‏نمایش پست‌ها با برچسب مسائل زناشویی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مسائل زناشویی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

راهکارهای مقابله با بی وفایی همسر


اگر شما هم یکی از قربانیان بی وفایی هستید، اکنون در سراشیبی مسیر زندگی تان قرار گرفته اید

اگر شما هم یکی از قربانیان بی وفایی هستید، اکنون در سراشیبی مسیر زندگی تان قرار گرفته اید. اغلب زوجهایی که چنین مشکلی دارند، معتقدند که تا به حال هیچ گاه چنین هیجانات شدیدی را تجربه نکرده بودند. آنها احساس خشم، افسردگی، ترس، گناه، تنهایی و شرمساری می کنند.

همسری که مورد بی وفایی قرار گرفته است، همیشه از خودش می پرسد:
چطور توانست چنین کاری با من بکند؟ چطور توانست به من خیانت کند و بارها و بارها به من دروغ بگوید؟ هرگز دیگر نمی توانم به او اعتماد کنم.

چنین فردی، دچار احساس خشم و انزجار شدیدی می شود و احساس می کند به قدری آسیب دیده است که حتی قادر به بیان آن در قالب کلمات نیست.

وقتی زوجین چنین هیجانات شدیدی را تجربه می کنند، پرسش اساسی این است که آیا بهبود اوضاع و رفع اختلالات زناشویی امکانپذیر است یا خیر؟ چطور می توان این بحران را پشت سر گذاشت؟ حتی در صورت بهبود، آیا قادریم با خاطره این خیانت و بی وفایی به زندگی مشترک ادامه دهیم؟

متخصصان و مشاوران ازدواج با اطمینان پاسخ می دهند که بله و به شما اطمینان می دهند که در صورت در نظر گرفتن این پیشنهادات و البته دریافت کمکهای تخصصی، آینده خوبی در انتظار زندگی مشترک تان خواهد بود.

گام اول: آیا می خواهید زندگی زناشویی تان را نجات دهید؟
ظهور بی وفایی نشان دهنده این است که ازدواجتان برای مدت طولانی دچار مشکل جدی بوده است، خواه آن را تشخیص داده باشید یا نه. یکی یا هر دوی شما نیازهای اساسی یکدیگر را بر طرف نکرده اید به همین دلیل بی وفایی فرصت رشد پیدا کرده است. شاید آزار دهنده باشد اما علت اصلی بی وفایی در زندگی زناشویی، کمرنگ شدن ردپای عشق است. قربانی بی وفایی باید از خودش بپرسد: چه بلایی بر سر عشق مان آمد؟ در برطرف کردن کدام نیاز او شکست خوردم؟

گام دوم: به هیچ وجه این وضعیت را تحمل نکنید.
ازدواج ارتباطی اختصاصی است که در آن دو نفر یکی می شوند و باید با هم بمانند. سه نفر در این میان نمی گنجد. ظهور بی وفایی به معنای این است که زندگی مشترک قبل از این از هم پاشیده است. بنابراین بویژه به زنان توصیه می شود که مسیری مستقل و سختگیرانه را در پیش بگیرند و درصدد باشند که برای همسر بی وفا روشن کنند که به هیچ عنوان این وضعیت را تحمل نمی کنند.

اشتباه نکنید، منظور ما این نیست که با فهمیدن این مساله، داد و فریاد به راه اندازید، همه دوستان و آشنایان را مطلع سازید و یا حتی خانه را ترک کنید بلکه منظور ما این است که به سرعت میدان را برای نفر سوم خالی نکنید. در اکثر مواقع زنان با مشاهده این وضعیت به شدت سرخورده شده و بعد از مدتی کشمکش و درگیری با همسر، زندگی زناشویی را ترک می کنند و به راحتی اجازه می دهند نفر سوم از این فرصت استفاده کرده و در دل همسر شان جا باز کند. شما علی رغم شکست عاطفی که دیده اید باید بمانید، مشکلات را شناسایی و حل کنید و شخص ثالث را کم کم از زندگی خویش بیرون کنید. اجازه ندهید به همین راحتی زندگی چند ساله تان را از دست داده و همه چیز را رها کنید. اگر لازم دیدید و یا به شدت احساس خشم و عصبانیت کردید، با همسرتان صحبت نکنید اما به نقشهای زناشویی خود مانند رسیدگی به امور خانه و فرزندان، آشپزی و.. عمل کنید.

گام سوم: بدانید چه انتظاری داشته باشید.
اغلب بی وفایی ها می تواند به طلاق منجر نشود و در نهایت به رفع اختلاف بینجامد. فرآیند بی وفایی دردی غیرقابل تحمل را به افراد وارد می کند. اگر خودتان را برای آنچه پیش خواهد آمد آماده کنید، نه تنها عذاب کمتری می کشید، بلکه به ازدواجتان فرصت بیشتری برای بهبود و دوام می دهید. یکی از بهترین راهها برای افزایش آمادگی این است که بدانید چه انتظاری داشته باشید؟

برای مثال بعد از چند روز از وقوع این حادثه، وقتی به اندازه کافی توانستید بر اعصاب خود مسلط شوید، مهر سکوت را بشکنید و در فضای مناسب و در غیاب فرزندان(البته اگر صاحب فرزند هستید) به طور مفصل با همسرتان صحبت کنید و ببینید چه انگیزه ای باعث بروز این رفتار ناشایست شده است؟ چه کمبودی در زندگی داشته است؟ از شما چه توقعی داشته است که نتوانسته اید آن را اجابت کنید؟ فرد جدید چه خلایی از همسر شما را پر می کند ؟و...

در برخی از موارد زندگی زناشویی دارای کاستیهایی است که اگر شناسایی و اصلاح شود، مشکلات تا حد زیادی بر طرف می شود اما در برخی دیگر از موارد، زن و مرد مشکل خاصی با هم ندارند و تنها مرد در یک موقعیت وسوسه انگیز قرار گرفته و دچار لغزش شده است. اینجاست که نقش شما پر رنگ تر می شود. شما باید به عنوان یک زن ثابت کنید که هنوز هم مرکز عاطفی خانواده تان هستید و می توانید دوباره همسرتان را به خانواده بازگردانید.
بازگشت به شرایط عادی نیازمند تلاش پایدار و خستگی ناپذیر هر دو طرف است

گام چهارم: شروع به رفع نیازهای یکدیگر کنید
در این مرحله همسر خیانت دیده باید سعی کند نیازهای عاطفی را که فردی دیگر برای همسرش برطرف می کند، به شکل بهتری برطرف کند. زن و مرد می توانند ازدواجشان را بازسازی کنند و با برطرف کردن نیازهای یکدیگر، فصل تازه ای از عشق را در زندگی خود برنامه ریزی کنند.

وقتی در نهایت می آموزید مهم ترین نیازهای عاطفی یکدیگر را برطرف کنید، عشق و ازدواجتان نیرومندتر از همیشه می شود. بازگشت به شرایط عادی نیازمند تلاش پایدار و خستگی ناپذیر هر دو همسر است. آنها با عبور از این شرایط سخت به همراه یکدیگر متوجه می شوند که بیشتر از همیشه یکدیگر را دوست دارند. بی وفایی را به عنوان محرکی اصلاح کننده ببینید که در نهایت موجب می شود زوج ها در مورد نیازهای مهم شان کار کنند. وقتی شروع به کار کردن در مورد این نیازها کنید، زندگی مشترک تان همان می شود که همیشه خواهانش بوده اید از طریق ارتباط کلامی شما می توانید اولین گامهای اصلاح رابطه تخریب شده تان را بردارید. توجه داشته باشید که ارتباط کلامی ویژگی اختصاصی انسانهاست. زوجین در قالب کلام، نگرشهای خود را درباره خویشتن، مخاطب خود، مسائل کلی و مسائل مشترک به یکدیگر انتقال می دهند. با توجه به اهمیت این مساله در یادداشتهای آتی به شما آموزش داده خواهد شد که چگونه از این طریق، رابطه زناشویی تان را بهبود بخشید.

نکته آخر و بسیار مهم این است که اگر شما جز آن دسته از زنانی هستید که مورد بی وفایی قرار گرفته اید انجام اقدامات پیشنهاد شده را به شما توصیه می کنیم از طرف دیگر مراجعه نزد مشاور خانواده به همراه همسرتان را اکیدا توصیه می کنیم. گاهی اوقات برخی مطالب از دید افراد نادیده گرفته می شود و تنها چشمان تیز بین یک متخصص است که می تواند مشکلات اصلی را شناخته و اصلاح نماید.
ideallife.ir

۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

نگاهی به پدیده خیانت در زندگی زناشویی و دلایل آن


شاید فقط آنانی كه خیانت همسر را لمس كرده‌اند بدانند كه آمدن یك رقیب به زندگی زناشویی چه طعمی دارد.

یك قلب برای چند نفر
روبه‌روی قاضی ایستاده است؛ قاطع و مصمم. وقتی یادش می‌آید كه چطور بعد از 10 سال زندگی، مرد خانه‌اش او را از یاد برد و با كسی دیگر پیمان عشق بست سیل اشك امانش نمی‌دهد و بغض ول‌كُنش نمی‌شود. شب‌های اول كمی دیر به خانه می‌آمد، هر شب نیم ساعت دیرتر از شب قبل اما وقتی او مثل همیشه اعتراض نكرد، دیر آمدن‌ها بیشتر شد، آنقدر بیشتر كه روز هم نمی‌آمد. دلش نمی‌خواست هیچ فكر بدی بكند، ولی مجبور بود به ندای باطنش جواب دهد؛ او بوی یك رقیب را خوب حس می‌كرد.

آن روز صبح زود كه سایه به سایه شوهرش از خانه بیرون آمد و چند كوچه تنگ و پیچ‌درپیچ را بی‌صدا دوید، آن روز كه در گرگ و میش صبح پشت سر مرد زندگی‌اش روبه‌روی یك خانه ایستاد و صدای نازك یك زن را شنید، آن ثانیه‌های تلخی كه با چشم‌هایش مرد مورد علاقه‌اش را بدرقه كرد و گریه امانش نداد هرگز از یادش نمی‌رود. او از همسرش هیچ چیز نمی‌خواست، مگر یك قلب مهربان كه سند شش دانگ منگوله‌دارش فقط به اسم او باشد. اما او این را از او دریغ كرد و حالا زن مقابل قاضی ایستاده است و تنها یك چیز می‌خواهد: «طلاق.»

شاید فقط آنانی كه خیانت همسر را لمس كرده‌اند بدانند كه آمدن یك رقیب به زندگی زناشویی چه طعمی دارد.

وقتی دو نفر پیمان عشق می‌بندند و قسم می‌خورند كه روحشان یكی شود ولی در میانه راه یكی پیمان فراموش می‌كند و با پشت پا زدن به همه قول و قرارها راهش را از همسرش جدا می‌كند، طوفانی عاطفی شروع می‌شود كه نتیجه‌اش جز فروپاشی بنیان زندگی نیست.

بی‌وفایی، زن و مرد نمی‌شناسد و آن كس كه بی‌اعتقادتر به محبت است در بی‌وفایی پیشی می‌گیرد و قلبش را كه قرار بود فقط برای یك نفر باشد به همه مشتریان عرضه می‌كند.

اگر همسر خیانتكار، موذیانه رفتار كند و طرف مقابلش نیز به خاطر اعتماد زیاد از خیانتش بویی نبرد، تا مدت‌ها می‌توان رابطه خائنانه را ادامه داد ولی اگر در میانه راه دست‌ها رو شود، اتفاقاتی گاه سخت‌تر از تقاضای طلاق و از هم‌پاشیده شدن خانواده رخ می‌دهد یعنی همان اتفاقاتی كه در زندگی علی‌اكبر، شیرین و روح‌الله افتاد.

اسفندماه چند سال پیش یكی از اهالی محله پیشاهنگی كرج با مركز فوریت‌های پلیس تماس گرفت و از كشف جسد مردی جوان مقابل منزل همسایه‌اش خبر داد. كارآگاهان كه بلافاصله در صحنه حاضر شده بودند و احتمال می‌دادند خانواده صاحبخانه با مقتول آشنایی داشته باشند، به تحقیق از آنها پرداختند كه معلوم شد مرد صاحبخانه به طرز مرموزی ناپدید شده و همسر و فرزند وی در خانه تنها هستند.

كارآگاهان به زن مشكوك بودند. برای همین از او بازجویی كردند تا سرانجام بگوید كه چطور از چندی قبل با امیر آشنا شده و شوهرش علی‌اكبر نیز از ماجرا خبردار شده است. به دنبال این اعترافات جستجو برای یافتن علی‌اكبر نیز آغاز شد تا پس از دستگیری توسط پلیس او هم توضیح دهد كه چطور وقتی متوجه ارتباط پنهانی همسرش با مقتول شده، عنان از كف داده و با ضربه‌های چاقو او را از پای درآورده است.

روح‌الله اما شوهری بود كه در ماجرای خیانت همسرش به دست ابراهیم رقیب عشقی‌اش كشته شد. ماموران با بررسی این پرونده قتل متوجه شدند كه شب حادثه پس از این‌كه روح‌الله به محل كارش رفت زن، ابراهیم را به خانه‌اش دعوت كرد اما ناگهان شوهر وارد خانه شد و ابراهیم خود را مخفی كرد. وقتی مقتول برای استراحت به اتاق رفت، ابراهیم نه‌تنها خانه را ترك نكرد، بلكه در زیرپله مخفی شد و به همراه فاطمه قلیان كشید تا این‌كه روح‌الله حضور مرد غریبه را فهمید و با او درگیر شد.

اما ابراهیم و فاطمه مقابل او ایستادند و با وارد كردن ضربات گوشتكوب و چاقو و فشار برگردن مقتول او را به قتل رساندند و جسدش را در پارك به آتش كشیدند.

خلا عاطفی و سایه سنگین سوم شخص
البته شاید پرونده تمام خیانت‌ها در زندگی مشترك به قتل منتهی نشود ولی بی‌گمان در تمامی آنها اتفاقات تلخی می‌افتد كه عشق را به نفرت و گرمی محبت را به سردی انتقام تبدیل می‌كند.
دكتر مجید ابهری، آسیب‌شناس اجتماعی و متخصص علوم رفتاری در این‌باره به جام‌جم می‌گوید: بروز خیانت در زندگی زناشویی هیچ مشابهتی با این فرآیند در روابط اجتماعی ندارد. در روابط اجتماعی به خاطر پایین آمدن سطح اعتماد ممكن است حوادثی روی دهد كه منجر به این ناهنجاری شود به طوری كه داد و ستد، روابط دوستی، روابط شغلی و... از جمله روابطی هستند كه در معرض خیانت قرار می‌گیرند. اما در روابط زناشویی مصادیق بارز خیانت از یك نگاه شروع می‌شود و ممكن است هر زوج خیانت را به نوعی از رفتار ربط بدهند.

