای نخستین بار شکل می‌گیرد و بسیاری از شایستگیها و توانمندیهای نهفته در درونش را شکوفا میسازد. تا بتواند مسئولیتهای سنگین تری را نیز در جامعه بر عهده بگیرد. همچنین زنان و مردان می‌توانند در کنار یک همسر خردمند و مهرورز می‌توانند در راه درست و منش نیک ایرانی گام برداند و نواقص یکدیگر را برطرف سازند و در نتیجه جامعه ای اخلاق گرا، دانش پژوه و متمدن را نیز بنا سازند. به درستی که زرتشت فرمود:
4.زن و شوهر باید کوشش کنند تا در راه راستی و پاکی از یکدیگر پیشی جویند. مسابقه زندگی در پیمودن راه راستی است.
بنابراین، می‌توان ازدواج را مایه رشد و کمال یافتن انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونه ‏ای آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است. یعنی در کنار جنس مخالفش کامل می‌شود. مرد به زن نیازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحی، جسمی‌، جنسی و معنوی به هم وابسته‏ اند و با قرار گرفتن در کنار هم یکدیگر را تکمیل می‌کنند.
با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین با هر که نیست عاشق کم گوی و کم نشین
( ابوسعید ابوالخیر )

گزینش همسر در فرهنگ ایرانی موجب آرامش و امنیت خاطر می‌گردد و محیط خانه وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است. از سوی دیگر عشق و مهر آریایی ایرانیان که شهره خواص و عام در جهان است می‌تواند در پرتو پیوندهای درست و خردمندانه تبلور یابد و به اوج کمالات برسد و الگویی برای نسلهای بعد نیز گردد. چنانکه زرشت بزرگوار فرموده است:
5.عشق و وفاداری ریشه دار، در هر زندگی زناشویی نیاز است.
6.عشق و دلدادگی که جلوه ای از هنجار راستی است، بر شما نیایش کنندگان فزون باد. جلوه با ارزش اشا عشق و دلدادگی است.
روانشناسان در بسیاری از موارد به این نتیجه رسیده اند که پس از دوره جوانی، آن هنگامی‌که زندگی تنهایی را برای خود برگزیده اند سایه تنهایی، بیهودگی و نداشتن پناه گاهی مستقل و همیشگی را بر زندگی خود احساس میکنند. ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسری شایسته، دلسوز و هم اندیش این احساس را از بین می‌برد و او را به آرامش روحی می‌رساند. این احساس آرامش به ثبات فکری و روحی، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت می‌انجامد. در واقع دست آفرینش نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب وپریشانیشان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد. در نسكهای ایران زمین، از چهار هزار سال پیش تاكنون به این امر سفارش بسیار شده است:
7.در زن گرفتن و پیوند گیتی را برقرار كردن كوشا باشید و از آن دوری نگیرید.
در زن خواستن و فرزند داشتن و دیگر خویشكاری كوشا باشید.
در همین راستا گزینش همسر ایده آل باید در سن مطلوب ازدواج مطرح و عملی شود، زیرا پیش از سن مذکور و یا پس از آن انتخاب ها در بیشتر موارد اشتباه، ناخواسته و یا دلخواه کامل یا نسبی نخواهد بود. این سن که به زمان مطلوب ازدواج شهرت دارد، برای پسران در زندگی امروزی بین 24 تا نهایت 30 سال دیده شده است و برای دختران 20 تا 26 سال. در کمتر از آن پختگی لازم و انتخاب درست کمتر دیده می‌شود و در بیشتر از این سن نیز انتخاب ها دشوارتر و توقع ها بالاتر می‌شود که بطوریکه در بسیاری موارد به عدم انتخاب منطقی و درست می‌انجامد. از این روی بایستی ازدواج در سنین مطلوب آن صورت گیرد حتی اگر زوجهای ایرانی سالهای نخست زندگی را با مشکلات مادی زیادی مواجه باشند. همدلی در فرهنگ ایرانی یکی از ارکان اساسی به شمار می‌آید. در سایه همدلی برای زنان و مردان ایرانی هر غیر ممکنی، ممکن خواهد شد و مشکلات یکی پس از دیگری برطرف می‌گردد. مولانا عارف بزرگ ایران زمین:
پس زبان خود محرمی‌دیگر است همدلی از هم زبانی بهتر است
ایرانیان کهن پیوند دختران و پسران را فرخنده و پراهمیت می‌شماردند. به صورتیکه از عدد مقدس هفت برای شادمانی در جشنهای آنان بهره می‌بردند. (هفت شبانه روز جشن و شادمانی و پایکوبی ازدواج) عدد هفت یکی از اعداد آسمانی در نزد ایرانیان است که تا همین چند دهه پیش نیز اجرا می‌شده است و متاسفانه با گسترش شهره نشینی و گرفتاریهای زندگی مدرن کم کم به فراموشی سپرده شد. بیشتر از سوی دیگر ایرانیان مفتخر هستند که نامش به عنوان نخستین پایه گذاران عهد، پیمان و اخلاقیات جهان مطرح است. در سنگ نگاره های فره وشی یا فروهر که قدمتی بیش از چهار هزار سال دارد حلقه یا چمبره ای در دست انسان بالدار قرار دارد که از دیرباز تا کنون به حلقه پیمان زناشویی در نزد ایرانیان شناخته می‌شود و این مایه مباهات ملت کهن ایران زمین است. نمایی از فروهر باستانی موبدان زرتشتی پس از پشت سر گذاشتن هزاران سال فراز و نشیب در فرهنگ ایرانی همچنان به باورهای نیک نیاکانشان پایبند هستند و دختران و پسرانی را که می‌خواهند با یکدیگر پیوند زناشویی برقرار سازند، با توجه به آنچه که اشو زرتشت برای ما به یادگار گذاشته است، چنین پند می‌دهند:
"پند و اندرز می‌دهم شما را ای دوشیزگانی كه در آستانه زناشویی هستید و هم شما ای نوجوانان، زیرا كه نیك میدانم، به گوش هوش بشنوید، زندگی آسوده و اندیشه آسوده را در سایه دین و احترام و فرامانبرداری از پدران و مادران بجویید. چون در سایه پرهیزكاری است كه عشق و مهر و محبت شما هر روز عمیق تر و نیرومند تر خواهد شد و تنها در این صورت است كه به لذت و خوشی سالم دست خواهید یافت."
همچنین ازدواج در یكی از كهن ترین سندهای تاریخی ایران و جهان كه به اوستا مشهور است اشاره شده است. در یشتهای اوستا، ارت ایزد خانواده خوب و نماد شوكت و جلال است. ایزد ارت سفارش به پیوند میان دختران و پسران می‌كند و از زنانی كه فرزند بدنیا نمی‌آورند و یا سقط جنین می‌كنند شكایت می‌كند. اشاره شده است كه فروغ اهورایی به چنین افرادی نمی‌تابد. ارت یشت از خانواده‌هایی كه مانع از ازدواج دختران و پسران می‌شود شكایت میكند و چنین می‌گوید:
این زشت ترین كاری است كه دشمنان آیین اهورایی انجام میدهند و دوشیزگان را از زناشویی و ازدواج باز می‌دارند و در خانه ها نگاه می‌دارند. این امر در مهر یشت، آبان یشت، رام یشت، فروردین یشت وهوم بیان شده است:
چون دوشیزگان به سن ازدواج رسند برای به دست آوردن همسران نیرومند و شوهران دلیر به سوی تو روی آورند. 8.اردویسور اناهیتا پشتیبان و یاور دختران ایرانی است كه در سن ازدواج قرار دارند.

