‏نمایش پست‌ها با برچسب مسائل خانواده. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مسائل خانواده. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه

دوام ازدواج با زنان شاغل بيشتراست


نتايج تحقيقات دانشگاهي نشان داد: تداوم و پايداري ازدواج با زنان شاغل بيشتر از زناني است كه فقط خانه دار هستند.

به گفته متخصصان دانشگاه ايالتي پنسيلوانيا، اين يافته‌ها منعكس كننده يك تساوي رو به رشد بين زوج‌هاي شاغل در زمينه درآمد، تصميم گيري، ايفاي نقش والدين و انجام كارهاي منزل است.
اين يافته‌ها كه در كتابي با عنوان «تنها با هم: چطور ازدواج در آمريكا در حال تغيير است» و به نوشته استاكي روگرز به چاپ رسيده بر خلاف باورهاي سنتي است كه مي‌گويد آمار طلاق در خانواده هايي كه زنان شاغل هستند، بيشتر است.
اين پژوهش بين سالهاي 1980 تا 2000 بر روي 1000 زوج صورت گرفته است.

راهکارهای مقابله با بی وفایی همسر


اگر شما هم یکی از قربانیان بی وفایی هستید، اکنون در سراشیبی مسیر زندگی تان قرار گرفته اید

اگر شما هم یکی از قربانیان بی وفایی هستید، اکنون در سراشیبی مسیر زندگی تان قرار گرفته اید. اغلب زوجهایی که چنین مشکلی دارند، معتقدند که تا به حال هیچ گاه چنین هیجانات شدیدی را تجربه نکرده بودند. آنها احساس خشم، افسردگی، ترس، گناه، تنهایی و شرمساری می کنند.

همسری که مورد بی وفایی قرار گرفته است، همیشه از خودش می پرسد:
چطور توانست چنین کاری با من بکند؟ چطور توانست به من خیانت کند و بارها و بارها به من دروغ بگوید؟ هرگز دیگر نمی توانم به او اعتماد کنم.

چنین فردی، دچار احساس خشم و انزجار شدیدی می شود و احساس می کند به قدری آسیب دیده است که حتی قادر به بیان آن در قالب کلمات نیست.

وقتی زوجین چنین هیجانات شدیدی را تجربه می کنند، پرسش اساسی این است که آیا بهبود اوضاع و رفع اختلالات زناشویی امکانپذیر است یا خیر؟ چطور می توان این بحران را پشت سر گذاشت؟ حتی در صورت بهبود، آیا قادریم با خاطره این خیانت و بی وفایی به زندگی مشترک ادامه دهیم؟

متخصصان و مشاوران ازدواج با اطمینان پاسخ می دهند که بله و به شما اطمینان می دهند که در صورت در نظر گرفتن این پیشنهادات و البته دریافت کمکهای تخصصی، آینده خوبی در انتظار زندگی مشترک تان خواهد بود.

گام اول: آیا می خواهید زندگی زناشویی تان را نجات دهید؟
ظهور بی وفایی نشان دهنده این است که ازدواجتان برای مدت طولانی دچار مشکل جدی بوده است، خواه آن را تشخیص داده باشید یا نه. یکی یا هر دوی شما نیازهای اساسی یکدیگر را بر طرف نکرده اید به همین دلیل بی وفایی فرصت رشد پیدا کرده است. شاید آزار دهنده باشد اما علت اصلی بی وفایی در زندگی زناشویی، کمرنگ شدن ردپای عشق است. قربانی بی وفایی باید از خودش بپرسد: چه بلایی بر سر عشق مان آمد؟ در برطرف کردن کدام نیاز او شکست خوردم؟

گام دوم: به هیچ وجه این وضعیت را تحمل نکنید.
ازدواج ارتباطی اختصاصی است که در آن دو نفر یکی می شوند و باید با هم بمانند. سه نفر در این میان نمی گنجد. ظهور بی وفایی به معنای این است که زندگی مشترک قبل از این از هم پاشیده است. بنابراین بویژه به زنان توصیه می شود که مسیری مستقل و سختگیرانه را در پیش بگیرند و درصدد باشند که برای همسر بی وفا روشن کنند که به هیچ عنوان این وضعیت را تحمل نمی کنند.

اشتباه نکنید، منظور ما این نیست که با فهمیدن این مساله، داد و فریاد به راه اندازید، همه دوستان و آشنایان را مطلع سازید و یا حتی خانه را ترک کنید بلکه منظور ما این است که به سرعت میدان را برای نفر سوم خالی نکنید. در اکثر مواقع زنان با مشاهده این وضعیت به شدت سرخورده شده و بعد از مدتی کشمکش و درگیری با همسر، زندگی زناشویی را ترک می کنند و به راحتی اجازه می دهند نفر سوم از این فرصت استفاده کرده و در دل همسر شان جا باز کند. شما علی رغم شکست عاطفی که دیده اید باید بمانید، مشکلات را شناسایی و حل کنید و شخص ثالث را کم کم از زندگی خویش بیرون کنید. اجازه ندهید به همین راحتی زندگی چند ساله تان را از دست داده و همه چیز را رها کنید. اگر لازم دیدید و یا به شدت احساس خشم و عصبانیت کردید، با همسرتان صحبت نکنید اما به نقشهای زناشویی خود مانند رسیدگی به امور خانه و فرزندان، آشپزی و.. عمل کنید.

گام سوم: بدانید چه انتظاری داشته باشید.
اغلب بی وفایی ها می تواند به طلاق منجر نشود و در نهایت به رفع اختلاف بینجامد. فرآیند بی وفایی دردی غیرقابل تحمل را به افراد وارد می کند. اگر خودتان را برای آنچه پیش خواهد آمد آماده کنید، نه تنها عذاب کمتری می کشید، بلکه به ازدواجتان فرصت بیشتری برای بهبود و دوام می دهید. یکی از بهترین راهها برای افزایش آمادگی این است که بدانید چه انتظاری داشته باشید؟

برای مثال بعد از چند روز از وقوع این حادثه، وقتی به اندازه کافی توانستید بر اعصاب خود مسلط شوید، مهر سکوت را بشکنید و در فضای مناسب و در غیاب فرزندان(البته اگر صاحب فرزند هستید) به طور مفصل با همسرتان صحبت کنید و ببینید چه انگیزه ای باعث بروز این رفتار ناشایست شده است؟ چه کمبودی در زندگی داشته است؟ از شما چه توقعی داشته است که نتوانسته اید آن را اجابت کنید؟ فرد جدید چه خلایی از همسر شما را پر می کند ؟و...

در برخی از موارد زندگی زناشویی دارای کاستیهایی است که اگر شناسایی و اصلاح شود، مشکلات تا حد زیادی بر طرف می شود اما در برخی دیگر از موارد، زن و مرد مشکل خاصی با هم ندارند و تنها مرد در یک موقعیت وسوسه انگیز قرار گرفته و دچار لغزش شده است. اینجاست که نقش شما پر رنگ تر می شود. شما باید به عنوان یک زن ثابت کنید که هنوز هم مرکز عاطفی خانواده تان هستید و می توانید دوباره همسرتان را به خانواده بازگردانید.

بازگشت به شرایط عادی نیازمند تلاش پایدار و خستگی ناپذیر هر دو طرف است

گام چهارم: شروع به رفع نیازهای یکدیگر کنید
در این مرحله همسر خیانت دیده باید سعی کند نیازهای عاطفی را که فردی دیگر برای همسرش برطرف می کند، به شکل بهتری برطرف کند. زن و مرد می توانند ازدواجشان را بازسازی کنند و با برطرف کردن نیازهای یکدیگر، فصل تازه ای از عشق را در زندگی خود برنامه ریزی کنند.

وقتی در نهایت می آموزید مهم ترین نیازهای عاطفی یکدیگر را برطرف کنید، عشق و ازدواجتان نیرومندتر از همیشه می شود. بازگشت به شرایط عادی نیازمند تلاش پایدار و خستگی ناپذیر هر دو همسر است. آنها با عبور از این شرایط سخت به همراه یکدیگر متوجه می شوند که بیشتر از همیشه یکدیگر را دوست دارند. بی وفایی را به عنوان محرکی اصلاح کننده ببینید که در نهایت موجب می شود زوج ها در مورد نیازهای مهم شان کار کنند. وقتی شروع به کار کردن در مورد این نیازها کنید، زندگی مشترک تان همان می شود که همیشه خواهانش بوده اید از طریق ارتباط کلامی شما می توانید اولین گامهای اصلاح رابطه تخریب شده تان را بردارید. توجه داشته باشید که ارتباط کلامی ویژگی اختصاصی انسانهاست. زوجین در قالب کلام، نگرشهای خود را درباره خویشتن، مخاطب خود، مسائل کلی و مسائل مشترک به یکدیگر انتقال می دهند. با توجه به اهمیت این مساله در یادداشتهای آتی به شما آموزش داده خواهد شد که چگونه از این طریق، رابطه زناشویی تان را بهبود بخشید.

نکته آخر و بسیار مهم این است که اگر شما جز آن دسته از زنانی هستید که مورد بی وفایی قرار گرفته اید انجام اقدامات پیشنهاد شده را به شما توصیه می کنیم از طرف دیگر مراجعه نزد مشاور خانواده به همراه همسرتان را اکیدا توصیه می کنیم. گاهی اوقات برخی مطالب از دید افراد نادیده گرفته می شود و تنها چشمان تیز بین یک متخصص است که می تواند مشکلات اصلی را شناخته و اصلاح نماید.
ideallife.ir

چگونه با همسر خود راجع به مسائل مالی صحبت کنید؟


شما و همسرتان بدون هیج جنگ و جدلی می‌توانید راجع به مسائل مالی بحث وگفتگو کنید. 5 راه حل مناسب و ضروری که هر زوجی باید بداند

دعوای مالی
آخرین باری که با همسرتان به خاطر مسائل مالی بحث عمیق داشتید، چه زمانی بوده است؟ شاید مثل خیلی از خانم‌ها پاسخ‌تان "هرگز" باشد. حتی در بهترین زمان‌ها این موضوعی زهرآگین است و در بحران اقتصادی فعلی، انفجاری است.

مسائل مالی یکی از موضوعاتی است که در ازدواج کمتر به آن بها داشته می‌شود، (طبق گفته دکتر بونی ایکرویل، نویسنده Financial Infidelity): هفت مرحله برای غلبه بر تخریب روابط. و نیز عامل دعواها و طلاق می‌باشد. برای خیلی از مردم راحت تر است که از واقعیت فرار کنند تا اینکه واقعیت‌های مالی را بپذیرند. همچنین هیچ کس دوست ندارد که سارق بانک باشد. در تحقیقی مشخص شد که 82 درصد از زوجین خرید خود را از همسرشان مخفی می‌کنند، یا در تحقیقی دیگر 30 درصد از افراد نسبت به گذران فعالیت‌های خود صادق نبودند. تا زمانی که اوقات بر وفق مراد آنها نیست، از بی صداقتی و مخفی سازی خبری نیست. اما زمانی که پول کافی دارند آنها را از همسر خود مخفی می‌کنند.

به گفته استفن، مشاور ازدواج و خانواده در نیوجرسی و نویسنده Magnetic partner، وقتی اینها پول اضافی دارند از طرف مقابل خود پنهان می‌کنند. اما در زمان تنگدستی همه چیز را بیان می‌نمایند.

زمانی که وقت می‌گذرد و زوجین تصمیم می‌گیرند راجع به مسائل مالی با یکدیگر بحث و گفتگو داشته باشند، دیگر کار از کار گذشته است، چرا که آنها باید با استرس و کار از دست داده و یا حقوق اندک بازنشستگی دست به گریبان شوند. در این هنگام آنها مجبور هستند که نسبت به سرمایه، بودجه و درآمد خود نگران باشند.

همسران باید قبل از هر مشکل یا بحرانی اقدام و با یکدیگر مشورت کنند. در زیر پنج پرسش آورده شده است که همسران می‌توانند از هم بپرسند، و نیز توصیه‌ها برای صحبت کردن در زمینه مسائل مالی خانواده.

مشاغل در خطر
اگر کارمان را از دست بدهیم، چه می‌شود؟
این سئوال منطقی است. اما موضوعی ترسناک می‌باشد. مردان و زنان به وسیله شغل و حرفه خود احساس ارزشمندی پیدا می‌کنند. مردان به خاطر نان آور بودن نسبت به نقش خود حساس هستند و از اینکه نتوانند خانواده خود را تامین کنند و نیازهای آنها را برطرف سازند شرمنده می‌گردند.

در ضمن، درآمد خیلی از مردان بیشتر از زنانشان است، و تعداد زیادی از خانم‌ها دوست ندارند به همسران خود وابسته باشند. اگر زنان از مردان راجع به امنیت شغلی آنها سئوال کنند، اینان احساس ناخوشایندی پیدا نموده و ناراحت می‌گردند.

بنیانگذار موسسه خصوصی آموزش مالی زنان در آمریکا می‌گوید:
با همسران خود راجع به برنامه‌های احتمالی یا قریب الوقوع صحبت کنید. مثلا از همسر خود بپرسید، اگر در فرض ما کار خود را از دست دادیم چه کارهایی می‌توانیم انجام بدهیم، و در این زمینه روی یک برگه کاغذ نظرات و برنامه‌های خود را بنویسید. از اینکه بحث خود را ادامه بدهید، اصلا نترسید. به گفته دکتر شوارتز پیپر، خیلی از افراد خانواده خود را در جریان مشکلات شغلی خود قرار نمی‌دهند و این یک بحران است که روابط همسران را دچار اضمحلال می‌سازد و طرف مقابل احساس می‌کند که همه چیز از او مخفی می‌گردد.

فشار والدین
اگر والدین ما نیاز به کمک مالی داشتند، چگونه موقعیت را کنترل کنیم؟
گاهی مراقبت و تامین نیازهای والدین برای همسران ایجاد تنش می‌نماید. (بر اساس صحبت‌های دکتر جاکوب، نویسنده Emotional Survival Guide for Caregivers)

برخی افراد تا مشکلی برای پدر و مادر آنها پیش نیاید، راجع به مسائل مالی آنها برنامه ریزی و صحبت نمی‌کنند، گاهی پدر یا مادر دچار شگستگی لگن می‌شوند که قادر به کار کردن نخواهند بود یا پیر می‌شوند و نیاز است به خانه سالمندان بروند، پس باید پیش بینی همه اینها را بنمایید.
در ابتدا با تعدادی سئوال کلی، همراه با همسر خود، مسائل را بررسی نمایید. مثلا بپرسید آیا نگران مسائل مالی والدین خود هستید؟

در صورت ایجاد مشکل برای آنها و نداشتن پول کافی آیا قادرید به آنها کمک کنید؟
بعد از این باید جزئی تر صحبت کنید. هر دو شما باید با پدر و مادر خود صحبت نمایید، اگر چه در این مواقع خیلی از افراد احساس بدی پیدا می‌کنند. از آنها بپرسید چقدر پول و درآمد دارند، چه مخارجی دارند، بیمه آنها به چه صورت می‌باشد؟

مسائل مالی
آیا زمان این نیست که تصمیمات مالی را با یکدیگر بگیریم؟
اگر چه خیلی از زوجین مسائل مالی را با یکدیگر مدیریت می‌کنند، اما هنوز تعداد زیادی از مردان در این زمینه با همسران خود مشورت نمی‌کنند و خود به تنهایی تصمیم گیری می‌نمایند، هر چند که زنان حتما با همسران خود مشورت می‌کنند.

این عدم توازن دو پیامد ناراحت کننده دارد. ملان الیویا روان درمانگر و نویسنده Money Harmony می‌گوید: " اگر مشکلی پیش بیاید، مردان سرزنش می‌شوند . زنان آنها هم ناامید می‌گردند که این مشکل را دو چندان می‌سازد. پس باید مرد و زن با یکدیگر تصمیم گیری کنند، و اگر نه هر چه پیش آید به ضرر هر دوی آنها خواهد بود."

باید با ملایمت پیش رفت، همسران خود را به عنوان یک تیم تصور کنند، هر مشکلی پیش آید دودش به چشم هر دو آنها می‌رود، پس باید در هر چیزی خود را شریک بدانند، حتی زمان مشکلات.
اگر فردی بخواهد تصمیمات مالی خانواده را خودش به تنهایی بگیرد، به سر منزل مقصود نخواهد رسید.