او توضیح می‌دهد: حرف زدن بسیار صمیمانه با یك زن یا مرد بیگانه، گرم گرفتن یا درخواست برای موضوع یا موردی از سوی زن یا شوهر می‌‌تواند در این بحث بگنجد، اما به طور كلی در فرهنگ اخلاقی و اجتماعی ما خیانت در روابط زناشویی یعنی خروج از چارچوب‌های اخلاقی و موازین ارزشی به نحوی كه فرد مرتكب چه زن و چه مرد هم از نظر عقیدتی مرتكب تخلف شده و هم از نظر عاطفی ممكن است دیگر قابل اعتماد نباشد.

ابهری با واكاوی ریشه خیانت در زندگی مشترك می‌گوید:
در ریشه‌یابی بروز این مشكل می‌‌توان گفت كمبودهای زندگی زناشویی احتمال بروز آن را بیشتر می‌كند یعنی چه از نظر روابط جنسی و چه از نظر ارتباطات عاطفی كلامی وقتی زن یا شوهر احساس خلا می‌كند و باور دارد كه همسرش نمی‌تواند آن خلا را پر كند، به بیراهه كشیده می‌شود.

در این میان نقش شخص ثالث از نظر وسوسه و پافشاری در برقراری ارتباط نباید از نظر دور داشته شود، چون مرد یا زن درست در زمانی كه به دنبال محبت می‌گردند، كسی سر راه سبز می‌شود و درست از همان نقطه ضعف شروع می‌كند. بنابراین دسیسه‌های شیطانی او به ثمر می‌نشیند و رابطه برقرار می‌شود.

این آسیب‌شناس ادامه می‌دهد: از نگاه آسیب‌شناسی رفتاری، زن و شوهر اولین كسانی هستند كه متوجه انحراف و خیانت زوج می‌شوند، ولی در پاره‌ای از اوقات این پدیده ناخواسته وارد زندگی زناشویی می‌شود یعنی فرد اصلا باور نمی‌كند مرتكب چنین عملی شود و فقط به خاطر احساس وابستگی به برقراری ارتباط، آن رابطه را ادامه می‌دهد.

وفاداری ارزشی است كه می‌تواند مانع خیانت شود اما این ارزش در جامعه ما كمتر مورد توجه قرار گرفته است اما زشت‌ترین حالت خیانت وقتی است كه فرد سوم با قصد گسستن روابط عاطفی زوجین وارد عمل می‌شود و حتی برای از میان برداشتن مانع وجود زن یا شوهر با همدستی همسر خیانتكار دست به خون نیز آلوده می‌كند. درواقع در این شرایط بحث رقابت نیست، بلكه موضوع خیانت و از میان برداشتن یك انسان است.

این متخصص علوم رفتاری این گونه خیانت‌ها را ناشی از هوس‌های شیطانی می‌داند و می‌گوید:
در مقابل این عده زن‌ها و مردهایی هستند كه به هیچ عنوان و در هیچ شرایطی حتی به اندازه یك نگاه حاضر به وارد كردن لطمه به روابط خود نیستند و با وجود همه كمبودها و مشكلات پاكدامنی و صداقت خود را حفظ می‌كنند و در نهایت از راه‌های قانونی و شرعی به رابطه خود خاتمه می‌دهند و پس از آن به فكر تشكیل زندگی دیگری می‌افتند.

او روی آوردن افراد به خیانت به همسر را ناشی از عوامل متعددی می‌داند و توضیح می‌دهد: اصل خیانت در روابط عاطفی و رفتاری به تربیت اول خانواده، باورها، آداب، رسوم و فرهنگ خانوادگی، شرایط گذران دوران قبل از ازدواج و درجه خلوص و ایمان برمی‌گردد یعنی وقتی دختر یا پسری در خانواده خود خیانت والدین را تجربه می‌كند و آن را در روابط دوستی پیش از ازدواج هم آزمایش می‌كند، ممكن است در زندگی مشترك نیز به همان راه كشیده شود.

واكسن ضدخیانت
این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: با توجه به مطالعات انجام شده در مورد مردان و زنانی كه در زندگی زناشویی مرتكب این‌گونه خطاها می‌شوند، درجه ایمان و باورهای عقیدتی به عنوان واكسن ضدخیانت به عنوان اولین عامل شناخته می‌شود به طوری كه اگر این باورها در فرد كمرنگ باشد، میزان تسلطش بر زندگی و كنترل روابطش در بیرون از خانه ضعیف می‌شود.
ابهری به برخی از توجیهات رایج نظیر این‌كه همسرم نامرتب و سهل‌انگار بود اشاره می‌كند و می‌گوید: برخی از گفته‌های همسرانی كه به خیانت روی آورده‌اند درست است، یعنی نماد رفتاری بعضی از زوجین در خانه می‌تواند منجر به پایه‌ریزی انحرافات رفتاری شود. مثلا مردی كه با ظاهری نامرتب و بدون توجه به سلیقه و علاقه همسرش هر چه خود می‌خواهد انجام می‌دهد یا بانوانی كه در خانه وضعی نامرتب و آشفته دارند روابط عاطفی‌شان دچار تزلزل شود.

البته نباید فراموش كرد كه در پاره‌ای از اوقات بعضی از همسران خیانت را به عنوان ابزار انتقام انتخاب می‌كنند یعنی وقتی متوجه انحراف رفتاری همسر خود می‌شوند با این‌كه قصد این كار را ندارند، براساس تصمیمات شتاب‌زده و غیرمنطقی و با هدف انتقام‌گیری مرتكب خیانت می‌شوند.

بی‌توجهی به وفاداری
دكتر علی انتظاری، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، این موضوع را از زاویه دیگری بررسی می‌كند. او به «جام‌جم» می‌گوید: ارزشی كه می‌تواند مانع خیانت شود، وفاداری است. یعنی افراد باید باور داشته باشند پیمانی بسته‌اند و نباید از آن تخطی كنند. اما این ارزش در جامعه ما كمتر مورد توجه قرار گرفته است و كسی روی آن تاكید ندارد، درواقع در جامعه ما به خاطر تفكیك نشدن فرهنگ و شرع، این ذهنیت در مردان ایجاد شده كه ازدواج موقت یا مجدد یك امكان شرعی است، یعنی آنها فكر می‌كنند شرع فرصتی را برای خیانت مهیا كرده و آن را تایید می‌كند. این درست مثل این است كه قانون به ما اجازه بدهد تا انتهای یك جاده برویم، ولی آیا واقعا لزومی دارد كه همه افراد تا آخر جاده بروند؟

او با بیان این مقدمه عوامل دخیل در بروز خیانت را برمی‌شمرد و می‌گوید: تداخل مرزهای فرهنگ و شرع از علل اصلی خیانت مردان است، ولی تلافی كردن یا وجود توهم خیانت از مهمترین دلایل خیانت زنان محسوب می‌شود. این در حالی است كه خیانت زن می‌تواند از انجام ندادن وظیفه مردان ناشی شود. مثلا مردی كه به خاطر فشار اقتصادی بیشتر به كسب درآمد توجه دارد و محبت كردن به همسر و تامین نیازهای عاطفی او را از یاد می‌برد، باعث ایجاد خلا در خانواده می‌شود كه می‌تواند زمینه بروز خیانت را فراهم كند.

انتظاری در ادامه به بروز خیانت تحت تاثیر جهانی شدن اشاره می‌كند و توضیح می‌دهد: جهانی شدن در واقع به معنی غربی‌شدن است و فرهنگ غرب، لذت‌گرایی، ظاهرگرایی و زندگی دنیوی را ترویج می‌كند.

پس در چنین جامعه‌ای افراد لذت‌های مادی را بر لذت‌های معنوی ترجیح می‌دهند. همان طور كه می‌بینیم زنان و مردان ما همواره تلاش می‌كنند تا با شیوه‌های مختلف خود را زیبا كنند. این در حالی است كه گرایش‌های التذاذی به جای گرایش‌های معنوی روحانی در مردان، مزید بر علت شده و وفاداری را كمرنگ می‌كند و فرد را به جایی می‌رساند كه براحتی تن به ارتباط با افرادی غیر از همسرش بدهد.

این استاد دانشگاه، تاخیر در سن ازدواج و مایل نبودن به ازدواج و علاقه به داشتن روابط آزادانه را از جمله عوامل زمینه‌ساز خیانت می‌داند و می‌گوید: این‌كه برای افراد امكان ازدواج به موقع نباشد و ترس از نتیجه ازدواج هم وجود داشته باشد، باعث می‌شود فرد به ایجاد در رابطه با دیگران بپردازد و در عین حال امكان برقراری ارتباط برای افرادی كه یك‌بار ازدواج كرده‌اند نیز فراهم شود. در این میان برخی دوست ندارند زیر بار مسوولیت زندگی مشترك بروند پس سعی می‌كنند خودشان را در اختیار كسانی كه وضعیت مالی مناسبی دارند قرار دهند كه این افراد هم كسانی نیستند جز افراد متاهلی كه صاحب زن و فرزندند.

سلام محبت، خداحافظ خیانت
این جامعه‌شناس البته در كنار تمام این عوامل به نقش محبت در زندگی زناشویی تاكید ویژه‌ای دارد و می‌گوید: بعضی از افراد از سردی روابط با همسرشان ناراحتند به همین سبب احساس تعهد نسبت به او نمی‌كنند. بویژه در مردان اگر چه آنها افرادی تنوع‌طلب هستند، اما هرگز نمی‌خواهند زندگی‌شان صدمه ببیند. پس اگر زن بتواند حس تعلق و تعهد به خانواده و این‌كه مرد، زن و بچه‌هایش را دوست داشته باشد را تقویت كند به واسطه تقویت روابط عاطفی احتمال بروز خیانت كم می‌شود.
jamejamonline.ir


چگونگی فکرمردان در مورد ازدواج، همسرو روابط زناشویی


سوال: شما می‌گویید مردان نیز به اندازۀ زنان مایلند در مورد ارتباط زناشوییشان صریح و بدون خجالت و رودربایستی حرف بزنند، اما روش آنها متفاوت است. این حالت چگونه می‌تواند تغییر یابد و این تضادها به چه دلیل است؟

نیل چتیک، نویسندۀ مقالۀ تحقیقی "صدای مردان" توضیح می‌دهد که، مردان واقعا در مورد ازدواجشان، همسرشان ، روابط زناشویی و وفاداری چگونه فکر می‌کنند

سوال : از نظر یک مرد ازدواج یک انتقال و یک گذرگاه بزرگ در زندگی است، هم از نظر ذهنی و هم از نظر رفتاری. تفاوت رفتاری یک مرد مجرد با یک مرد متاهل چیست؟

شک نکنید که ازدواج هر مردی را عوض می‌کند. در غالب موارد، مردی که به تازگی ازدواج کرده مسئولانه‌تر از دوران تجرد رفتار خواهد کرد. به این ترتیب که به کار خود بیشتر اهمیت می‌دهد و برای ارتباطات خود و تاثیرگذاری خود بر دیگران اهمیت بیشتری قائل خواهد شد و در موارد معدودی نیز عصبی و بی طاقت می‌شوند، به طرق مختلف از کوره در می‌روند و مایل هستند اقتدار خود را ثابت کنند. طبق تحقیقات مختلفی که انجام داده ام می‌توانم بگویم بیشتر مردان با وجود آنکه در دوران تاهل محتاطانه تر تصمیم گیری می‌کنند، اما غالبا" در سالهای اول دوران تاهل شاد و با نشاط هستند

سوال : تفاوت عمدۀ مردان با زنان در اظهار عشق و نشان دادن عواطف و دلبستگی‌هایشان چیست؟

از نظر من دو تفاوت عمده مطرح است
اول آنکه زنها معمولا" محبت خود را با کلام نشان می‌دهند در حالیکه مردان ترجیح می‌دهند با رفتاربه همسرشان اظهار علاقه کنند. شوهران می‌گویند که آنها با انجام کارهایی مثل تحویل گرفتن لباسها از لباسشویی، شستن و بنزین زدن به ماشین همسرشان ، تمیز کردن و آب دادن حیاط و باغچه‌ها ، ساعتها کار کردن در بیرون از خانه که کاری است سخت و طاقت فرسا و پیشقدم شدن برای روابط زناشویی در حقیقت عشق خود را به همسرشان نشان می‌دهند. برای بسیاری از مردان گفتن جملۀ "دوستت دارم" واقعاً سخت است به همین دلیل با رفتارشان عشق خود را نشان می‌دهند

دوم آنکه زنان دوست دارند شوهرشان روبرویشان باشد در حالیکه مردان دوست دارند همسرشان در کنارشان باشد. قدم زدن در کنار هم، تماشای فوتبال در کنار همسر، سر میز غذا در کنار هم نشستن و رانندگی در جاده در شرایطی که همسرشان کنار دستشان روی صندلی جلو نشسته باشد همگی لحظات رویایی و مطلوب مردانی است که از حضور همسرشان در کنار خود لذت می‌برند. مردان از به اشتراک گذاشتن فضا و شرایط با همسر خود بیشتر لذت می‌برند تا به اشتراک گذاشتن احساسات

سوال: مردان وقتی میل و انگیزۀ روابط زناشویی بوجود می‌آید معمولا"ً آن را به تعویق می‌اندازند. چه ارتباطی میان روابط زناشویی با احساس مردان وجود دارد؟

واقعیت این است که از هر 5 مورد ازدواج، در 4 مورد مردان خواهان ارتباط بیشتر هستند. یکی از دلایل این مسئله دلیل بیولوژیکی و ماهیت مردانۀ آنهاست. ترشح تستوسترون با میل به ارتباط زناشویی است و در بدن مردان تستوسترون بیشتر از زنان ترشح می‌شود. اما طبق تحقیق دلیل اصلی این امر آن است که تقریباً همۀ مردان روابط زناشویی را مهمترین پدیدۀ ازدواج می‌دانند. آنها در زندگی زناشویی به روابط زناشویی بهای زیادی می‌دهند. اما در عین حال وقتی حالت میل به رابطه بوجود می‌آید اکثر مردان دوست دارند به این میل بی اعتنایی کنند، بیشتر برای آن برنامه ریزی کنند و با فکر کردن در مورد آن وقت بگذرانند و اگر خیلی ضروری نبود از آن بگذرند