با پای گذاشتن به عرصه زندگی مدرن در چند سال اخیر و در نتیجه گسترش تمدن غربی در جامعه ایرانی این سنت نیك كم رنگتر شده است و در نتیجه شوربختانه پایه های اخلاقی جامعه ایرانی نیز متزلزل شده است. از عواملی كه موجب شده است ازدواج در ایران طی این چند سال اخیر سیر نزولی داشته باشد می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:
1 ) عدم مسئولیت پذیری در میان دختران و پسران و تربیت غلط در خانواده های ایرانی
2 ) عدم اعتماد به نفس نزد دختران و پسران جهت آغاز یك زندگی مشترك
3 ) افزایش تحصیلات اجتماعی و رشد توقعات كاذب و غیر منطقی در میان برخی دختران و پسران
4 ) تفریحات آزادانه دختران و پسران و تلقین به این امر كه نیازی به زندگی مشترك نمی‌باشد
5 ) اعتقاد بر این امر كه پس از ازدواج آزادیهای زودگذر اجتماعی از آنان سلب می‌شود
6 ) تجملگرایی میان خانواده های ایرانی و چشم و هم چشمی‌میان بستگان
7 ) دوری گزیدن از زندگیهای معنوی و روی آوردن به زندگی های تک بعدی ماشینی
8 ) اعتقاد بر این امر كه از دید دانش و تفكر، توانایی لازم جهت تربیت فرزندشان را ندارند
9 ) اعتقاد بر اینكه توانایی برطرف کردن نیازهای همسرشان را ندارند
10 ) تفکر شبه روشنفکری در میان جوانان بی هویت و عمدتا سطی نگر، در نتیجه باور به زندگی و دوستی های موقت غربی