دست و دلباز بودن
باید به کودکان خود حقوق بدهیم؟
جوانان یا نوجوان در صورت از دست دادن کار خود یا مواردی از این قبیل، به بانک پدر و مادرشان رجوع می‌کنند. بیشتر از یک چهارم افراد 25 تا 29 ساله آمریکایی با پدر و مادر خود زندگی می‌کنند و وابستگی مالی به آنها دارند. این رقم در حال افزایش است. گاهی اوقات حتی اگر فرزندان وابستگی هم نداشته باشند، از شما پول قرض می‌گیرند یا هدیه می‌خواهند. سپس شما و همسرتان باید برای این موارد هم برنامه ریزی کنید. غیر معمول نیست که گاهی یکی از پدر و مادر نخواهد به فرزند خود پول بدهد. پس همیشه موقعیت‌های فرضی را نیز در نظر بگیرید: اگر فرزندمان خواست به خانه برگردد چه کاری می‌توان انجام داد؟ آیا از پس مخارج برخواهیم آمد؟ آیا محدودیت خواهیم داشت؟
قبل از اینکه دچار امتحانی سخت بگردید با همسر خود مشورت کنید.

بازنشستگی
آیا در زمان بازنشستگی از پس مخارج برخواهیم آمد؟
حتی در زمانی هم که تورم وجود نداشت و اقتصاد قوی بود، خیلی از افراد به فکر آینده خود نبودند. فقط 53 درصد از افراد 45 و 54 ساله به محاسبه وجوه نقدی خود پرداخته اند و 36 درصد از آنها هم کمتر از 000/10 دلار (10 میلیون تومان) پس انداز داشته اند. و حالا که کار از کار گذشته است، همه متوجه اشتباه خود شده اند. در حقیقت، در نظر سنجی 52 درصد از افراد نسبت به داشتن پول کافی در زمان بازنشستگی خود اطمینان نداشتند، حق با آنهاست. یک فاکتور مهم قرض و وام است. برخی از مردم برای خرید خانه خود وام گرفته یا پولی قرض کرده اند که در حال حاضر ارزش خانه آنها کاهش یافته است. بیشتر زوجین برای ادای دین و قرض خود مجبور هستند ساعات بیشتری کار کنند. حتی آن دسته از افراد هم که مقروض نیستند به علت رکود اقتصادی یا ورشکستگی، پس انداز خود را خرج می‌کنند.

ترس؟
باید آن روی سکه را هم نگاه کرد. این بحران اقتصادی به شما فرصت می‌دهد تا چند سئوال از خود بپرسید:
خواهان چه نوع زندگی هستیم؟ چه زمان طالب آن هستیم؟ چگونه آن را به دست آوریم؟ در مورد اینکه چه کسی و تا چه زمانی کار کند، صحبت نمایید.
Fidelity Investments گزارش داده است که 60 درصد از زوجین برای سالی که بازنشسته شوند، توافق نداشتند.

حالا زمان خوبی است که به پیشنهاد متخصصین امر گوش بدهید

- حتی اگر قبلا با هیچ اقتصاد دانی مشورت نکرده اید. اما خاطر نشان می‌کنیم که موضوع را به گونه ای با همسر خود مطرح کنید که فکر نکند او را سرزنش می‌نمایید. بلکه بدین صورت شروع کنید: از آنجا که با بحران اقتصادی خیلی چیزها تغییر کرده است، دوست دارم با یک فرد خبره برای زمان بازنشستگی خودمان مشورت کنیم.

اگر چه این بحث‌ها برای زوجین جالب نیستند، اما نقشی مهم را ایفا می‌کنند. و به خاطر بحران اقتصادی یا آینده نگری، همسران باید با صراحت با هم صحبت کنند.

به گفته دکتر فیل، پول واقعا افراد را کنار هم جمع کرده است، چرا که آنها ساعاتی از هفته را به صحبت در مورد مسائل مالی اختصاص می‌دهند.
سیمرغ

۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

راهکارهای مقابله با بی وفایی همسر


اگر شما هم یکی از قربانیان بی وفایی هستید، اکنون در سراشیبی مسیر زندگی تان قرار گرفته اید

اگر شما هم یکی از قربانیان بی وفایی هستید، اکنون در سراشیبی مسیر زندگی تان قرار گرفته اید. اغلب زوجهایی که چنین مشکلی دارند، معتقدند که تا به حال هیچ گاه چنین هیجانات شدیدی را تجربه نکرده بودند. آنها احساس خشم، افسردگی، ترس، گناه، تنهایی و شرمساری می کنند.

همسری که مورد بی وفایی قرار گرفته است، همیشه از خودش می پرسد:
چطور توانست چنین کاری با من بکند؟ چطور توانست به من خیانت کند و بارها و بارها به من دروغ بگوید؟ هرگز دیگر نمی توانم به او اعتماد کنم.

چنین فردی، دچار احساس خشم و انزجار شدیدی می شود و احساس می کند به قدری آسیب دیده است که حتی قادر به بیان آن در قالب کلمات نیست.

وقتی زوجین چنین هیجانات شدیدی را تجربه می کنند، پرسش اساسی این است که آیا بهبود اوضاع و رفع اختلالات زناشویی امکانپذیر است یا خیر؟ چطور می توان این بحران را پشت سر گذاشت؟ حتی در صورت بهبود، آیا قادریم با خاطره این خیانت و بی وفایی به زندگی مشترک ادامه دهیم؟

متخصصان و مشاوران ازدواج با اطمینان پاسخ می دهند که بله و به شما اطمینان می دهند که در صورت در نظر گرفتن این پیشنهادات و البته دریافت کمکهای تخصصی، آینده خوبی در انتظار زندگی مشترک تان خواهد بود.

گام اول: آیا می خواهید زندگی زناشویی تان را نجات دهید؟
ظهور بی وفایی نشان دهنده این است که ازدواجتان برای مدت طولانی دچار مشکل جدی بوده است، خواه آن را تشخیص داده باشید یا نه. یکی یا هر دوی شما نیازهای اساسی یکدیگر را بر طرف نکرده اید به همین دلیل بی وفایی فرصت رشد پیدا کرده است. شاید آزار دهنده باشد اما علت اصلی بی وفایی در زندگی زناشویی، کمرنگ شدن ردپای عشق است. قربانی بی وفایی باید از خودش بپرسد: چه بلایی بر سر عشق مان آمد؟ در برطرف کردن کدام نیاز او شکست خوردم؟

گام دوم: به هیچ وجه این وضعیت را تحمل نکنید.
ازدواج ارتباطی اختصاصی است که در آن دو نفر یکی می شوند و باید با هم بمانند. سه نفر در این میان نمی گنجد. ظهور بی وفایی به معنای این است که زندگی مشترک قبل از این از هم پاشیده است. بنابراین بویژه به زنان توصیه می شود که مسیری مستقل و سختگیرانه را در پیش بگیرند و درصدد باشند که برای همسر بی وفا روشن کنند که به هیچ عنوان این وضعیت را تحمل نمی کنند.

اشتباه نکنید، منظور ما این نیست که با فهمیدن این مساله، داد و فریاد به راه اندازید، همه دوستان و آشنایان را مطلع سازید و یا حتی خانه را ترک کنید بلکه منظور ما این است که به سرعت میدان را برای نفر سوم خالی نکنید. در اکثر مواقع زنان با مشاهده این وضعیت به شدت سرخورده شده و بعد از مدتی کشمکش و درگیری با همسر، زندگی زناشویی را ترک می کنند و به راحتی اجازه می دهند نفر سوم از این فرصت استفاده کرده و در دل همسر شان جا باز کند. شما علی رغم شکست عاطفی که دیده اید باید بمانید، مشکلات را شناسایی و حل کنید و شخص ثالث را کم کم از زندگی خویش بیرون کنید. اجازه ندهید به همین راحتی زندگی چند ساله تان را از دست داده و همه چیز را رها کنید. اگر لازم دیدید و یا به شدت احساس خشم و عصبانیت کردید، با همسرتان صحبت نکنید اما به نقشهای زناشویی خود مانند رسیدگی به امور خانه و فرزندان، آشپزی و.. عمل کنید.

گام سوم: بدانید چه انتظاری داشته باشید.
اغلب بی وفایی ها می تواند به طلاق منجر نشود و در نهایت به رفع اختلاف بینجامد. فرآیند بی وفایی دردی غیرقابل تحمل را به افراد وارد می کند. اگر خودتان را برای آنچه پیش خواهد آمد آماده کنید، نه تنها عذاب کمتری می کشید، بلکه به ازدواجتان فرصت بیشتری برای بهبود و دوام می دهید. یکی از بهترین راهها برای افزایش آمادگی این است که بدانید چه انتظاری داشته باشید؟

برای مثال بعد از چند روز از وقوع این حادثه، وقتی به اندازه کافی توانستید بر اعصاب خود مسلط شوید، مهر سکوت را بشکنید و در فضای مناسب و در غیاب فرزندان(البته اگر صاحب فرزند هستید) به طور مفصل با همسرتان صحبت کنید و ببینید چه انگیزه ای باعث بروز این رفتار ناشایست شده است؟ چه کمبودی در زندگی داشته است؟ از شما چه توقعی داشته است که نتوانسته اید آن را اجابت کنید؟ فرد جدید چه خلایی از همسر شما را پر می کند ؟و...

در برخی از موارد زندگی زناشویی دارای کاستیهایی است که اگر شناسایی و اصلاح شود، مشکلات تا حد زیادی بر طرف می شود اما در برخی دیگر از موارد، زن و مرد مشکل خاصی با هم ندارند و تنها مرد در یک موقعیت وسوسه انگیز قرار گرفته و دچار لغزش شده است. اینجاست که نقش شما پر رنگ تر می شود. شما باید به عنوان یک زن ثابت کنید که هنوز هم مرکز عاطفی خانواده تان هستید و می توانید دوباره همسرتان را به خانواده بازگردانید.
بازگشت به شرایط عادی نیازمند تلاش پایدار و خستگی ناپذیر هر دو طرف است

گام چهارم: شروع به رفع نیازهای یکدیگر کنید
در این مرحله همسر خیانت دیده باید سعی کند نیازهای عاطفی را که فردی دیگر برای همسرش برطرف می کند، به شکل بهتری برطرف کند. زن و مرد می توانند ازدواجشان را بازسازی کنند و با برطرف کردن نیازهای یکدیگر، فصل تازه ای از عشق را در زندگی خود برنامه ریزی کنند.

وقتی در نهایت می آموزید مهم ترین نیازهای عاطفی یکدیگر را برطرف کنید، عشق و ازدواجتان نیرومندتر از همیشه می شود. بازگشت به شرایط عادی نیازمند تلاش پایدار و خستگی ناپذیر هر دو همسر است. آنها با عبور از این شرایط سخت به همراه یکدیگر متوجه می شوند که بیشتر از همیشه یکدیگر را دوست دارند. بی وفایی را به عنوان محرکی اصلاح کننده ببینید که در نهایت موجب می شود زوج ها در مورد نیازهای مهم شان کار کنند. وقتی شروع به کار کردن در مورد این نیازها کنید، زندگی مشترک تان همان می شود که همیشه خواهانش بوده اید از طریق ارتباط کلامی شما می توانید اولین گامهای اصلاح رابطه تخریب شده تان را بردارید. توجه داشته باشید که ارتباط کلامی ویژگی اختصاصی انسانهاست. زوجین در قالب کلام، نگرشهای خود را درباره خویشتن، مخاطب خود، مسائل کلی و مسائل مشترک به یکدیگر انتقال می دهند. با توجه به اهمیت این مساله در یادداشتهای آتی به شما آموزش داده خواهد شد که چگونه از این طریق، رابطه زناشویی تان را بهبود بخشید.

نکته آخر و بسیار مهم این است که اگر شما جز آن دسته از زنانی هستید که مورد بی وفایی قرار گرفته اید انجام اقدامات پیشنهاد شده را به شما توصیه می کنیم از طرف دیگر مراجعه نزد مشاور خانواده به همراه همسرتان را اکیدا توصیه می کنیم. گاهی اوقات برخی مطالب از دید افراد نادیده گرفته می شود و تنها چشمان تیز بین یک متخصص است که می تواند مشکلات اصلی را شناخته و اصلاح نماید.
ideallife.ir

۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

اگر در ازدواجتان مشکلی دارید چگونه آن را بیان کنید؟!


تلویزیون و فیلم‌ها علاقه دارند به مردم بگویند که ازدواج‌ها به دلیل اتفاقات بزرگی مانند خیانت تمام می‌شوند، اما حقیقت این است که ارتباطی که با مشکل مواجه شده است مانند گلوله برف است.

تلویزیون و فیلم‌ها علاقه دارند به مردم بگویند که ازدواج‌ها به دلیل اتفاقات بزرگی مانند خیانت تمام می‌شوند، اما حقیقت این است که ارتباطی که با مشکل مواجه شده است مانند گلوله برف است. اگر اجازه دهید که سمت پایین تپه برای مدت طولانی غلت بخورد، کم کم به بهمن تبدیل می‌شود و هر چیزی را که سر راه اش باشد نابود می‌کند. اگر شما بتوانید سریع با مشکلات مقابله کنید شانس بهتری برای متوقف کردن گلوله برف دارید و می‌توانید به جای انجام دادن کاری مخرب، کاری مثبت انجام دهید.

اگر به یک شخصیت مورد علاقه در تلویزیون نگاه کنید پیدا کردن ازدواجی که با مشکل روبرو شده آسان اما وقتی در زندگی خود ما اتفاق می‌افتد علائم هشدار را نمی‌بینیم یا نادیده می‌گیریم. بهترین شیوه برای آگاهی از این مسئله این است که از خود بپرسیم که آیا ما واقعا خوشحال هستیم؟ و اینکه احساس خود را وقتی از همسر خود دور هستید و وقتی در کنار او هستید با هم مقایسه کنید و از دوستان خود بپرسید آنها چه چیزی را می‌بینند که شما نمی‌بینید. شما در این دوره سوالات بسیاری را از خود می‌پرسید اما پاسخ‌های صادقانه می‌تواند به شما کمک کند که بدانید آیا ازدواج شما نجات پیدا می‌کند یا اینکه زمانی است برای پایان دادن به آن.

خوشبختی شما
اگر در اکثر هفته‌ها به دلیل یکجا بودن با همسرتان خوشحال نیستید، این یک نشانه بزرگ است که در این اینجا مشکلی وجود دارد. آیا کار یا دانشگاه راهی برای فرار است؟ آیا وقتی همسر شما از کار به خانه می‌آید شما نگران می‌شوید زیرا انتظار مشاجره دارید؟

رفتارتان را هنگامی که از همسرتان دور هستید نیز ارزیابی کنید.استرس ازدواج می‌تواند بر روی روابط شما در هر جایی تاثیر منفی بگذارد. اگر در را محکم می‌بندید، در خواب دندان قروچه می‌کنید، همه فرصت و نشانه ای است که کاری برای ازدواجتان انجام دهید.

سوءاستفاده کردن پرچم قرمزی است که باید به شما بگوید که هر چه سریعتر بر خیزید. اگرچه، کسی که قربانی سوءاستفاده شد تشخیص یا پذیرفتن آن بسیار سخت خواهد بود. همچنین، اگر چه همسر شما از نظر فیزیکی به شما آسیبی نمی‌رساند اما بدانید که سوءاستفاده‌های احساسی یا کلامی نیز سوءاستفاده محسوب می‌شوند و شما باید وقتی با همسر خود هستید احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید.

زمانی را که با همسر خود سپری می‌کنید
به احساسی فکر کنید هنگامی که با همسر خود هستید. طبیعی است اگر بعضی مواقع با شخصی که زندگی خود را با او سهیم شده اید احساس ناراحتی کنید، اما، اگر اندازه چشمان او، بوی نفسش، و فقط صدای پای او برای ناراحت کردن و مشوش کردن شما کافی بود نشان می‌دهد که جایی مشکل وجود دارد.