سوال: شما می‌گویید مردان نیز به اندازۀ زنان مایلند در مورد ارتباط زناشوییشان صریح و بدون خجالت و رودربایستی حرف بزنند، اما روش آنها متفاوت است. این حالت چگونه می‌تواند تغییر یابد و این تضادها به چه دلیل است؟

اگر می‌خواهید شوهرتان در مورد روابط زناشوییتان صحبت کند هرگز چنین سوالاتی را آغاز نکنید، " تو چه احساسی داری؟" یا " حالتهایت را برای من بگو". بلکه بهتر است بگویید: " چی فکر می‌کنی؟" یا " چکار کردی؟" ، به این ترتیب مردها یکراست می‌روند سراغ احساساتشان و در مورد آن حرف خواهند زد اما با واژه‌ها ، زبان و روش خودشان. حقیقت این است که زبان احساسات اکثر مردان، زبان شیوا و روانی نیست
همچنین مردان همیشه از اینکه پس زده شوند هراسانند و به قضاوت منفی طرف مقابلشان فکر می‌کنند

سوال : " به چی فکر می‌کردی؟" سوالی است که در اکثر روابط زناشویی همسران از هم می‌پرسند. متداولترین سوء تفاهمات زنانه در مورد شوهرشان و اینکه او به چه چیزی و به چه کسی فکر می‌کند چیست؟

اکثر مردانی که با آنها مصاحبه می‌کردم معترضانه می‌گفتند، این زنها تا دم مرگ از ما می‌خواهند در مورد همه چیز با آنها حرف بزنیم. بعضی مردان می‌گویند بهتر است همیشه با همه چیز موافقت کنند و اصلا" مخالفتی در کار نباشد تا بحثی در نگیرد. آنها تفاوتها را پذیرفته اند. من فکر می‌کنم زنها معتقدند مردان از مشکلات فرار می‌کنند یا از حرف زدن می‌ترسند. اما مردان می‌گویند در روابط زناشویی یک سری از مشکلات هرگز حل نخواهند شد و این تفاوت‌های ماهوی زنانه و مردانه را پذیرفته اند؛ به همین دلیل به امتیازات و نکات مثبت زندگی اشان فکر می‌کنند و ترجیح می‌دهند پیرامون تفاوتها، اختلاف نظرات و اختلاف سلیقه‌ها اصلا" حرف نزنند .

**چشم باز ، ذهن باز**

سوال : زنان چگونه می‌توانند مفهوم حرکات و رفتارهای مردان را دقیقا" بفهمند؟

این موضوع را به خاطر بسپارید که رفتار اکثر مردان حکم کلام را دارد. به جای آنکه صبر کنید تا همسرتان به شما بگوید "دوستت دارم" یا " چقدر زیبا شده ای" ، به دنبال علائمی بگردید که در رفتار اوست و به معنای عشق ورزی و اظهار علاقه است. به کارهای کوچکی که به منظور اظهار عشق برای شما انجام می‌دهد توجه کنید؛ به او بگویید که کارهایی را که برای شما انجام می‌دهد تا بدانید که دوستتان دارد را درک می‌کنید
همچنین به خاطر داشته باشید که پیشقدم شدن برای روابط زناشویی یکی از راههای اظهار علاقۀ مردان به همسرشان است. البته این تنها راه ابراز علاقه نیست ولی زنان نباید همۀ روابط زناشویی را نتیجۀ خودخواهی شوهرشان بدانند. پیشقدم شدن برای روابط زناشویی مرد را آسیب پذیر می‌کند، چون همیشه نگران است که مبادا همسرش تمایل نشان ندهد یا لذت نبرد. در چنین شرایطی کافی است ابتدا شما تنها با یکی دو حرکت ساده میل و اشتیاق خود را به رابطه با او نشان دهید

سوال : با توجه به آنکه ارتباطات عاطفی مردان کاملا" متفاوت از زنان است ، موثرترین و بهترین راه ابراز علاقۀ یک زن به شوهرش چیست؟

برای اکثر مردان ابراز احساسات بی پردۀ همسرانشان بسیار شیرین و لذت بخش است. آنها ابراز عشق فیزیکی و کلامی همسرشان را خیلی دوست دارند. فقط فراموش نکنید که توقع نداشته باشید او هم مثل شما رفتار کند. با توجه به این تفاوتهای ماهیتی مردانه و زنانه ، هیچ روش خاصی برای اظهار علاقۀ زنان توصیه نمی‌شود. زنها می‌توانند هر طور که راحتند و به هر شکلی که می‌توانند _ از طریق کلام، در آغوش کشیدن، غذای خوشمزه درست کردن یا هر روش دیگری _ عشق خود را به همسرشان نشان دهند

سوال : شما گفتید هر ازدواج 4 مرحله دارد : ماه عسل، خانواده، خلاء ، بلوغ زندگی. تفاوت عمده و مهم رفتار زنان و مردان در هر یک از این مراحل چیست و برای آنکه زنان بتوانند همیشه مردان را مشتاق و علاقمند مثل مرحلۀ اول نگه دارند چه توصیه ای دارید؟

قبل از هر چیز باید بگویم، مطمئن باشید اکثر مردان در هر 4 مرحلۀ زندگی مشتاق و علاقمند به زندگی هستند. در تحقیق ، به این نتیجه رسیدم که در همۀ مراحل ازدواج، بیش از نیمی از مردان از زندگی مشترک و بودن در کنار همسرشان راضی هستند
وقتی مردان ناراضی باشند، در همۀ مراحل ازدواج ناراضی خواهند بود و این نارضایتی را با کناره گیری از همسر (هم جسمی و هم احساسی) و گاه با سعی در برقراری ارتباطات نامشروع در خارج از خانه نشان می‌دهند. بهترین راه برای مقابله با این مشکل این است که از مرد بخواهید صادقانه و شفاف ناراحتی خود را ابراز کند _ به هر روشی که مایل است _ و مشکل خود را مطرح کند. اگر کار به جایی رسید که دیگر نمی‌توانستید دور شدن او از خودتان را تحمل کنید، آنگاه از او بخواهید که باهم نزد مشاور بروید

سوال : توصیۀ شما برای زنانی که می‌خواهند شوهرشان را خوشحال و متعهد نگه دارند و او را از ازدواجی که کرده است راضی نگه دارند چیست؟

به نظر من زن وظیفه ندارد شوهرش را متعهد و شاد نگه دارد ولی باور دارم که مرد‌ها مایلند همسرشان با آنها رفاقت و دوستی کند، کسی که بتوانند روی او حساب کنند کسی که بتوانند به او اطمینان کنند؛ به قول یکی از مردانی که با او مصاحبه می‌کردم، کسی که هوای آنها را داشته باشد و پشتیبان آنها باشد. همچنین آنها کسی را می‌خواهند که با آنها مشارکت و همراهی کند؛ در جستجوی راهی باشد که از وجود هم بیشتر لذت ببرند و روابط خود را با شوهرانتان بر اساس خصائل نیکو، همراهی، درک متقابل، عشق ورزی و محبت بنا نهید
.mihandownload.com


نکاتی مهم درباره بهداشت فردی همسران زیر یك سقف!


در این مطلب قصد داریم به عادت‌های غلط و بی‌توجهی به بهداشت فردی بپردازیم و به شما بگوییم كه برای همسرتان مهم است كه بهداشت را رعایت كنید.

بهداشت فردی زیر یك سقف
دلایل جذابیت‌های انسان‌ها متفاوت است. بعضی‌ها به خاطر ظاهر خوبشان جذابند، بعضی به خاطر اخلاق خوششان و دلایل مختلف دیگر. اما برای این‌كه برای هم جذاب و دوست‌داشتنی باشیم یكی از مسائل مهم تمیز بودن و مرتب بودن است. حتما بارها دیده‌اید چهره‌های زیبایی را كه به خاطر دندان‌های نامرتب و كثیف زشت به نظر می‌آیند و انسان‌هایی كه بهداشت فردی خود را رعایت نمی‌كنند و فكر می‌كنند كسی متوجه این امر نیست. در حالی كه اطرافیان سعی می‌كنند از او دور شوند.

در زندگی زناشویی، هم زن و هم مرد در تلاش است كه برای همسرش دوست‌داشتنی بماند و جذابیتش روز به روز بیشتر شود. بسیاری از زن‌ها و مردها شكایتشان از همسر خود رعایت نكردن بهداشت فردی است و این امر زندگی زناشویی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

رعایت نكردن بهداشت می‌تواند به دلیل عوامل مختلفی مثل یادگیری عادت‌های غلط در كودكی و عدم آموزش والدین باشد و گاهی نیز نشانه اعتراض به موضوع خاصی باشد.

در این مطلب قصد داریم به عادت‌های غلط و بی‌توجهی به بهداشت فردی بپردازیم و به شما بگوییم كه برای همسرتان مهم است كه بهداشت را رعایت كنید.

مظاهر بهداشت فردی
باید بدانید كه بهداشت فردی به معنی تمیز و مرتب نگه داشتن بدن و محیط زندگی است.
یكی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین قسمت‌های صورت دهان است. رعایت بهداشت دهان و دندان می‌تواند زیبایی شما را دوچندان كند. مسواك زدن یكی از ساده‌ترین اقداماتی است كه باید برای تمیزی و خوشبوبودن دهانتان انجام دهید. چكاپ حداقل هر 6 ماه یكبار برای سالم بودن دندان‌هایتان و نیز رفع بیماری‌های دهان و دندان در رعایت بهداشت دهان شما ضروری است. گاهی افراد به دلایل مختلف از قبیل ترسیدن از دندانپزشكی یا زیاد بودن هزینه دندانپزشكی و... به بهداشت دهان خود اهمیت نمی‌دهند و مشكلات آن را جدی نمی‌گیرند تا به بیماری بزرگ‌تری تبدیل می‌شود كه هم هزینه مالی و هم هزینه جسمی بیشتری را متحمل می‌شوند و روی سلامتی قسمت‌های دیگر بدن نیز تاثیر منفی می‌گذارد. از طرفی وقتی شما دهان بیماری داشته باشید همسرتان حتی از حرف زدن با شما نیز لذت نخواهد برد.

حمام كردن و بهداشت بدن از مسائلی است كه گاهی افراد از آن فقط برای بیرون رفتن از خانه استفاده می‌كنند. بدنی تمیز و خوشبو از ابتدایی‌ترین وظایف شما در زندگی زناشویی است. اگر از آن دسته از افراد هستید كه بدنتان تعریق زیادی می‌كند حتما زود به زود حمام بروید و از خوشبوكننده‌های بدن ضد عرق استفاده كنید.

به ظاهر خود برسید. بسیاری از جدایی‌ها در زندگی مشترك از آنجایی شروع شده است كه زوجین دیگر به هم اهمیت نداده و كم‌كم جذابیتشان را برای هم از دست داده‌اند. اگر شما سعی كنید كه همیشه در برابر همسرتان آراسته باشید همیشه نیز جذاب خواهید بود.

به موی خود نیز برسید و اگر سرتان شوره دارد برای درمان آن به پزشك مراجعه كنید. آرایش موها و لباستان را طوری انتخاب كنید كه به شما بیاید و زیباترتان كند و در انتخاب آنها از همسرتان نیز نظر بخواهید.

بهداشت دست و پای خود را نیز رعایت كنید. هم زنان و هم مردان دوست دارند كه همسرشان دستان و پاهای تمیز و لطیفی داشته باشد. درست است كه خانم‌ها پوست لطیف‌تری دارند، اما این دلیل نمی‌شود كه مردان پوستی سخت و خشن پیدا كنند. گاهی نیز به دلیل داشتن بعضی شغل‌ها ممكن است برخی جاهای دست و پا به اصطلاح پینه ببندد، اما در كل می‌توان با استفاده از سنگ پا برای از بین بردن زبری كف پا و استفاده از مرطوب‌كننده‌ها برای داشتن دستی لطیف و البته رعایت بهداشت ناخن‌ها از دستان و پاهایی زیبا و سالم برخوردار شد. حواستان به بوی پای خود نیز باشد و حتما آن را از بین ببرید و هیچ‌گاه با پاهایی كه بو می‌دهند در خانه قدم نزنید.

بهداشت محیطی كه در آن زندگی می‌كنید نیز مهم است و می‌توان آن را تا حدی جزو بهداشت فردی به حساب آورد. اما یادتان باشد كه هم زن و هم مرد در زندگی مشترك نسبت به بهداشت محیط زندگی خود مسوولند و باید با كمك هم و اصلاح عادات غلط محیط زندگی خود را تمیز و سالم نگه دارند و كارهای خانه را روی دوش یك نفر نیندازند.

عادات ناپسند غیربهداشتی
گاهی بعضی افراد به دلیل عدم آموزش در خانواده عادات غلطی را با خود به زندگی مشتركشان می‌آورند و همسرشان از این عادات ناراحت می‌شود و گاهی نیز باعث بروز مشكلات در زندگی زناشویی آنها می‌شود.

برخی از این عادت‌ها از این قبیل‌اند:
سرفه و عطسه: هرگاه سرفه یا عطسه می‌كنید جلوی دهان خود را بگیرید و سعی كنید كه صداهای ناهنجار و غیرمتعارفی نداشته باشید. درست است كه عطسه و سرفه یك امر تقریبا غیرارادی است اما تا حدی می‌توان آن را كنترل و مهار كرد.

گوش و حلق و بینی: تمیز كردن بینی و گوش و خالی كردن گلو عملی است كه معمولا برای افرادی كه شاهد این اعمال هستند مشمئزكننده است. همسر شما هم اگرچه عاشق شماست اما دوست ندارد كه این اعمال را در حضور او و بدون هیچ ملاحظه‌ای انجام دهید. حمام و دستشویی جایی است كه شما می‌توانید یك آزادی نسبی در مورد این اعمال داشته باشید و برای كسی مزاحمت ایجاد نكنید.