هنگامی‌كه دختران و پسران با ناهنجاری ها اجتماعی مرزهای اخلاقی زندگی معنوی را بشكنند و آنرا به صورت یك عادت روزانه برای خود تلقی كنند، هرگز نمیتوانند نقش یك مادر و یا یك پدر موفق را در زندگی اجتماعی پسین خود ایفا كنند. چنین افرادی چه زن و چه مرد هرگز در تربیت فرزندان خود موفق نخواهند بود. زیرا آنها به اصول انسانی و اخلاقی پایبند نبوده اند و نا خواسته فرزندانی که در آینده از آنان بوجود می‌آید نیز مانند خودشان با پایه های سست اخلاقی و اجتماعی تربیت می‌شوند و این امر در نسلهای بعد نیز گسترش می‌یابد و به سادگی میتواند موجب ویرانی یك جامعه كهن و اخلاقی همچون ایران شود. در ایران زمان هخامنشیان كه کشورمان اوج شكوه و عظمت خویش را یافته بود و نخستین امپراتوری احترام به ادیان و ملتها در جهان پایه گذاری شد، ازدواج و بدنیا آوردن فرزند از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است.9. به طوریكه داریوش بزرگ هخامنشی در كتیبه جهانی بیستون كرمانشاه برای آنكه شرح خدمات حکومتش به ایران از گزند حوادث محفوظ بماند از اهورامزدا بركت فرزندان بسیار طلب میكند تا به درستی به نسلهای بعد برسد.
10.تا جاییكه شاهنشاهان هخامنشی به خانواده هایی كه فرزند بیشتری و یا پسر بیشتری داشته باشند هدایا ارزانی می‌كردند.
11.مادران ایرانی در دوره هخامنشیان به دلیل آنكه فرزندان را تا سن پنج سالگی به طور كامل جهت تربیت درست برای شركت در آموزشگاه های رسمی‌در اختیار داشتند نقش بسیار مهم تربیتی را ایفا می‌نمودند.
از سوی دیگر گزینش همسر نباید به صورت بسته و ناشناخته صورت بگیرد. زیرا ازدواجهای ناخواسته و بی منطق که بر پایه احساسات زودگذر پایه گذاری می‌شود نه تنها میتواند موفق نباشد بلكه نقش ویرانگری نیز در جامعه ایفا میکند و زن و مرد نیز شکست بزرگی را در زندگی تجربه می‌کنند که ممکن است به تباهی زندگی شان بیانجامد. گزینش همسر با اتکا بر خرد، منطق، تکیه بر فرهنگ ها و باورهای طرفین و بینش صحیح موفق و سازنده و آموزنده خواهد بود. همانطور که زرتشت بزرگوار فرمود:
12.همسر خویش را با خردمندی برگزینید.

گزینش همسر معیارهای فراوانی دارد. كه بایستی به آن دقت بسیار كرد. مهم ترین آن را می‌توان چنین دانست:
1 ) هم فكری، تفاهم و سلیقه های نسبتا نزدیك به هم در اساس پایه های زندگی مشترك
2 ) نزدیكی سطح اجتماعی و تربیت دختر و پسر
3 ) نزدیكی سطح خانواده های طرفین
4 ) نزدیكی سطح تحصیلات، فرهنگ و شعور اجتماعی
5 ) نزدیكی مسائل اعتقادی و باورهای دینی دختر و پسر
6 ) نزدیكی سنی و یا پایین تر بودن سن دختر از پسر

در اندرز انوشه روان آذرباد مارسپندان خطاب به مردان آمده است كه:‌
50 - زن شرمگین را دوست باش و او را به زنی به مرد زیرك و دانا ده. چه ( چراكه ) مرد زیرك و دانا همچون زمینی نیك است كه وقتی تخم نیك در آن افگنده ( كاشته ) شد حاصل نیك به دست آورد. (13)

همچنین خطاب به زنان ایرانی اشاره شده است كه:
ببخشای بر ما این نیكی را تا همسری به دست آوریم، همسری جوان و نام آور، از زیباترین آنها تا ما را در پناه خود گیرند و بتوانیم خانواده ای تشكیل دهیم، تا به ما فرزندانی زیبا و دلبر و زبان آور بخشایند، شوهرانی كه از همه خوش بیان تر باشند. (14)

آداب و رسوم ازدواج ایرانی نیز بر پایه مهر و همبستگی خانواده ها بنا نهاده شده است. رسم ایرانیان بر این است كه پیش از ازدواج مراسم خواستگاری انجام دهند و اگر دختر و خانواده وی پذیرفتن مراسم ازدواج اجرا می‌شود. خواستگاری و دیگر مراسم های كهن ما نیز قدمتی بیش از دو هزار سال دارد. چنانچه كه كیكاووس فرستاده ای نزد شاه هاماوران فرستاد و دخترش را برای همسری خواستار شد. در صورتیکه می‌توانست از قدرت و نفوذش برای گرفتن دختر هاماوران استفاده کند:
بجنید كاووس را دل ز جای چنین داد پاسخ كه ای نیك رای
من او را از پدر خواستار كه زیبنده به مشكوی ما آن نگار

خسرو پرویز نیز هنگام ازدواج با شیرین معشوقه خود بر این رسم تاكید نموده است:
به موبد چنین گفت شاه زمان كه بر ما مبر جز به نیكی گمان
مر این خوب رخ را به خسرو دهید جهان را بدین مژده نو دهید
مر او را به آیین پیشین بخواست كه این رسم و آیین بود آنگاه راست