آیا قرار است تصمیم گیری یا استدلال بسیار کوچک انجام شود؟ اگر انتخاب مارک کره باعث شود صدایتان بالا برود، کسی روی کاناپه خوابیده باشد و سکوت درمانی می‌کند، این را به عنوان یک نشانه بگیرید که ازدواج شما ممکن است مشکلی داشته باشد که باید روی آن کار شود. همچنین، وقتی می‌خواهید موضوعی را با همسرتان بیان کنید چه احساسی دارید؟ آیا نگرانید که مسائل کوچک به مشاجره‌های بزرگ تبدیل شود؟

روابط جنسی شما چطور است؟
آیا هنوز وقتی به همسر خود فکر می‌کنید احساس خوبی می‌کنید؟ برای یک ازدواج طبیعی است که به زندگی جنسی تغییر پیدا کند و روابط جنسی می‌تواند بعد از سال‌ها تکراری شود، اما، اگر از نزدیکی با همسرتان زمان زیادی می‌گذرد نشان دهنده مشکل بسیار بزرگی است.
اگر مدت زمان طولانی از همسرتان دور بوده اید یا اگر کار شما را از رابطه صمیمانه دور نگه داشته، به آخرین باری که که با همسر خود رابطه داشتید فکر کنید. چه احساسی داشتید؟ آیا تجربه بیشتری بدست آوردید؟ یا اینکه یک رفع تکلیف دیگری بود؟ ازدواج می‌تواند لحظه‌های کسل کننده داشته باشد اما هرگز از داشتن رابطه جنسی با همسر خود ترس نداشته باشید.

نظر خواهی از دیگران
اگر برای دیدن نوع مشکلات خود دچار مشکل هستید تظاهر کنید موقعیت شما، موقعیت دوستتان است. اگر بهترین دوست شما به شما بگوید که همسرش شش ماه گذشته را روی کاناپه خوابیده است چه خواهید گفت؟بعضی مواقع عشق می‌تواند فرد را برای تشخیص طبیعی بودن یا نبودن چیزی کور کند،و این برای محافظت از ازدواج بسیار مهم است.
در صورت داشتن سوال، دوستان و افراد خانواده می‌توانند توصیه‌های خوبی بدهند. آنها چیزهایی را می‌بینند که ممکن است شما نبینید و زمانی را با شما یا همسرتان سپری کرده اند. به نظرات آنها گوش کنید وبرای موقعیت‌های گوناگون در ازدواج از آنها کمک بگیرید. ممکن است که توصیه‌ها و ایده‌های خوبی داشته باشند.

پیامد واقعی ازدواج
نهایتا شما باید به پیامد واقعی ازدواج فکر کنید و اینکه ارزشش را دارد یا نه. چه مواقعی خوشحال هستید یا بر عکس چه مواقعی پریشان و ناراحت هستید؟ چه وقت با همسر خود را به مي گذرانید یا برعکس به خنده و شادی؟ در هر رابطه ای، زمان خوب با هم بودن بهتر از زمان بد آن است.
اگر زمانی که همسرتان از شما دور است خوشحال تر از موقعی هستید که با شماست، و اینکه روزهای بهتری را دارید بدانید که مشکلی وجود دارد و اولین گام را برای سامان دادن به آن است.
سيمرغ

۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

پاسخ مشاور


من و همسرم در بحث حجاب و نمازشون با هم مشكل داریم. من بسیار سردرگمم كه چه باید بكنم. ایشان این كار ها را انجام نمی دهند و من هم تمام تلاشم را انجام دادم كه رعایت حجاب را بنمایند و نماز را هم بخوانند ولی اینگونه نشده است. من بخاطر احساس گناهم و مسئولیتم در برابر ایشان از ازدواج باهاشون پشیمانم و نمی دانم چه كاری انجام بدهم.
آیا احساس گناهم صحیح است؟
آیا من در برابر ایشان مسئولم؟
تصمیم گرفتم از ایشان جدا شوم آیا تصمیمم صحیح است؟

پاسخ : با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
وقتی کسی با همسرش عقد ازدواج منعقد می کند، به این راحتی ها نباید به فکر جدایی بیفتد؛ کما این که نکاتی که فرمودید برای طلاق کافی به نظر نمی رسد.
وقتی یک زندگی شکل می گیرد، شرط وفاداری و تعهد این است که هر طرف همه تلاش خود را برای سعادت طرف مقابلش انجام دهد، نه آن که وقتی اشتباهی ـ و حتی گناهی از طرف مقابلش دید از بار مسئولیت هدایت او شانه خالی کند. لذا با تمام نیرو باید برای ادامه این زندگی در مسیر صحیح، تلاش کنید.
هیچ نیاز به احساس گناه یا فکر طلاق و جدایی نیست. از سوی شما گناهی انجام نشده است، بلکه تنها اتفاقی که افتاده این است که شما در شرائطی قرار گرفته اید که مسئولیتی برای هدایت و ارشاد یک نفر دیگر متوجه شما شده است، آن هم به شکلی که از یک مرد انتظار می رود تا برای سعادت همسرش مجاهدت کند.
شما اگر با این دید به مسئله نگاه کنید، نه تنها به ادامه زندگی خوش بین می شوید، که عمل شما جهاد فی سبیل الله خواهد بود.
این تلاش، می تواند به زندگی شما برکت ببخشد. اگر به هدایت ایشان انجامید ـ که انشاء الله چنین می شود، و معمولا مرد اگر صبوری کند در این مسیر موفق می شود ـ که به هدف رسیده اید و خیر دنیا و آخرت خواهید داشت؛ و اگر موفق نشوید شما به تکلیف عمل کرده اید، و قطعا پاداش اخروی دارید.
وظیفه شما ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر است. سعی کنید با چاشنی محبت و رعایت احترام و با صبر و تحمل این کار را انجام دهید. اگر خالصانه و از روی دلسوزی و صداقت باشد حتما بیشتر اثر خواهد گذاشت. رفت و آمد با افراد و خانواده های مذهبی، شرکت در مجالس مذهبی، مساجد، مراسم دعا و ... نیز تأثیر روشن و تجربه شده ای دارد.
تلاش کنید جوّ معنوی خانواده آرام آرام و به طور غیر محسوس بیش تر شود. ضمنا امر به معروف و نهی از منکر هر چه به صورت عملی و متناسب با آداب و اخلاق اسلامی انجام شود، اثر آن بیشتر و بهتر خواهد بود. سعی کنید عباداتتان مانند نماز خواندن خودتان نیز مرتب و به موقع و با انگیزه و دقت باشد. هر چه شما اهمیت بیشتری بدهید نسبت به این موارد ـ البته بدون ایجاد حساسیت و افراط و تفریط، نتیجه مطلوب تری خواهید گرفت.
در این راستا توکل بر خدا و توسل به اهل بیت را فراموش نکنید و از آنها استمداد بجویید.
پیروز باشید.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.





۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

سرکوفت زدن به شوهر


خير دنيا و آخرت در چهار چيز است

نوه امام مجتبى عليه السلام از مادرش دختر امام حسين عليه السلام و ايشان از امام حسين و ايشان از پدرشان حضرت على عليه السلام و ايشان از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مى كند كه فرمودند:
كسى كه در دنيا به او چهار چيز داده شد، خير دنيا و آخرت را به او داده اند، و بهره خود را از دنيا برده است
(1) ورع و پرهيزكارى كه او را از حرام باز دارد
(2) اخلاقى كه ميان مردم زندگى كند
(3) بردبارى كه با آن نادانى مردم را دفع كند
(4) زن شايسته اى كه او را در دين و دنيا كمك دهد

صفاتى كه زنان در مردان مى پسندند

تو مرد رهى واقف راه باش زحال زنان نيز آگاه باش

1 - مال و ثروت ، چرا كه موجب رونق خانه و زندگى و زيبائى جامه و خانه مى شود و اين امور مورد توجه بانوان است ، اما مرد مى بايست با عقل و فكر در تاءمين اين گونه خواسته ها اقدام كند.
2 - قدرت و توانايى ، چرا كه زن و مرد را نگهدار خود مى داند و مى خواهد پشتيبان او قوى باشد.
3 - مردانگى و غيرتمند بودن مرد.
4 - استقلال در زندگى ، بگونه اى كه مرد آزادانه زندگى كند و زير بار منت ديگرى نباشد.
5 - ميان مردم با آبرو و با شخصيت باشد.
6 - اهل سخن و شيرين كلام و شوخ باشد چرا كه زن از مرد خاموش و بى سرو صدا رنج مى برد.
7 - وضع سر و لباس او تميز و زيبا و مرتب باشد.
8 - گاهى با هديه و سوغاتى و گاهى با سخن علاقه خود را ابراز كند.
9 - گاهى سخنان و كارهاى زن را تحسين كند.
10 - رعايت ادب و نزاكت را بكند.
11 - خوش سليقه باشد و نسبت به كارهاى زن در خانه بى تفاوت نباشد، بلكه به آنها نظارت كند و اگر سستى يا ناهنجارى مثل كثافت و بى انضباطى ديد بى تفاوت نباشد وگرنه زن نيز سرد و بى تفاوت مى شود.

چهار چيز كمر شكن
پيامبر اكرم به حضرت امير عليه السلام در ضمن سفارشات خود فرمود: يا على چهار چيز، پشت انسان را مى شكند، (يعنى بسيار سخت و گران و غير قابل تحمل است )
(1) پيشوايى كه معصيت خدا مى كند ولى حرفش را گوش مى كنند.
(2) زنى كه شوهرش او را مراعات مى كند ولى او به شوهر خيانت مى كند.
(3) تنگدستى كه صاحب آن چاره ندارد.
(4) همسايه بدى كه در محل اقامت دائمى انسان باشد.

اين زن نفرين كرد و خودش مرد
مردى با زنش نزد حضرت صادق آمد و از بد اخلاقى زن خود شكايت كرد، حضرت به آن زن فرمود: چرا شوهرت از تو شكايت مى كند، زن شروع كرد به شوهرش نفرين كردن ، حضرت فرمود: اگر همينطور (بر اين كنيه و بر اخلاقى و نفرين ) ادامه دهى بيش از سه روز زنده نيستى ، زن (با گستاخى ) گفت : برايم مهم نيست كه هرگز او را نبينم (يعنى بميرم و راحت شوم ) در روايت است كه اين زن بيش از سه روز عمر نكرد و مرد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود: اين زن متجاوز بود و خداوند عمرش را كوتاه كرد و شوهرش را راحت نمود.

طلا باشيد نه خاك !
حضرت صادق عليه السلام فرمود: زن گردنبند است ، توجه كن چه چيزى به گردن مى آويزى ، براى زن قيمت (مشخصى ) نيست ، نه خوبش و نه بدش ، اما خوبانشان را با طلا و نقره برابرى نمى كنند چون طلا و نقره بهترند، اما زن بد، ارزش (مشتى ) خاك را هم ندارد، خاك از آن بهتر است (زن خوب همواره سعادت آفرين و زن بد سبب سياه كردن زندگى مى شود و هيچكدام از اين دو بهتر با طلا و خاك قابل مقايسه نيست )

پيرى زودرس
(( كان من دعا رسول الله صلى الله عليه و آله اعوذ بك من امراة تشيبنى قبل مشيبى .))
امام صادق عليه السلام فرمود: يكى از دعاهاى پيامبر صلى الله عليه و آله اين بود كه خدايا به تو پناه مى برم از همسرى كه قبل از پيرى مرا پير كند.
دل آرام باشد مرد نيكخواه و ليك از زن بد خدايا پناه

با اين سخن اعمال زن باطل مى شود
(( ايما امراة قالت لزوجها ما رايت قط من وجهك خيرا فقد حبط عملها ))
امام صادق عليه السلام فرمود: هر زنى كه شوهر خويش بگويد از تو خيرى نديده ام ، اعمالش باطل مى گردد.

دستورهاى بيجا ندهيد
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر زنى كه با شوهر مدارا نكند و او را به آنچه نمى تواند وادار كند، خداوند هيچ كار خوبى از او قبول نمى كند و خدا را در حالى كه بر او خشمگين است ملاقات مى كند.

بلاى سفر به كه در خانه جنگ تهى پاى رفتن به از كفش تنگ
به زندان قاضى گرفتار، به كه در خانه بينى بر ابرو گره
در خرمى بر سرايى ببند كه بانگ زن از وى برآيد بلن
دكسى را بينى گرفتار زن مكن سعد يا طعنه بروى مزن
تو هم جور بينى و بارش كشى اگر يك سحر در كنارش كشى

بر زنها هم حرام است
(( اشتد غضب الله على امراءة ذات بعل ملات عينها من غير زوجها ))
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: خشم خدا شديد است بر زن شوهردارى كه چشم خويش را با نگاه به اجانب پر كند. (نگاه زن هم به نامحرم مثل نگاه مرد به زن اشكال دارد).

سه چيز شوم
راوى گويد نزد امام صادق عليه السلام سخن از شوم بودن مى كرديم ، حضرت فرمود: شومى در سه چيز است در زن و اسب و خانه ، اما شومى زن در زياد بودن مهر او و ناراحت كردن شوهر است و اما اسب ، شومى او را رام نبودن او و چموشى آن است و اما خانه شومى آن در تنگ و كوچك بودن آن و بدى همسايه ها و عيوب زياد داشتن است .

جزاى سركوفت زدن بر شوهر
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: اگر تمامى آنچه روى زمين از طلا و نقره را زنى به خانه شوهر ببرد ولى يكروز بر شوهرش سركوفت زند و بگويد تو چه كاره اى مال خودم است ، اعمال او باطل مى شود و لو از عابدترين مردم باشد مگر اينكه توبه كند و برگردد و از شوهرش معذرت خواهى كند.
و در حديث ديگرى فرمود: هر زنى كه بر شوهرش بخاطر مالش منت گذارد و بگويد تو از دارائى من مى خورى ، اگر تمام آن مال را در راه خدا صدقه دهد خداوند از او قبول نمى كند مگر اينكه شوهرش از او راضى شود.

زن و تقاضاى طلاق
(( ايما امراءة ساءلت زوجها الطلاق من غير باءس فحرام عليها رائحة الجنة .))
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر زنى كه به دليل از شوهرش ‍ تقاضاى طلاق كند بوى بهشت بر او حرام است .

واسطه ملعون
من عمل فى فرقة بين امراءة و زوجهان كان عليه غضب الله و لعنته فى و الاخره .))
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: هر كه براى جدائى زن و شوهرى گام بردارد خشم و لعنت خدا بر او است در دنيا و آخرت .

خداوند از طلاق نفرت دارد
همانا خداوند جائى كه در آن عروسى واقع شود دوست مى دارد و جائى كه در آن طلاق واقع شود دشمن مى دارد، خداوند از هيچ كارى مثل طلاق نفرت ندارد.

صفات پسنديده و ناپسند شوهر
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: از بهترين مردان شما مرد با تقوى و پاكيزه و دست باز است كه نگاه او سالم باشد (به نامحرم نظر نكند) و به پدر و مادرش ‍ مهربان بوده و عيان خود را به ديگرى محتاج نكند و فرمود: از بدترين مردان مرد تهمت زننده اى است كه بخيل و بد دهن باشد، تنها غذا خورده ، ميهمان دوست نباشد، همسر و خدمتكار خويش را بزند و عيال خويش را به ديگرى محتاج كند و پدر و مادرش را اذيت نمايد.

صفات پسنديده و ناپسند زن
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: آيا به شما بگويم بدترين زنها كيست ؟ زنى است كه در ميان خانواده خودش خوار بوده ولى نزد شوهرش ‍ تكبر مى كند، نازا و كينه توز است ، از كار زشت پرهيزى ندارد، وقتى شوهرش نيست زينت خود را به ديگران نشان مى دهد، ولى بر شوهرش ‍ امتناع مى كند، به سخن شوهرش گوش نمى كند و اطاعت او نمى نمايد، وقتى شوهر با او - در كاميابى - خلوت مى كند، همانند مركب چموش ‍ امتناع مى كند، همو كه نه عذرى مى پذيرد و نه از خطائى مى گذرد.
و فرمود: بهترين زنهاى شما زنى است بچه زا و مهربان و با عفت باشد، نزد خانواده - پدر و مادر - عزيز و نزد شوهر متواضع باشد، زيبائى و زينت خود را وقف شوهر كند و از ديگران بپوشاند، سخن شوهر را گوش كند و از او اطاعت نمايد، و چون شوهر با او خلوت كند خواسته او را انجام دهد، و همانند مردها اظهار شوق در زناشوئى - نكند (بلكه خود را نگه دارد و متين باشد تا نزد شوهر عزيز گردد).