تمیز نیستم، چون اعتراض دارم
گاهی افراد در مقاطعی نسبت به نظافت و بهداشت خود بی‌توجه می‌شوند، در حالی كه همیشه این‌طور نیستند. این افراد معمولا از عدم رعایت بهداشت برای نشان دادن اعتراض‌شان استفاده می‌كنند كه البته معمولا به صورت ناخودآگاه است. درست است كه این اتفاق ممكن است برای اكثر ما بیفتد و مثلا یك روز یا چند ساعت حوصله رسیدگی به خود را نداشته باشیم یا به علت مریضی‌های جسمی شرایط رسیدن به ظاهر و بهداشت خود را نداشته باشیم اما گاهی افراد به شكل بیمارگونه دچار این وضعیت می‌شوند كه می‌تواند دلایل مختلف روحی داشته باشد.

یكی از این دلایل می‌تواند افسردگی باشد. وقتی افراد از لحاظ روحی افسرده یا خسته باشند، اولین فردی كه به او بی‌اهمیت می‌شوند خودشان است.

دلیل دوم می‌تواند اعتراض به چیزی در زندگی باشد مثل مورد توجه نبودن و بی‌اهمیتی‌های همسر به او یا خستگی از كارهای خانه یا مشكلات كاری بیرون از خانه، ارضاكننده نبودن زندگی و بی‌هدف بودن و گاهی به خاطر این‌كه همسرش به خود نمی‌رسد او نیز مانند همسرش نسبت به خود بی‌اهمیت می‌شود و... .

بیماری‌های دیگر روحی نیز می‌تواند زمینه‌ساز این امر باشد و باعث شود كه فرد به خود رسیدگی نكرده و بهداشت فردی خود را رعایت نكند، برای همین امر اگر مشاهده كردید كه همسرتان به طور مقطعی یا یكباره نسبت به خود بی‌توجه شد و این مطلب ادامه پیدا كرد بدانید مشكل چیز دیگری است و در صورت لزوم از یك روان‌شناس كمك بخواهید تا راهنمایی‌تان كند.


بهداشت وسواس‌گونه
بعضی افراد از همسرانشان نه به دلیل این‌كه بهداشت را رعایت نمی‌كنند بلكه به خاطر این‌كه با رعایت افراطی بهداشت زندگی زناشویی‌شان را مختل كرده‌اند شكایت دارند.

افراط و تفریط در هر مساله‌ای می‌تواند مضر و برای افراد دردسرساز باشد. رعایت بهداشت نیز به صورت افراطی، هم برای خود فرد و هم برای افراد دیگر دردسرساز است. ممكن است افراد آنقدر در بهداشت افراط كنند كه دچار وسواس شوند و آن وقت زندگی با آنها بسیار سخت می‌شود و حتما باید تحت درمان قرار بگیرند. افرادی كه دچار وسواسند در معرض خطر ابتلا به اختلالات دیگر روحی نظیر افسردگی و بی‌اشتهایی و... می‌باشند. در نظر داشته باشید كه برای پیشگیری از بروز وسواس باید با هرگونه وسواس كوچك و غیرمتعارفی مقابله كرد تا این وسواس‌ها گسترش پیدا نكنند و رفته‌رفته بزرگ‌تر و عمیق‌تر نگردند.

رعایت بهداشت بدون افراط و تفریط و با اصلاح الگوهای غلط رفتاری می‌تواند سلامت و نشاط را برای شما به ارمغان بیاورد و در زندگی زناشویی به شما عمری طولانی‌تر برای در كنار هم زیستن و جذابیت بیشتر برای عشقی بیشتر هدیه دهد.
jamejamonline.ir


۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

چگونه رابطه زناشویی‌تان را به نقد بکشید؟


وقتی همسرتان از شما انتقاد می‎كند، واكنش خود را كنترل كنید، برای آن كه درجه‎ی اعتبار آن انتقاد را بسنجید، ابتدا ببینید كه آیا منظور او را به خوبی درك كرده‎اید و آیا پیام آن را تشخیص می‎دهید؟

چگونه انتقاد زناشویی را مطرح كنیم؟
قبل از آن كه چیزی به همسرتان بگویید كه بوی انتقاد داشته باشد، به سوالات اساسی زیر پاسخ دهید:
به چه دلیل انتقاد می‎كنم؟ اگر دلیل خوب و سازنده‎ای ندارید. پس چیزی نگویید.

آیا بهترین زمان و بهترین مكان این‎جاست؟ اگر نه، از خود بپرسید، چه وقت و در كجا می‎توانم این نكات را مطرح كنم كه روابط زناشویی ما را بهتر كند؟

هنگام انتقاد به یاد داشته باشید كه به جای تمركز بر آن چه كه در همسرتان نمی‎پسندید، بر رضایت خاطری كه به شما می‎بخشد تأكید كنید. به جای آن كه بگویید «دوست ندارم این طور با خشونت در آغوشم بگیری» بگویید «وقتی به آرامی نوازشم می‎كنی بیشتر لذت می‎برم» وقتی به جای مطرح كردن خواسته‎تان چیزی را مطرح می‎كنید كه از آن بدتان می‎آید، خود و همسرتان را مجبور می‎كنید كه به جای تمركز بر احساس و حالت‎های رفتاری، توجه خود را بر جزییات انجام آن متمركز كنید.

وقتی خواسته‎هایتان را مطرح می‎كنید، مواظب باشید لحن كلامتان آمرانه نباشد. وقتی آمرانه بگویید «مرا به آرامی نوازش كن» مفهوم ضمنی آن این است «در غیر این صورت نمی‎گذارم به من دست بزنی» و به همین ترتیب خواسته‎ی شما نباید زمینه‎ی تهدید ایجاد كند: «اگر بلد نیستی مطابق خواست من رفتار كنی فكر دیگری بكنم!»

سعی كنید از چیزی انتقاد نكنید كه همسرتان نمی‎تواند آن را تغییر دهد.

متاسفانه مطالبی كه كتاب‎‎ها و فیلم‎های خارجی به شكلی اغراق‎آمیز درباره‎ی روابط همسران عنوان می‎كنند، گاهی باعث می‎شود كه زن و مردها از همسران خود انتظارات غیر واقع بینانه‎ای داشته باشند. در زندگی واقعی به ندرت اشخاصی پیدا می‎شوند كه بتوانند ساعت‎ها بدون از دست دادن انرژی به فعالیت زناشویی بپردازند. در زندگی واقعی، غالب مردم تمایلی به تجربه‎ی روش‎های نامتعارف زناشویی ندارند. انتقاد از همسری كه قادر به برآوردن توقعات واهی شما نیست، فقط این تأثیر را خواهد داشت كه او را عصبی‎تر و خشمگین‎تر نموده و موجب شود كه كمتر دوستتان بدارد.

جمله‎های انتقادی خود را بیشتر با لغت «من» به جای «تو» و به صورت میل و‌آرزو به جای بدگویی و تهمت زدن بیان كنید.از انتقادهای گنگ و بی‎مسمی بپرهیزید. یك پزشك متخصص درمان مشكلات زناشویی می‎گوید «اخیراً دیده‎ام كه بسیاری از مراجعین من می‎گویند همسرشان آن‎ها را به خاطر كسالت بار بودن زندگی زناشویی‎شان ملامت می‎كند. اما نكته‎ی اصلی در این شكایت چیست؟ كسالت بار بودن می‎تواند طیف رنگارنگی از مسایل و مشكلات زناشویی را در بر بگیرد. آیا محیط رغبت‎انگیز نیست؟ زمان مناسبی انتخاب نشده؟ نوازش‎های عاشقانه سرسری گرفته شده؟ تنوعی در كار نیست؟ از همسر مورد انتقادتان، چه كاری ساخته است؟ انتقادی موثر است كه واقعی و صریح باشد.»

برای تبدیل انتقاد منفی به انتقاد مثبت از كلمات و عبارات دیگری استفاده كنید. میان اعتراض نسبت به انتظارات برآورده نشده شما از روابط زناشویی و این كه از روابط زناشویی چه انتظاری دارید، فاصله‎ی زیادی وجود دارد، و تنها پس از روشن شدن این مطلب است كه همسرتان امكان می‎یابد به خواسته‎ی مشخص و معقول شما جامه‎ی عمل بپوشاند.

از همه‎ی این‎ها گذشته، آیا منطقاً می‎توانید از همسرتان انتظار داشته باشید كه وقتی به رخش می‎كشید كه در امور زناشویی خشنودی شما را فراهم نمی‎كند، با احساس هم‎دردی به حرف‎هایتان گوش دهد؟ باید سعی كنید بر مواردی تمركز كنید كه برای خشنودی شما انجام می‎دهد، و سپس پیشنهادات سازنده‎ای برای بهبود روابط زناشویی خود مطرح كنید.

از مقایسه اجتناب كنید. كشنده‎ترین نوع انتقاد این است كه وجه امتیاز و مهارت‎های همسر فعلی‎تان را با همسر قبلی مقایسه كنید.

خود شما هم برای ایجاد رابطه‎ای بهتر و هیجان‎انگیزتر، مسوولیتی به عهده بگیرید و فقط از همسرتان انتظار نداشته باشید كه دست تنها اقدام كند. زنی می‎گفت «خودم می‎دانم اوقاتی هست كه نیاز به محرك اضافی دارم، بنابراین بخشی از كاری را كه در این زمینه باید انجام شود، خودم به عهده می‎گیرم، مثلاً لباس شوق‎انگیزی می‎پوشم، احساسات عاشقانه‎ام را با خیال‎پردازی درباره‎ی یك صحنه‎ی عشقی یا یك رمان پرهیجان برمی‎انگیزم. خلاصه سعی می‎كنم فضایی احساساتی ایجاد كنم كه در آن فضا بتواند تغییری صورت گیرد.

به همین ترتیب كمك كردن به همسری كه سعی می‎كند انتقاد شما را بپذیرد، موثرتر از آن است كه مثل ناظری خرده‎بین بنشینید و بپایید كه او چه طور می‎خواهد بر اساس انتقاد شما تغییر كند.

فراهم آوردن زمینه‎ی مناسب و ترغیب، به مراتب موثرتر از آن است كه عجولانه درباره‎ی موضوع مورد نظر برای همسرتان تبلیغ و سخنرانی كنید. در درازمدت، هر تغییر مثبتی در رفتار زناشویی به مشاركت متقابل هر دو طرف بستگی دارد.

یك راه موثر انتقاد، عملاً نشان دادن راه چاره در موقعیت مناسب است. اگر فكر می‎كنید كه به زبان آوردن مطلبی، باعث رنجش می‎شود، احتمال آزردن دارد، و یا مطرح كردن یك خواسته در شكل خاصی دشوار است، به این امكان فكر كنید كه شاید اگر با عمل خود و در موقعیت مناسبی به همسرتان نشان دهید كه راه چاره چیست،‌ بهتر از هر گفته‎ای موثر باشد.كلمات به ویژه هنگامی كه به لحن اعتراض گفته شود، به تثبیت رفتار مورد انتقاد منجر می‎شود و اعمال وقتی از روی محبت انجام شوند، به افزایش آگاهی از نیاز همسر و كمك به او برای ابراز واكنش مطلوب می‎انجامد.


چگونه انتقاد زناشویی را بپذیریم؟
وقتی همسرتان از شما انتقاد می‎كند، واكنش خود را كنترل كنید، برای آن كه درجه‎ی اعتبار آن انتقاد را بسنجید، ابتدا ببینید كه آیا منظور او را به خوبی درك كرده‎اید و آیا پیام آن را تشخیص می‎دهید؟ و به این منظور، همه‎ی ذكاوت و درك خود را به كار اندازید. از همسرتان بپرسید كه منظورش از گفتن آن حرف‎ها یا انجام آن كارها چه بوده است. هیچ وقت فرض نكنید كه منظور او را می‎دانید، در صورت لزوم، دریافت خود را از انتقاد مطرح شده تكرار كنید.

پیش از آن كه شتاب‎زده در مورد مفهوم انتقاد نتیجه‎گیری كنید، آن را تفسیر كنید، مقصود اصلی همسرتان از بیان انتقاد را با چنین جملاتی بپرسید: «در این مورد بیشتر برایم توضیح بده.» یا «می‎توانی موضوع را بیشتر باز كنی؟» یا «دلم می‎خواست می‎دانستم این انتقاد چه احساسی در تو ایجاد می‎كند.» اگر انتقاد حالت كلی دارد، مثل ـ «روابط زناشویی دارد كسل كننده می‎شود» ـ از او بخواهید كه بگوید از چه چیز مشخصی شكایت دارد، و پیشنهادش برای تغییر چیست؟

به همسرتان پیشنهاد كنید كه نیاز و خواسته‎هایش را به طور مشخص بیان كند، برای این كه انتقادی را به شكل سازنده بپذیرید، باید انگیزه‎ی همسرتان را از گفتن آن انتقاد بدانید. هر قدر هم كه رنجیده باشید و یا در آن لحظه حالت دفاع به خود گرفته باشید، فراموش نكنید كه باید هر چه زودتر علت انتقاد را پیدا كنید. باز هم باید سوالاتی مطرح كنید:
«آیا این حرف را برای این گفتی كه مرا ناراحت كنی؟ یا برای این كه خودت ناراحت بودی؟»
ـ «آیا انتقاد تو واكنشی بود به حرفی كه من زدم، یا كاری كه كردم باعث شد، ناراحت شوی و احساس سرخوردگی كنی؟»
ـ «آیا این انتقاد را مدت‎هاست در سرت می‎پرورانی؟ اگر این طور است چرا حالا آن را بروز دادی. چه اتفاقی افتاد كه سبب شد آن را بگویی؟»
ـ «فكر می‎كنی انجام چیزی كه از آن انتقاد می‎كنی، واقعاً در كنترل من است، و موردی است كه می‎توانم تغییرش دهم، چطور؟». سعی كنید، انتقاد كننده را به جست‎وجوی انگیزه‎های ناخودآگاه خویش ترغیب كنید.

ـ اعتماد، مهم‎ترین عامل در پذیرش یك انتقاد سازنده است. به عبارت دیگر اگر حرف همسرتان نسنجیده یا حتی غیر منصفانه هم باشد، باور داشته باشید كه او صمیمانه برای حفظ رابطه‎اش با شما تلاش می‎كند.