از مهم ترین پیامدهای مخرب دوری گزیدن از این سنت كهن که هرکدام می‌تواند به نوبه خود موجب زیانهای جبران ناپذیر اجتماعی گردد میتوان به این موارد اشاره نمود:
1 ) توقف یا کاهش چشم گیر رشد جمعیت کشور و در نتیجه افزایش سن جامعه
2 ) افزایش زندگی های موقت، مشترك یا زندگی های دوستی در پیش از ازدواج
3 ) پیدایش فرزندان ناخواسته در جامعه و سرنوشت نامشخص آنان در آینده
4 ) گسترش روابط بیش از حد و غیر اصولی با جنس مخالف كه تنها برای ارضای نیازهای جنسی، اجتماعی و تفریحی طرفین صورت میگرد
5 ) احساس پوچی و بی انگیزگی و روان پریشانی پس گذشتن از سن جوانی
6 ) بی اعتنایی به پایه های اخلاقی و معنوی زندگی انسانی
7 ) افسردگی و احساس تنهایی دردوره پس از جوانی
8 ) گسترش فساد اخلاقی و جنسی در جامعه و رشد بیماریهای مربوطه
9 ) نبود پشتوانه معنوی در سنین بالاتر

فرجام سخن:
امید است فرزندان این سرزمین که نیاکانشان از پایه گذاران دانش و فرهنگ و تمدن جهان بشمار می‌روند، امروز نیز آنان چنین باشند و با استحکام باورهای اجتماعی، دینی و ملی باردیگر نام بزرگ ایران زمین را در جهان پرآوازه و جاوید نمایند. همچنین به سنت نیک ازدواج که بخش لاینفک فرهنگ غنی ایرانی است پایبند باشند. تا اخلاقیات ایرانی بیش از پیش زنده و پابرجا بماند و جامعه و فرهنگ جهانی ایران از این هجمه ضد اخلاقی غربی که بر اساس سیاست های اسعتماری، سایه به روی این سرزمین افکنده است مصون بماند و دانش و پیشرفت و فرهنگ ایرانی را بیش از پیش گسترش دهند. به امید پیوندهای نیک برای دختران و پسران ایران زمین که همسرانشان دوست و عاشق آنان خواهند بود. ایدون باد...


بن مایه این جستار:
(1) اندرزهای زرتشت - کورش نیکنام - گات ها سرود 48، بند 11 برگ 207
(2) تعلیم و تربیت در نزد ایرانیان برگ 103
(3) اندرزهای زرتشت - کورش نیکنام - گات ها سرود 53، بند 4 برگ 249
(4) اندرزهای زرتشت - کورش نیکنام - گات ها سرود 53، بند 5 برگ 250
(5) اندرزهای زرتشت - کورش نیکنام - گات ها سرود 53، بند 7 برگ 252
(6) اندرزهای زرتشت - کورش نیکنام - گات ها سرود 32، بند 2 برگ 73
(7) چیده اندرز پوریوتیشكان، بند پنج، برگ 87
(8) یشت پنجم، بند 87
(9) کتیبه جهانی داریوش بزرگ در کرمانشاه - بیستون 56:4
(10) هرودوت 136:1 - استرابون 17:3:15
(11) هرودوت 136:1
(12) اندرزهای زرتشت - کورش نیکنام - گات ها سرود 53، بند 3 برگ 248
(13) اندرز انوشه روان آذرباد مارسپندان 102
(14) یشت پانزده، بند چهار

گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: arirman.com

۱۳۸۸ آبان ۱۷, یکشنبه

ازدواج، هدف است یا راهی برای رسیدن به آرامش؟


ازدواج همانند پول، قدرت و موقعیت اجتماعی بالا، وسیله و راهی است به‌منظور رسیدن به هدف‌های بزرگ‌تر و مهم‌تر و به‌عبارت دیگر، زن و مرد به این علت با هم ازدواج می‌کنند


ازدواج همانند پول، قدرت و موقعیت اجتماعی بالا، وسیله و راهی است به‌منظور رسیدن به هدف‌های بزرگ‌تر و مهم‌تر و به‌عبارت دیگر، زن و مرد به این علت با هم ازدواج می‌کنند که علاوه‌بر تداوم نسل، نیازهای احساسی، عاطفی، جنسی، مالی، حمایتی و استقلالی‌شان به‌‌درستی برطرف شود.

با رفع نیازهاست که طرفین به آرامش و تعادل رسیده و در مسیر پویایی و تکامل قرارمی‌گیرند و با ارائه‌ی مهر، محبت و همبستگی عمیق نسبت به یکدیگر، علاوه‌بر شکوفایی استعدادها و دست‌یابی به آرامش درونی، از بسیاری فسادها، انحراف‌ها، سردرگمی‌ها، بی‌بندوباری‌ها، خلاف‌ها، تجاوزهای جنسی، جنایت‌ها و... جلوگیری می‌کنند.