اخلاق در خانواده : محبت اساس موفقيت خانواده
اعضاء يك خانواده كه ركن مهم آن زن و شوهر هستند، گذشته از ضرورتهائى كه آنها را دور هم جمع مى كند، بايد از پيوندى مقدس و درونى كه همان محبت و احساس علاقه به يكديگر است ، برخوردار باشند.
زن و شوهر نبايد به حكم ضرورت ، با هم زندگى كنند، در هنگام ساختن يك بنا، ميان آجرها هرگز علاقه در كار نيست ، فقط به حكم ضرورت در كنار هم قرار گرفته اند.
ولى در كانون خانواده چطور؟ آيا در زندگى مشترك آنها هم بايد به حكم ضرورتها و ناچاريها با هم باشند؟ مسلما خير، كانون خانواده بايد از بنياد محكمترى كه همان علاقه و محبت است ، برخوردار باشد، حكمت متعاليه حضرت حق ، در يك حسابرسى و نقشه كشى دقيق بهترين فرصت را براى پى ريزى اين بنياد در اوائل ازدواج ايجاد كرده است ، شور و نشاط جوانى ، شهوت و احساس محبت بسيار به همسر در اوائل ازدواج ، فرصت طلائى است كه همراه با پيوند جنسى ، پيوند دو قلب هم انجام گيرد و اين عروس و داماد هستند كه بايد از اين فرصت و بهانه ، نهايت استفاده را بكنند، و با انجام عوامل محبت آن را به گونه اى گسترش دهند كه تا پايان عمر همديگر را دوست و دلسوز هم بدانند.

اخلاق در خانواده : فرصت طلائى براى پيوند جاودانه
عروس و داماد بايد توجه داشته باشند آن شور و عشق اوليه ازدواج كه به خاطر مسائل جنسى و تازگى آن موجب علاقه شديد آنها نسبت به يكديگر شده است تا آخر عمر خود بخود باقى نمى ماند، اگر از اين فرصت طلائى براى ايجاد پيوند عميق دوستى و حقيقى ميان خود در ماوراى مسائل جنسى استفاده نكنيد، هنگام رنگ باختن مسائل جنسى ، دچار مسائل عديده اى خواهيد شد كه چه بسا تا آخر عمر دست به گريبان شما خواهد بود.
اين شور و علاقه اگر فقط بر مبناى مسائل جنسى باشد پس از مدتى نه چندان طولانى حساسيت خود را از دست مى دهد و واقعيت زندگى بعد مهم زندگى مى شود، زيرا آن هيجانات و تحريكات شهوى و جذبه هاى اوليه از كار افتاده و آن ميل شديد كاسته شده و كسانى كه موفق شده باشند در آن فرصت محبت خود را در دل يكديگر جا كنند، پشتوانه اى محكم جايگزين آن نموده اند كه تا آخر عمر ضامن اجرائى سعادت آنان خواهد بود. و ما در اين مبحث بر آنيم كه توفيق الهى راههاى ايجاد اين محبت را كه پايه يك زندگى شيرين است جستجو كنيم ، تا بتوانيم اعضاء خانواده را مثل دو دوست در كنارهم داشته باشيم و دوست نداريم كه پس از گذشت مدتى از سر آغاز ازدواج ، وقتى كه واقعيات زندگى نمايان شد و گرد و غبار شهوات كاسته شد، زن و شوهر خود را نسبت به يكديگر بى علاقه ببيند.
زندگى نبايد بگونه باشد كه با هم بسازند، سازش بوى جنگ و سپس تظاهر به صلح از روى ناچارى مى دهد، بايد با هم بجوشند، غمخوار يكديگر باشند، از ديدن يكديگر لذت ببرند، نشاط مى يابد، سرمست مى شود و روحيه مى گيرد خلاصه دلها بايد با هم باشد نه جسم تنها، آن خانواده اى كه اساس آن بخاطر ناچاريها است زندان است نه خانه ، آن زن و شوهرى كه به خاطر فرزندانشان با هم هستند و مى ترسند اگر جدا شوند فرزندانشان ضايع گردند، خانه آنها اداره است ، ميان زن و شوهر اگر غير از محبت چيز ديگرى سبب اجتماعشان گردد موفق نخواهند بود، و اعضاء خانواده چه زن و چه شوهر به سختى بايد مراقب باشند و اين حقيقت را با تمام وجود درك كنند و بپذيرند كه خانه ، زندان نيست.
www.ghadeer.org

همسرم برای قول‌هایش ارزشی قائل نیست !




بهاره چنین فكر می‌كند كه همسرش اميركارهایی را از او پنهان می‌كند و به قول‌های خود عمل نمی‌كند. امیر از بهاره می‌خواهد كه آرامش داشته باشد و به او اعتماد كند.

آیا مشكل آنها قابل حل است؟

حرفهای بهاره:
بهاره خانمی 30 ساله و طراح داخلی است. آنها 5 سال است كه ازدواج كرده اند.

او می‌گوید:
مثل زن‌های غرغرو به نظر می‌آیم. منظورم این است كه، هیچ زنی از همسر خود به خاطر رها كردن بطری‌های روی پیشخوان آشپزخانه به جای انداختن در سطل زباله، تقاضای طلاق نمی كند. اما این فقط به خاطر بطری‌ها نیست. كارهای او اعصاب مرا خرد می‌كند. و رفتار او، كارهای پدر و مادرش را به یاد من می‌آورد.

مادرش 2 سال پیش از دنیا رفت، و اثاثیه او در زیرزمین ما نگهداری می‌شوند. ما به اندازه كافی جا نداریم و امیر می‌داند كه من از ریخت و پاش بدم می‌آید و دیوانه می‌شوم. اما به این خاطر كه او فكر می‌كند، مسئله مهمی نیست، بطری‌ها را خالی روی میز رها می‌كند. او برای بحث نكردن درباره هر چیزی انگشت نما است. هر زمان كه من ناراحت هستم، او با صدایی خشمگینانه صحبت و اتاق را ترك می‌كند یا به سمت تلویزیون می‌رود.

اضافه بر آن، او همیشه دیر به خانه می‌آید. یكشنبه گذشته، برای نمونه، سومین جشن تولد بچه خواهرم بود. و ما ساعت 4 با هم قرار گذاشتیم. یك بار موقع ناهار، یك بار هم ساعت 3:15 به او یادآوری كردم. من ساعت 3:45 سوار ماشین شدم و منتظر او ماندم. تازه بعد از این همه او رفت دوش گرفت و اصلاح كرد. 20 دقیقه دیر به جشن رسیدیم، واقعا كفرم در آمده بود. چرا وقتی وی با همكاران خود قرار دارد اهمیت می‌دهد، اما به قرار خود به همسرش بی توجهی می‌كند؟

آیا واقعا مرا دوست داشت، برای وعده‌هایش با من چاره ای می‌اندیشید. من در مشهد در یك خانه ای بزرگ شدم كه در آن هیچ كس نمی خندید. هر زمان كه پدرم بی كار می‌شد، كه اغلب این گونه بود، مادرم به سختی کار می‌كرد و ما غذا می‌خوردیم.
پدرم فردی بود كه از سیلی زدن توی گوش من و برادرم ابایی نداشت. هرگز مادرم را كتك نمی زد، اما مادرم هم جلوی او را نمی‌گرفت كه ما را كتك نزند.
موقع رفتن به دانشگاه هیچ پولی نداشتم، بنابراین یك كاری در اداره بیمه در تهران پیدا كردم و شب‌ها به كلاس‌های طراحی می‌رفتم. همكارانم- كه امیر یكی از آنها بود- موقعی كه من مجبور بودم به خاطر كلاسم، كار را ترك كنم، با من همكاری می‌كردند و مشوق من بودند.
زمانی كه با امیر آشناتر شدم، با هم به سینما می‌رفتیم، روزهای آخر هفته هم در پارك مركزی قدم می‌زدیم. تا آن موقع آنقدر سرگرمی نداشته بودم.

بعد از اینكه فارغ التحصیل شدم، با هم ازدواج كردیم و من شغل الان خود را پیدا كردم. مدتی بعد از آن، یك خانه كوچك در شهرکهای اطراف تهران خریدیم. در حدود 2 سال پیش، همسرم آژانس بیمه خود را افتتاح كرد. من هیجان زده نشدم، چرا كاری مناسب را به خاطر شغلی پر ریسك رها كند؟ اما او موفق بوده است، و كارمندان او به قدر كافی نمی توانند تحسین گر او باشند. ظاهرا من تنها كسی هستم كه فكر نمی كنم او شخص بزرگ و مهمی است.

جدی ترین دعوای ما به خاطر بدهی مان بود. ما مبلغ زیادی بدهکار بودیم که بیشترین آن به خاطر نوسازی خانه مان بود. من از این همه بدهی متنفرم، در حدود یكسال پیش گفتگویی منطقی داشتیم و موافقت كردیم كه ظرف دو سال بدهی را صاف كنیم. او گفت با پس اندازه ماهیانه و برنامه ریزی خود كار را سرو سامان می‌بخشد.
تقریبا همیشه از او راجع به موضوع سئوال می‌كنم، اما او مرا دست به سر می‌كند. موضوع ماه‌ها به طول انجامید. بالاخره، چند هفته پیش، متوجه شدم كه او اصلا هیچ برنامه ریزی نداشته است، من هم خشمگین شدم. چرا او مرا فریب داده بود؟ چه چیزهای دیگری را هم به من نگفته بوده است؟ دعوایی سخت داشتیم و یك هفته با هم صحبت نكردیم.

بعد از اینكه آشتی كردیم، امیر دو روز خوش رفتار بود و به كارها اهمیت می‌داد. اما باز به خانه اول برگشت. من همسرم را دوست دارم، اما او تغییر نمی كند، من هم دیگر بریده ام.


حرفهای امیر: (امیر مردی 35 ساله است)

" همیشه می‌خواسته‌ام كه همسرم را خوشحال كنم. از آن لحظه كه او پا به اداره ما گذاشت، عاشق او شدم. اما بودن در یك اتاق زمانی كه او خیلی عصبانی است، برایم قابل تحمل نیست. او بیزار كننده، طعنه زن، و خودخواه است. من نمی‌دانم بعد از پنج دقیقه انهدام، چه پاسخی بدهم."

بهاره یك لیست از كارهایی را كه من انجام نمی دهم، بر می‌شمارد، و با نهایت بی رحمی آنها را متذكر می‌شود. مشكل این است كه، من فكر نمی كنم اینها مشكلاتی مهم هستند. او از اینكه مقداری از اثاثیه مادرم در زیرزمین نگهداری می‌شوند، یا اینكه 20 دقیقه برای جشن تولد یك كودك سه ساله دیر می‌رسیم، عصبانی می‌شود و از كوره در می‌رود.

هر زمان سعی می‌كنم به او كمك كنم كه تجدید نظر كند، او سخت از من انتقاد می‌كند.
چرا به او در مورد بدهی ها نگفتم، به این خاطر كه امسال كسب و كار ما ركود داشته، و من نمی دانستم چه پیش خواهد آمد، مخصوصا با این اقتصاد امروزه. نمی خواستم از پس انداز كردن، صرفنظر كنم، چرا كه در این مورد دسترسی ما به پول نقد مهم می‌باشد. و موضوع را به او نگفتم كه باعث نگرانی او شوم كه فكر كند با كمبود پول مواجه هستیم. او از اینكه مثل پدر و مادرش بشویم (دخل و خرج مان با هم نخواند) بر آشفته می‌شود. من، خودم نگران هستم، دلیلی ندارد درباره هر كسادی به او بگویم و او هم آن را یك فاجعه تلقی كند. بنابراین، او را در تاریكی نگه می‌دارم. (موضوعاتی را به او نمی گویم). نه به این خاطر كه برای او ارزشی قائل نیستم. یا مسائل برایم اهمیتی ندارند.
راجع به اثاثیه در زیرزمین هم، باید بگویم كه سخت است درباره آنها صحبت كنم. من هنوز مرگ مادرم را باور نمی كنم، و با آن درگیر هستم. آرزو می‌كنم ای كاش، همسرم مرا درك می‌كرد و موضوع را فراموش می‌نمود.

من از اینكه مدام امر ونهی شوم، متنفرم. زباله‌ها را بیرون بگذار. به فلانی زنگ بزن. بس است دیگر! خیلی از اتفاقات بین من و بهاره، گویا تكرار وقایع دوران كودكی ام می‌باشد. پدرم مشاور املاك بود، مادرم هم خودش را مهندس خانه می‌نامید. او خانه مان را به یك مكان هنری تبدیل كرده بود، در هر جلسه ای شركت می‌كرد، به عنوان مادر گروه و مسئول كلاسهای مدرسه داوطلب می‌شد. فكر می‌كنم خانواده ما به خوشحالی خانواده‌های دیگر بود، اما آیا ما واقعا پای صحبت یكدیگر می‌نشستیم؟ هرگز.
مادرم همیشه پدرم را برای انجام هر كاری ذله می‌كرد و موی دماغ او می‌شد. پدر هم سرش را توی روزنامه اش می‌كرد و او را نادیده می‌گرفت. والدینم سخت گیر بودند: بچه‌ها دیده می‌شدند، اما حرف‌هایشان شنیده نمی شد. اگر من قانون شكنی می‌كردم مادرم به اتاقش می‌رفت، در را می‌بست و برای مدتی با من حرف نمی زد. بهاره می‌گوید من درست مثل والدینم هستم، یا مثل پدرم دستورات او را نادیده می‌گیرم، یا بگونه ای دیگر شبیه مادرم می‌باشم. اما توجه كنید من بهاره را دوست دارم، برای همین الان اینجا هستم. اگر وی ملایم تر رفتار می‌كرد، خوشبخت ترین زوج بودیم.

حرفهای مشاور:

بهاره و امیر در یك بدبختی سختی گیر افتاده اند. بهاره عصبانی و خسته بود. چگونه او ریشخند شده بود. هر چه بهاره بیشتر همسرش را تحت فشار قرار می‌داد، او بیشتر عقب نشینی می‌كرد. بهاره با عصبانیت هر چه تمام تر، حتی برای كارهای بی اهمیت بی خود واكنش نشان می‌داد.
امیر با عصبانیت همسرش سردرگم شده بود. برای نجات خود از این وضع، گاهی الكی پاسخ می‌داد. و كاری هم انجام نمی داده است. امیر همسرش را دوست داشت و قصد آزار او را نداشته است، اما رویكرد او نسبت به همسرش نكوهش آمیز بود، همان گونه كه بهاره نسبت به او خشمگینانه رفتار می‌كرده است.

برای فهم بهتر موفقیت آنها، از آنها خواستیم راجع به كارهایی كه در بهترین لحظات انجام می‌داده اند، توضیح بدهند. بهاره فریاد و داد كشیدن خود را پنهان كرد. امیر قبول كرد كه با صرفه نظر كردن از كارها تلافی می‌كرده است، یك عكس العمل طبیعی.

با این وجود، من به او گفتم: شما می‌گویی هنوز همسرت را دوست داری، اما با رفتار خود به او نشان نمی دهی.

امیر متعجب شد، اما كلماتم بر او اثر گذاشت. در ادامه گفتم شما باید پل‌های خراب شده پشت سر خود را بسازید. به همسرت بگو نسبت به او چه احساسی داری. او نمی تواند ذهن شما را بخواند. اگر نمی توانی از وسایل مادرت دل بكنی، به همسرت موضوع را بگو. از آنجا كه امیر احساسات خود را با همسرش در میان نمی گذاشته، فرصت حل مشكلات كوچك را از دست داده بوده است و بهاره می‌پنداشته است، همسرش نسبت به امور زندگی بی تفاوت است.

فراموشی نسبت به مسائل مالی خطایی جدی بوده است. اگر امیر صراحت داشته بود، همسرش او را درك می‌كرد. برعكس، با پنهان ساختن حقایق، احساسات منفی فراوانی را ایجاد نموده است.

به آنها گفتم همیشه به عهد و پیمان خود عمل كنند.