ـ در بسیاری از موارد اعتماد نادیده گرفته می‎شود، زیرا طرفین از تأثیر عاطفی انتقاد زناشویی آگاهی ندارند. در یكی از جلسات مشاوره، پزشك از زنی پرسید، اظهار نارضایتی شوهرش چه احساسی در او برانگیخت. زن گفت «عصبانی شدم و احساس حقارت كردم.»
پزشك یادآوری كرد: «اما عصبانیت و احساس حقارت كه فقط دو بر چسب هستند و چه بسا اصلاً جنبه‎ی واقعی نداشته باشند. واكنش عاطفی شما چه بود؟»
زن جواب داد «گمان می‎كنم گریه را سردادم. احساس می‎كردم كه نفسم تنگ شده» پزشك به طرف شوهر برگشت و گفت «آیا عمداً آن حرف‎ها را زدی كه همسرت را ناراحت كنی؟»
شوهر بی‎درنگ جواب داد «نه، به خدا! نه، نمی‎خواستم ناراحتش كنم، من واقعاً دوستش دارم.»

ـ بدون اعتماد و تفاهم متقابل، روند انتقاد می‎تواند به شرطی شدن انتقاد زناشویی منفی منتهی شود. پزشك دیگری حكایت زن و شوهری را تعریف می‎كرد كه زندگی زناشویی لذت بخش آن‎ها به سردی گرایید؛ زیرا هر دوی آن‎ها نسبت به انتقادات طرف مقابل، (اعم از واقعی یا واهی) واكنش بدی نشان می‎دادند:

«هر بار كه یكی از آن‎ها می‎رنجید، دفعه‎ی بعد با رد كردن پیشنهاد طرف مقابل از او انتقام می‎گرفت. پس از چندی، اختلافات آن‎ها به حوزه‎ی روابط زناشویی نیز سرایت كرد و روابط زناشویی آن‎ها كه زمانی از حالت فعالی برخوردار بود محدود و متوقف شد. آن‎‎ها به جای آن كه صادقانه به بیان رنجش‎های خود بپردازند، باخودداری از برقراری رابطه‎ی زناشویی، ناراحتی خود را ابراز می‎كردند».


پوشش «راست‎گویی»
اگر چه در مورد بی‎پرده سخن گفتن درباره‎ی مسایل زناشویی فراوان سخن گفته می‎شود و بسیاری از زن و شوهرها هم برای دستیابی به آن مصّر هستند، اما ذكر این نكته لازم است كه هر چند رابطه‎ی زناشویی خوب، به گفت‎وگویی صریح و بی‎پرده بستگی دارد، اما درپاره‎ای موارد صراحت بیش ازحد، زیان آور است.

«كارل تاوریس» روان‎شناس می‎نویسد «درست است كه باید رك و راست باشیم ولی باید بدانیم چه وقت و چگونه؟ … بین راست نگفتن و دروغ‎گویی تفاوت آشكاری وجود دارد. خودداری از پراندن یك حرف راست زیان‎بار، دروغ‎گویی محسوب نمی‎شود و این تصمیم خودپسندانه كه به هر قیمتی باید راست‎گو بود، گاهی می‎تواند خیلی گران تمام شود.»

انتقاد بیش از حد صادقانه، پوششی برای مقاصد پلید است كه غالباً هم نتایج بدی به بار می‎آورد. مثلاً زنی از شوهرش می‎پرسید آیا از رابطه‎ی زناشویی‎شان راضی هست یا نه؟ تحت شرایط عادی مرد می‎تواند جواب مثبت بدهد و یا به نحوی از پاسخ طفره برود، اما اگر این مرد مثلاً از موضوعی ناراحت باشد، كه ربطی هم به مسایل زناشویی نداشته باشد، به صرف این كه باید راست‎گو بود، در جواب زن می‎گوید: «نه چندان، روابط ما به ندرت جذاب بوده.»

زنی را در نظر بگیرید كه معمولاً به رضایت زناشویی نمی‎رسد. در این گونه موارد با احساس و علاقه‎ای كه به شوهرش دارد ممكن است بگوید «خیلی عالی است، از این كه همسری مثل تو دارم احساس خوشبختی می‎كنم.» برای ایجاد وحدت بیشتر در زندگی زناشویی این جواب بهتر از آن صداقت بی‎معنی است كه «ای … چی بگم؟ زیاد نه» به عبارت دیگر، راست‎گویی و بی‎پرده صحبت كردن بدین معنی نیست كه خود را موظف به گفتن حقایق آزاردهنده بدانیم، تنها هنگامی باید چنین كنیم كه بدانیم نفع گفتنش بیشتر از نگفتن است.

مساله‎ی اساسی این است كه بدانیم، یا دست كم حس كنیم، كه چه وقت صراحت و رك گویی در انتقاد ممكن است به جای مفید بودن، احساس طرف مقابل را جریحه‎دار كند. تاوریس می‎گوید، صداقت سازنده باید به بهبود مناسبات با دیگران كمك كند. صداقت مخرب فقط می‎گوید، كه طرف مقابل غفلت كرده. بنابراین مهم است كه پیش از بیان یك انتقاد، آن مفهومی را كه در پس صداقت نهفته است درست ببینیم. از خودتان بپرسید: چرا این حرف را می‎زنم؟ هدف از گفتن این كلمات چیست؟ چرا درباره‎ی مسایل زناشویی دارم «صداقت» بیشتری به كار می‎برم، تا درباره‎ی چیزهای دیگر!؟

كلام آخر این كه، زوج‎هایی كه قادرند مهم‎ترین نیازها و احساسات زناشویی خود را با یكدیگر در میان گذارند ـ كه خواه و ناخواه مشمول انتقاد نیز می‎شود ـ به گفته‎ی خودشان آن‎هایی هستند كه روابط خوبی با یكدیگر دارند. هلن كاپلان مشاور مسایل زناشویی می‎گوید، «سعی در برقرار كردن روابط زناشویی دل‎پذیر، بدون ایجاد یك رابطه‎ی كلامی موفقیت‎آمیز، مانند سعی در یاد گرفتن تیراندازی با چشم بسته است.» با گفت و گو كردن، روابط زناشویی به سطح بالاتری ارتقا می‎یابد.


:irshafa.ir- نويسنده: هندری وايزينگر


۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

تحریک جنسی همسر ...


همچنانکه در موضوع سرد مزاجی زنان گفته شد، بسیاری از همسران خود را بری برقراری رابطه بی میل نشان می دهند و طوری رفتار می کنند که گویا در حال لطف به شوهر می باشند و برای آنان رابطه جنسی اهمیت چندانی ندارد.

این امر باعث می شود که شوهران همواره برای نزدیکی با همسر مدام التماس کنند و در نهایت هم همه چیز با سرعت پایان پذیرد. برای مقابله با این رفتار از شیوه های متفاوت، ابراز و محبت، آشنا ساختن وی با مسایل زناشوئی و ... می توانید استفاده کنید ولی در ابتدا باید بیآموزید که:

- اگر شما دو روز پیش رابطه داشته اید و امروز هم به دنبال رابطه هستید. علت مهم آن است که شما دو روز پیش ارضاء فیزیکی شده اید ولی به طور ذهنی ارضاء نشده اید.

- اگر یکبار در هفته از شب تا صبح مشغول فعالیت جنسی باشید و خود را تخلیه کنید بهتر است از اینکه هر شب برای یکبار رابطه جنسی ناکافی داشته باشید.

- اگر بیآموزید که رفتار جنسی خود را با همسر تنظیم کنید و به درستی تخلیه شوید، می توانید روزهای دیگر را به خود برسید و فعالیتهای بدنی و ذهنی خود را داشته باشید و خود را آزاد نگه دارید. زیرا در غیر این صورت در هر دو روز یکبار مغز شما به طرف رابطه خواهد رفت.

- بیآموزید که در زمانی که سالم تخلیه شده باشید می توانید ذهن خود را آماده سازید و به کارهای ضروری دیگر خود برسید.

- تاکنون باید به این نتیجه رسیده باشید که بهتر است به جای اینکه مدام در پی درخواست رابطه باشید، آنرا از ذهن خود دور کنید و خود را برای روزی مشخص آماده سازید و در این مدت به خود برسید.

۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

در زندگی زناشویی شما هم می توانید معجزه کنید ( درگوشی با آقایان)


مردها می‌توانند به‌ روشهای‌ گوناگون‌ وبی‌آنکه‌ زحمت‌ فراوانی‌ به‌ خود بدهند توجه‌ همسرانشان‌ را جلب‌ کنند و به بار عاطفی زندگی زناشویی خود بیفزایند.

مردها می‌توانند به‌ روشهای‌ گوناگون‌ وبی‌آنکه‌ زحمت‌ فراوانی‌ به‌ خود بدهند توجه‌ همسرانشان‌ را جلب‌ کنند و به بار عاطفی زندگی زناشویی خود بیفزایند. اغلب‌ مردها این‌ رامی‌دانند اما زحمت‌ آن‌ را به‌ خود نمی‌دهند.

زن‌ برای‌ اینکه‌ احساس‌ کند شوهرش‌ اورا دوست‌ دارد باید از ناحیه‌ همسرش‌بارها مورد محبت‌ قرار گیرد. یک‌ یا دوبار ابراز محبت‌ هر اندازه‌ هم‌ که‌ مهم‌باشد نمی‌تواند برای‌ زن‌ رضایت‌ بخش‌باشد. زن‌ از نظر روحی‌ و عاطفی‌احتیاج‌ به‌ توجه‌ و محبت‌ دارد مردان‌ باانجام‌ کارهای‌ کوچک‌ و جزئی‌می‌توانند این‌ نیاز را برآورده‌ سازند اگرزن‌ مورد مهر و محبت‌ شوهر قراربگیرد نسبت‌ به‌ شوهرش‌ نیز محبت‌بیشتری‌ می‌کند و در نتیجه‌ مرد تدریجاخود را موجودی‌ قدرتمند و موثرمی‌بیند، زیرا عشق‌ و علاقه‌ و توجهی‌ راکه‌ به‌ آن‌ احتیاج‌ دارد دریافت‌ می‌کند.در این‌ شرایط زن‌ و شوهر هر دو به‌خواسته‌های‌ خود می‌رسند و از زندگی‌راضی‌ خواهند بود.

چند اقدام‌ جزیی‌ که‌ مردان‌می‌توانند از آن‌ برای‌ جلب‌علاقه‌ همسرانشان‌ استفاده‌کنند:

۱ – وقتی‌ به‌ خانه‌ برمی‌ گردید قبل‌ ازهر کار او را بیابید. از او درباره‌کارهایی‌ که‌ در طی‌ روز انجام‌ داده‌سوالهایی‌ مشخص‌ بکنید مثلا بپرسید آیا امروز به‌ پزشکی‌ که‌ قرار بودمراجعه‌ کنی‌ مراجعه‌ کردی‌؟

۲ – مدت‌ ۲۰ دقیقه‌ با او وقت‌ صرف‌کنید; در این‌ زمان‌ از خواندن‌ روزنامه‌و یا انجام‌ کارهایی‌ که‌ حواس‌ شما را به‌آن‌ معطوف‌ کند خودداری‌ کنید.

۳ – به‌ مناسبتهای‌ ویژه‌ و گهگاه‌ بدون‌دلیل‌ مشخص‌ به‌ او شاخه‌ گلی‌ هدیه‌کنید.

۴ – از حالت‌ چهره‌ و طرز لباس‌پوشیدنش‌ تعریف‌ کنید.

۵ – اگر ناراحت‌ است‌ به‌ احساساتش‌بها بدهید.

۶ – وقتی‌ خسته‌ است‌ به‌ او کمک‌ کنید.

۷ – اگر می‌بینید دیر به‌ منزل‌ می‌رسیدبه‌ او تلفن‌ کنید و دیر آمدنتان‌ را به‌ اواطلاع‌ دهید.

۸ – اگر احساساتش‌ جریحه‌ دار شده‌ بااو همدردی‌ کنید. به‌ او بگویید پمتأسفم‌که‌ ناراحت‌ هستی‌پ بعد سکوت‌ کنید،بگذارید بداند که‌ حال‌ او را درک‌می‌کنید.

۹ – برای‌ اینکه‌ ثابت‌ کنید ناراحتی‌ اوتقصیر شما نیست‌ توضیح‌ و راه‌ حل‌ارایه‌ ندهید.

۱۰ – وقتی‌ از خانه‌ بیرون‌ می‌روید از اوبپرسید آیا لازم‌ است‌ چیزی‌ بخرم‌؟ اگرپاسخ‌ مثبت‌ داد حتما کالای‌ موردنظرش‌ را خریداری‌ کنید.

۱۱ – تو را دوست‌ دارم‌ را روزی‌ چندبار به‌ او بگویید.

۱۲ – وقتی‌ از کسی‌ ناراحت‌ است‌جانب‌ او را بگیرید.

۱۳ – در حضور دیگران‌ به‌ او محبت‌کنید.

۱۴ – در کیف‌ خود عکسی‌ از اونگهداری‌ کنید. گهگاه‌ این‌ عکس‌ را باعکس‌ دیگری‌ عوض‌ کنید.

۱۵ – نظافت‌ را در منزل‌ رعایت‌ کنید.

۱۶ – برای‌ او هدایای‌ کوچک‌ مثل‌عطر- شکلات‌ و…. بخرید.

۱۷ – در کارها از او نظرخواهی‌ کنید.

۱۸ – در مناسبتهای‌ ویژه‌ مانند سالروزتولد – ازدواج‌ و…. برای‌ او مطلبی‌بنویسید.
دکتر مجد

pezeshkan.org

۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

توصیه های مشاورین در خصوص ایجاد تعادل در زندگی زناشویی!


وقتی که شما یک بچه دارید، یک تغییر بزرگ در زندگی زناشویی ات رخ می دهد، وقتی گرد و غبار روی زندگی ات می نشیند، زندگی ات کاملا متفاوت با چیزی می شود که تا به حال بوده

باب و شری می نویسند: " وقتی که شما یک بچه دارید، یک تغییر بزرگ در زندگی زناشویی ات رخ می دهد، وقتی گرد و غبار روی زندگی ات می نشیند، زندگی ات کاملا متفاوت با چیزی می شود که تا به حال بوده".

جای هیچ تعجبی ندارد زمانیکه شما صاحب یک یا دو یا سه فرزند می شوید زندگ تان دستخوش تحولات بزرگ شود. در میان این تغییرات و خستگی که آن را احساس می کنید، نیاز دارید که پایه ها و بنیان زندگی تان را مستحکم کنید.
آیا می توانید در زندگی تان تعادل ایجاد کنید؟

آیا ایجاد تعادل در کار غیرممکن است؟
• خیر، ایجاد تعادل در زندگی غیرممکن نیست.