ازدواج‌هایی که با معیارهای درست و از روی آگاهی صورت‌گیرد، باعث تکامل شده و منجر به سلامتی، آرامش و امنیت فکری و سعادت زوجین که هدف نهایی هر ازدواجی می‌تواند باشد، می‌گردد. متأسفانه بسیاری از ازدواج‌ها چون با معیارهای نادرست، غیرمنطقی و ناآگاهانه و با توجه به سنت‌های اشتباه صورت‌می‌گیرد، مسأله‌ساز می‌شوند چراکه این گروه از ازدواج‌ها علاوه‌بر این‌که به رشد و تکامل زوج‌ها کمک نمی‌کنند، باعث می‌شوند بخش بزرگی از انرژی و عمر آنان، صرف حل‌وفصل مشکلات ناشی از ازدواج‌شان گردد.

در این‌جا ازدواج به‌جای ایجاد آرامش و شکوفایی استعدادها، انرژی‌های آنان را بلعیده و مشکل و چالش بزرگی در زندگی مشترک به‌وجود می‌آورد. به علت عدم آگاهی و شکل‌گیری ازدواج‌های غلط است که طرفین، خود را اسیر مشکلات ازدواج می‌بینند. در چنین شرایطی، زن یا مرد و یا هر دو، دچار بحران شده و همواره از اضطراب‌ها و تشویش‌‌ها، بیماری‌ها و ناراحتی‌های متعدد ناشی از ازدواج اشتباه رنج می‌برند.

به‌طور خلاصه:
وقتی ازدواجی با معیارهای درست صورت‌بگیرد و زن و مرد هر دو آگاهانه نیازهای همدیگر را به‌درستی بشناسند و برطرف سازند، آرامش و خوشبختی واقعی نصیب‌شان می‌گردد. برعکس، ازدواج با معیارهای نادرست، طرفین را دچار انواع مشکلات و بحران‌ها خواهد نمود.
فرض کنید برای رفاه خود، اتومبیلی تهیه کرده‌اید تا با ‌سرعت بیش‌تری به مقصد برسید، اما این ماشین مدام نیاز به تعمیر و تعویض لوازم دارد و با صرف پول، وقت و انرژی فراوان، شما را دچار انواع گرفتاری‌ها می‌کند. درواقع این وسیله به‌جای این‌که به رفاه و آسایش‌تان کمک کند، شما را در مسیر انواع گرفتاری‌های ناخواسته و غیرقابل پیش‌بینی قرارمی‌دهد. به‌عبارت دیگر، وسیله‌ای که می‌بایست کارتان را آسان ‌سازد و به حل مشکلات‌تان کمک ‌کند، خود مشکل‌زا و مشکل‌ساز شده و انواع مشکلات، بحران‌ها و گرفتاری‌های ناخواسته‌ی جدیدی را فراهم می‌سازد.

در مورد ازدواج‌های ناموفق، این ضرب‌المثل فارسی مصداق پیدا می‌کند: «به‌جای این‌که قاتق نان بشود، قاتل جان می‌گردد.»

در بسیاری از ازدواج‌ها، زن و مرد و یا هر دو، چنان گرفتار مسائل زندگی مشترک می‌شوند که تحت شرایطی سخت و طاقت‌فرسا قرارمی‌گیرند و بقیه‌ی عمر خویش را صرف حل مسائلی می‌کنند که ناشی از عدم آگاهی‌های آنان در امر ازدواج و زندگی مشترک است. درنتیجه بسیاری از زوج‌ها به این باور اشتباه می‌رسند که عمر خویش را صرف حل گرفتاری‌ها و مشکلات ناشی از زندگی مشترک نمودن، امری عادی و طبیعی است!!!

به‌عبارت دیگر، زن و شوهر همه‌ی زندگی مشترک را به‌دنبال یافتن راه‌حل‌هایی می‌کنند که صورت‌مسأله‌ی آن غلط است.

تکرار می‌کنم: ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، به‌منظور رفع نیازها و حل مسائل طرفین می‌باشد؛ وقتی ازدواج با معیارهای اشتباه و از روی ناآگاهی صورت‌پذیرد، طرفین ناخواسته دچار انواع مسائل و مشکلات شده و ناچار می‌شوند زمان و انرژی و امکانات خود را صرف رفع مشکلات کنند. به‌عبارت ساده، وقتی بین باورها، اولویت‌ها و اندیشه‌ها، هدف‌ها و عقاید زن و مرد، هماهنگی وجود نداشته و درک و فهم مشترک بین آنان نباشد، زندگی مشترک در مسیر برخوردها، تعارض‌ها، تهاجم‌ها، سوءتفاهم‌ها، بی‌تفاوتی‌ها و... قرارمی‌گیرد و هر دو طرف، دچار عواقب و نتایج منفی فراوان شده و زندگی‌شان، به صحنه‌ی کارزار تبدیل می‌شود و آنان را در اضطراب، تشویش و نگرانی دائمی قرارداده و روحیه‌ا‌ی منفی و مأیوس را بر آنان حاکم می‌گرداند.