ادامه حرفهای مشاور:
با بهاره هم با صراحت صحبت كردم. بهاره دوران كودكی بد و سختی داشته است، و همیشه هراسان بوده است كه مبادا در ازدواج هم شكست بخورد. برای فرونشاندن هر تشویشی، تا حد ممكن در زندگی خود برنامه ریزی می‌كرده است- یك دلیل كه شلوغی زیرزمین او را آزار می‌داده است. در مدتی كه همسرش به طور علنی نسبت به او نامهربان نبوده است او فكر می‌كرده كه دوران كودكیش در حال تكرار شدن است. بنابراین مرتب از همسر خود انتقاد می‌كرده و به او دستور انجام كارها را می‌داده است.
گاهی بهاره از اینكه من شكایات او را تایید می‌كردم، خوشحال می‌شد.
امیر توجه خود را نسبت به او بیشتر كرد و به قول‌های خود عمل می‌كرد، از طرفی بهاره هم با آرامش بیشتر رفتار می‌كرد و گاهی درباره امور با همسر خود صحبت می‌كرد. من به بهاره گفتم بین حق خواهی و انتقاد شدید تفاوت وجود دارد. به خاطر داشته باش كه تو همسرت را دوست می‌داری. باید ساعت‌ها راجع به اینكه حق با چه كسی است صحبت كنی. آیا همیشه می‌خواهی حق با تو باشد؟ یا تمایل به ادامه زندگی خود داری؟
در جلسات مختلف، زوجین تكنیك‌های محاوره ای را آموختند، این تكنیك‌ها به آنها كمك كرد كه به طور اقدام آمیز به یكدیگر پاسخ بدهند، نه اینكه معنای حرفهای همدیگر را اشتباه برداشت كنند. همچنین بحث‌های خود را رفع سازند، چه اینكه بحث آنها مربوط به ساعت رفتن برای سینما باشد یا هدف پول در زمینه ای خاص، یعنی انجام كارها با آرامش تمام.

نتیجه مثبت اینكه، در حال حاضر امیر با دقت تمام به حرفهای بهاره گوش فرا می‌دهد، نه اینكه وانمود كند متوجه او است، ولی حواسش به تلویزیون باشد. از آنجا كه امیر خیلی حواس جمع و مهربان شده است، همسرش نسبت به امور جزئی همچون بطری‌های خالی بی اعتنایی می‌كند. و چون آرامش پیدا كرده است، امیر هم مسائل مالی را با او در میان می‌گذارد. و موافقت كردند كه بدهی‌های خود را هر چه زودتر پرداخت كنند، همچنین وسایل مادر امیر را مرتب بنمایند.

http://forum.patoghu.com/


۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

اهمیت نقش گفتگو در زندگی زناشویی



اگر دوستم داری،با من حرف بزن!
به نظر می رسد اغلب مردان آن طور که همسرشان نیاز دارد، با او صحبت نمی کنند. از طرف دیگر، به نظر می رسد زنان ازخود گفتگو لذت می برند در حالی که مردان تمایلی به صحبت درباره خودشان یا احساساتشان ندارند.

مساله مهم این است که زن می خواهد همسرش برای او با تمام وجود اهمیت قایل باشد و زمانی که ازوی چنین توجهی دریافت می دارد، با او احساس صمیمیت و نزدیکی می کند. در روان زنان، گفتگو با محبت ترکیب می شود تا به آنها کمک کند با دیگری احساس یگانگی کنند. تا زمانی که محبت و گفتگو ادامه دارد، زن احساس پیوند و وابستگی می کند.

بنابراین اگر مردی به طور جدی بخواهد نیاز همسرش را بر طرف کند تا او احساس نزدیکی و صمیمیت کند، باید وقت صرف کند و توجه کافی نشان دهد. به مردان توصیه می شود بیاموزند زمانی را در هفته به توجه غیر مشروط به همسرشان اختصاص دهند. اگر سر شما خیلی شلوغ است و وقت ندارید چنین موقعیتهایی را فراهم آورید، باید بدانید که دقیقا به همین دلیل به چنین جلسات و گفتگوهایی نیاز دارید. آگاهی از نگرانی ها و شکایات همسر کافی نیست. شما باید به همسرتان کمک کنید نگرانی هایش را رفع کند و نیازش به محبت و توجه شما برطرف شود.


در روان زنان، گفتگو با محبت ترکیب می شود تا به آنها کمک کند با دیگری احساس یگانگی کنند. تا زمانی که محبت و گفتگو ادامه دارد، زن احساس پیوند و وابستگی می کند.


چگونه این زمان در دوران نامزدی مهیا می شد اما الان نمی شود؟ چگونه است که زوجین برای با هم بودن در دوران نامزدی فعالیتهای مختلفی مانند سینما، پارک، رفتن به رستوران، ساعتها صحبت کردن و... را تدارک می بینند اما این برنامه ها پس از ازدواج رنگ می بازد؟

زوجینی که مشتاق زندگی مشترک شاد و و رضایت بخش باشند، به این رفتار در سراسر زندگی شان ادامه می دهند. برای رسیدن به این هدف در ابتدا باید زمانی را برای با هم بودن تعیین کنید و هدف اولیه تان باید گفتگو باشد، گفتگویی صمیمی و خصوصی و احیانا بدون حضور فرزندان یا دوستان.

توجه داشته باشید که بدون سپری کردن زمان کافی در کنار یکدیگر، زنان نمی توانند با همسرشان احساس صمیمیت کنند. گوش دادن، ابراز احساسات کردن، بازخورد دادن و بازخورد گرفتن، روشن کردن منظور و.. جز اصلی مهارتهای گفتگو است که به شما در راه توافقات رضایت بخش و فهم درست یکدیگر کمک می کند.

گفتگوهای منظم، مجالی برای تمرین منظم و دقیق مهارتهای ارتباطی است و با تاکیدی که بر مشارکت و مسئولیت پذیری برابر دارد، وقت و مجال لازم برای تصمیم گیری و حل مساله را به زن و شوهر می دهد.

وقتی زن و مرد گفتکوهای منظمی برگزار می کنند، در واقع بر اهمیت زندگی زناشویی خود صحه می گذارند. وقتی مشکلاتی پیش می آید که نمی توانید آنها را به سرعت حل کنید، آنها را در دستور العمل گفتگوی بعدی بگذارید تا به اتفاق همسرتان بتوانید به حل آن بپردازید. برای شروع می توانید گفتگوها را مطابق با غالب پیشنهادی زیر برگزار کنید و سپس آنها را با نیازهای خود هماهنگ کنید:

دستورالعمل یک گفتگوی موفق
1- وقت مناسبی برای گفتگو ترتیب دهید. برای هر جلسه گفتگو حداقل 40 دقیقه وقت بگذارید.

2- موضوع مورد نظر در هر جلسه گفتگو را مشخص کنید. به این شکل شما و همسرتان باید موضوعات قابل طرح در جلسه گفتگو را فهرست وار مشخص کنید. این فهرست می تواند شامل موارد زیر باشد:

- نکات مثبت و مورد علاقه من

- بحث کار و وظایف روزانه

- برنامه های تفریحی

- مشکلات و دردسرها

3- مشارکت شما باید برابر باشد. بدون تناقض و صادقانه حرف بزنید. به حرفهای یکدیگر، همدلانه گوش دهید.

4- بخشی از جلسه گفتگو را صرف دلگرم کردن یکدیگر کرده و در آن به نکات مثبت یکدیگر و زندگی مشترکتان اشاره کنید.

5- مشترکا تصمیم بگیرید.زن و شوهر باید در مورد تصمیم گرفته شده، اتفاق نظر داشته باشند.

6- در آغاز گفتگو موضوعات بسیار جنجالی و اختلاف برانگیز را مطرح نکنید.

7- وقتی را کنار بگذارید تا با انجام برخی کارها برای یکدیگر، مهر و محبت تان را نشان دهید.

8- اجازه ندهید جلسات گفتگو صرفا صرف بحث و بگو مگو شود. گلایه ها را شنیده و به یکدیگر مجال تخلیه هیجانی بدهید.

منابع تکمیلی:

افضل نیا، محمدرضا.بهداشت روانی خانواده. انتشارات نسل نواندیش.1387.

کارلسون،جان. دینک مایر، دان. برای زن و شوهر ها وقت زندگی بهتر رسیده. فیروزبخت، مهرداد(مترجم). انتشارات دانژه.1387.

هارلی، ویلارد اف. نیازهای مردان نیازهای زنان. حسینی و آرام نیا(مترجمان). انتشارات نسل نواندیش.1387.

مریم عطاریان- بخش خانواده و زندگی

روابط صميمي همسران تاثير زيادي در خوشبختي کودکان دارد


کارشناسان نقش پدر در خانه را براي تربيت فرزندان بسيار بااهميت مي دانند.
به نوشته نيويورک تايمز براساس يافته هاي محققان چند کالج تحقيقاتي امريکا دکتر سارا مک لاناهان استاد جامعه شناسي و روابط عمومي دانشگاه پرينستون دربيست سال گذشته همه درباره اين حرف مي زدند که نقش پدر در خانه چقدر اهميت دارد ولي امروز موضوع بحث اين است که هرچقدر پدر و مادر باهم رابطه خوبي داشته باشند همانقدر کودکان به خوشبختي نزديک ترند.

بر اساس تحقيقات دکتر مک لاناهان اگر همسران داراي خصيصه سازش باهم باشند و به هم ابراز علاقه کنند و از توهين کردن به يکديگرو انتقاد کردن بپرهيزند
پدر خانواده تشويق مي شود که با کودکان خود بيشتر سرگرم شود.
پدراني که کمتر با کودکان خود سرگرم مي شوند همواره متهم به بي انگيزه بودن شده اند ولي تحقيقات نشان مي دهد بسياري از عوامل اجتماعي دراين موضوع دخالت دارد.
هرروز بر پدراني که پوشک بچه خود را عوض مي کنند يا کودکان خود را به مدرسه يا باشگاه فوتبال مي برند افزوده مي شوند ولي آنها همواره مورد بي توجهي قرار مي گيرند.
همچنين تحقيقات نشان مي دهد خانواده هايي که در آنها پدر نقش فعالي در سرگرم شدن با فرزندان ايفا مي کند فرزندان کمتر پرخاشگر ، بيش فعال ، افسرده و يا غير اجتماعي مي شوند .
ولي در مقايسه با آنها خانواده هايي که هر دو همسر تشريک مساعي مي کنند وضع کودکان بهتر است و والدين کمتر دچار فشار عصبي مي شوند و زندگي زناشويي بهتري دارند و اين به دليل نقش بيشتر پدر در خانواده نيست بلکه حمايت عاطفي همسران علت آن است.
نظمي که پدران ارائه مي کنند متفاوت از مادران است .درحقيقت آنها پدري مي کنند نه مادري به اين ترتيب که آنها روحيه شوخ طبعي متفاوتي دارند و متفاوت از مادران نقش خود را ايفا مي کنند.
پدران مي خواهند به فرزندانشان نشان بدهند خارج از آغوش مادر چه مي گذرد تا آنها را براي دنياي خارج از خانه آماده کنند در نهايت آنها مي خواهند به فرزندان خود ريسک پذيري و حل مشکلات را ياد بدهند.
متخصصان مي گويندتوجه به پدران در سلامت جامعه نقش مهمي دارد.به عنوان مثال در تابلوهايي که عکس يک خانواده در درمانگاهها و يا آژانسها به ديوار زده مي شود حتما بايد عکس پدر نيز درآن باشد و در تمام مکاتبات بايد به مادر و پدرهر دو توجه شود.
کارشناسان مي گويند پدر و مادر درخانه بايد درخصوص نقش والدين باهم صحبت کنند و و نهايت قدرداني را درباره تواناييهاي هم از يکديگر بکنند.
تکرار بحث ميان زوجين حاکي از آن است که پدر يا مادر هرکدام فکر کند که او مي داند که چه چيزي درست است و بدينگونه همديگر را متهم مي کنند.

۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

حریم خصوصی همسران زیر یك سقف


ما برای كامل‌تر شدن ازدواج می‌كنیم نه عوض شدن و تبدیل شدن به موجودی كه همسرمان می‌خواهد.

بسیاری از مشكلات زناشویی ناشی از احترام نگذاشتن به حریم خصوصی یكدیگر و خدشه‌دار كردن آن است.ما برای كامل‌تر شدن ازدواج می‌كنیم نه عوض شدن و تبدیل شدن به موجودی كه همسرمان می‌خواهد.


زندگی مشترك به معنی به شراكت گذاشتن همه چیز با همسرمان است، اما در این بین نمی‌توان انكار كرد كه هر انسانی مستقل از دیگران است، همان‌طور كه كودك از والدینش یا حتی خواهر یا برادر دو قلویش مستقل است. این استقلال به معنی آن است كه هر یك از ما به‌تنهایی برای خود قلمرویی داریم كه مخصوص خود ماست؛ مثل افكاری كه در ذهنمان می‌پرورانیم و اهداف شخصی‌مان و مجموعه رفتاری كه از شخصیت ما سر می‌زند و تمام چیزهایی كه ما را به خودمان می‌شناساند، در واقع خود واقعی ما كه مستقل از تمام جهان اطراف ماست.

حال شاید بپرسید رابطه این استقلال و حریم خصوصی با زندگی مشترك چیست. باید گفت كه بسیاری از مشكلات زناشویی ناشی از احترام نگذاشتن به حریم خصوصی یكدیگر و خدشه‌دار كردن آن است. می‌خواهیم با توضیح بیشتر درباره حریم خصوصی و با پیشنهاد راهكارهایی شما را در این زمینه آگاه‌تر كنیم.

هر كس صاحب حریم خود
وقتی 2 نفر با هم ازدواج می‌كنند، روی همسرشان احساس مالكیت دارند و گاهی به خودشان حق می‌دهند كه در مورد همه چیز همسرشان تصمیم بگیرند. وقتی انسانی كه ذاتا آزاد و مستقل است حق تصمیم‌گیری برای خود نداشته باشد و به اصطلاح حریم خصوصی برای خود قائل نباشد، 2 اتفاق ممكن است رخ دهد؛ یا از این‌كه حریم خصوصی خود را از دست داده احساس بدی پیدا می‌كند كه به پرخاشگری و عصبی بودن می‌انجامد، یا به شخصیتی وابسته تبدیل می‌شود كه بدون همسرش نمی‌تواند هیچ كاری انجام دهد و از خود هیچ چیز ندارد.

همسران باید به حریم خصوصی هم احترام بگذارند. این به آن معنا نیست كه زن و شوهر از فكر و احساس هم بی‌خبر باشند و برایشان مهم نباشد كه درون همسرشان چه می‌گذرد، بلكه به آن معناست كه به احساسات و افكار او احترام بگذارند و حقوق طبیعی‌اش را سلب نكنند. لحظه‌هایی كه همسرتان می‌خواهد تنها باشد و در خلوت خودش باشد، فعالیت‌های مورد علاقه او كه ممكن است شما اصلا به آنها علاقه نداشته باشید، حساسیت‌های رفتاری و اخلاقی‌ای كه ممكن است شما به آنها حساس نباشید و... جزو حریم خصوصی هر فردی است كه قابل احترام هم هست.

یادتان نرود كه همسران مالك هم نیستند، بلكه شریك زندگی همدیگرند و وظیفه‌شان این است كه هر كاری را با مشورت همدیگر انجام دهند، نه این‌كه صددرصد به حرف هم گوش بدهند. اگر بخواهید با فردی زندگی كنید، كه مجبور باشید همان‌طور كه او می‌خواهد رفتار كنید و خودتان را فراموش كنید زندگی برایتان كسالت بار خواهد شد و بعد از مدتی خسته می‌شوید و احساس می‌كنید خوشبخت نیستید.

ما برای كامل‌تر شدن ازدواج می‌كنیم نه عوض شدن و تبدیل شدن به موجودی كه همسرمان می‌خواهد. همه ما با مجموعه‌ای از خصوصیات مثبت و منفی وارد زندگی مشترك می‌شویم كه خودمان هم بعد از مدتی می‌توانیم راجع به رفتارمان قضاوت كنیم و ببینیم كه نقاط قوت و ضعفمان كجاست. همسران باید در بهتر شدن به هم كمك كنند و بهتر شدن و تكامل هیچ فردی را خسته نخواهد كرد. چیزی كه همسران را از زندگی با هم خسته می‌كند، این است كه خود را فراموش می‌كنند و فقط از دید همسرشان به خود نگاه می‌كنند و خودشان نیز برای حریم خصوصی خود احترام قائل نیستند.