چگونه زندگی زناشویی خود را از فرزندانمان جدا کنیم؟
شما مجبور نیستید بین فرزندانی شاد و موفق و زندگی زناشویی شاد یکی را انتخاب کنید. با داشتن اولی مطمئن باشید دومی نیز خود به خود محقق خواهد شد".

•آنها به ما چند راه پیشنهاد می کنند تا در میان خستگی و افسردگی روزانه مان زندگی زناشویی خود را نجات بدهیم:

• وقتی بعد از پاین یک روز کاری به خانه بازمی گردید به یکدیگر خوشامد بگویید. مهربانی و عشق تان را به یکدیگر نشان دهید.

• یکی از کارهای خانه را انتخاب کرده و با هم آن را انجام دهید.

• دروازه بان نباشید.

• این قانون را در خانه بگذارید که بچه ها حتما زودتر از شما به رخت خواب بروند.

• یک برنامه منظم برای رابطه زناشویی خود بگذارید تا صمیمیت تان بیشتر شود.

• فراموش نکنید که هر شب اوقاتی را با همدیگر بگذرانید.

کارول لیندکویست دکتر روان شناس می گوید:" بهترین کاری که شما و شوهرتان می توانید برای بچه هایتان انجام دهید این است که رابطه خوب و صمیمی با یکدیگر داشته باشید و آن را به فرزندان تان نیز نشان دهید. این گونه شما تبدیل به یک الگو برای فرزندان تان می شوید و مطمئن باشید در آینده نیز بچه های شما همسران موفقی خواهند شد"‍.


بیان عشق نهفته
راه های ساده ای وجود دارد که شما می توانید بوسیله آن عشق خود را به همسرتان ابراز کنید. یکی از این راه ها این است که یک یادداشت عاشقانه بنویسید و آن را در جایی پنهان کنید تا همسرتان آن را پیدا کند.
سیمرغ

۱۳۸۸ شهریور ۹, دوشنبه

مهارتهایی برای احترام به همسر


برای آنكه به همسر خود احترام بگذاریم نخست باید روحیات و خواسته های او را در نظر بگیریم . دنیای او را درك كنیم و بفهمیم كدام رفتار ما را نماد احترام می شمرد . در اینجا به انتخاب شیوه های متفاوت برای ابراز احترام همسر ان به یكدیگر اشاره میكنم :

دنیای مردان استدلالی و دنیای زنان احساسی است . راز صمیمیت میان این دو درك یكدیگر است .بنابراین پذیرش دنیای متفاوت همسران روشی برای احترام به یكدیگر است .

مردان در هنگام سختی و فشار دوست دارند به درون خود بروند و مشكلات را در عالم ذهن خود حل كنند اما زنان وقتی دچار مشكل میشوند دوست دارند حرف بزنند .آنان در واقع با حرف زدن صمیمی میشوند و بعد زنانه خود را تقویت میكنند پس فرصت به انان برای حرف زدن نمود احترانم به انان است .
زنان در هنگام گرفتاری دوست دارند علاوه بر حرف زدن شنونده فعال داشته باشند .مردان نیز دوست دارند كسی خلوت انها را بهم نزند . گوش كردن به سخن زنان و راحت گذاردن مردان در خلوتگاه ذهنی شان احترام متقابل به شمار می اید .
زنان بخاطر برخورداری از دنیای احساسی شدید به خود حق می دهند كه در مواردی اظهار ناراحتی كنند مردان باید این حالت برخاسته از طبیعت آنان را تحمل كنند .این یكی از رازهای صمیمیت است . هر از گاهی به انان بگویید :طبیعی است كه شما از این موضوع ناراحت باشید .
وقتی زنان مشكلات خود را مطرح میكنند نه برای این است كه مشكل را حل كنند بلكه میخواهند بگویند كه گفته باشند مردان در این هنگام نباید مطابق دنیای خود راه حل ارائه دهند باید ده دقیقه سكوت كنند و گوش دهند و با گفتن عبارات كوتاهی او را به حرف زدن تشویق كنند .

مردان وقتی از سر كار می آیند دوست دارند سردی كار با گرمی عاطفه همسران پایان یابد .زنان باید انها را تحویل بگیرند و اگر دیدند كه مرد به دنیای ذهنی خود فرو رفته مدت كوتاهی به او كاری نداشته باشند . سپس با زمینه سازی او را به صحبت وادارند .بنابراین زمینه سازی برای برای تغییر موقعیت یكی از نمادهای احترام به همسر تلقی میشود .

مردان نمیتوانند در یك زمان هم حرف بزنند هم احساس كنند و هم بیندیشند ولی زنان میتوانند .به همبن جهت اگر زنی را به حرف زدن واداری .علاوه بر حرف زدن احساس صمیمیت میكند و همزمان فكر میكند احترام به زنان فرصت سخن گفتن برای تحقق احساس و فكر است ولی مردان چون نیازمند اعتماد _پذیرش قدردانی_تحسین تایید و تشویق هستند چنانچه خانمها به گونه ای رفتار كنند كه انان احساس كنند كه همسرانشان به انها اعتماد دارند انها را می پذیرند در كارهای كوچك نیز از انان تشكر میكنند و انان را مورد تشویق و ترغیب قرار می دهند و احساس میكنند كه محترم واقع شده اند .

مردان به دنبال ازادی و استقلال هستند همسران انها نباید با حربه هایی كه در زندگی زناشویی در اختیار دارند مردان را زیر سلطه خود دراورند و انان را به مهره ای بی خاصیت در مدیریت و تدبیر منزل تبدیل كنند بنابرای احترام به انها در دادن حق تصمیم گیری و نظارت به نان تحقق می یابد .

مردان و زنان گاهی با فاصله گرفتن موقت از همدیگر به روابط مرده خود شوك وارد میكنند . و انرا حیات تازه می بخشند به جاست كه گاهی دوریهای یكدیگر را تحمل كنید تا قدر نزدیكی را بدانید .
زنان گاهی از بیان احساسات خود گریزانند .هنگامی كه محرم رازی بیابند احساسات خود را بروز میدهند شما همان محرم راز باشید و اجازه دهید تا همسرتان به هر گونه ای كه می پسندد ابراز احساسات كند . او ممكن است گاهی خندان و گاهی گریان باشد درك او احترام به اوست كاری كنید كه او احساس كند آنگونه كه هست مورد لطف و توجه شماست وشما نمی توانید بدون او زندگی كنید وقتی این احساس در او بوجود اید شما را محرم راز میداند و اینگونه میفهمد كه مورد احترام شماست .

e4persian.com

۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه

9 دشمن زندگي زناشويي


براي آنكه زندگي زناشويي‌تان به خوبي پيش رود، بي‌خود به‌دنبال شگردهاي معجزه‌آسا نباشيد.

در عوض، مي‌توانيد از برخي از تله‌هايي كه احتمال دارد در درازمدت رشته‌هاي پيوند‌دهنده بين شما را سست و ضعيف كند، دوري كنيد. در اينجا راهنمايي كوچكي در مورد عادات بدي كه كاملا بايد كنار بگذاريد ارائه مي‌دهيم!

1- تلويزيون

تلويزيون قاتل عشق است. در اين مورد هيچ شكي نداشته باشيد! شام خوردن جلوي تلويزيون را قدغن كنيد. هر شب غذا خوردن جلوي تلويزيون به همراه گويندگان نمي‌گذارد حواستان به يكديگر باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوي تلويزيون به تماشاي فيلم مشغول بوده‌ايد كه وقتي به رختخواب مي‌رويد‌، حتي ديگر وقت نداريد با هم حرف بزنيد و از حال يكديگر باخبر شويد. تنها چاره كار اين است كه اين دشمن را از زندگي عاشقانه بيرون بيندازيد! براي آنكه در اين كار زياد سخت‌گيري نكرده باشيد‌، مي‌توانيد موافقت كنيد كه در هفته‌، 4 شب تلويزيون خاموش باشد.

2- خانه‌نشيني

به خاطر تلويزيون و يا بنا به دلايلي، ديگر بيرون نمي‌رويد! مگر درهاي آن رستوران دنج و كوچكي كه آن‌قدر عاشق‌اش بوديد‌، بسته شده؟ پس آن شب‌هايي كه با هم به سينما مي‌رفتيد و به بگومگوهاي پرشور و حرارت مي‌پرداختيد چي شد؟ و حالا فقط ماهي يكبار آن‌هم فقط براي ديدن دوستان بيرون مي‌رويد و احتمالا آنها هم براي بازديد پيش شما مي‌آيند. ديگر از گردش‌هاي دونفره و شب‌نشيني‌هاي رمانتيك خبري نيست! بايد دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آوريد و به اتفاق يكديگر از خانه بيرون بزنيد! حالا كه به تازگي از شر تلويزيون خلاص شده‌ايد، از پولي كه براي ماليات آن كنار مي‌گذاشتيد، براي گردش و بيرون رفتن استفاده كنيد!

3- ساعات اضافي

ديگر دير از سر كار به خانه برنگرديد! نه تنها براي خودتان وقت نداريد بلكه علاوه بر آن خستگي و عصبانيت‌تان را با خود به خانه مي‌آوريد‌ كه حقيقتا جز خوشايندي براي همسرتان نيست! تنها كافي‌است كه كار، تمام زندگيتان را به‌خود مشغول كند، به سرعت تنها موضوعي مي‌شود كه از آن در خانه حرف مي‌زنيد. بس كنيد! سعي كنيد به حد كافي زود به خانه برگرديد تا قبل از شام كمي وقت براي خودتان و يا با هم بودن داشته باشيد. به شرطي در اين مدت جلوي تلويزيون ولو نشويد! و خصوصا براي آنكه توجه بيشتري به يكديگر داشته باشيد، هر ازگاهي كار را از ياد ببريد.

4- رسيدگي به وضع ظاهر

فكر نكنيد چون ديگر زن و شوهر هستيد و چندين سال از زندگي مشتركتان مي‌گذرد، بايد نسبت به وضع ظاهرتان بي‌خيال شويد! دست از شلختگي و نا‌مرتب بودن برداريد، موهايتان را ژوليده و درهم رها نكنيد، از ريخت‌و‌پاش‌كردن در خانه خودداري كنيد و به‌خودتان برسيد! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه كه هستيد دوست دارد، با اين‌حال چرا سعي نمي‌كنيد خود را به بهترين شكل نشان دهيد؟ به اين ترتيب به او نشان مي‌دهيد كه حضور او و تاثيري كه بر او مي‌گذاريد برايتان مهم است!

5- بي‌توجهي

يكي ديگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بي‌توجهي است. در اينجا منظور از توجه كردن گل خريدن و يا هديه دادن نيست بلكه تنها نگاه كردن به همسرتان است. زماني‌كه همسرتان آرايشگاه رفته و يا كت جديدي خريده است به او توجه نشان دهيد؛ به‌خصوص زماني‌كه او را شيك و زيبا مي‌بينيد و يا وقتي‌كه او با تعريف‌هاي بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد، از او تعريف كنيد. زيرا تعريف و تمجيد‌ها هميشه خوشايند هستند‌، اما تنها زماني‌كه درست و بجا به‌كار برده شوند.

6- حسادت مفرط

دست از پاييدن و سين‌جين كردن همسرتان برداريد زيرا زندگي مشترك براساس اعتمادي
دو جانبه بنا مي‌شود. شك و بدگماني‌هاي بيش از حد شما‌، در نهايت او را به ستوه آورده و به سمت فرد ديگري هل مي‌دهد!

7- خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌هاي همسر آنگونه كه در فيلم‌ها به‌صورت منفي نشان داده مي‌شوند، نيستند. تفاهم بين همسر و خانواده شما اغلب مي‌تواند گرم و صميمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانيد زماني‌كه اين تفاهم به حد كافي وجود دارد‌، چيزي را به همسرتان تحميل نكنيد. چنانچه احساس مي‌كنيد كه همسرتان از رفت‌وآمد‌هاي آخر هفته كم‌كم خسته مي‌شود به او اصرار نكنيد آخر هر هفته براي ناهار با خانواده شما باشد و البته اين قاعده در مورد ميهماني‌هاي همكاران و دوستان قديمي نيز صدق مي‌كند.

8- نبود برنامه

تشكيل خانواده به معناي گذراندن زندگي بدون در نظر‌گرفتن آينده نيست. شما بايد به اتفاق هم آينده‌تان را بسازيد. از برنامه‌هاي كوتاه‌مدت (مكاني كه تعطيلات را در آنجا مي‌گذرانيد، خريد اتومبيل و...) گرفته تا برنامه‌هاي بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر ديگري شدن و...) بي‌درنگ در مورد آينده‌تان و اينكه چگونه با آن روبه‌رو مي‌شويد فكر كنيد. اين عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پيش‌روي در زندگي را در شما شعله ور مي‌كند!

9- سكوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو براي زندگي زناشويي مضر است. اين امر بنا به دلايل مختلف اغلب ناشي از كمبود وقت و يا بي‌توجهي زن و مرد نسبت به يكديگر است كه در بالا از آنها نام برده‌ايم. با اين‌حال، معمولا گفت‌وگو ميان زن و مرد صورت مي‌گيرد، اما هيچ‌يك از طرفين به حرف‌هاي يكديگر گوش نمي‌دهند... در اين حالت، موضوعي را با هم مطرح كنيد و سعي كنيد حقيقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهميد. درصورت نياز، بي‌درنگ از يك روان‌درمانگر كمك بگيريد.

۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه

اثرات رابطه جنسی سالم بر سلامتی


استرس و اضطراب،انرژی ما را می‌گیرد و نهایتا ما را خسته و کم‌ حوصله می‌کند.فردی که تمام روز را با تنش و استرس گذرانده،توانی برای امور عادی روزمره ندارد حتی گاهی حال و حوصله سلام کردن را هم ندارد.
بررسی‌ها نشان داده افراد پراضطراب و پرتنش،کمتر به روابط زناشویی با همسرشان تمایل نشان می‌دهند.بقیه افراد هم همین‌طورند،یعنی زمانی که درگیر استرس و تنش هستند،نسبت به رابطه زناشویی بی‌علاقه می‌شوند.تحقیقات بیولوژیک هم سرنخ‌هایی از این موضوع به دست آورده است چنان‌که محققان می‌گویند استرس باعث اتصال هورمون‌های جنسی به پروتئین‌ها می‌شود و به این ترتیب آنها را از دسترس سلول‌های هدف دور نگه می‌دارد.هورمون‌ها نمی‌توانند تاثیر خود را در بدن داشته باشند و به همین علت،میل جنسی فرد کمتر می‌شود.