در زندگی، هدف‌ها به موازات باورها حرکت می‌کنند. به این‌معنی که وقتی باور یا هدفی در ذهن‌مان فعال می‌شود، رفتارهای هیجانی متفاوتی را از خود بروز می‌دهیم. به‌عنوان نمونه، در برابر یک موضوع، اگر آن را بپذیریم یا تحمل کنیم، واکنش احساسی و رفتاری متفاوت از خود نشان می‌دهیم. به این معنی که وقتی وضعی را پذیرا می‌شویم، یک یا چند ویژگی همسرمان هرچند برخلاف میل‌مان باشد را پذیرفته، با موضوع مسؤولانه روبه‌رو شده و محترمانه و با انصاف، با همسرمان برخورد می‌کنیم. از عملکرد او نمی‌رنجیم و در صدد انتقام برنمی‌آییم چراکه آن شرایط را پذیرفته‌ایم.

در حالی‌که وقتی موضوعی را تحمل می‌کنیم، از عملکرد همسرمان دلگیر شده و احساس دل‌سردی، ضعف، درماندگی و فشار کرده و دچار تشویش و اضطراب می‌شویم و تصور می‌کنیم در حق ما، ظلم می‌شود. در این شرایط، حالت دفاعی به‌خود می‌گیریم و برای این‌که ثابت کنیم حق با ماست، آگاهانه یا ناآگاهانه در صدد انتقام برمی‌آییم و خود را در مسیر زندگی مشترک تلخی قرارمی‌دهیم.

باید بدانیم کسانی که اعتمادبه‌نفس بالایی دارند، انعطاف‌پذیر بوده و به‌راحتی شرایط بیرونی را پذیرا می‌شوند و مسؤولانه با آن برخورد می‌کنند اما افرادی که از کمبود اعتمادبه‌نفس رنج می‌برند، انعطاف‌پذیری کم‌تری دارند و هرگونه نرمش در برابر شرایط نامساعد را به‌منزله‌ی شکست برای خود تصور می‌کنند و برای نشان‌دادن اعتمادبه‌نفس کاذب خویش، با قاطعیت و یک‌دندگی در جایی ‌که می‌بایست کوتاه بیایند، می‌ایستند و شکست خود را با تصمیم‌های اشتباه فراهم می‌آورند.

وقتی آگاهی‌های زن و شوهر بالا باشد، هریک با همدلی و انعطاف‌پذیری بیش‌تر، سعی‌می‌کنند احساس بهتری نسبت به دیگری پیدا کنند و هر دو، احساس برنده شدن داشته باشند. در چنین شرایطی، زن یا شوهر سعی‌نمی‌کند با کنترل دیگری، قدرت خود را به رخ او بکشد و او را در حالت تدافعی قرار داده و احساس بازندگی را به همسرش تحمیل کند.


هر زن و شوهر برای این‌که زندگی مشترک خود را در مسیر مثبت و درست قرار دهد، می‌بایست از خود بپرسد:

* برای بهتر ساختن رابطه‌ی بین خود و همسرم، چه کارهایی می‌توانم انجام دهم؟

* در رابطه با همسرم چه هدف‌هایی را دنبال می‌کنم؟ این طرز اندیشه و نحوه‌ی عملکرد، مرا به هدف‌هایم که داشتن زندگی مشترک شاد و آرام است، رهنمون می‌کند یا مرا از آن‌ها دور می‌سازد؟ به عبارت دیگر، آیا رفتار و ابراز احساسات و اندیشه‌هایم، در مسیر هدف‌هایم قراردارند یا بر ضد آن‌ها هستند؟

* روش زندگی‌ام تحت تأثیر عوامل مثبت و سازنده است یا منفی و مخرب؟

* در مسیر دست‌یابی به هدف‌ها، عوامل منفی که می‌بایست آن‌ها را کنار گذاشت و هم‌چنین نقاط قوت و عوامل مثبت که باید بیش‌تر به آن‌ها تکیه کرد، کدام‌اند؟

* سبک زندگی من با معیار و ارزش‌هایم، به‌صورت واقعی هماهنگی دارد یا نه؟

* در زندگی مشترک، چه‌قدر تلاش می‌کنم که باورها، اولویت‌ها، اندیشه‌ها و عملکرد و به‌طور کلی هویت خود و همسرم را بشناسم؟ به تفاوت‌ها، تضادها و تفاهم‌ها، چه‌قدر توجه می‌کنم؟ برای تفاهم و نزدیکی بیش‌تر، چه شیوه‌هایی را به‌کار می‌گیرم؟

* در زندگی مشترک، به هدف‌های مشخص‌ خود بیش‌تر توجه دارم یا داشتن رابطه‌ی بهتر با دیگران را ترجیح می‌دهم؟

* کدام رفتارها به من کمک می‌کند تا با اتکاء به آن‌ها، رابطه‌ی زناشویی خوبی را با همسرم تجربه کنم؟

* به چه طریقی می‌توانم حس احترام خود را به همسرم نشان دهم؟

* آیا شما جزو آن گروه از زن و شوهرهایی هستید که بیان اندیشه‌ها و احساس‌های واقعی‌تان به همسرتان، برای‌تان مشکل است؟

باید دانست که مبادله‌ی اندیشه‌ها و احساسات صادقانه بین زن و شوهر، بسیار مفید بوده و باعث صمیمیت بیش‌تر آنان می‌گردد.