خلاف خیلی‌ها كه فكر می‌كنند داشتن حریم خصوصی در زندگی مشترك با تعهدی كه زن و شوهر به هم دارند منافات دارد، باید گفت كه اصلا این‌گونه نیست؛ چرا كه حریم خصوصی به معنی خودخواهی و بی‌اهمیتی به همسر و خانواده نیست، بلكه به معنی آن است كه همان‌طور كه به همسر و كانون خانواده احترام می‌گذاریم به خود نیز احترام بگذاریم و از همسرمان هم انتظار داشته باشیم به حریم خصوصی ما احترام بگذارد. در این‌كه همه زوج‌ها باید رضایت همسران خود را جلب كنند شكی نیست، اما این یعنی به جای این‌كه از همسر خود بی‌چون و چرا اطاعت كنیم، راجع به همه چیز با او مشورت كنیم و با هم به گفتگو بپردازیم تا بتوانیم بهترین گزینه‌ها و راه‌ها را با كمك و راهنمایی هم انتخاب كنیم.

ما باید عقاید و افكارمان را به كار ببریم نه این‌كه آنها را فراموش كنیم و به عقاید و افكار همسرمان وابسته شویم. درست است كه گاهی باید در زندگی گذشت كنیم و به حرف همسرمان گوش دهیم، اما نه در همه مواقع. افرادی كه حریم خصوصی خود را از بین برده‌اند، افرادی وابسته و بی‌انگیزه به زندگی‌اند چون از علایق و افكار و رویاهایشان و در واقع از خودشان چیزی باقی نمانده كه بخواهند با آن زندگی كنند.


مرا همان‌طور كه هستم بخواه
زندگی مشترك خواه ناخواه در رفتار افراد تغییراتی به وجود می‌آورد. اما شخصیت اصلی افراد در زندگی مشترك فرقی نخواهد كرد. مثلا شخصی كه برون‌گراست، نمی‌تواند بعد از ازدواج درون گرا شود و.... پس چیزی كه مهم است این است كه قبل از ازدواج به شخصیت و رفتارهای همسر آینده‌مان دقت كنیم و اگر او را انتخاب كردیم، خیلی به امید تغییر او نباشیم و همسرمان را همان‌طور كه هست بخواهیم و در راستای تكامل هم، قدم برداریم.

اگر همسران همدیگر را باور كنند و شخصیت یكدیگر را بشناسند و بپذیرند، بسیاری از مشكلاتشان حل خواهد شد. چه بسیارند زوج‌هایی كه بعد از چند سال زندگی هنوز سر مسائلی كه در ابتدای زندگی با هم بحث می‌كردند مشكل دارند، در صورتی كه یك مساله را در زندگی یا باید حل كرد یا هضم. درصد بالایی از مشكلات به خاطر این است كه ما می‌خواهیم شخصیت همسرمان را آن‌طور كه دوست داریم تغییر دهیم، در صورتی كه باید او را آن‌طور كه هست دوست بداریم.

یادتان باشد حریم خصوصی باید در چارچوب زندگی زناشویی بگنجد و مانع رسیدگی به وظایفتان در زندگی نشود. بدانید كه گاهی برای این‌كه بتوانید به زندگی مشترك خود ادامه دهید و همسرتان را راضی نگاه دارید، مجبور می‌شوید حریم خصوصی خود را كمی تغییر دهید و با شرایطتان وفق دهید. با كمی خلاقیت و تغییر، می‌توانید به هر دوی اینها برسید.

فواید یك حریم خصوصی
1 - انسانی كه به حریم خصوصی‌اش احترام گذاشته می‌شود، عزت نفس و اعتماد به‌نفس كافی برای زندگی دارد.

2 - داشتن حریم خصوصی به انسان انگیزه پیشرفت در زندگی و مقابله با مشكلات آن را می‌دهد.

3 - انسان در حریم خصوصی‌اش به خودش اهمیت می‌دهد و به خودش می‌اندیشد. این فرصتی است كه با خود روبه‌رو شود و رفتار و اعمال خود را مورد قضاوت قرار دهد و به اصلاح آنها بپردازد.

4 - انسان در خلوت خود بدون ریا و تظاهر و بدون اثر گرفتن از هیچ چیز و هیچ كس به تفكر می‌پردازد و نتایج بهتر و دقیق‌تری خواهد گرفت.

5 - كسی كه حریم خصوصی‌اش را محترم بشمارد، به حریم خصوصی دیگران نیز احترام خواهد گذاشت و همین در ایجاد ارتباطش با دیگران و بخصوص همسرش تاثیر مثبت دارد.


چگونه به حریم خصوصی خود احترام بگذاریم
توجه به علایق خود و در نظر گرفتن عقاید و افكار شخصی‌مان، به معنی احترام به حریم خصوصی‌مان است؛ اما این اهمیت دادن باید بدون افراط و تفریط باشد تا تاثیر آن در زندگی مثبت باشد. احترام به حریم خصوصی در زندگی مشترك به معنی اهمیت دادن به جسم و روحمان است؛ بدون این‌كه بخواهیم از وظایفمان در زندگی كم بگذاریم.

حریم خصوصی شما یعنی زمانی در روز مختص شماست كه به كارها و علایق شخصی‌تان در چارچوب خانواده برسید. حریم خصوصی یعنی شما می‌توانید زمانی را با خود خلوت كنید و كسی مزاحم شما نباشد. حریم خصوصی یعنی شخصیت ناب شما كه در رفتارتان جلوه گر خواهد شد و روز به روز در حال پیشرفت و تكامل خواهید بود.

اگر بتوانید بدون پیش داوری به این راهكارها عمل كنید و حریم خصوصی خود و همسرتان را در نظر بگیرید، زندگی مشتركتان زیبا تر خواهد شد.



hamseda.ir - حدیث‌السادات میرزایی

انتظارات زن و مرد از هم


امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!


ارزیابی و تفسیرهای اشتباه زن و مرد از احساس و عملکرد یکدیگر

زنان و مردان با تصورات و بینش خود بدون توجه به نیازهای واقعی یکدیگر نیازها و انتظارات همدیگر را برطرف می‌کنند.

امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و روزبه‌روز زوج‌ها از هم دورتر می‌شوند و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!

بیش‌تر زنان و مردان متوجه نیستند که هر یک، دارای ارزش‌ها، دیدگاه‌ها، اولویت‌ها، اندیشه‌های خاص خود بوده که با دیگری بسیار متفاوت است و هر کدام با توجه به ویژگی‌های خاص خود، احساس و عملکردهای خویش را به‌‌صورت طبیعی نشان‌می‌دهد و آگاهانه قصد مخالفت و لج‌بازی با همسر خود را ندارد.

بایستی توضیح داد که متفاوت بودن، هرگز به‌معنی بهتر یا بدتر بودن یا درست و غلط بودن نیست ولی به رشد و تعالی می‌انجامد و معمولاً سبب جذب زن و مرد به یکدیگر می‌شود. با وجودی که زنان و مردان با هم متفاوت هستند ولی مکمل یکدیگرند و هریک، می‌توانند به کاهش کمبودهای دیگری کمک کنند. باید توجه داشت که همدیگر را فهمیدن و احساس کردن، هرگز به‌معنای یکی شدن نیست.

طبیعی است که مردان و زنان، ویژگی‌های خود را بهتر از ویژگی‌های همسرشان بشناسند و از تفاوت‌های بین خود آگاهی کمتری داشته باشند.

همسرانی که به‌علت ناآگاهی، به تفاوت‌های بین خود و همسرشان توجه نکنند، در عمل، تضادها، اختلاف‌ها و عدم تفاهم‌های‌شان به‌تدریج افزایش یافته و ندانسته رابطه‌ی خود با همسرشان را به‌طرف بحران پیش‌‌می‌برند و حتی به ‌مرحله‌ی جدایی می‌رسانند. فقط با آگاهی و افزایش اطلاعات درست است که زن و مرد، دیدگاه‌های متقابل یکدیگر را بهتر درک کرده و به آن‌ها احترام می‌گذارند؛ به‌کارگیری درست آگاهی‌هاست که بسیاری از مشاجره‌ها و کشمکش، ساده‌تر و بدون خشم و پرخاش‌‌گری فراوان حل می‌گردد.

به‌طور معمول خانم‌ها و آقایان در مقایسه‌‌ی ویژگی‌های خود با همسر دچار اشتباه می‌شوند چون ویژگی خود را بهتر می‌شناسند و تصور می‌کنند که بهتر از همسرشان می‌اندیشند و عمل می‌کنند.

با چنین تصور اشتباهی، هر یک حق طبیعی خود می‌داند که تلاش کند ویژگی و نیاز خود را به ‌هر طریقی که می‌تواند، به دیگری دیکته کرده و تحمیل نماید. به‌ویژه خانم‌ها، با حساسیت بیش‌تری، این مورد را پی‌گیری می‌کنند. به‌عبارت ساده، زنان و مردان ناآگاه در مقایسه‌ی بین خود و همسر:

به خواسته‌ها و نیازهای خویش ارزش، اهمیت و امتیاز بیش‌تری داده و برای نیازها و احساس‌های طرف دیگر، بهای کم‌تری قائل ‌می‌شوند و یا کم‌توجهی می‌کنند.



خانم‌ها و آقایان، از شما سؤال می‌شود:

اگر به‌اندازه‌ی کافی بر تفاوت‌ها، نیازها و رفع نیازهای خود و همسرتان آگاهی داشتید و نیازهای همدیگر را به‌درستی برطرف می‌کردید، باز هم بگومگوها، کشمکش‌ها اضطراب‌ها و تشویق‌هاو جدایی‌ها به این شدت و حدت اتفاق می‌افتاد؟

باید توجه داشت که آگاهی در ایجاد آرامش و احساس خوشبختی در زندگی مشترک، نقش اساسی بازی می‌کند و ناآگاهی یعنی ویران‌کردن زندگی مشترک! به‌عبارت ساده، آگاهی می‌تواند بسازد و ناآگاهی همیشه با ویرانی همراه است. آگاهی یعنی در روشنایی قدم برداشتن و ناآگاهی یعنی در تاریکی راه رفتن!

در اوایل زندگی مشترک، زن قبل از این‌که شوهرش به خانه برسد، هر کاری را که برای خوشحال کردن او به‌نظرش برسد انجام ‌می‌دهد. برای مثال خانه را تمیز ‌می‌کند، غذاهای مطبوع و دلخواه او را می‌پزد، لباس‌هایش را شسته و اطو ‌می‌کند، در طول روز از طریق تلفن، پیام‌های محبت‌آمیز می‌‌فرستد و... به‌عبارت دیگر زن، با بینش، سلیقه و تصورات خود بدون توجه به نیازها و انتظارات واقعی شوهرش پاسخ می‌دهد.

در این شرایط زن با تمام کوشش‌هایش به‌منظور جلب رضایت شوهر، وقتی می‌بیند نتوانسته رضایت او را جلب کند، در تعجب است که چرا به تلاش‌های او توجه نمی‌شود؟

چرا احساس رضایت از انجام کارهای خود را در چهره‌ی شوهرش نمی‌بیند؟

چرا در جلب رضایت همسر، موفق نیست؟

از خود می‌پرسد: «من که هر کاری می‌دانستم انجام دادم، چرا شوهرم قدر مرا نمی‌داند و از من تشکر نمی‌کند و به همه‌چیز بی‌تفاوت است؟»

گفتیم خانم‌ها با توجه به میزان آگاهی، تجربه و ویژگی‌های خود، نیازهای همسرشان را ارزیابی کرده و برآورده می‌کنند. برای مثال:

خانم‌ها چون جزئی‌نگر هستند به جزئیات بیش‌تر توجه می‌کنند در حالی‌که مردان چون کلی‌نگر هستند، کلیات را بیش‌تر درنظر می‌گیرند و به جزئیات امور توجه زیادی از خود نشان نمی‌دهند.

زنان چون رابطه‌گرا هستند، به‌راحتی رابطه ایجاد می‌کنند، در حالی‌که مردان چون هدف‌گرا هستند، زمانی با دیگران رابطه برقرارمی‌کنند که هدفی داشته باشند.

زنان احساس‌های خود را به‌راحتی بروز می‌دهند، در حالی‌که آقایان با خویشتن‌داری کم‌تر احساس‌های خود را نشان‌می‌دهند!

زن نسبت به تمیزی خانه، پخت و پز غذا، مرتب بودن لباس خود و همسر و... حساس است، تعارف و تشریفات، را دوست‌دارد، علاقه‌ی فراوانی به گفت‌وگو از خود نشان می‌دهد؛ در حالی‌که مرد اگر لباسش اطو نداشته باشد، اگر غذای عالی سر میز نباشد، اگر با خانه‌ی بسیار مرتب و تمیز روبه‌رو نشود و... به‌راحتی آن‌ها را می‌پذیرد ولی وقتی همسرش به نیازهای احساسی او بی‌توجهی کند و از او قدردانی نکرده و عملکرد او را مورد تحسین و تأیید قرارندهد، احساس رنجش کرده و واکنش منفی نشان‌می‌دهد، چراکه نیاز مرد به حسن‌جویی، تأیید و قدردانی و رفع این نیازها توسط زن از انجام کارهای منزل و هر کار دیگر برایش بسیار مهم‌تر می‌باشد. به‌علاوه، به‌علت ناآگاهی است که بسیاری از زنان و مردان با همسرشان همانند دوست یا فامیل هم‌جنس خود رفتار ‌کنند و انتظار داشته باشند که دربرابر هر کنش همسرشان نیز همانند او واکنش داشته باشد. درواقع زوج‌ها، به‌علت انتظار و توقع اشتباه از هم و برخورد غلط با مسائل، از عملکرد خود نتیجه‌ی مطلوبی نمی‌گیرند.