استرس بیشتر،کار بیشتر
خیلی از افراد،به خصوص آقایان،کار را محل فرار از استرس و مشکلات می‌دانند و سرخوردگی و احساس کمبود رابطه زناشویی هم یکی از مشکلاتی است که بعضی‌ها،در برابر آن جا می‌زنند و به جای حل آن،کارشان را زیاد می‌کنند.این را مطالعات مختلف علمی هم تایید می‌کند؛
به این ترتیب که مشخص شده افرادی که رابطه زناشویی کمتری با همسرشان دارند،سعی دارند آن را با کار بیشتر جبران کنند و این کار زیاد باعث فرسودگی شغلی بیشتر و رابطه جنسی کمتر می‌شود.این چرخه معیوب به این ترتیب همچنان ادامه دارد و حتی می‌تواند به از هم پاشیدن بنیان خانواده بینجامد.در حالی که نتایج این تحقیقات جدید نشان داده که اگر در هنگام مواجهه با یک محرک استرس‌زا،رابطه زناشویی خود را با همسرتان بیشتر کنید،می‌توانید از استرس خود بکاهید.

کمک همسران به سلامت همدیگر
تحقیقات پیشین از جنبه‌های مختلف تاثیر یک رابطه زناشویی سالم و رضایت‌مندانه بین ‌زن‌ و شوهرها خبر داده بودند و حالا دیگر کارشناسان سلامت جنسی معتقدند یک رابطه زناشویی مثبت و سالم،نه تنها برای تداوم زندگی زناشویی و محکم کردن بنیان خانواده اهمیت دارد بلکه برای سلامت زوجین هم مفید است.به عنوان مثال،مشخص شده که رابطه زناشویی می‌تواند باعث ترمیم سریع‌تر زخم‌ها شود.همچنین افرادی که ازدواج کرده‌اند و رابطه زناشویی رضایت‌مندانه‌ای را با همسرشان تجربه کرده‌اند،در درازمدت،کمتر بیمار می‌شوند و طول عمر آنها نیز بیشتر از مجردها و افرادی است که به روابط زناشویی‌شان توجهی ندارند.

کمک همسران برای زندگی
اما این تمام ماجرا نیست.تغییرات هورمونی به وجودآمده به دنبال یک ارتباط زناشویی بین همسران،می‌تواند آنها را در برابر سختی‌ها و ناملایمات زندگی هم مقاوم کند و آسیب‌پذیری‌شان را پایین بیاورد و این را مطالعات گوناگون نشان داده‌اند.در یکی از این مطالعات،که کار محققان دانشگاه اسکاتلند است،مشخص شده فشارخون افرادی که رابطه زناشویی کافی و رضایت‌مندانه‌ای داشته‌اند،در هنگام سختی،کمتر افزایش پیدا می‌کرد که این نشان‌دهنده احساس عزت‌نفس بیشتر و استرس و تنش روانی کمتر بود.همچنین در زنان،تحریک سلول‌های عصبی واژن و دهانه رحم،در هنگام رابطه زناشویی،موجب آزاد شدن هورمون‌های شل‌کننده دیواره رگ‌ها می‌شود که این هورمون‌ها سبب تعادل فشارخون می‌شوند.
مطالعات محققان دانشگاه گوتینگن نیز نشان داده حتی گرفتن دست همسر،باعث کاهش استرس او می‌شود.آنها این موضوع را این طور امتحان کردند:به گروهی از زنان جمله استرس‌زایی مانند این گفته شد: «ظرف چند ثانیه به شما شوکی وارد می‌شود.» این در حالی بود که گروهی از آنان دست همسران‌شان را در دست داشتند و عده‌ای دیگر دست فردی غریبه را.در همین حال،پاسخ مغزی آنها نیز از طریق دستگاه تصویربرداری مغزی ارزیابی شد.پاسخ مغزی آنها که دست همسرشان را در دست داشتند،نسبت به این جمله محرک استرس،بسیار پایین‌تر از گروه دیگر بود و آنهایی که رابطه قوی‌تری در زندگی واقعی داشتند،پاسخ بسیار ضعیفی نسبت به آن نشان دادند.

باز هم زندگی
در مطالعه دیگر مشخص شده که رابطه سالم و مثبت با همسر،می‌تواند اثرات نامطلوب فیزیکی اضطراب را در بدن کم کند.اضطراب،فشارخون را بالا می‌برد و همین افزایش فشار خون می‌تواند موجب کاهش کارایی سیستم ایمنی بدن شود اما بعد از هر بار رابطه زناشویی، هورمون‌هایی از قبیل اکسی‌توسین و اندورفین در بدن ترشح می‌شود که سبب متعادل شدن فشار خون و نیز رشد احساس خوب و نگرش مثبت می‌شود.این احساس مثبت،‌در روابط عاطفی شما با همسرتان تاثیر می‌گذارد و باعث بهبود روابط شما می‌شود و موجب می‌شود یکدیگر را بهتر درک کنید و همدلی بین شما نیز بیشتر شود.به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که یک رابطه خوب عاطفی بین همسران،نیازمند رابطه زناشویی موفق است و اگر زن و شوهری با یکدیگر رابطه زناشویی کافی و موفق نداشته باشند،می‌توان انتظار داشت که به تدریج از یکدیگر دور شوند و قدرت ایثار و گذشت را در مورد همدیگر از دست بدهند.بررسی‌های این محققان نشان داده که ارتباط زناشویی زوجین با همدیگر،باعث فرو نشاندن خشم و عصبانیت آنها نسبت به همدیگر و دیگران می‌شود و نبود چنین ارتباطی،باعث بی‌علاقگی و حتی زمینه‌ساز خیانت و طلاق آنها می‌شود.علی‌رغم اینکه هنوز یکدیگر را واقعا دوست دارند.

چرخه زندگی
به نظر می‌رسد استرس و اختلال جنسی با همدیگر رابطه دوجانبه‌ای دارند یا به عبارت دیگر با هم یک چرخه معیوب را می‌سازند.در هنگام استرس،میل جنسی و دفعات رابطه جنسی کم می‌شود و با کم شدن رابطه جنسی نیز استرس فرد افزایش می‌یابد.

حال برای شکستن این چرخه معیوب چه باید کرد؟
محققان و متخصصان سلامت جنسی،به زوجین توصیه می‌کنند در هنگام استرس و تنش روانی، تسلیم احساس خود در دوری گزیدن از همسرشان نشوند و تلاش کنند در این حالت هم محبت خود را نسبت به او بیان کنند.البته شاید بیشتر زن ‌‌و شوهرها اعتراض کنند که رابطه زناشویی نمی‌تواند فرمایشی و دستوری باشد.نکته در اینجاست که وقتی دو نفر واقعا یکدیگر را دوست داشته باشند و به هم عشق بورزند،نتیجه خوبی به دست خواهد آمد و استرس از میان خواهد رفت.این نتیجه را هم آزمون‌های سنجش استرس،بر روی زن‌ و شوهرهای مورد مطالعه،تایید می‌کند و هم اظهارات خود آنها در مورد احساس درونی‌شان.بنابراین برای کاهش استرس،حتما نیاز به برقراری ارتباط کامل بین همسران نیست بلکه بهتر است در مرحله اول،همدیگر را نوازش کنند و به روش‌های مختلف محبت خود را به یکدیگر نشان دهند.چنین رفتاری میزان استرس و افسردگی آنها را 8 برابر کاهش می‌دهد.

salamatiran.com

مشکلات یک زناشویی سرد و راه حل آن!


آیا با وجود مشکلات زناشویی مریم و دلسردی و نارضایتی محسن، این زندگی دوام خواهد داشت؟

7 سال است که ازدواج کرده‌ایم، ولی تا کنون ارتباط زناشویی نداشته‌ایم!

آیا با وجود مشکلات دردناک زناشویی مریم و دلسردی و نارضایتی محسن، این زندگی دوام خواهد داشت؟

زن :

" ما هرگز روابط زناشویی نداشته‌ایم"

مریم ، 33 ساله، مدیر حسابداری یک شرکت تبلیغاتی است. او می‌گوید : " همه فکر می‌کنند من زندگی ایده آلی دارم... البته از خیلی جهات همینطور هم هست. من و همسرم " محسن"، هر دو شغل‌های خوبی داریم و از کارمان لذت می‌بریم. به تازگی خانه خریده‌ایم. تعطیلات تابستان با گروه بزرگی از دوستان به مسافرت رفتیم. به هر دوی ما خیلی خوش گذشت. ولی ما یک مشکل خیلی بزرگ داریم، و آنهم این است که ما هرگز ارتباط زناشویی نداشته‌ایم و من هنوز هم یک دوشیزه هستم".

" دست خودم نیست، بنظر می‌رسد که بدنم اجازه نمی‌دهد که ارتباط زناشویی داشته باشم. نمی‌دانم مشکل چیست. این مشکل نمی‌تواند مشکل جسمی و فیزیکی باشد چون در معاینات پزشک زنان،دچار مشکل نمی‌شوم. مسئلۀ عدم تمایل من به همسرم یا به روابط زناشویی نیز مطرح نیست. چون به محسن متمایل می‌شوم و میل به رابطه پیدا می‌کنم ."
" تا آنجاییکه به یاد دارم، هیچ پیشینه‌ای نداشته‌ام که این مشکل مرا توجیه کند. من در خانواده‌ای در سطح متوسط بدنیا آمدم و تنها یک خواهر بزرگتر از خودم داشتم. پدرم مدیر یک فروشگاه بزرگ بود و مادرم نیز یکی از فروشنده‌های همان فروشگاه بود. هرگز به هیچ کدام از آنها خیلی نزدیک نبودم. پدرم از نظر احساسی و عاطفی آدم سردی بود و مادرم بیش از حد احساساتی و گرم بود. وجود من همیشه تحت الشعاع خواهرم بود. پدر و مادرم تمام توجه و عواطف خود را روی خواهرم متمرکز می‌کردند. خواهرم از ابتدای تولد فلج بود و مدام تحت درمان بود. همۀ وقت آزاد پدر و مادرم به مشکلات خواهرم می گذشت. من عمدتا" روی پای خودم بزرگ شدم. هر وقت از این وضعیت گلایه‌ای می‌کردم، مادرم می‌گفت مثل بچه‌ها نق نزن و خدا را شکر کن که سالمی؛ تو باید درک کنی، خواهرت مشکلات زیادی دارد.

یک مرد خوب
11 سال پیش با محسن آشنا شدم. ما هر دو در یک شرکت تبلیغاتی کار می‌کردیم. من 22 ساله بودم و محسن 25 ساله. خیلی سریع به او علاقمند شدم. او پسری زیبا و پر انرژی بود. ما علائق مشترک متعددی داشتیم - ورزش ، فیلم تماشا کردن، کوهنوردی و دوچرخه سواری. محسن یک عاشق پیشۀ واقعی بود. او یادداشتهای عاشقانۀ بی نظیری می‌نوشت و روی میز من می‌گذاشت و مرا حسابی غافلگیر و شگفت زده می‌کرد.


زن ادامه می‌دهد:

4 سال بود که ازدواج کرده بودیم ولی بارها سعی کرده بودیم ارتباط زناشویی داشته باشیم ولی من نمی‌توانستم. محسن مدام زیر گوشم نجواهای آرامش‌بخش و عاشقانه می‌کرد تا به من کمک کند. اما هربار به محض آنکه محسن می‌خواست کاری فراتر از نوازش و لمس کردن انجام دهد دوباره همان حالت تکرار می‌شد."
طولی نکشید که دعواها و مشاجرات ما بر سر همین موضوع آغاز شد. طبیعی بود که او از این بابت عصبی و کلافه بود. وقتی به او می‌گفتم بگذار در یک فرصت مناسب امتحان کنیم و بعد برای آنکه چشمم به چشمهای آزردۀ او نیفتد پشتم را می‌کردم و وانمود می‌کردم که خوابیده‌ام او بیش از پیش متلاطم و خشمناک می‌شد. من نمی‌خواستم او را اذیت کنم. واقعا" دوست داشتم در اختیارش باشم اما نمی‌توانستم. در همان اوایل محسن از من خواست برای معالجه نزد پزشک برویم اما من از اینکه راز خود را با هر کس دیگری در میان بگذارم خجالت می‌کشیدم حتی با پزشک زنان. من فقط امیدوار بودم و به محسن هم امیدواری می دادم که بزودی این مشکل حل خواهد شد.

" در ماه عسل هم من همان وضعیت را داشتم. این مساله سالها ادامه داشت .محسن مثل بمبی شده بود که هر لحظه مترصد انفجار بود."


" فکر می‌کنم این آخرین فرصت من است و در غیر اینصورت او را از دست خواهم داد"

" سه سال پیش، اوضاع خیلی وخیم شده بود. هر بار که سعی می‌کردیم تجربه‌ای ناموفق به تجربیات قبلی ما اضافه می‌شد. محسن من را همخونه صدا می‌کرد و کم کم عادت کرده بود در اتاق پذیرایی بخوابد. او به بن بست رسیده بود و به من هشدار داده بود اگر در سالگرد ازدواجمان یا روز تولد من به من تمکین نکنی، از تو جدا خواهم شد. وقتی آن روزها هم آمد و گذشت محسن من را دروغگو خطاب می‌کرد و من از ته دل گریه می‌کردم تا به هق هق می‌افتادم."

"حالا دیگر در یک دور باطل افتاده‌ایم. هرقدر محسن تلخ تر و عصبانی تر می‌شود، بیشتر از خودم نا امید می‌شوم و وقتی مثل کلاف به هم پیچیده در هم گره می‌خوریم ناتوان تر می‌شوم. این روزها تصور آنکه او ممکن است به من خیانت بکند مشکلات مرا پیچیده تر نیز کرده است. مدام وحشت دارم که مبادا مرا فریب بدهد و سراغ کس دیگری برود. البته من او را سرزنش نمی‌کنم چون این من هستم که نمی‌توانم نیاز زناشویی او را برآورده کنم. گاهی همۀ زندگی و روزهایم به تفکر در مورد این قضیه می‌گذرد. حالا به بیماریهای متعددی مبتلا شده ام مثل میگرن شدید، حالت تهوع و دل آشوب دائمی و بی خوابی‌های غیر عادی."