یافتن پاسخ‌های مثبت و مناسب به پرسش‌های بالا، آگاهی شما را نسبت به شناخت نیازها و چگونگی رفع نیازهای خود و همسرتان افزایش داده و شما را در مسیر ساخت زندگی زناشویی موفق و پربار قرارمی‌دهد!



تهیه شده توسط :مجله شادکامی و موفقیت

فواید جالب ازدواج کردن


محققان پس از سالها تلاش به نتایجی رسیده اند که سالها پیش خداوند خصوصا در قران به آن اشاره کرده است. موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شود بلکه باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. تحقیقات گویای این مطلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک سالم سعادتمند و کامل از مزایای آن بهره مند خواهند شد همه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه است و به همین دلیل بوده که زن ها و مرد ها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیقات چیزی جز سخنان خداوند نیست.

مزایای ازدواج برای کودکان و نوجوانان.
تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتی بیشتر نسبت به سایرین دارند. از آن جمله می توان موارد زیر اشاره کرد.
- احتمال ورود آنها به مدارج بالاتر علمی بیشتر است.
- از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند.
- از نظر جسمی سالم تر هستند.
- از نظر عاطفی سالم تر هستند
- احتمال خودکشی در آنها کمتر است
- ناآرامی های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند.
- احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سو استفاده جنسی شوند
- کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند
- کمتر مرتکب جنایت می شوند
- ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند
- وقتی ازدواج کردند. احتمال طلاق کمتر است
- در ففر بزرگ نمی شوند

مزایای ازدواج سالم برای خانم ها
تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج ناموفق هستند مزایای بیشتری دارند از جمله:
- از ارتباط خود راضی هستند
- از نظر احساسی سالم تر هستند
- از نظر مالی غنی تر هستند
- کمتر قربانی خشونت سو استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند
- تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند.
- از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند
- زیر خط فقر به سر نمی برند
- با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند
- از نظر جسمانی سالم تر هستند

مزایای ازدواج سالم برای مردها

تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان پیدا کرده است به نمونه زیر توجه کنید
- عمر طولانی سلامت جسمانی تامین مالی اشتغال بلند مدت
- دستمزد بالا ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلی داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنایت. احتمال کمتر در خودکشی

مزایای ازدواج سالام برای اجتماع
زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند بیشتر شود مزایای بی شماری به همراه آنها با اجتماع وارد می شود .
-داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی
دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی
بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده
کاهش خشونت های خانوادگی
کاهش امار جرم و جنایت
کاهش میان ارتکاب به جرم در نوجوانان و حوانان
کاهش میزان مهاجرت
افزایش ارزش دارایی های افراد
کاهش نیاز به خدمت مشاوره خانوادگی

۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه

تاثير ازدواج در سلامتي و طول عمر مردان

تحقيقات بسياري نشان داده‌اند كه مردان متاهل عمر طولاني‌تري نسبت به مردان مجرد و آنها كه هيچ‌وقت ازدواج نمي‌كنند دارند

تلاش‌هاي بسياري براي دستيابي به دلايل اين امر انجام گرفته كه سوالات زير را در برداشته است:

آيا ازدواج بر سيستم حفاظتي و ايمني بدن تاثير مستقيم دارد و به خاطر داشتن فوايد مربوط به سلامتي، خطرمرگ و مير را كاهش مي‌دهد؟ يا افزايش طول عمر نشان‌دهنده اين است كه افراد سالم گرايش بيشتري به ازدواج دارند و افراد متاهل از همان ابتداي ازدواج، سالمتر هستند؟

اين سوالات اشاره بر اين دارد كه رابطه بين طول عمر و متاهل بودن فقط با «ايمني» حاصل از ازدواج يا «انتخاب مثبت» در ازدواج به خاطر سلامتي، توجيه مي‌شود. البته نكته ديگري نيز در رابطه بين ازدواج و سلامتي دخيل است. اگر ازدواج كردن يكي از راه‌هاي به دست آوردن ايمني در برابر بيماري ها و مرگ است، پس افراد بيمار و ناسالم به خاطر همين مساله گرايش بيشتري به ازدواج پيدا خواهند كرد؟
اين طرز فكر را مي‌توان «انتخاب منفي» در ازدواج خواند كه مي‌تواند به اندازه انتخاب مثبت مهم باشد. با اين كه معمولا تصور مي‌شود كه انتخاب قسمتي از فوايد ازدواج است، اما تحقيقات تجربي سابق معمولا روي انتخاب مثبت متمركز بود و اين امكان را در نظر نمي‌گرفت كه انتخاب منفي نيز مي‌تواند به همان اندازه مهم باشد.