زن تصورمی‌کند همان‌طوری که او تلاش می‌کند همسرش را خوشحال کند، اگر همسرش نیز او را دوست‌ داشته باشد می‌بایست همانند او واکنش نشان‌داده و سعی‌کند او را خوشحال سازد و حتی به‌خاطر دوست‌داشتن او، شوهرش در برآورده ساختن نیازهای او، پیش‌دستی کند و نمی‌تواند فکر کند که آن‌همه تلاش و کوشش، نه‌تنها جواب مثبت نداشته، بلکه نتیجه‌ی عکس هم داده است.
زنان به جزئیات امور توجه کرده و برای مرتب بودن همه‌چیز تلاش می‌کنند، انتظار دارند که همسرشان نیز به جزئیات توجه کرده و به لباس، چهره، آشپزی، رفتار آنان توجه کنند، همیشه دیده شده و مورد احترام باشند. به آزادی آنان احترام گذاشته شود و همیشه مورد حمایت همسرشان باشند؛ وقتی مرد به عملکرد زنش توجه نشان‌نمی‌دهد و نیازهای او را طبق خواسته‌اش برطرف نمی‌کند، زن ناخواسته در مسیر اندیشه‌های منفی قرارگرفته و واکنش منفی از خود نشان‌داده و روابط‌شان با یکدیگر تیره و تار می‌شود.
:مجله شادکامی و موفقیت

از چهره همسرم خوشم نمیاد!!! چکارکنم؟


اینکه همسرم همه شرایط مطلوب مرا دارد اما از چهره ایشان زیاد خوشم نمی آید؟راهنمایی شما چیست؟

اینکه همسرم همه شرایط مطلوب مرا دارد اما از چهره ایشان زیاد خوشم نمی آید؟راهنمایی شما چیست؟
خواهر گرامی، ازدواج خطیرترین حادثه و رویداد زندگی انسانی است وا ین رویداد بدون اراده شخص آدمی رخ نمیدهد و مانند تمام رفتارهای ارادی انسان بر شناخت و آگاهی تکیه دارد و از اهداف و اصول خاص خود پیروی میکند و آنچه هم‏اکنون به آن نظر داریم شرایط ازدواج است و از بین شرایط هم به شرایط درجه دوم میپردازیم. چه زیبایی و تناسب اندام گرچه از شرایط ازدواج است ولی از شرایط اساسی ازدواج نیست. یعنی از شرایطی نیست که رعایت نکردن آن به آدمی آسیب برساند و یا ضرری را متوجه انسان نماید و یا بدون آن نتوان زندگی مشترک را بنا نهاد. البته تا قبل از ازدواج میتوان به این شرایط همتراز، به شرایط اساسی اهمیت داد وبه بهانه زشتی و یا نداشتن جایگاه اجتماعی و... به یک خواستگار مناسب پاسخ منفی داد و یا این که شرایط اساسی مانند ایمان و اخلاق را تا به حد شرایط درجه دوم تنزل داد. اما هم‏اکنون از این مراحل عبور کرده و پا به گردونه زندگی گذارده‏اید و لذا به اندک بهانه که هیچ بلکه برای تأمین خواسته‏های اساسی و مشروع خود نمیتوانید زندگی مشترک را سست سازید و به تعهدات زندگی مشترک پشت کنید، بنابراین شما هم نمیتوانید به دلیل خوش‏صورت نبودن همسرتان بنیان زندگی مشترک را متزلزل نمایید و یا با بداخلاقی و حرف‏های نامناسب و رفتارهای بیمورد فضای یک زندگی سالم و رو به رشد را آلوده ساخت و اندک اندک سرمایه اعتماد و ایمان را از یکدیگر ربود. اما در کنار این توصیه اکید باید به منظور پاسخگویی به ذهن خود و تأمین روحیه مناسب جهت زندگی سالم به راهکارهای زیر به صورت دقیق و کامل عمل کنید:
1- دیگر زشتی و یا ناموزون بودن صورت و قیافه همسرتان را بر زبان نیاورید و حتی باید به صفات ظاهری ساختگی بپردازید.
2- به تلقین و تکرار اوصاف خوب و پسندیده همسرتان بپردازید و در کنار ناموزون بودن ظاهر خصائل اخلاقی و روحی خوب او را برجسته سازید و به عنوان پاسخ ذهنی خود آنها را ارائه کنید.
3- به عنوان یک واقعیت و روشنگری ذهنی توجه داشته باشید زیبایی؛
- یک پدیده نسبی است و هر شخصی از درصدی زیبایی برخوردار است.
- آنچه ارزش انسان را شکل میدهد کمال‏های معنوی است، لذا باید توجه و وجهه همت شما بیشتر به کمالات معنوی معطوف گردد و به این امور همانند ایمان، صداقت، پاکی، خوش‏اخلاقی و سیرت نیکو اهمیت دهید و در کنار این برجستگیها نقاط ضعف ظاهری را کوچک و کم‏اهمیت سازید.
4- از مقایسه کردن صفات ظاهری همسرتان با دیگران سخت بپرهیزید حتی در صفات معنوی و روحی نیز مقایسه کردن ناپسند است ولی رقابت سالم و سازنده پسندیده است و سعی کنیم سمت و سوی زندگی خود را در جهت خصائص نیک اخلاقی قرار دهید.
5- بعد از آغاز زندگی به تمام اموری که به برخورداری از زندگی پرنشاط آسیب میرساند پرهیز کنید چه این امور ظاهری و صوری باشد و چه اختلاف باطنی. شما باید به نقاط مشترک پایفشارید و به مشترکات زندگی خود توسعه دهید تا زندگی مشترکی که نتیجه آن پرورش نسل سالم و پاک است بهبود یابد.

:niktop.com

۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

تعمیر روابط هیجانی بین همسران


نقش هوش عاطفی در روابط زوج‌های جوان


شاید اغراق نباشد که بگوییم انسان، عاطفی‌ترین موجود زنده روانشناختی است. عاطفه است که انسان را آفریده و انسان است که پیشتر و غالباً با عواطفش زندگی می‌کند تا عقلش. تقریباً هیچ عمل انسان را نمی‌توان یافت که به نحوی رنگ عاطفی نداشته باشد. تولیدمثل، حفظ و بقای نسل و حتی ادامه حیات عمدتاً معلول عواطف‌اند تا عقل. راه دستیابی به ازدواج موفق و یک زندگی خانوادگی سرشار از خوشبختی، بسیار ساده و سرراست است اگر بدانی چه موقع معذرت‌خواهی کنی.
زوج‌های شاد در مقایسه با زوج‌هایی که رابطه عاطفی خوبی ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان می‌دهند و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به‌ خرج‌ می‌دهند.

در حقیقت دانستن این که چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرت‌خواهی کنید و برخورداری از توانایی‌هایی چون شکیبایی، بردباری و مدارا کردن هنگام عصبانیت، احتیاج به مهارت‌های عاطفی پیشرفته و سطح بالایی چون همدلی، کنترل خود و درک عمیق نیازها و احساسات دیگران دارد.

مواردی که ذکر شد از اجزای هوش عاطفی است که لازمه گفتگو و تعامل موفقیت آمیز یک زندگی زناشویی به حساب می‌آید. اما هوش عاطفی به چه طریقی می‌تواند زندگی زناشویی را تحت تأثیر خود قرار دهد؟



اساسی‌ترین توانایی مؤثر در هوش هیجانی (عاطفی)، دریافت و تشخیص دقیق عواطف است. محققان در این زمینه دست به آزمایشاتی زده‌اند که نتایجی را در برداشته است که به آنها اشاره می‌کنیم. اول از همه، این نتایج نشان می‌دهد ازدواج و زندگی زناشویی یک بافت سرشار از عاطفه است. در ازدواج‌هایی که در آنها زوجین با یکدیگر در تعارض و دعوا باشند ، برانگیختگی‌های عاطفی زیادتری دیده می‌شود. به عبارت دیگر ، بیشتر اختلافات میان زوجین به دلیل برانگیختگی‌های عاطفی صورت می‌گیرد ، کما این که ارزیابی‌های فیزیولوژیکی (مثل ضربان قلب، افزایش رسانایی پوست و فعالیت‌های ماهیچه‌ای) این موضوع را نشان می‌دهد. همچنین مطالعات نشان می‌دهد افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند؛ مثلاً بعضی زوج‌ها، آشکارا نسبت به علائم عاطفی همسرشان بی‌توجه هستند و آن را نادیده می‌گیرند یا آمادگی سوءتعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. علاوه بر اینها، انسان‌ها دارای تفاوت‌های قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود هستند. مثلاً برخی زوج‌ها عادت دارند پیام‌های عاطفی مبهم گیج‌کننده‌ای به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان می‌خندند وهم‌ اخم می‌کنند.)

مهم‌تر از همه اینها، پژوهشگران دریافته‌اند زوج‌های شاد در مقایسه با زوج‌هایی که رابطه زناشویی و عاطفی خوبی با هم ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان می‌دهند و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند.
زوج‌هایی که با هم اختلاف داشته و انتظارات نادرستی از یکدیگر دارند، پیام‌های عاطفی خنثی یا نسبتاً منفی نسبت به یکدیگر بروز می‌دهند که سبب ایجاد خشم و عصبانیت درهر دو، نسبت به طرف مقابل می‌شود. به این ترتیب، پیامدهای مخرب و منفی به صورت یک حلقه معیوب در می‌آید که رهایی از آن برای هر دو زوج بسیار دشوار می‌شود.

مطالعات دیگر نیز نشان داده زنان بهتر از مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آنها عمل می‌کنند. توانایی ابراز دقیق عواطف در زنان ناشی از توانایی بالای آنان در استفاده از رفتارهای غیرکلامی در جریان ارسال پیام‌های عاطفی است. برای مثال وقتی یک زن پیام عاطفی مثبتی به شوهرش می‌دهد، احتمالاً از علائم غیرکلامی بدنی (مثل لبخند زدن) و از یک لحن صمیمانه هنگام سخن گفتن استفاده می‌کند.

در واقع موضوعات خاصی چون میزان ارتباط جنسی، نحوه تربیت فرزندان یا این که زن و شوهر با چه میزان بدهی و پس‌انداز احساس راحتی می‌کنند، موضوعاتی نیستند که یک زندگی زناشویی را پابرجا نگاه دارند یا متلاشی کنند. شیوه بحث درباره این نکات حساس است که در سرنوشت ازدواج حائز اهمیت است، حتی این که زن و شوهر درباره نحوه مخالفت کردن به توافقی با یکدیگر برسند ، رمز بقای ازدواج است.

مردان و زنان باید بر تفاوت‌های جنسیتی ذاتی خود در برخورد با احساسات حاد غلبه کنند. در صورت شکست در انجام این کار، زوجین نسبت به شکاف‌های عاطفی‌ای که در نهایت می‌توانند موجب گسستن پیوند آنان شوند ، آسیب‌پذیر می‌شوند. اگر یکی از زوجین یا هر دوی آنها، کاستی‌های خاصی از نظر هوش هیجانی داشته باشند ، احتمال عمیق‌تر شدن این شکاف‌های عاطفی افزایش خواهد یافت. در ازدواج سالم، زن و شوهر در امر گله کردن از یکدیگر احساس راحتی می‌کنند، اما معمولاً زوجین در زمان عصبانیت، گله‌‌های خود را در قالبی منحرف همچون حمله به شخصیت طرف مقابل ابراز می‌کنند که به ترور شخصیت معروف است، یعنی انتقادی است که نه بر عمل فرد، بلکه به خود فرد وارد می‌شود و تأثیر عاطفی این انتقادهای شدیداللحن از شکایت‌های منطقی‌تر بسیار تباه کننده‌تر است. قابل درک است که احتمال بروز چنین حملاتی زمانی افزایش پیدا می‌کند که زن یا شوهر احساس کنند طرف مقابل شکایت آنان را نشنیده یا نادیده گرفته است.

زمانی گفته می‌شود که رابطه زوجین، از لحاظ هوش هیجانی در سطح بالایی قرار دارد که زن و شوهر انرژی خود را برای تعمیر اختلاف‌ها صرف می‌کنند. تعمیر یعنی نشان دادن عشق و محبت زن و شوهر به یکدیگر بدون توجه به تعارض و کشمکشی که دارند. وقتی با همسرتان جر و بحث می‌کنید هرکلمه و هر عمل شما با همسرتان می‌تواند اوضاع را بهتر یا بدتر کند. تعمیرات بیانگر این واقعیت هستند که مهارت‌های هوش هیجانی در درون رابطه مورد استفاده قرار ‌گیرند. تعمیر یعنی پشت سر گذاشتن خشم، خشونت و دشمنی نسبت به همسر. اولین امید به تعمیر موفق، از خودآگاهی شما ریشه می‌گیرد. اگر هیجان‌ها شما را محکم به دیوار می‌کوبند هرگز نمی‌توانید بحث را به جایی برسانید، بنابراین زیرنظر داشتن و کنترل هیجان‌ها و رفتارهایتان می‌تواند بسیار مشکل باشد.



برقراری رابطه‌ای که به خوشبختی و کامیابی منجر شود مستلزم توانایی ظرفیت هیجانی بالایی است که قدرت درونی، مهارت‌های تسلط بر نفس و توانایی تحمل توفان‌های زندگی را به شما خواهد داد. با احترام و عشق و گذشت دو جانبه می‌توانیم با افراد با آرامش ذهنی، کار یا زندگی کنیم وگرنه در دنیای آشفته درون خود زندگی خواهیم کرد.

جام جم آنلاین -

راههای پیشگیری از روزمرگی و یکنواختی در روابط زن و مرد


زناشویی یکی از صمیمی ترین و خصوصی ترین انواع ارتباط انسانی و از نیازهای فطری بشر است . زمانیکه دو نفر ناآشنا و با سلایق مختلف کنار هم قرار می گیرند دوام و کیفیت دوستی آنها به دانش ، مهارت و هنر هر یک از آنها در تحکیم این ارتباط بستگی دارد . کم و بیش همه ما شاهد بوده ایم زن و شوهرهائیکه اگر چه در کنار هم هستند ولی بسیار از هم فاصله دارند .

در حقیقت به دلیل عدم درک صحیح نیازها و شخصیت یکدیگر نه تنها صمیمیتی بین آنها نیست بلکه به اجبار در کنار هم زندگی می کنند که این اجبار میتواند ناشی از تعصبات اجتماعی مثل اعتقاد به ناشایسته بودن طلاق ، حمایت از فرزندان و مشکلات معیشتی و … باشد . نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر علاوه بر اینکه بر لذت از زندگی و موفقیت های اجتماعی ، شغلی و اقتصادی تاثیر منفی می گذارد ، گاهی متأسفانه به مشکلات اخلاقی نیز منجر می گردد . راستی چه عواملی باعث می شود آنهمه رعایت احترام و حفظ حریم و حرمت ها ، فداکاریها و مهربانی های دوران نامزدی و عقد پس از مدتی به دلسردی ، خستگی و مشاجره های مختلف منجر شود ، امید است مطالبی که در ادامه خواهد آمد بتواندراه های پایداری و دوام صمیمیت و یک ارتباط با نشاط زناشویی را بیان کند .

از خودتان شروع کنید .

اگر از یک ارتباط زناشویی که دلخواه شما نیست رنج می برید اولین گام این است که خود را اصلاح کنید . در یک ارتبا ط دو طرفه کمتر می توان فقط یک نفر را بعنوان مسئول مشکلات و مشاجرات معرفی کرد . شما مجبور نیستید در شرایط توأم با تحقیر ، سرزنش و خستگی سر ببرید ، از هم اکنون سرنوشت خود را به دست بگیرید و برای تغییر زندگی و روابط زناشویی خود برنامه ریزی کنید . رفتارهای غلط خود را اصلاح کنید و بعضی از وظایفی که فراموش کرده اید از سر بگیرید .

اریک فروم در کتاب ‹ هنر عشق ورزیدن › می گوید : زمانی میتوانید کسی را عاشق خود کنید که اول خودتان به او عشق بورزید . شما می توانید در خاطرات تلخ گذشته و آنچه بین شما و شریک زندگی تان گذشته است غوطه ور شوید و به خاطر آن پر از غصه ، کینه و خشم گردید اما راه دیگری هم هست و آن اینکه از حالا تصمیم بگیرید شرایط را عوض کنید ، گذشته ناخوشایند را فراموش کنید و فقط از آن برای داشتن یک زندگی بهتر درس بگیرید ، ببینید چه چیزهایی زندگی شما را توأم با ناکامی و غصه کرده است آنها را از بین ببرید دوباره تکرار می کنم فراموش نکنید که زناشویی یک ارتباط دو طرفه است و قسمتی از مشکلات مربوط به شماست بنا براین ابتدا خودتان را طبق تعالیم زیر تغییر دهید .

استقبال از اختلاف نظر ها

خداوند انسانها را مثل هم نیافریده است و البته این تفاوتهای بین فردی است که سبب جاذبه بیشتر بین انسانها میگردد . بنابراین نباید سعی کنید که طرف مقابل را به گونه ای تغییر دهید که مثل شما فکر کند و مطابق نظر شما رفتار کند ، در ابتدا دختر و پسرها که برای مراسم خواستگاری و آشنایی صحبت می کنند ، به دقت به صحبت های همدیگر گوش میدهند و در حقیقت این شروع آشنایی برای آنها جذاب است زیرا هر کسی خود را همانطور که هست معرفی می کند و عقاید خود را بیان می کند ، چیزیکه سبب این جاذبه می شود همان اختلافات این دو نفر است . بجز ارزش های مذهبی و بنیادین که اختلاف نظر در آنها گیرایی ندارد ما معمولاً به دنبال کسی هستیم که به دلیل تفاوتهایش ما را کامل کند . اختلاف نظر ها اگر چه ممکن است سبب تضاد یامشاجره گردد ، اما همین مشاجره نیز فرصتی برای بیان عقاید طرفین است و منجر به شناسایی بیشتر هر یک از دیگری می گردد . از طرفی نباید انتظار داشت که هیج اختلاف نظر و مشاجره ای بین زن و شوهر وجود نداشته باشد ، چرا که ارتباط بدون تضاد یک ارتباط صحیح و پویا نیست در حقیقت در این ارتباط یک نفر از بیان احساسات و عقاید خود صرف نظر کرده است یا طرف مقابل این فرصت را با قلدری به او نداده است و لذا از رشد طرفین نیز جلوگیری خواهد شد . عقاید مختلف با ایجاد بحث و مشاجره یا قضاوت نفر سوم یا مراجعه به کتاب سبب رشد زن و شوهر می گردد، مثلاً اگر در مورد تربیت فرزند اختلاف نظری داشته باشند با مراجعه به روانشناس یا کتب مربوطه دانش هر دو طرف ارتقاء می یابد .