" دیروز محسن مرا تهدید کرد که اگر پیش روانشناس نروم مرا طلاق خواهد داد. احساس کردم این آخرین فرصت است و برای همین هم الآن اینجا هستم."


مرد : "من واقعا" صبوری کردم"

محسن، 36 ساله ، مدیر برجسته و خلاق یکی از شرکت‌های تبلیغاتی می گوید: " من نمی‌خواهم او را طلاق بدهم، اما دیگر تحمل ازدواج ناقص هم برایم مشکل است. 7 سال است که با صبوری تحمل کرده ام. هر بار که مریم قول می‌دهد تمکین کند به او اطمینان می‌کنم. من در اینترنت جستجو کرده ام و هر اطلاعاتی که در مورد حالتهای مریم پیدا کرده ام را دانلود کرده‌ام ؛ به این امید که او ببیند زنان دیگری که مشکل او را داشته‌اند اقدام به معالجه کرده‌اند و موفق نیز شده‌اند و اکنون زندگی عادی خود را دارند. اما او حتی حاضر نیست به این مقاله‌ها و اطلاعات نگاه کند. از ملاقات با روانشناس هم امتناع می‌کند. دیگر باید چه می‌کردم؟"

" گاهی احساس می‌کنم مثل یک تنۀ درخت، بی خاصیت هستم. من عاشق مریم هستم، ما با هم دوستان بسیار خوبی بودیم. تنها مورد اختلاف بین ما مسئلۀ ارتباط زناشویی است و همۀ مشکلات و دعواهای ما در مورد همین قضیه است. با وجودیکه هنوز هم او را به شدت دوست دارم ولی پذیرفته‌ام اگر او نخواهد مشکلش را حل کند باید از او جدا شوم. از سرکوب نیاز‌های طبیعی‌ام خسته شده‌ام. از اینکه مدام وانمود کنم مشکلی نیست و این موضوع اهمیت چندانی برایم ندارد خسته شده‌ام. مریم همسر من است و من حق دارم از او بخواهم به من تمکین کند."

" دوران بچگی من دوران آرام و معمولی بوده است. یک خواهر بزرگتر از خودم و یک برادر کوچکتر داشتم. اما ارتباط چندان نزدیک و صمیمی ای با پدر و مادرم نداشتم. پدرم رانندۀ کامیون بود. او مرد شوخ و بذله گویی بود و برای ما بیشتر شبیه یکی از دوستان معمولی بود تا یک پدر. مادرم خانه دار بود و نوع روابط ما با او بیشتر به حال و هوای او بستگی داشت. به عنوان مثال حتی یک بار به دبیرستان ما سر نزده بود چون خارج از منطقۀ محل سکونتمان رانندگی نمی‌کرد. وقتی ازدواج کردم نیز به نوعی من را به خود واگذاشت. من همیشه آرزو می‌کردم مادرم به زندگی من بیشتر اهمیت می‌داد ولی او از نظر احساسی از من دور بود."

" ازهمان لحظۀ اول که چشمم به مریم افتاد از او خوشم آمد. او دختری ریز نقش و زیبا باهوش و با نشاط بود و روابط عمومی خوبی داشت. علاقه ای که بین ما بوجود آمده بود پایۀ یک دوستی محکم و عاشقانه شد. اولین باری که در این مورد با او صحبت کردم و عکس العمل منطقی و با وقار او را دیدم، احساس کردم به شدت عاشقش شده ام."



مرد ادامه می دهد:

" عصبانیت من فقط به این خاطر نیست که هرگز رابطه زناشویی نداشته‌ایم، بیشتر از این ناراحتم که مریم هر بار زیر قولش می‌زند. او ادعا می‌کند از این که مشکل خود را نتوانسته حل کند متنفر است اما هیچ اقدامی برای رهایی از این وضعیت نمی‌کند. من مدام از نظر زناشویی و احساسی خودم را کنترل می‌کنم و از این وضعیت خسته شده ام. مدتهاست بعد از تمام شدن کارم وقتم را با دوستانم می‌گذرانم چون نمی‌خواهم با او تنها باشم و انگیزه ای برای خانه آمدن ندارم."

" آخرین باری که به مریم اولتیماتوم دادم ، قبول کرد که کار درمانی را آغاز کنیم. از تعجب دهانم باز مانده بود، جدا" می‌گویم تا چند دقیقه آنچه را که شنیده بودم را باور نمی‌کردم."


مشاور می‌گوید:

درمان دونفره

مشاور می‌گوید: " حق با محسن بود، مریم نمی‌توانست به تنهایی مشکلش را حل کند. او از یک بیماری روان تنی به نام Vaginismus رنج می‌برد. برای درمان این بیماری مریم باید به یک پزشک متخصص بیماری‌های زنان مراجعه می‌کرد. اما قبل از آن، آنها نیاز داشتند که با هم به یک روانشناس مراجعه کنند تا ابتدا روابط آسیب دیدۀ میان آنها ترمیم شود."

تحقیقات نشان داده است که حدود %17 از زنانی که برای درمان مشکل آمیزشی خود به پزشک مراجعه می‌کنند به این بیماری مبتلا هستند. افراد مبتلا بر دو دسته‌اند: دستۀ اول افرادی هستند که از بدو تولد مبتلا بوده‌اند و دستۀ دوم کسانی هستند که مثل مریم در اثر بوجود آمدن شرایطی خاص به این بیماری مبتلا می‌شوند ؛ و رابطه زناشویی برای آنها غیر ممکن است. علل بروز این بیماری متفاوت است: محیط رشد مذهبی سخت گیرانه ( این افراد در دوران کودکی همیشه دیده اند که با روابط زناشویی به شدت مقابله می‌شود و ذهنیت مناسبی از آمیزش ندارند)؛ تجاوز یا سوء استفاده‌های زناشویی؛ اختلال در روابط زناشویی مثلا" در اثر خیانت؛ تنش‌های عصبی یا خویشتن داری از دوران بچگی. در بعضی موارد علت بیماری هیچ یک از موارد مذکور نیست و هنوز ناشناخته مانده است.


Vaginismus در اکثریت قریب به اتفاق موارد قابل درمان است

" من بیماران زیادی داشته‌ام که از این بیماری رنج می‌برده‌اند اما علل بیماری همۀ آنها یا سخت گیری‌های خودشان بوده و یا ذهنیت بدی که در مورد روابط زناشویی دارند در مواردی تجاوز و سوء استفاده‌های جسمی؛ ولی مریم یک مورد استثنایی بود. خشم او نسبت به والدینی که همۀ وقت و توجه خود را معطوف خواهر بیمارش می‌کرده اند و نادیده گرفته شدن او توسط والدینش مرا متوجه این فرضیه کرد که بروز این بیماری نتیجۀ برخوردها، نابرابری‌ها و مشکلات عاطفی در خانوادۀ وی بوده است. علاوه بر آن ذهنیت او برای رابطه زناشویی تجربه ای منفی و دردناک بوده است و احتمالا" همین امر موجب تشدید این بیماری در وجود مریم شده است."

" بی‌اعتنایی علنی مادر به مریم احساس رها شدگی را در مریم بوجود آورده و همین امر موجب شده که او برای محافظت از خود و آسیب ندیدن در اثر تنهایی، احساسات خود را کنترل کند و با درون گرایی افراطی احساس گناه کاذب خود را مخفی کند (عکس العمل طبیعی بچۀ سالمی که خواهر یا برادری با معلولیت حاد دارد). از آنجاییکه مریم در خانه هیچ تاثیرگذاری نداشت، نمی‌توانست والدین خود را متوجه نیاز خودش کند. او می‌خواسته که پدر و مادرش مشکلات، زندگی و حضور او را جدی تر بگیرند تا احساس کند که برای خانواده مهم است و به او توجه می‌شود؛ ولی وقتی نمی‌توانسته خانواده اش را هدایت و کنترل کند پس وجود و بدن خودش را کنترل کرده است. حتی اگر مریم می‌خواسته که با محسن ارتباط زناشویی داشته باشد، مجبور بوده که جسم خود را رها کند و به بدنش اجازه دهد که لذت ببرد در حالیکه فکر کردن به روابط زناشویی برای او اضطراب آور است و همین مسئله باعث واکنش بدن می‌شود."

" Vaginismus در اکثریت قریب به اتفاق موارد قابل درمان است. اما طبق تجربیات من روابط آسیب دیدۀ مریم و محسن می‌توانست زمان درمان را طولانی تر کند."



مشاور ادامه می‌دهد:

”درمان مریم در 3 مرحله انجام شد :

- تمرینات جسمی برای آماده کردن بدن مریم برای روابط زناشویی

- جلسات معالجۀ فردی برای درمان روحی و روانی

- جلسات معالجۀ دونفره باحضور محسن برای ترمیم روابط فی مابین آنها"


" درمان جسمی _ که آن را دورۀ حساسیت زدایی می‌نامند _ برای نتیجه گیری از این مرحله هیچ محدودیت زمانی تعیین نشد. من به محسن گفتم :" باید اجازه دهیم مریم با میل خود و به هر شکلی که راحت تر است این مرحله را طی کند. اگر او را مجبور کنی که عجله کند ، ممکن است به روند درمان او آسیب بزنی."

" مریم به شدت وحشت داشت که موفق نشود ؛ بعد از مدتی بالاخره توانست با اتکا به نفس موفق شود. اضطراب او فروکش کرد و متعاقب آن سایر علائمی که او را آزار می‌داد مثل بی خوابی، میگرن و حالت تهوع از بین رفت و به طور کلی در وضعیت آرامی قرار گرفت. علاوه بر این مراحل درمانی، مریم از طریق اینترنت اطلاعات خود را درباره این بیماری کامل کرد و توانست بر این بیماری فائق آیند. او متوجه شد که تنها نیست و افراد دیگری نیز به این بیماری مبتلا هستند."

" در جلسات مشاوره به مریم کمک کردم که از بروز احساسات خود نهراسد و خود را گناهکار نداند. به او گفتم :" تو باید از زندگی خودت لذت ببری. بیماری خواهرت تقصیر تو نیست. تو وظیفۀ خودت را انجام داده ای و حالا وقت آن است که به خودت، زندگی خودت و همسرت فکر کنی."



" من همیشه عاشق او بوده‌ام اما حالا دوباره عشقی جدید را تجربه می‌کنم"

" درضمن محسن نیز می‌بایست اهمیت نقش خود را در حل مشکلات زناشویی خود می‌دانست. برخلاف بسیاری از مردانی که زندگی زناشویی بدون رابطۀ زناشویی دارند، محسن صبوری و ماندن را انتخاب کرده بود ؛ اما در عین حال اشتباهاتی نیز کرده بود که مشکل را حادتر می‌کرد مثل دعوا کردن با مریم که شبیه مشاجرات دوران مجردی اش با مادرش بود. گاه بعضی افراد با تکرار و ادامۀ جنگ و دعواهای گذشته اشان در مشکلات خود درجا می‌زنند و گاه دعواها و مشاجرات دوران مجردی خود را به زندگی بعد از ازدواج نیز می‌کشانند. محسن در تمام طول زندگی خود با دعوا و مشاجره سرو کار داشته است. در دوران تجرد علت این مشاجرات این بوده که او نمی‌توانسته مادرش را قانع کند که با او مهربانانه تر رفتار کند و در زندگی کنونی او نیز علت مشاجرات، عدم موفقیت او در برقراری یک ارتباط کامل زناشویی با همسرش بوده است ؛ اما در عین حال روشها و تاکتیک‌های او صحیح نبوده است."

من بی پرده به او گفتم : " اگر به تشنج در زندگی خود ادامه دهی، نه تنها مشکلات حل نخواهد شد بلکه احتمال طلاق و جدایی بیشتر نیز خواهد شد. هر چقدر بیشتر او را مضطرب و عصبی کنی، احتمال امتناع از رابطه زناشویی از طرف او بیشتر خواهد شد."

" به این ترتیب آزار و اذیت‌های محسن متوقف شد و حتی وقتی گاه به گاه در طول درمان پیشرفتی در کار مریم دیده نمی‌شد نیز محسن با بردباری تحمل می‌کرد و امیدوار بود و این صبوری و آرامش، اتکا به نفس مریم را بالا می‌برد. با پیشرفت روند درمانی مریم ، محسن مرتب امیدوارتر می‌شد. به تدریج محسن مثل سابق به مریم ابراز علاقه می‌کرد. دستهای او را می‌گرفت و به او محبت می‌کرد. در یکی از جلسات مشاوره محسن گفت : زندگی ما قطعا" شیرین و لذت بخش تر از قبل خواهد شد چون مریم با انگیزه و مصمم در جادۀ سلامتی پیش می‌رود. من همیشه عاشق او بوده ام اما حالا عشقی دوباره را تجربه می‌کنم."
بعد از 18 ماه، معالجات مریم به پایان رسید. سه روز قبل از نهمین سالگرد ازدواجشان این زن و شوهر توانستند مشکل خود را حل کنند. روابط زناشویی آنها به مرور بهتر و بهتر شد و تا امروز که چند سال از آن دوران می‌گذرد هرگز مشکلی نداشته‌اند. اکنون آنها تصمیم گرفته‌اند که برای بچه دار شدن برنامه‌ریزی کنند. مریم همین چند روز پیش به من می‌گفت: " من عمیقا" اعتقاد پیدا کرده‌ام که رابطۀ زناشویی بنیان خانواده را مستحکم تر می‌کند و ازدواج را معنی دار می‌کند. حالا می‌توانم بفهمم که چرا محسن اینقدر برای معالجه اصرار داشت." مریم اکنون به شدت تاسف می‌خورد که چرا زودتر به متخصصین مراجعه نکرده و سالها باعث آزار و اذیت خود و همسرش شده است. مریم صادقانه افزود: " با این وجود مطمئنم آینده ای روشن در انتظار ما است و سعی می‌کنم هرگز حسرت گذشته را نخورم. حالا دیگر ما منتظر فرزندمان هستیم و با بدنیا آمدن او خوشبختی ما دو چندان خواهد شد."

سیمرغ