تحقيقات اخير در مورد طول عمر در يكي از مراكز تحقيقاتي در تلاش براي پركردن اين فاصله بوده است. محققان از نوعي بانك اطلاعاتي براي بررسي بيش از 4000 مرد در مدت زمان 22 سال استفاده كرده‌اند. اين تحقيقات تغييرات ايجاد شده در سلامتي مردها را در طول دوره تحولات ايجاد شده در زندگي زناشويي، تاريخچه ازدواج، طلاق، مرگ همسر و تجديد فراش تجزيه و تحليل مي‌كند. يافته‌هاي اين تحقيقات نشان مي‌دهد كه هر دو نكته يعني هم مساله ايمني و هم انتخاب در اين زمينه نقش داشته است. از يك طرف، سلامتي خطر مرگ و مير را كاهش مي‌دهد و در شرايط به خصوص ازدواج در حفظ سلامتي تاثيرگذار است. از طرف ديگر وضعيت سلامتي افراد مي‌تواند در انتخاب آنها براي متاهل شدن، تاثيرگذار باشد.

تاثيرات وضعيت تاهل بر سلامتي‌

تجزيه و تحليل اين‌كه آيا ازدواج به‌طور مستقيم بر سلامتي تاثير مي‌گذارد يا خير، نتايج مختلفي در بر داشته است.
مقايسات انجام شده بين مردان متاهل و مرداني كه هيچگاه ازدواج نكرده‌اند نشان مي‌دهد با اين‌كه گروه اول به‌طور كلي سالم‌تر هستند، اما نمي‌توان اين را فقط به‌خاطر تاثيرات محافظتي و ايمني ازدواج دانست.
گزارشات دريافتي از وضعيت سلامت مردان نشان مي‌دهد كه ازدواج براي بار اول هيچ فايده قابل‌توجهي نداشته است. مقايسات انجام شده بين متاهلان سن بالاتر و مردان طلاق‌گرفته اشاره بر اين دارد كه سطح سلامتي نسبي مردان گروه دوم با بالارفتن سن به طور قابل توجهي نزول مي‌كند. وقتي اين مردان مطلقه به سن 50 مي‌رسند، بايد انتظار داشته باشند كه وضعيت سلامتي‌شان بسيار زودتر از افراد متاهل به خطر بيفتد. براي اين گروه از افراد، ‌ازدواج مجدد بسيار پرفايده خواهد بود و سطح سلامتي آنها نيز به‌خوبي متاهلان خواهد رسيد.

تاثيرات تا‌ك‌هل بر مرگ و مير

با بالارفتن سن در مردان، وضعيت سلامتي رو به زوال رفته و احتمال مرگ بالاتر مي‌رود. درصد مرگ و مير مردان متاهل در سنين 50 تا 60 و 70 بسيار كمتر از مردان مجرد است. اين مرگ و مير در مردان مطلقه با ضعف وضعيت سلامتي‌شان توجيه مي‌شود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه قسمتي از فوايد ازدواج از همزيستي با شريك زندگي يا افراد ديگر مي‌باشد. آن مرداني كه هيچگاه ازدواج نكرده‌اند، ترجيح مي‌دهند كه تنها زندگي ‌كنند و از فوايد زندگي جمعي و ارتباطات اجتماعي بي‌نصيب مي‌مانند.

خلاصه و نتيجه‌گيري‌

ارتباط بين ازدواج و طول عمر بسيار پيچيده‌تر از آن است كه معمولا تصور مي‌شود. آشكار است كه نمي‌توان طول عمر بيشتر مردان متاهل را فقط با خاصيت حفاظتي و ايمني‌بخشي در مقابل بيماري‌ها يا انتخاب ازدواج به خاطر بهبود سلامتي دانست. آنچه يافته‌‌هاي اين تحقيقات براي بار اول به اثبات رساند اين بود كه وضعيت سلامت مردان روي انتخاب‌هاي ازدواج تاثيرگذار است، اما نه در آن حالت كه نظريه انتخاب مثبت را تاييد كند. از آنجا كه سلامتي بالا فرد را براي ازدواج سست مي‌كند و بيماري و ضعف سلامت فرد را به ازدواج ترغيب مي‌كند، ارتباط بين ازدواج و سلامتي را مي‌توان در عادت‌ها و اولويت‌هاي شخصي مشاهده كرد كه باعث ارتقاي ازدواج و سلامتي مي‌شوند.


علاوه بر اين، شواهد نشان مي‌دهند با اين‌كه وضعيت تاهل بر مرگ و مير تاثيرگذار است عوامل تعيين‌كننده اين تاثير هميشه مشخص نيستند. مرداني كه در سنين پيري مطلقه شده‌اند اين مساله باعث شده كه سلامتي كمتر و عمر كوتاه‌تري داشته باشند. آن مرداني كه هيچ‌وقت ازدواج نكرده‌اند با اين‌كه وضعيت سلامتي‌شان با افراد متاهل تفاوتي نمي‌كند، اما عمر كوتاه‌تري نسبت به آنها دارند. بنابراين در حالي كه سلامت مردان متاهل مي‌تواند توجيهي براي طول عمر بيشتر آنها باشد، اما هنوز نياز به تحقيقات بيشتري است.

مترجم: رزيتا شاهرخ
جام جم