تغییر در نگرش به رفتار و خصوصیات طرف مقابل

ممکن است شما علاقمند ، به ورزش و تماشای مسابقات ورزشی باشید و همسر شما علاقمند به خواندن روزنامه مثل صفحه حوادث یا صفحه گزارشات سیاسی باشد ، لازم نیست تلاش کنید علاقمندی خودتان را نادیده بگیرید یا او را مجبور کنید که سرگرمی اش مثل شما باشد بلکه هر کدام باید به دیگری اجازه دهیم به آنچه دوست دارد بپردازد ، در اینصورت می بینید که در یک خانواده هم بحث های ورزشی می شود و هم بحث های سیاسی و ... یعنی باز هم شما می توانید همدیگر را کامل کنید .

بنابراین به جای اینکه بگوئید متاسفانه شریک زندگی من اصلاً مثل من فکر نمی کند و مثلاً در مورد تماشای فوتبال اتفاق نظر نداریم میتوانید بگوئید خوشبختانه وقتی که دست از تفریح و سرگرمی مان می کشیم هرکدام حرف جدیدی برای زدن داریم که ملال آور نیست و بر اطلاعات مان می افزاید .

ممکن است شما از هر پر حرفی ، کم حرفی ،ملایمت ، تند مزاجی ، رنگ مو ، قد ،جاه طلبی ،قاطعیت و رک گویی ، پرکاری و خساست و ... همسرتان خوشحال باشید یا ناراحت ، باید بدانید که اینهاامور نسبی هستند ، اگر برای شما ناپسند است برای دیگران خوشایند به نظر می رسد . پرحرفی طرف مقابل سبب می شود شما مجالس گرم و شلوغی داشته باشید از طرفی اگر کم حرف و ملایم باشد به شما آرامش می دهد . خساست او را می توانید به اقتصادی بودن تعبیر کنید و یا جاه طلبی که او را برای ارتقاء در درجات کاری کمک می کند و سعی می کند که کارش را بخوبی انجام دهد این میتواند به جدیت در کار تعبیر شود . اگر نگرش خود را نسبت به صفات یا رفتار او تغییر دهید می بینید که هر کدام فرصتی برای دگرگونی و لذت بیشتر از زندگی فراهم کرده اید و باز هم اشاره کنم فرصتی برای کامل شدن شماست .

تمجید و تأئید
هر روز دلیلی برای تائید بهترین یار خود داشته باشید هر زن و مردی در هر مقام و درجه علمی و اقتصادی که باشد بسیار علاقمند است که مورد تائید دیگران بخصوص نزدیکان خود قرار گیرد . شاید شنیده یا دیده باشید که بعضی ها در محیط کار بسیار شاداب تر از محیط منزل باشند زیرا در محیط کار به دلیل پرکار ی ، جسارت و ارائه کار خوب یا برخورد مناسب مرتب از سوی همکاران مورد تأئید قرار می گیرند ولی در منزل نه تنها مورد تأئید قرار نمی گیرند بلکه به دلیل اختلاف سلیقه هایی که قبلاً اشاره شد یا خرید لباس یا مواد خوراکی معیوب مورد سرزنش واقع می شوند . این امر موجب می گردد که در جمع فامیل خسته و خموده به نظر برسد و لذا انرژی و شادابی اش در محیط کار صرف همکاران می گردد و ملال او نصیب خانواده . مردان دوست دارند که مورد تأئید واقع شوند زنان هم دوست دارند کانون توجه شوهرشان باشند .

مردان به خاطر قیافه ای که دارند ، بخاطر چیزی که برای خانه می خرند ، تلاشی که می کنند و سلیقه شان نیاز به تأئید دارند ، این تأیید اعتماد به نفس آنها راتقویت می کند و شور و هیجانشان را دو چندان می نماید و خلاصه به کسی که از آنها تعریف کند علاقمند می شوند متأسفانه ممکن است این فرد کسی به جز همسرشان باشد و یقیناً دردسر می آفریند . مردان بخاطر صفاتی مثل محجوب بودن ، باادب بودن ، وظیفه شناس بودن و . . . در محیط کارشان به تکرار از سوی همکاران زن یا مرد مورد تشویق و تأیید قرار می گیرند . از طرفی زنان به هیچ وجه تمایل ندارند که شوهرشان به زن دیگری محبت نشان دهد یا با او شوخی کند شاید اسم این را حسادت زنانه بگذارید ولی هر چه هست هر زنی دوست دارد که برای شوهرش عزیزترین باشد . مردانی که معتاد به کار هستند و زمان زیادی را خارج از منزل به سر می برند کمتر می توانند به همسرانشان توجه نشان دهند و طبیعی است که وقتی به خانه برمیگردند با زنی خسته و ملول مواجه شوند . اگر در یک محیط کاری با چند نفر زن و مرد کار میکنید به راحتی میتوانید حدس بزنید چه موقع همسر همکارتان به او تلفن می زند چون معمولاً یک ارتباط تلفنی کوتاه با کمترین سلام و احوالپرسی و معمولاً بی حوصلگی را شاهد هستید ، اینگونه ارتباط پیامی به تماس گیرنده می دهد به این مضمون ‹ من برای کارم بیشتر از تو اهمیت قائل هستم ، فعلاً وقت مرا نگیر ، شما شایستگی توجه مرا ندارید . › ، این موضوع بطور آگاهانه یا ناخود آگاه سبب رنجش و مشاجره میگردد .

کسی که مورد بی توجهی واقع شده است ( معمولاً زنان ) با آوردن بهانه های گوناگون ، بهم زدن وعده های قبلی و اخم کردن موجبات ناراحتی را فراهم میکند .

سعی کنید هر روز با بر شمردن یکی از صفات همسر خود او را تأیید کنید مثلاً از جدیت او در کار ، مهربانی ، پرحرفی ، غذای خوشمزه ای که آماده کرده است یا خریده است ، آرایش ظاهری و ... و در پایان به خاطر این صفت خوب از او تشکر کنید . بسیاری از مردان کار درمنزل همسرشان را خیلی دست کم می گیرند ، بد نیست یک روز پا به پای خانم خانه به فعالیت بپردازید خواهید دید که کارهایی مثل پخت و پز ، شستشوی ظروف و لباس ، تمیز کاری ، بچه داری و ... چقدر وقت و انرژی از شما خواهد گرفت در اینصورت ملاحظه خواهید کرد که نه تنها کار زن خانه دار کم نیست بلکه زنان به خاطر این همه فعالیت نیاز به تشویق و توجه کامل دارند . زنان با این همه مشغله در منزل باید از لحاظ عاطفی به بچه ها و حتی شوهرشان نیز رسیدگی کنند . این مستلزم آن است که علاوه بر کمک به او در کار منزل ضمن تشکر و تمجید به موقع موجبات انبساط خاطر او فراهم آید .

دوست داشتن بدون شرط :

برای دوست داشتن کلمه ‹ اگر › را فراموش کنید . همسر شما نزدیکترین فرد به شما ست او را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید . هیچ مادری برای دوست داشتن فرزندش کلمه اگر بکار نمی برد . بگذاریم هر کسی خودش باشد و همانطور که هست دوست داشته شو د . شرط گذاشتن برای دوست داشتن ، بیشتر استفاده از طرف را القاء میکند تا دوست داشتن او . شروطی مثل اگر پول دار بودی ، اگر تلاش بیشتری می کردی و ... به هیچ وجه مشکلی را حل نمیکند بلکه موجب رنجش میگردد .

ممکن است سئوال کنید چطور کسی را با داشتن صفات یا رفتار ناپسند دوست داشته باشیم ، همانطور که قبلاً اشاره شد بسیاری از صفات افراد خوب یابد بودنش نسبی است و شما با تغییر نگرش خود میتوانید به همسرتان نزدیک شوید . یادتان باشد که اگر به کسی احساس ارزشمندی وشایستگی بدهید ، سعی می کند خودش را در حد انتظار شما نگه دارد

حس بویایی همسرتان را از آن خود کنید


خیلی از مردها به بعضی بوهای خاص حساس هستند و درواقع، شاید راهی که می‌توانید به مرد مورد علاقه تان نزدیک شوید، از راه دلش نباشد و از راه بینی او باشد.

در این مقاله ایده‌هایی مختلف مجذوب کردن حس بویایی مردها را به شما معرفی می‌کنیم. برای این منظور به خاطرات دوران کودکی، رایحه غذاهای مورد علاقه و عطرهایی که برای خود یا شما می‌پسندد اشاره می‌کنیم.

برای همه ما بوهای خاصی است که احساس امنیت و شادی را در ما زنده میکند: این رایحه میتواند بوی چمن باران خورده، نان تازه، یک صابون خاص، یا بوی لباسهای خیس باشد. خیلی از مردها به بعضی بوهای خاص حساس هستند و درواقع، شاید راهی که می‌توانید به همسرتان نزدیک شوید، از راه دلش نباشد و از راه بینی او باشد.

از بوی چه غذاهایی خوشش می‌آید و خوشش نمی آید؟

ممکن است یک شب با او غذا پخته باشید یا در رستوران بوی پنیر یا گیاهانی با بوی تند را استنشاق کرده باشید. باید به واکنش او توجه کنید. آیا او مجذوب بوی غذاهای خاصی می‌شود یا از آنها بدش می‌آید؟

از او بخواهید واکنشش را برای شما توصیف کند. این رایحه می‌تواند رابطه ای با دوران کودکی او، معشوق قدیمی، یا یک موقعیت شاد یا بد قدیمی داشته باشد.

مثلاً اگر متوجه شدید که همسرتان به بوی وانیل تمایل دارد، می‌توانید دنبال عطری برای خودتان بگردید که با رایحه وانیل باشد. یا دسرهای خوشمزه وانیلی برای او درست کنید.

چه بوهایی دور و برش وجود دارد؟

حتی اگر مثل کارآگاه‌ها همه منزلتان را برای پیدا کردن بو و عطرهای مورد علاقه‌اش زیر و رو نکنید، هنوز هم می‌توانید با دقت به جزئیات زندگی روزمره‌اش، بوهای مورد علاقه او را پیدا کنید. ببینید برای شستن لباسهایش از چه پودری استفاده می‌کند؟
حمام خانه بهترین نقطه برای پیدا کردن بوهای مورد علاقه اوست. صابون و شامپویش را بو کنید. کرم مرطوب کننده اش را هم همینطور. آیا بوی خاصی را پیدا می‌کنید که در همه آنها مشترک باشد؟ افترشیو یا ادکلنش هم می‌تواند روشن‌ترین نشانه بوهایی باشد که دوست دارد. از این گذشته، اگر او از این بو برای روی صورت و بدنش استفاده می‌کند، پس مطمئناً اهمیت ویژه ای برایش دارد.
رایحه زنانه

یادتان باشد، طرفتان همانقدر که از بوی عطر خودش لذت می‌برد، مطمئناً بوی عطر شما هم اهمیت زیادی برایش دارد. خیلی از مردها درمورد بوی شما خیلی رک هستند و نظرشان را راحت به شما می‌گویند. دقت کنید و به نظری که درمورد عطرتان می‌دهد خوب توجه کنید. اگر وقتی بغلتان کرده است با حس خوبی می‌گوید، "وای، تو فوق العاده ای"، مطمئن باشید که بهترین عطر را برای خودتان انتخاب کرده اید.
با دقت به اولویت‌ها و علایق بویایی طرفتان مطمئن باشید که نتیجه خوبی عایدتان می‌شود. اگر بعضی بوهای خاص که در خانه اش یا جایی در زندگیش پیدا کرده‌اید را برایش زنده کنید مطمئن باشید از اینکه شما را در زندگی خود دارد بی نهایت احساس خوشبختی می‌کند. البته قدرت بویایی را نباید در محوطه خانه او منحصر کنید. باید بوهایی را که بیشتری تاثیر را روی او دارند پیدا کنید و این بوها را روی پوستتان، در آشپزخانه و در اتاق خوابتان در معرض توجه اش قرار دهید و مطمئن باشید که او را بیش از پیش مجذوب خودتان خواهید کرد.

آقایان بخوانند(18 توصیه همسرانه)


در مقابل همسر خویش, گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی، آقایون محترم باید توجه کنند که همسرتان را باور داشته باشید و به نیازهای او با درایت بپردازید



1. در مقابل همسر خویش, گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنید.

2. هدیه دادن مهرو محبت را زیاد میکند؛ به مناسبت های مختلف برای همسر خود هدیه ای هر چند کوچک خریداری و با چهره ای شاد و خندان به او تقدیم کنید.

3. چنانچه کمبودی در منزل مشاهده میشود, با کمال محبت و خوشرویی تذکر دهید.

4. در حضور همسر خود, به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید و توانایی های آنا را به رخ او نکشید.

5. به بستگان همسر خود مانند پدر و مادر و سایر اقوام وی احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه خود, قبل از همسر خود اقدام کنید.

6. هیچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگیری نکنید و در معاشرت و دید و بازدید با بستگان وی پیشقدم باشید.

7. با بستگان خود نزد همسرتان در گوشی نجوا نکنید.

8. هیچ گاه همسر خود را به ویژه نزد بستگانش تحقیر نکنید؛ توهین و بی احترامی به همسر از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی میکاهد.

9. هیچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفی نکنید. سعی کنید "من" و "تو" در زندگی زناشویی نباشد کلمه "ما" زندگی را گرم و لذت بخش میکند

10. وقتی که همسر شما عصبانی است, او را با مهر و محبت آرام کنید.

11. برای رفتن به مهمانی و گردش, سعی کنید همراه فرزندان و همسر خود باشید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت خستگی و کار رد نکنید.

12. امتیازات اجتماعی؛ فرهنگی و اقتصادی فامیل خود را در صورتی که با همسر شما فاصله اجتماعی و طبقاتی دارند مطرح نکنید.

13. کارهای همسر خود, هر چند کوچک را تحسین کنید. تمجید و ستایش زن به علت روح لطیف و مهربانی که دارد, کلید کامیابی در زندگی زناشویی است.

14. در قبال همسر خود, در امور مختلف قدرت نمایی نکنید.

15. زحمات و هزینه هایی را که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود صرف میکنید, هیچ گاه بر زبان نیاورید.

16. همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید و وی را از دست یابی به شادی ها محروم نسازید.

17. شادی و خنده های خود را در محل کار خود به جا نگذارید و فراموش نکنید که همسر شما در خانه هم نیازمند شادی و خنده های شماست.
18. کمک کردن در انجام کارهای منزل را فراموش نکنید و بدانید همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته میشوید, زن هم در منزل از کارهای خانه خسته میشود و نازمند مساعدت و قدردانی است.

۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

40 گزینه: بهترین همسران دنیا!


اگر در زندگی زناشویی این 40 گزینه را انجام دهید مطمئن باشید که شما بهترین همسر دنیا خواهید بود.

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

1- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

2- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

3- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

4- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

5- مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

6- خوش‌بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

7- یک‌دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

8- شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

9- مشوق همسر خود باشیم؛ برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

10- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛ آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

11- خوش قول باشیم؛ برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

12- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.

13- ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

14- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

15- محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

16- راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

17- محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

18- به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛ ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

19- به نیازهای همسر توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

20- بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

21- با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.

22- قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

23- احساس مسوولیت داشته باشیم؛ هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

24- برنامه‌ریزی کنیم؛ در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

25- الگوی خوبی باشیم؛ طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

26- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»

27- به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

28- میانه رو و متعادل باشیم؛ حضرت علی (ع) فرموده‌اند «خیرالامور اوسط‌ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.

29- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

30- روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

31- به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

32- همسر خود را راضی کنیم؛ باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

33- با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.

34- برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

35- سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.

36- فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

37- تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛ افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

38- از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

39- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.
40- مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.

taknaz.ir